دهانتان راهى از راههاى (رسيدن به) خداوند است، بهترين آنها خوشبوترين آنها است. پس دهانتان را به اندازۀ توانتان خوشبو نماييد.
از جمله كارهايى كه موجب خوشبو شدن دهان است، مسواك زدن و استفاده از جويدنىهاى معطر است. چنانكه حضرت امام موسى كاظم7همواره با گلاب مسواك مىكرد.[1]
در سيره رسول اللّه6وارد شده، به گونهاى از عطريات بهره مىبرد كه همواره اثر آن در محاسن و سر مباركش، نمايان بود. استفاده از عطر در روز جمعه تأكيد بيشترى شده است، اگر چه در ايام ديگر هم نيكو است.[2]
در همين رابطه امام كاظم7مىفرمايند:
لَا يَنْبَغِى لِلرَّجُلِ أَنْ يَدَعَ الطِّيبَ فِى كُلِّ يَوْمٍ، فَأِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا، فَأِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَفِى كُلِّ جُمُعَةٍ وَلَا يَدَعْ.[3]
شايسته است كه مرد هر روز از بوى خوش استفاده كند؛ اگر هر روز نتوانست، يك روز در ميان عطر زند و چنانچه اين هم مقدورش نبود، جمعهها را ترك نكند.[4]
3-5-2. روغن زدن:
روغن مالى كردن بدن و موى سر از آن دسته اعمالى است كه به آن سفارش شده است. البته بايد در نظر داشت كه روغنها خاصيتهاى متفاوت دارند. از اين رو، هر نوع روغن با خاصيتهاى خاص، را نمىتوان براى همه مفيد دانست.
[1]. همان، ج 77، ص 346
[2]. سنن النبى6، ص 108
[3]. ميزان الحكمة، ج 7، ص 3338
[4]. براى نمونه: اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 13، ص 66-83
چرا كه شايد برخى افراد به علل طبيعى مثل چرب بودن بيش از حد بدن يا حساسيت به برخى روغنها، نتوانند از هر نوع روغنى استفاده نمايند. در اين باب مىبايست به كتب تخصصى مراجعه كرد.
روغن مالى از دير باز ميان بسيارى از ملل متداول بوده و جنبه بهداشتى و زيبايى داشته است. اين عمل گاه جنبه پزشكى پيدا مىكرده، به عنوان مرهمهاى پوستى نيز استعمال مىشده است. به گفته امير المؤمنين على7، روغن ماليدن بشره را نرم و دماغ را (بنيه) زياد مىنمايد. همچنين مجارى آب در بدن را فراخ، پوست را از خشكى و بدحالتى رهانيده و صورت را نيز درخشان مىكند.[1]
از جمله روغنهاى مفيد؛ روغن بنفشه، روغن بان (فستق هندى)، روغن زنبق، روغن زيتون و روغن گل خيرى است.[2]
نكته ديگر آنكه، بهتر است عمل روغن مالى در شب انجام شود. تا هم مانع وضو نباشد (چون تا نماز صبح چند ساعت فاصله است) و هم گرد و خاك نخورد و هم جذب بدن شود. چنانكه بسيارى از احاديث هم به همين نكته اشاره دارند.[3]
تذكر: متأسفانه آنچه امروزه در جامعه اسلامى به عنوان عمل روغن مالى فراگير شده و بيشتر در بين نسل جوان مشاهده مىشود، استعمال مادهاى شيمياى به نام ژل است كه تنها به موى سر زده و با حالت دادن موى خود، به ميان جامعه مىآيند.
[1]. فروع كافى، ج 6، ص 519
[2]. اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 13، ص 72
[3]. فروع كافى، ج 6، ص 519؛ وسائل الشيعه، ج 1، ص 451
آنطور كه مشاهده مىشود اين كار با آنچه به عنوان روغن مالى (تدهين) در اسلام به آن سفارش شده تفاوت بسيار دارد. ضمن اينكه ژل مالى به سر با آرايشهاى غير معمول موى سر كه از طرف برخى ديده مىشود، بىشباهت به عمل كفار نيست كه در اين صورت مسلماً امرى غير جايز خواهد بود. آنچه اسلام در عمل نظافت و آراستگى شخصى نهاده است، حفظ سلامتى و جلب رضايت الهى است، نه تشبّه به كفار و فخر فروشى.
پيامبر6مىفرمايد:
مَنْ تَطَيَّبَ للّهِِ تَعَالىَ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ رِيحُهُ أَطْيَبُ مِنَ الْمِسْكِ الْأَذْفَرِ، وَ مَنْ تَطَيَّبَ لِغَيْرِ اللّهِ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ رِيحُهُ أَنْتَنُ مِنَ الْجِيفَةِ.[1]
هر كه براى خداى تعالى، خود را خوشبو (و پاكيزه) كند، در روز قيامت بويش خوشتر از مشك تيز بوى است و هر كه براى غير خدا اين عمل را انجام دهد، در روز قيامت بويش گندتر از مردار است.
