سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ6يَقُولُ لَعَنَ اللّهُ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَالْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ.[1]
از پيامبر6شنيدم كه فرمود: خداوند لعنت كند مردانى كه خود را شبيه زنان مىسازند و زنانى را كه خود را شبيه مردان مىسازند.
در روايات اسلامى، يكى از مظاهر فساد در آخر الزمان، فراگير شدن تشبه مردان به زنان و برعكس، دانسته شده است.[2]
4-2. ناخن
در قسمتهاى پيشين به تفصيل راجع به اهميت نظافت و پاكيزگى، توضيح داده شد. از جمله نكات مهم ديگر در اين مبحث، كوتاه كردن ناخن براى مردان است. اين موضوع در دو محور نظافت ناخن و طريقه كوتاه كردن ناخن، پىگيرى مىشود.
از آنجايى كه دين مبين اسلام بر بهداشت فردى، تأكيد فراوان دارد، طبيعى است بر كوتاه كردن ناخن نيز سفارش فراوان كرده باشد. اهميت اين امر براى مردان دو چندان است؛ چرا كه على القاعده، مردان در طول روز از فعاليت بيشترى برخوردارند. به همين دليل با ابزار و وسايل مختلفى سر كار دارند كه بر اثر بر خورد دست با اشياء مختلف، آلودگى بيشترى متوجه انگشتان و ناخنهاى ايشان مىشود. از اين رو، پيامبر6سفارش مىفرمايد كه مردان مىبايست ناخنهاى خود را بگيرند، اما زنان مجازند قدرى از آنرا بگذارند.[3]
[1]. وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملى، ج 17، ص 285
[2]. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى، ج 14، ص 261
[3]. وسايل الشيعه، ج 2، ص 134
از ديدگاه سنت اسلامى، نظافت ناخن از چنان اهميتى برخوردار است كه در روايتى از امام صادق7نقل شده است كه مدتى وحى بر پيامبر اسلام6قطع شد. اصحاب علت آن را پرسيدند. پيامبر6فرمود:
وَ كَيْفَ لَايَحْتَبِسُ وَ أَنْتُمْ لَاتُقَلِّمُونَ أَظْفَارَكُمْ وَ لَاتُنَقُّونَ رَوَاجِبَكُمْ؟.[1]
چگونه وحى قطع نشود و حال آنكه شما ناخنها را كوتاه نمىكنيد و بوى بد بدنتان را بر طرف نمىسازيد؟
فاصلۀ بين ناخن و پوست زيرينش محل مناسبى براى تجمع ميكروب است.
از اين رو، بايد همواره ناخنها كوتاه بماند. امام صادق7مىفرمايد:
اِنَّ أَسْتَرَ وَ أَخْفى ما يُسَلِّطُ الشَّيَطانَ مِنْ ابْنِ آدَمَ أَنْ صَارَ انْ يُسْكُنَ تَحْتَ الْأَظَافِيرِ.[2]
پنهانترين و مخفىترين جايى كه از آن، شيطان (\ ميكروب) بر فرزندان آدم، تسلط مىيابد، لانه كردن زير ناخنها است.
با توجه به توضيحى كه داده شد، بن ناخنها، مىتواند محل مناسبى براى رشد ميكروب باشد.
از همين رو، اولياء دين به آن توجه داشته، مؤمنين را به رعايت بهداشت و نظافت ناخن سفارش نمودهاند.
پيامبر6مىفرمايد:
تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ يَمْنَعُ الدَّاءَ الْأَعْظَمَ وَ يُدِرُّ الرِّزْقَ.[3]
كوتاه كردن ناخنها از درد بزرگ جلوگيرى مىكند و نيز روزى را زياد مىگرداند.
[1]. همان، ص 132
[2]. همان
[3]. ميزان الحكمة، ج 7، ص 3358
امام صادق7نيز گرفتن ناخن را مانعى در مقابل امراضى همچون جذام، برص و كورى مىداند.[1]
همچنين در احاديث وارد شده است كه روزى فردى خدمت امام رضا7رسيده، از درد چشم شكايت كرد. حضرت به او دستور داد كه ناخنهايش را كوتاه نگه دارد. مرد چنين كرد و پس از مدتى بهبودى يافت.[2]
در حديث ديگر از امام باقر7مىخوانيم:
اِنَّمَا قُصَّ الْأَظْفَارُ لِأَنَّهَا مَقِيلُ الشَّيْطانِ، وَ مِنْهُ يَكُونُ النِّسْيَانُ.[3]
ناخنها را به اين دليل بايد گرفت كه لانه شيطانند و منشأ فراموشى.
