از اين رو، تعاليم دين اسلام اجازه هر گونه تبعيت كوركورانه از فرهنگ بيگانه را منع كرده است. تنها در صورتى استفاده از اعمال بيگانگان مجاز شمرده مىشود كه در قلمرو كسب علم و تجربهآموزى، منفعتى به جامعه اسلامى برسد. به تعبير ديگر، مسلمانان مجازند، علوم و دانشهاى غير مسلمانان را فرا گرفته و در حوزه اسلام، به نحو صحيح و در موارد مقتضى از آن بهره ببرند.[1]
از جمله تقليدهاى كوركورانهاى كه امروزه در جوامع اسلامى مشاهده مىشود، استفاده از مدها و مدلهاى غربى در انواع مختلف است. اينگونه تقليدهاى بىهدف، نه تنها منفعتى عقلانى ندارد بلكه مستلزم صرف وقت و هزينه فراوان براى تقليد كننده مىشود. اين در حالى است كه اسلام، ضمن تأكيد بر رعايت نظافت و آراستگى ظاهرى، ساده زيستى و پرهيز از تجمل گرايى را از پيروان خود خواسته است.
قرآن در مذمت تبعيت كوركورانه از كفار، مىفرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنتُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ.)(آل عمران: 149 و 150)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر از كسانى كه كافر شدهاند اطاعت كنيد، شما را به گذشتههايتان بازمىگردانند؛ و سر انجام زيانكار خواهيد شد. (آنها تكيه گاه شما نيستند) بلكه ولىّ و سرپرستِ شما، خداست، و او بهترين ياوران است.
از جمله بارزترين نوع تبعيت از كفار و غير مسلمانان، همسانسازى ظاهرى و به شكل آنان در آمدن است. قرآن كريم در اين آيه، هشدار مىدهد كه پيروى و تقليد و مرعوب شدن در مقابل افكار و عقايد و عادات بيگانگان،
[1]. بحار الانوار، ج 1، ص 177
سرانجامى زيانبخش، خواهد داشت. پس شايسته است، فرد مؤمن همچون باطن، در ظاهر نيز خدا را در نظر گرفته، از كسانىكه اخلاق الهى دارند، تبعيت كند.
امام صادق7مىفرمايد:
أَوْحَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى نَبِىٍّ مِنْ أَنْبِيائِهِ. قُلْ لِلْمُؤْمِنيِنَ لاَ يَلْبَسُوا لِبَاسَ اعْدَائِى وَ لَايَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِى وَ لَايَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِى فَيَكُونُوا أَعْدَائِى كَمَا هُمْ أَعْدَائِى.[1]
خداوند به يكى از پيامبرانش وحى كرد كه به مؤمنين بگو لباس دشمنان مرا نپوشيد و غذاى دشمنان مرا نخوريد و به شيوه دشمنان من رفتار نكنيد كه شما نيز همانند آنان، جزء دشمنان من خواهيد شد.
با عنايت به اين حديث، فرد مؤمن و اهل تديّن بايد توجه داشته باشد كه شبيه دشمنان خدا زندگى نكند؛ چرا كه در اين صورت جزء دشمنان خدا شده از رحمت الهى دور مىماند.
آرى متقيان چهرههاى نورانى و شبيه اولياء خدا دارند. و از همگون سازى با كفار مىپرهيزند. امير سخن على7در ترسيم چهره متقيان مىفرمايد:
... تَرى لَهُ قُوَّةً فِى دِينٍ، وَ حَزْماً فِى لِينٍ، وَ أِيمَاناً فِى يَقِينٍ، وَ حِرْصاً فِى عِلْمٍ، وَ عِلْماً فِى حِلْمٍ، وَ قَصْداً فِى غِنًى، وَ خُشُوعاً فِى عِبَادِهِ، وَتَجَمُّلاً فِى فَاقَةٍ، وَ صَبْراً فِى شِدَّةٍ، وَ طَلَباً فِى حَلَالٍ، وَ نِشَاطاً فِى هُدًى.[2]
... [از نشانههاى متقيان آن است كه] مىبينى او را در ديندارى نيرومند، نرمخو و دور انديش است، داراى ايمانى پر از يقين، حريص در كسب دانش، با
[1]. من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 178
[2]. نهج البلاغه، خطبه، 193، ص 404
داشتن علم بردبار، در توانگرى ميانه رو، در عبادت فروتن، در تهيدستى آراسته، در سختىها بردبار، در جست و جوى كسب حلال و در راه هدايت شادمان است.
