پيراهن را زير شلوار كردن، به دست كردن انگشترىِ نقش دار، باز بودن دكمههاى لباس، پوشيدن لباس كسى كه از نجاست پرهيز ندارد، پوشيدن لباس كثيف و چسبان و تنگ، در بر كردن لباس جوانان براى پيرمردان.[1]
قبلا بيان شد كه بهتر است از پوشيدن لباسهايى كه در نماز مكروه است، در غير نماز نيز اجتناب شود. به عنوان مثال پيامبر اكرم6كراهت داشتند كه به هنگام نماز، لباسى بپوشند كه نقش دار باشد، يعنى تصاويرى بر آن باشد.[2]
در رساله حضرت امام خمينى (ره) در اين خصوص مىخوانيم:
چند چيز در لباس نمازگزار مكروه است و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباس شرابخوار و لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمىكند و لباسى كه نقش صورت دارد و نيز باز بودن دكمههاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد، مكروه مىباشد.[3]
5- 1. گفتارى در حفظ حياء
آنچه تا كنون بيان شد، احكام لباس براى مردان از ديدگاه اسلام بود. اين مطالب احكام وجوبى، حرام، مستحب و مكروه را در بر مىگرفت. بديهى است لباسهايى را كه از سوى شارع حكمى برايشان بيان نشده، مىتوان جزء مباحات تلقى كرد. در پايان اين بحث، خوب است اشارهاى به تأكيد دين اسلام به حفظ حياء و رابطه آن با پوشش بكنيم. چرا كه پوشش در حفظ حياء تأثير زيادى دارد. در فرهنگ اسلامى، حياء و شرم داشتن با روح تقوا و ايمان، قرين است. در كتاب مصباح الشريعه آمده است:
[1]. وسائل الشِیعه، ج 3، ص 420 – 425.
[2]. همان، ص 317.
[3]. رساله توضِیح المسائل، مسئلة 865، ص 135.
الحَيَاءُ نُورٌ جَوهُرُهُ صَدرُ الايمَانِ وَ تَفسيرُهُ التَّثُّبتُ عِندَ كُلِّ شَىءٍ يُنْكِرُهُ التَّوحيدُ وَالمَعرِفَةُ.[1]
شرم و حياء نورى است كه گوهر آن سينه ايمان است. معناى شرم اين است كه در برابر هر آنچه با توحيد و معرفت ناسازگار است، خويشتندارى كنى.
آرى هر آنكه ايمان و معرفت دارد، حياء نيز دارد. اگر كسى بخواهد حياء را در تمام ابعاد آن رعايت كند، پس بايد استفاده از پوشش مناسب و حفظ عفت عمومى جامعه را نيز رعايت كند. اتفاقاً در برخى احاديث واژه لباس و حياء را با هم مىتوان مشاهده كرد. از آن جمله على7مىفرمايد:
احسَنُ مَلابِسِ الدّينِ الحَياءُ.[2]
بهترين جامههاى دين (همراه با) حياء است.
و نيز مىفرمايد:
مَنْ كَسَاهُ الحَيَاءُ ثَوبَهُ خَفِىَ عَلَى النَّاسِ عَيبُهُ.[3]
كسى كه لباس حياء بر تن كند، عيبش بر مردم پوشيده ماند.
بر اين اساس حياء و شرم اسلامى حكم مىكند كه فرد مسلمان علاوه بر آنچه شرع بر او واجب كرده، قدرى جانب احتياط را رعايت كند، در ميان جامعه و نيز خانواده خود، بهگونهاى حضور پيدا كند كه علاوه بر تقويت روح ايمان و كسب معرفت، حريم عفت و اخلاق جامعه و خانواده نيز حفظ شود. به خصوص آن كه احتمال فساد و فحشاء و بىبند و بارى از عدم پوشش مناسب و برهنگى نيز داده مىشود. لذا بر مرد مسلمان خصوصاً متدينان، كه مىبايست پيشگام در حفظ
[1]. مصباح الشرِیعه، (منسوب به امام صادق7)، عبدالرزاق گِیلانِی، ترجمه سِید جلال الدِین محدث، ص 510.