ناگفته نماند كه كوتاه كردن ناخن تنها مختص دست نيست؛ بلكه پاها را هم شامل مىشود. خصوص آنكه، پاها معمولاً در طول روز با جوراب و كفش، پوشيده شده است. اين امر باعث تعريق پاها و در نتيجه، ايجاد ميكروب مىكند كه با كوتاه كردن ناخن و شستشو رفع مىگردد. بنابراين مناسب است، حداقل هفتهاى يك مرتبه، ناخنها كوتاه گردد. اگر كسى از رشد ناخن كمترى برخوردار است، بهتر مىباشد، بعد از يك هفته سر آنها را بسايد. چنان كه امام صادق7به همين نكته اشاره كردهاند.[4]
البته در برخى ديگر از روايات، فاصله هر بار ناخن گرفتن را سه روز ذكر كردهاند.[5]
[1]. كتاب الخصال، محمد بن على بن بابويه (صدوق)، تصحيح و تعليق على اكبر غفارى، ص 391
[2]. الحدائق الناضرة، يوسف بحرانى، تحقيق و تعليق محمد تقى ايروانى، ج 5، ص 571
[3]. ميزان الحكمة، ج 7، ص 3358
[4]. ر. ك: فروع كافى، ج 6، ص 490 و 491
[5]. ر. ك. عيون اخبار الرضا7، محمد بن على بن بابويه (صدوق)، تصحيح و تعليق حسين اعلمى، ج 2، ص 252
در مجموع، مىتوان نتيجه گرفت كه گرفتن ناخن منحصر به زمان خاصى نيست، بلكه هر وقت بلند شد، بايد آنها را كوتاه كرد. چنانچه از امامصادق7روايت است:
قَصِّهَا إِذَا طَالَتْ.[1]
(ناخنها) را هر زمان بلند شد كوتاه كنيد.
همچنين حضرت در پاسخ به اين سؤال كه آيا فقط در روز جمعه بايد ناخن گرفت، مىفرمايد:
سُبْحَانَ اللّهِ! خُذْهَا انْ شِئْتَ فِى يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ أِنْ شِئْتَ فِى سَائِرِ الْأَيَّامِ.[2]
منزه است پروردگار! ناخنها را اگر خواستيد روز جمعه كوتاه كنيد و اگر خواستيد در ايام ديگر.
البته ناگفته نماند كه در روايات گرفتن ناخن در روز جمعه تأكيد شده است؛ اما مسلم است كه اين تأكيد، جنبه استحباب دارد. شهيد ثانى در رساله اعمال روز جمعه، آورده است كه رسول اللّه6روزهاى جمعه پيش از آنكه براى نماز از خانه خارج شود، ناخنهاى خود را مىگرفت.[3]
در پايان اين بحث، سه نكته ديگر قابل ذكر است. اول آنكه بهتر است گرفتن ناخن از انگشت كوچك دست چپ شروع و به انگشت كوچك دست راست ختم شود. چنانچه در روايات نيز به اين امر تصريح شده است.[4]
[1]. من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 88
[2]. همان
[3]. به نقل از: سنن النبى6، ص 107
[4]. وسائل الشيعه ج 2، ص 135
دوم آنكه از گرفتن ناخن با دندان، پرهيز شود. چرا كه اين عمل علاوه بر پيامدهاى غير بهداشتى، در روايات از علامتهاى وسواس خوانده شده است.[1]
سوم آنكه شايسته است، بعد از هر بار ناخن گرفتن، دستها را بشويند و ناخنهاى چيده شده را دفن كنند.[2]حاصل آنكه كوتاه كردن و تميز نگهداشتن ناخن از اخلاق اسلامى و سنت دينى است. اين كار علاوه بر حفظ بهداشت فردى، در احكام دين نيز تأثير گذار است.
5-2. خالكوبى، عطر، روغن زدن، سرمه
آخرين بخش از احكام آراستگى (بحث اصلاح و آرايش برادران)، مربوط به مسائلى نظير خالكوبى، سرمه كشيدن و نيز استفاده از وسايل خوشبو كننده مانند روغن، عطر و ادكلن است.
1-5-2. خالكوبى:
عمل خالكوبى از جمله اعمالى است كه از دير باز در جامعه اسلامى مطرح بوده است. آنطور كه در استفتائات مربوط به همين بخش خواهد آمد، عمل خالكوبى حرام نيست. خالكوبى عملى است كه به واسطه آن برخى از اعضاء بدن (پوست) را با سوزن سوراخ، سپس در حفرههاى ايجاد شده مواد رنگى مىريزند.[3]پيشتر اين عمل توسط زنان و براى زينت صورت مىگرفت، اما امروزه مردان نيز خالكوبى مىكنند. با توجه به اين نكته، بايد اذعان كرد كه اگر چه عمل خالكوبى فى نفسه حرام نمىباشد، اما اگر باعث اذيت و آزار يا ضرر
[1]. همان، ص 134
[2]. براى مطالعه بيشتر ر. ك: پاكى و ناپاكى در اسلام، محمد وحيدى، ص 33
[3]. لسان العرب، ج 12، ص 638
و زيان بدنى گردد، شايسته است از اين عمل پرهيز شود. چنان كه بسيارى از متخصصين، عمل خالكوبى را به دليل آلودگى سوزن يا مواد رنگى، ناقل امراضى همچون عفونتهاى چركى، عفونتهاى ويروسى، بروز آلرژى، ايجاد زخم و سرطان پوست مىدانند. علاوه بر آنكه گاه فرد از شكل خالكوبى خود خسته شده و چون به سادگى نمىتواند آن را بر طرف نمايد، دچار عوارض روحى نيز مىگردد.[1]
2-5-2. عطر:
از جمله مواردى كه جز سنت اسلامى شمرده مىشود، استفاده از عطر يا مواد خوشبو كننده است. امام رضا7مىفرمايد:
لاَيَنْبَغِى لِلرَّجُلِ أَنْ يَدَعَ الطِّيبَ فِى كُلِّ يَوْمٍ.[2]
براى مرد سزاوار نيست كه در هيچ روزى استعمال بوى خوش را ترك كند.