اين نگاه و هدف، در عمل نظافت، در ادعيه معصومين7نيز متبلور است. امام صادق7آنگاه كه به بدن خود روغن مىماليد، اين گونه دعا مىخواند:
اَللّهُمَّ انِّى أَسْئَلُكَ الزَّيْنَ وَالزّيِنَةَ وَالْمحَبَّةَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّيْنِ وَالشَّنَآنِ وَالْمَقْتِ.[2]
خداوندا از تو آرايش و خوبى، زينت و زيبايى، محبت و دوستى را مىطلبم و به تو پناه مىبرم از زشتى و كينه توزى و نفرت.
[1]. ميزان الحكمة، ج 7، ص 3341
[2]. وسائل الشيعه، ج 2، ص 159
4-5-2. سرمه:
سرمه كشيدن به چشم هم مورد سفارش اولياء دين بوده است.
در روايت آمده است:
مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الْأخِرِ فَلْيَكْتَحِلْ.[1]
هر كس به خداوند و روز قيامت ايمان دارد، (خوب است) سرمه (به چشمان خود) بكشد.
در روايات از جمله خواصى كه براى سرمه كشيدن بر چشمان ذكر شده است؛ تقويت رويش مو؛ نفوذ و وسعت در چشم؛ خشكاندن اشك (زايد)؛ پاكيزه كردن دهان از بوى بد؛ و جلاى بصر مىباشد.[2]
در حالات رسول اللّه6آمده است كه حضرت بيشتر در زمان خواب به چشمان سرمه مىكشيد.[3]
فتاوى
استفتاء از حضرت امام خمينى (ره)
1. آيا ادكلنهاى خارجى (مردانه و زنانه) كه انسان نمىداند در آن الكل هست يا نه؟ نجس هست؟ و انسان بواسطه استفاده از آن بدنش نجس مىشود يا نه؟
پاسخ: محكوم به طهارت است.
2. آيا الكل صنعتى كه در انواع اودوكلنها و عطرها و برخى رنگها و داروها و امثال آن به كار مىرود پاك است يا خير؟
پاسخ: الكل صنعتى پاك است مگر آن كه يقين به نجاست آن پيدا شود.
[1]. همان، ص 99
[2]. همان، ص 98 و 99
[3]. سنن النبى، ص 95
3. آيا شامپو كه بعضى مىگويند الكل داخل آن است، نجس است يا نه؟
پاسخ: محكوم به طهارت است مگر آنكه احراز كند كه از قسم الكل نجس با آن مخلوط است.[1]
استفتاء از مقام معظم رهبرى
1. عمل خالكوبى كه نزد بعضى از مردم متعارف است و به اين طريق عكسهايى بر روى بدن كشيده مىشود بطورى كه ثابت باقى مانده و از بين نمىروند، چه حكمى دارد؟ آيا مانع از صحت وضو يا غسل مىشود؟
پاسخ: خالكوبى حرام نيست و اثرى كه از آن در زير پوست باقى مىماند، مانع از رسيدن آب نيست و وضو و غسل با آن صحيح است.
2. امروزه از الكل كه در واقع مسكر است براى ساخت بسيارى از داروها بخصوص داروهاى نوشيدنى، عطرها بويژه انواع ادكلنهايى كه از خارج، وارد مىشود، استفاده مىكنند.
آيا به افراد آگاه يا جاهل به مسأله اجازۀ خريد و فروش و استفاده و بهرهگيرىهاى ديگر از آنها را مىدهيد؟
پاسخ: الكل هايى كه معلوم نيست در اصل از اقسام مايعات مست كننده باشند، محكوم به طهارت هستند، و خريد و فروش و استعمال مايعاتى كه با آنها مخلوط شدهاند، اشكال ندارد.
3. آيا نماز در لباس معطر به عطرهاى امروزى كه حاوى الكل است، صحيح است؟
پاسخ: اگر علم به نجاست آن عطرها نداشته باشد، نماز در لباسهاى مذكور، اشكال ندارد.[2]
[1]. استفتاءات از محضر حضرت امام خمينى (قدس سره)، ج 1، ص 100 و 101
[2]. رساله اجوبة الاستفتاءات، ص 58 و 89 و 269
3. احكام آراستگى ظاهرى زنان
نگاه شريعت اسلام به زن و مرد، نگاهى عدالت محور است. دستگاه عظيم خلقت، هدف از آفرينش انسان را تكامل و رشد معنوى و رسيدن به قرب الهى مىداند. در ديدگاه اسلام، براى رسيدن به كمال معنوى و يافتن جايگاه قرب الهى، هيچ تفاوتى بين زنان و مردان نيست. از اين رو، قرآن مىفرمايد:
(انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ اتْقاكُمْ.)(حجرات: 13)
در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.
و در جايى ديگر مىفرمايد:
(انِّى لَااضيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ اوْ انْثى). (آلعمران: 195)
همانا من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن، تباه نمىكنم.