[2]. مِیزان الحکمه، ج 3، ص 1352.
[3]. بحار الانوار، ج 74، 287.
و نشر فرهنگ اسلامى باشند، ضرورى است در نوع پوشش خود نهايت دقت را بنمايند. از البسهاى كه مغاير شئون اهل ايمان و عرف متشرعه جامعه است، پرهيز نمايند: به عنوان نمونه، لباسهاى بسيار تنگ كه برجستگىهاى عضلات و اندامها را آشكار مىكنند، استفاده از رنگهاى تند و مدلهاى جلف و محرك، استفاده از پيراهنهاى آستين كوتاه، ركابى، يقه باز و شلوارك كه در همه موارد اخير، بخشى از بدن برهنه مىماند و مانند آن، با روح حياء و در نتيجه تقوا سازگار نيستند.
اين مطلب را از احاديثى كه در اين بخش ارائه گرديد، مىتوان دريافت.
فتاوا
استفتاء از حضرت امام خمينى (ره)
1. آيا مرد مىتواند سينه و بدن خود را جلو زن نامحرم باز بگذارد؟
پاسخ: بر مرد واجب نيست غيرعورتين را بپوشاند؛ اگرچه در موردىكه بداند اگر بدنش برهنه باشد، زنها عمداً نگاه مىكنند، أحوط استحبابى آن است كه خود را بپوشاند.
2. با توجه به حرمت پوشيدن لباس مرد براى زن و بالعكس (كه امام نيز تصريح فرمودهاند) آيا اين حكم در مواردى چون تئاترهاى اسلامى- كه زنان لباس مردان را مىپوشند و بالعكس- نيز جارى است؟
پاسخ: احتياط واجب آن است كه مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد، و در اين احتياط فرقى بين موارد نيست.[1]
3. ... آيا منظور (از طلا، در لباس نمازگزاران مرد) طلاى زرد است يا طلاى سرخ و سفيد هم شاملش مىشود؟ ... آيا رنگ طلا شرط است يا ذات طلا؟
پاسخ: طلاى سفيد (پلاتين) اشكال ندارد، ولى اگر همان طلاى متعارف باشد، جايز نيست، هر چند رنگ آن تغيير كرده باشد.
[1]. استفتاءات، از محضر حضرت امام خمِینِی (ره)، ج 3، ص 250، 251، 652.
4. حضرت عالى مىفرمائيد طلاى سفيد يا پلاتين (براى مرد) اشكالى ندارد، ولى طلا سازان مىگويند طلاى سفيد همان طلاى زرد است كه با پلاتين مخلوط نمودهاند و اصلًا پلاتين، فلز جداگانهاى است.
پاسخ: براى مردان طلاى سفيد اشكال ندارد، مگر آن كه همان طلاى زرد باشد و با مخلوط كردن تغيير رنگ داده باشد.
5. آيا گذاشتن روكش طلا روى دندان، اشكال دارد؟ روكش پلاتين چطور؟
پاسخ: روكش طلا اگر براى اصلاح دندان است- نه زينت- مانع ندارد و پلاتين اشكال ندارد.[1]
استفتاء از مقام معظم رهبرى
1. به دست كردن انگشتر طلا توسط مردان، بخصوص در نماز چه حكمى دارد؟
پاسخ: به دست كردن انگشتر طلا براى مردان در هيچ حالى جايز نيست و نماز با آن هم بنابر احتياط واجب، باطل است.
2. استفاده مردان از انگشترى كه از جنس طلاى سفيد است، چه حكمى دارد؟
پاسخ: اگر چيزى كه طلاى سفيد ناميده مىشود همان طلاى زرد است كه بر اثر مخلوط كردن مادهاى رنگ آن سفيد شده، حرام است، ولى اگر عنصر طلا در آن به قدرى كم است كه عرفاً به آن طلا نمىگويند، مانع ندارد و پلاتين نيز اشكال ندارد.
3. آيا استفاده از طلا بدون قصد زينت به طورى كه ديگران نبينند، اشكال شرعى دارد؟
پاسخ: پوشيدن طلا، خواه حلقه انگشترى باشد يا غير آن، براى مردان مطلقاً حرام است هر چند به قصد زينت نباشد و از ديد ديگران مخفى باشد.