استفتاء از مقام معظم رهبرى
تقليد از مدهاى غربى در كوتاه كردن مو چه حكمى دارد؟
پاسخ: معيارهاى حرمت در اين موارد، تشبيه شدن به دشمنان اسلام، و ترويج فرهنگ آنهاست و اين موضوع با توجه به كشورها و زمانها و اشخاص مختلف، فرق مىكند و اين امر مختص به غرب هم نمىباشد.
3-2. آرايش صورت و ابرو:
اسلام، نظافت و آراستگى را نشانۀ ايمان مرد مىداند، اما افراط در اين امر را نمىپذيرد. از ديدگاه اسلام، رسيدگى بيش از حد به امر آرايش صورت، به گونهاى كه از عرف متشرعۀ جامعه، خارج شود، مورد نكوهش است. از جمله آرايشهاى ممنوعه در اسلام، آرايشى است كه مرد را به زن شبيه سازد.
اين ممنوعيت هم در چهره است هم در لباس. كما اينكه زنان نيز از تشبه به مردان نهى شدهاند. در نگاه اسلام، هر كدام از مرد و زن، داراى سرشت، طبيعت و خلقت مخصوص به خود هستند. بنابراين شبيه سازى هركدام از آن دو به ديگرى، مغاير با فطرت و مخالف با شريعت است.
از آن جمله گرفتن زير ابرو و استفاده از لوازم آرايشى مخصوص زنان، امرى است كه در عرف جامعه اسلامى، براى مردان متداول نبوده، ناپسند شمرده مىشود. تا جايى كه اميرالمؤمنين على7شخصى را كه با شكل و شمايل زنانه به مسجد آمده بود، بيرون راند و فرمود:
سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ6يَقُولُ لَعَنَ اللّهُ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَالْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ.[1]
از پيامبر6شنيدم كه فرمود: خداوند لعنت كند مردانى كه خود را شبيه زنان مىسازند و زنانى را كه خود را شبيه مردان مىسازند.
در روايات اسلامى، يكى از مظاهر فساد در آخر الزمان، فراگير شدن تشبه مردان به زنان و برعكس، دانسته شده است.[2]
4-2. ناخن
در قسمتهاى پيشين به تفصيل راجع به اهميت نظافت و پاكيزگى، توضيح داده شد. از جمله نكات مهم ديگر در اين مبحث، كوتاه كردن ناخن براى مردان است. اين موضوع در دو محور نظافت ناخن و طريقه كوتاه كردن ناخن، پىگيرى مىشود.
از آنجايى كه دين مبين اسلام بر بهداشت فردى، تأكيد فراوان دارد، طبيعى است بر كوتاه كردن ناخن نيز سفارش فراوان كرده باشد. اهميت اين امر براى مردان دو چندان است؛ چرا كه على القاعده، مردان در طول روز از فعاليت بيشترى برخوردارند. به همين دليل با ابزار و وسايل مختلفى سر كار دارند كه بر اثر بر خورد دست با اشياء مختلف، آلودگى بيشترى متوجه انگشتان و ناخنهاى ايشان مىشود. از اين رو، پيامبر6سفارش مىفرمايد كه مردان مىبايست ناخنهاى خود را بگيرند، اما زنان مجازند قدرى از آنرا بگذارند.[3]
[1]. وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملى، ج 17، ص 285
[2]. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى، ج 14، ص 261
[3]. وسايل الشيعه، ج 2، ص 134
از ديدگاه سنت اسلامى، نظافت ناخن از چنان اهميتى برخوردار است كه در روايتى از امام صادق7نقل شده است كه مدتى وحى بر پيامبر اسلام6قطع شد. اصحاب علت آن را پرسيدند. پيامبر6فرمود:
وَ كَيْفَ لَايَحْتَبِسُ وَ أَنْتُمْ لَاتُقَلِّمُونَ أَظْفَارَكُمْ وَ لَاتُنَقُّونَ رَوَاجِبَكُمْ؟.[1]
چگونه وحى قطع نشود و حال آنكه شما ناخنها را كوتاه نمىكنيد و بوى بد بدنتان را بر طرف نمىسازيد؟
فاصلۀ بين ناخن و پوست زيرينش محل مناسبى براى تجمع ميكروب است.