حاصل آنكه، در دين اسلام، خطابات شرعى، مربوط به مجموعه انسانها مىشود چه زن و چه مرد. مگر آنگاه كه به لحاظ جنسيتى و خلقت طبيعى برخى خطابات احكام، مربوط به مرد و برخى ديگر مربوط به زن شود.[1]پس در التزام به قوانين و احكام اسلامى، تفاوتى بين مرد و زن نيست.
حتى برخى عقيده دارند كه در يك نگاه كلى (نه مصداقى)، التزام زنان نسبت به دين، بيشتر از مردان است. گويا از آنجا كه خداوند ويژگيهاى مهر و محبت و رقت قلب بيشترى را در وجود زنان به وديعت نهاده است، فطرتاً گرايش آنان به دين، بيشتر از مردان است.
از نگاه جامعهشناسى هم تجربيات بشرى به اثبات رسانده كه چنانچه زنان در جامعه، عفت و پاكدامنى و اهتمام خود به دستورات دينى را حفظ كنند، مسير حركت جامعه از فساد و بىدينى فاصله گرفته، هرزگى برخى مردان بىايمان،
[1]. زن در آِیِینه جلال و جمال، عبدالله جوادِی آملِی، ص 91 ـ 98.
مغلوب حياى زنان پاكدامن خواهد شد. در چنين جامعهاى، علاقه و رغبت به حفظ آداب و شعائر اسلامى بيشتر به چشم مىخورد. بعد از اين مقدمه اكنون برخى از احكام مربوط به زنان را كه در حفظ عفت عمومى جامعه تأثيرگذار است، بررسى مىكنيم.
از جمله احكام مورد نظر ما، آرايش زنان و مسائل مربوط به آن است. قبل از هر چيز بايد دانست كه اسلام به زيبايى و آرايش ارج مىنهد و آن را گرايشى خدايى مىداند. انسان بر حسب فطرت الهى، به زيبايى علاقه دارد و در جريان زندگى خود، آن را پى مىجويد. اسلام هم اين غريزه را ستوده و مورد تأكيد قرار مىدهد. در همين رابطه قرآن كريم مىفرمايد:
(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ.)
(اعراف: 32)
(اى پيامبر) بگو: زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده، و (نيز) روزىهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده؟ بگو: اين (نعمتها) در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند و روز قيامت (نيز) خاص آنان مىباشد. اين گونه آيات (خود) را براى گروهى كه مىدانند به روشنى بيان مىكنيم.
امام صادق7نيز مىفرمايد:
انَّ اللَّهَ جَميلٌ وَ يُحِبُّ الْجَمالَ.[1]خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد.
شريعت اسلام، با در نظر گرفتن اين فطرت طبيعى و نيز حالات روحى زن، آرايش و زينت كردن را براى او بيش از مردان، جايز دانسته است. اين جواز هم در چهره و هم در لباس جارى است.
[1]. وساِیل الشِیعه، ج 5، ص 5.
لازم به ذكر است، اينكه مىگوييم آرايش و زينت با فطرت طبيعى زن سازگارتر است، مرادمان جنس زن بطور مطلق است. اعم از دوشيزگان، زنان داراى همسر و بيوگان.
البته بحث زينت براى مردان نيز مطرح است. اما بسيارى از امورى كه براى زنان مجاز دانسته شده، براى مردان جايز نيست، مانند پوشيدن لباس ابريشم و استفاده از طلاجات. از اين رو مسئله زينت و آرايش براى زنان، دامنه وسيعترى نسبت به مردان دارد. حتى در مواردى اين عمل براى زنان از قلمرو مباح خارج و به وادى مستحب مؤكد وارد مىشود، مانند آرايش و زينت زن براى شوهر.[1]و فقيهان بزرگوار فتوا دادهاند كه اين موضوع گاه به مرز وجوب مىرسد.
به طور كلى براى بانوان، زي احكام آراستگى ظاهرى 55 فتاوا ص : 54 نت و آرايش، اشكال ندارد، به شرط آنكه در مقابل نامحرم آن را بپوشاند.[2]
تأكيد بيشتر آرايش و زينت براى زنان، از آنجا ناشى مىشود كه خداوند دو جنس مرد و زن را آفريد تا در سايه پيوند زناشويى، موجبات آرامش و مودت و رحمت را ميانشان برقرار سازد.
قرآن كريم مىفرمايد:
(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.)(روم: 21)
و از نشانههاى او اينكه از (نوع) خودتان همسرانى براى شما آفريد تا به آنها آرام گيريد، و ميانشان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين (نعمت) براى مردمى كه مىانديشند قطعاً نشانههايى است.
[1]. ازدواج در اسلام، علِی مشکِینِی، ترجمه احمد جنتِی، ص 150.
[2]. احکام خانواده (رساله نمونه)، عبدالرحِیم موگهِی، ص 303.