[1]. همان، ج 1، ص 141 و 143.
4. معيار لباس شهرت چيست؟
جواب: لباس شهرت لباسى است كه پوشيدن آن براى شخص، به خاطر رنگ يا كيفيت دوخت يا مندرس بودن آن و علل ديگر مناسب نيست، به طورى كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشتنما مىشود.
5. آيا پوشيدن لباسهايى كه بر روى آن حروف و تصاوير خارجى چاپ شده، جايز است و آيا اين لباسها ترويج فرهنگ غربى محسوب مىشوند؟
پاسخ: اگر مفاسد اجتماعى نداشته باشند، پوشيدن آنها فى نفسه اشكال ندارد و امّا اينكه ترويج فرهنگ غربىِ معارض با فرهنگ اسلامى محسوب مىشود يا خير، موكول به نظر عرف است.
6. پوشيدن لباس آمريكايى چه حكمى دارد؟
پاسخ: پوشيدن لباسهايى كه توسط دولتهاى استعمارى توليد شدهاند، از اين جهت كه ساخت دشمنان اسلام است، فى نفسه اشكال ندارد، ولى اگر اين كار مستلزم ترويج فرهنگ غير اسلامىِ دشمن باشد و يا باعث تقويت اقتصاد آنان براى استعمار و استثمار سرزمينهاى اسلامى شود و يا منجر به وارد شدن ضرر اقتصادى به دولت اسلامى گردد، داراى اشكال است و حتى در بعضى از موارد جايز نيست.
7. پوشيدن كراوات چه حكمى دارد؟
پاسخ: به طور كلى پوشيدن كراوات و ديگر لباسهايى كه پوشش و لباس غير مسلمانان محسوب مىشوند، به طورى كه پوشيدن آنها منجر به ترويج فرهنگ منحط غربى شود، جايز نيست.
8. آيا پوشيدن لباسى كه تبليغ و تشويق شراب روى آن وجود دارد، جايز است؟
جواب: جايز نيست.[1]
[1]. رساله اجوبة الاستفتاءات، ص 90 و 91، 304 و 305 و 307 و 308.
2. پوشش زنان
مسائل مربوط به پوشش برادران در صفحات پيشين گفته شد و در ضمن آن، برخى مسائل كه جنبه مشترك بين مردان و زنان داشت نيز بيان شد. اينك مسائل اختصاصى مربوط به پوشش و حجاب زنان را بررسى مىكنيم.
1-2. حجاب از منظر دين
حجاب را به پرده و ستر معنى كردهاند.[1]اما در اصطلاح فقها، كلمه سِتر به كار رفته و مراد از آن مقدار واجب پوشش براى زنان است. دين اسلام به بانوان دستور داده است در محيط اجتماع تمام بدن خود را به وسيله لباسى مناسب بپوشانند؛ مگر آن مقدار كه به طور طبيعى نمايان باشد كه منظور از آن، گردى صورت و دستان تا مچ است. مقدار پوشش واجب براى زنان بسى بيشتر از مقدار پوشش واجب براى مردان است. تفصيل بيشتر اين مقدار در ادامه خواهد آمد.
اسلام، زنان را بيشتر از مردان، ملزم به حفظ حجاب نموده است. در قسمت آرايش زن از نظر اسلام، علل اين موضوع به اجمال بيان شد؛ از جمله آن كه خداوند در قرآن كريم، فلسفه ارتباط ميان زن و مرد را آرامش و زندگى همراه با مودت و رحمت مىداند. (روم: 21)
داشتن آرامش و احساس خوشبختى، براى رشد و تعالى معنوى هر انسان، امرى ضرورى است. حال اين ارتباط ميان زن و مرد، بايد چگونه باشد تا آرامش طرفين و در سايه آن محبّت و عشق حاصل آيد؟ گفتيم كه دستگاه
[1]. فرهنگ فارسِی معِین، محمد معِین، ذِیل واژة «حجاب».