و نيز مىفرمايند:
اَلطِّيبُ مِنْ أَخْلَاقِالْأَنْبِيَاءِ.[3]
استعمال بوى خوش از اخلاق پيامبران است.
از امام صادق7نقل شده است كه رسول خدا6، بيش از آن مقدارى كه براى خوراك خرج مىكرد، براى خريد عطر پول مىداد.[4]
همچنين از جمله اخلاقيات پيامبر6آن بود كه اگر عطرى به ايشان تعارف مىشد، خود را به آن معطر مىساخت و مىفرمود:
[1]. مقاله آنچه همگان بايد درباره تتو يا خالكوبى بدانند، امير ديوانى، نشريه حمايت، 82/10/17
[2]. وسائل الشيعه ج 2، ص 142
[3]. همان
[4]. سنن النبى6، ص 97
هُوَ طَيِّبٌ رِيحَهُ خَفِيفٌ مَحْمِلُهُ.[1]
بويش پاكيزه و حمل كردنش آسان است.
و چنانچه از معطر ساختن خود به آن، عذرى داشت، تنها به نهادن سر انگشت خويش بر آن اكتفا مىنمود.[2]
خوشبو ساختن بدن و لباس براى مردان كه در جامعه رفت و آمد و فعاليت بيشترى دارند و طبيعتاً بدنشان تعرق بيشترى دارد، امرى ضرورى است.
آرى استعمال عطر در نگاه اسلام تا جايى مورد تأكيد است كه پيامبرش6چون روز جمعه مىشد و عطر نمىيافت، لباسى را كه قبلاً معطر بود، با آب، مرطوب مىكرد. سپس به دست و سر و صورت خود مىماليد تا بدنش معطر شود.[3]
در اينكه معصومين7چه نوع عطرى را بيشتر به كار مى بردند، از روايات به دست مىآيد كه انواع مختلف عطرهاى طبيعى را مصرف مىكردهاند. مطلب ديگر اينكه خوشبو كردن، علاوه بر بدن و لباس، شامل دهان، سر، محاسن و شارب هم مىشود. اين مطلب را روايات تأييد مىكنند.
پيامبر6مىفرمايد:
أَفْوَاهُكُمْ طَرِيقٌ مِنْ طُرُقِ رَبِّكُمْ فَأَحَبُّهَا الَى اللّهِ أَطْيَبُهَا رِيحاً فَطَيِّبُوهَا بِما قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ.[4]
[1]. سنن النبى6، ص 97
[2]. همان
[3]. همان، ص 98
[4]. بحارالانوار، ج 73، ص 131
دهانتان راهى از راههاى (رسيدن به) خداوند است، بهترين آنها خوشبوترين آنها است. پس دهانتان را به اندازۀ توانتان خوشبو نماييد.
از جمله كارهايى كه موجب خوشبو شدن دهان است، مسواك زدن و استفاده از جويدنىهاى معطر است. چنانكه حضرت امام موسى كاظم7همواره با گلاب مسواك مىكرد.[1]
در سيره رسول اللّه6وارد شده، به گونهاى از عطريات بهره مىبرد كه همواره اثر آن در محاسن و سر مباركش، نمايان بود. استفاده از عطر در روز جمعه تأكيد بيشترى شده است، اگر چه در ايام ديگر هم نيكو است.[2]
در همين رابطه امام كاظم7مىفرمايند:
لَا يَنْبَغِى لِلرَّجُلِ أَنْ يَدَعَ الطِّيبَ فِى كُلِّ يَوْمٍ، فَأِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا، فَأِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَفِى كُلِّ جُمُعَةٍ وَلَا يَدَعْ.[3]
شايسته است كه مرد هر روز از بوى خوش استفاده كند؛ اگر هر روز نتوانست، يك روز در ميان عطر زند و چنانچه اين هم مقدورش نبود، جمعهها را ترك نكند.[4]
3-5-2. روغن زدن:
روغن مالى كردن بدن و موى سر از آن دسته اعمالى است كه به آن سفارش شده است. البته بايد در نظر داشت كه روغنها خاصيتهاى متفاوت دارند. از اين رو، هر نوع روغن با خاصيتهاى خاص، را نمىتوان براى همه مفيد دانست.
[1]. همان، ج 77، ص 346
[2]. سنن النبى6، ص 108
[3]. ميزان الحكمة، ج 7، ص 3338
[4]. براى نمونه: اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 13، ص 66-83