از اين رو، بايد همواره ناخنها كوتاه بماند. امام صادق7مىفرمايد:
اِنَّ أَسْتَرَ وَ أَخْفى ما يُسَلِّطُ الشَّيَطانَ مِنْ ابْنِ آدَمَ أَنْ صَارَ انْ يُسْكُنَ تَحْتَ الْأَظَافِيرِ.[2]
پنهانترين و مخفىترين جايى كه از آن، شيطان (\ ميكروب) بر فرزندان آدم، تسلط مىيابد، لانه كردن زير ناخنها است.
با توجه به توضيحى كه داده شد، بن ناخنها، مىتواند محل مناسبى براى رشد ميكروب باشد.
از همين رو، اولياء دين به آن توجه داشته، مؤمنين را به رعايت بهداشت و نظافت ناخن سفارش نمودهاند.
پيامبر6مىفرمايد:
تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ يَمْنَعُ الدَّاءَ الْأَعْظَمَ وَ يُدِرُّ الرِّزْقَ.[3]
كوتاه كردن ناخنها از درد بزرگ جلوگيرى مىكند و نيز روزى را زياد مىگرداند.
[1]. همان، ص 132
[2]. همان
[3]. ميزان الحكمة، ج 7، ص 3358
امام صادق7نيز گرفتن ناخن را مانعى در مقابل امراضى همچون جذام، برص و كورى مىداند.[1]
همچنين در احاديث وارد شده است كه روزى فردى خدمت امام رضا7رسيده، از درد چشم شكايت كرد. حضرت به او دستور داد كه ناخنهايش را كوتاه نگه دارد. مرد چنين كرد و پس از مدتى بهبودى يافت.[2]
در حديث ديگر از امام باقر7مىخوانيم:
اِنَّمَا قُصَّ الْأَظْفَارُ لِأَنَّهَا مَقِيلُ الشَّيْطانِ، وَ مِنْهُ يَكُونُ النِّسْيَانُ.[3]
ناخنها را به اين دليل بايد گرفت كه لانه شيطانند و منشأ فراموشى.
ناگفته نماند كه كوتاه كردن ناخن تنها مختص دست نيست؛ بلكه پاها را هم شامل مىشود. خصوص آنكه، پاها معمولاً در طول روز با جوراب و كفش، پوشيده شده است. اين امر باعث تعريق پاها و در نتيجه، ايجاد ميكروب مىكند كه با كوتاه كردن ناخن و شستشو رفع مىگردد. بنابراين مناسب است، حداقل هفتهاى يك مرتبه، ناخنها كوتاه گردد. اگر كسى از رشد ناخن كمترى برخوردار است، بهتر مىباشد، بعد از يك هفته سر آنها را بسايد. چنان كه امام صادق7به همين نكته اشاره كردهاند.[4]
البته در برخى ديگر از روايات، فاصله هر بار ناخن گرفتن را سه روز ذكر كردهاند.[5]
[1]. كتاب الخصال، محمد بن على بن بابويه (صدوق)، تصحيح و تعليق على اكبر غفارى، ص 391
[2]. الحدائق الناضرة، يوسف بحرانى، تحقيق و تعليق محمد تقى ايروانى، ج 5، ص 571
[3]. ميزان الحكمة، ج 7، ص 3358
[4]. ر. ك: فروع كافى، ج 6، ص 490 و 491
[5]. ر. ك. عيون اخبار الرضا7، محمد بن على بن بابويه (صدوق)، تصحيح و تعليق حسين اعلمى، ج 2، ص 252
در مجموع، مىتوان نتيجه گرفت كه گرفتن ناخن منحصر به زمان خاصى نيست، بلكه هر وقت بلند شد، بايد آنها را كوتاه كرد. چنانچه از امامصادق7روايت است:
قَصِّهَا إِذَا طَالَتْ.[1]
(ناخنها) را هر زمان بلند شد كوتاه كنيد.