عظيم خلقت براى رسيدن به مودّت، عشق و علاقه ميان دو جنس مخالف، نقش متفاوتى را به عهده هر كدام از آنها نهاده است. اين نقش آفرينى بر اساس فطرت و غريزه طبيعى زن و مرد، در نهاد آنها تدبير شده است. خداوند با حكمت بالغه خود، نقش زن و مرد را متفاوت قرار داده تا در سايه اين تفاوت، شخصيت يكديگر را تكميل كنند. اما اگر هر دو از شرايط غريزى واحدى برخوردار بودند، هيچ نيازى به يكديگر پيدا نمىكردند در نتيجه انقطاع نسل پيش مىآمد. در اين ميان نقش زن جلوه نمايى، خود آرايى، ارائه و جمال است و نقش مرد شيفتگى، شيدايى، طلب و اقتدار. زنان به طور طبيعى سعى در جذب مردان دارند و مردان به طور طبيعى سعى در به دست آوردن زنان.[1]
علاوه بر فطرت و غريزه كه در زنان جمال و در مردان اقتدار مىباشد، خداوند تبارك و تعالى ويژگى دلربايى و جمال را در چهره و اندام زن بيشتر نهاده است تا مرد. و از طرف ديگر صلابت و اقتدار را در چهره و اندام مرد بيشتر قرار داده است تا زن.
اسلام، ضمن احترام به اين غرايز طبيعى زن و مرد، از پيروان خود خواسته نقش آفرينى خود را در چارچوب منضبط و در قلمرو خانواده پى جويند. در غير اين صورت غريزهشان در راه ناصواب بكار گرفته شده، به بيراهه مىافتد. آنگاه نه تنها مقصود الهى از نهادن اين غريزه در وجودشان، حاصل نخواهد شد، بلكه صدمات جدى بر دو طرف و جامعه وارد مىشود. دستورات دينى براى استفاده صحيح از اين غريزه الهى، به زن مىگويد در خانه و براى شوهرت جلوهنمايى كن، خود را بيارا تا دل او را بربايى و به مرد مىگويد عشق ورزى و شيفتگى خود را براى همسرت به كار گير تا تنها او را به دست آرى.[2]
[1]. مجموعه آثار، ج 19، 179.
[2]. همان، ص 181 ـ 185.
نكته ديگر اينكه در حفظ حجاب، هم جنس زن سود برده و هم بر پارسايى جنس مرد مىافزايد. توضيح آنكه، زنان بر اساس غريزه خود، سعى در جلوه نمايى و محبوب بودن دارند، اما مردان بر اساس غريزه خود، سعى در چشم چرانى و كاميابى. حال اگر زنان هر چه بيشتر محجوب و عفيف باشند، كاميابىهاى بى حد و حصر و نامشروع مردان، مانند لذتهاى بصرى، سمعى، لمسى، كلامى و غيره، سلب شده، محدود به خانه مىگردد. در اين صورت، زنان نيز از اذيت و آزار مردان بيگانه در امان مانده، حرمت شان حفظ خواهد شد. قرآن كريم، به اين واقعيت تصريح مىكند.[1]
قرآن بين كمال و حجاب و انديشه و عفاف، ارتباط قائل است. عظمت زن در اين است كه نبيند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند. قرآن كريم وقتى درباره حجاب سخن مىگويد، مىفرمايد حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براى زن كه نامحرمان او را از ديد حيوانى ننگرند. حال اگر كسى از تشخيص اصول ارزشى عاجز باشد، ممكن است حجاب را يك بند بداند و حال اين كه قرآن كريم وقتى مسأله لزوم حجاب را بازگو مىكند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مىفرمايد:
(ذَلِكَ أَدنى أَن يُعرَفنَ فَلَا يُؤذَينَ). (احزاب: 59)
براى اينكه شناخته شوند و مورد اذيت واقع نگردند.
چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.[2]
آرى حفظ حجاب، داراى اثرات سودمند بسيارى از جنبههاى روانى، خانوادگى، اجتماعى و حتى اقتصادى است. در مقابل آنچه با بىحجابى
[1]. نور (24)، آِیه 60 و احزاب (33)، آِیه 59.
[2]. زن در آِینه جلال و جمال، ص 438.