همچنين حضرت در پاسخ به اين سؤال كه آيا فقط در روز جمعه بايد ناخن گرفت، مىفرمايد:
سُبْحَانَ اللّهِ! خُذْهَا انْ شِئْتَ فِى يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ أِنْ شِئْتَ فِى سَائِرِ الْأَيَّامِ.[2]
منزه است پروردگار! ناخنها را اگر خواستيد روز جمعه كوتاه كنيد و اگر خواستيد در ايام ديگر.
البته ناگفته نماند كه در روايات گرفتن ناخن در روز جمعه تأكيد شده است؛ اما مسلم است كه اين تأكيد، جنبه استحباب دارد. شهيد ثانى در رساله اعمال روز جمعه، آورده است كه رسول اللّه6روزهاى جمعه پيش از آنكه براى نماز از خانه خارج شود، ناخنهاى خود را مىگرفت.[3]
در پايان اين بحث، سه نكته ديگر قابل ذكر است. اول آنكه بهتر است گرفتن ناخن از انگشت كوچك دست چپ شروع و به انگشت كوچك دست راست ختم شود. چنانچه در روايات نيز به اين امر تصريح شده است.[4]
[1]. من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 88
[2]. همان
[3]. به نقل از: سنن النبى6، ص 107
[4]. وسائل الشيعه ج 2، ص 135
دوم آنكه از گرفتن ناخن با دندان، پرهيز شود. چرا كه اين عمل علاوه بر پيامدهاى غير بهداشتى، در روايات از علامتهاى وسواس خوانده شده است.[1]
سوم آنكه شايسته است، بعد از هر بار ناخن گرفتن، دستها را بشويند و ناخنهاى چيده شده را دفن كنند.[2]حاصل آنكه كوتاه كردن و تميز نگهداشتن ناخن از اخلاق اسلامى و سنت دينى است. اين كار علاوه بر حفظ بهداشت فردى، در احكام دين نيز تأثير گذار است.
5-2. خالكوبى، عطر، روغن زدن، سرمه
آخرين بخش از احكام آراستگى (بحث اصلاح و آرايش برادران)، مربوط به مسائلى نظير خالكوبى، سرمه كشيدن و نيز استفاده از وسايل خوشبو كننده مانند روغن، عطر و ادكلن است.
1-5-2. خالكوبى:
عمل خالكوبى از جمله اعمالى است كه از دير باز در جامعه اسلامى مطرح بوده است. آنطور كه در استفتائات مربوط به همين بخش خواهد آمد، عمل خالكوبى حرام نيست. خالكوبى عملى است كه به واسطه آن برخى از اعضاء بدن (پوست) را با سوزن سوراخ، سپس در حفرههاى ايجاد شده مواد رنگى مىريزند.[3]پيشتر اين عمل توسط زنان و براى زينت صورت مىگرفت، اما امروزه مردان نيز خالكوبى مىكنند. با توجه به اين نكته، بايد اذعان كرد كه اگر چه عمل خالكوبى فى نفسه حرام نمىباشد، اما اگر باعث اذيت و آزار يا ضرر
[1]. همان، ص 134
[2]. براى مطالعه بيشتر ر. ك: پاكى و ناپاكى در اسلام، محمد وحيدى، ص 33
[3]. لسان العرب، ج 12، ص 638