بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 31

- اگر با پول خمس نداده خريد و فروش كند 15 آن معامله باطل است.[1]

3- بطلان عبادت:

- نماز خواندن روى فرشى كه متعلّق خمس يا زكات باشد، باطل است.[2]

- اگر با عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس باطل است.[3]

- اگر آبِ غسل، مباح[4]نباشد، غسل باطل است.[5]

4- عدم حصول ملكيت:

- اگر چيزى را كه خمس آن داده نشده، به كسى ببخشد، 15 آن چيز مال او نمى‌شود.[6]

مصرف خمس‌

خمس در درجه اوّل از آنِ خداست كه در نظام حكومتى الهى در اختيار مقام رسالت و امامت قرار مى‌گيرد و در زمان غيبت به ولىّ فقيه، مجتهد جامع‌الشرايط، عالم باللَّه و امين بر حلال و حرام الهى سپرده مى‌شود، تا در راه مصالح مسلمانان، توسعه و ترويج فرهنگ و معارف اسلامى، تبليغات، ايجاد سازمانهاى دفاعى و غيره مصرف كند.

توضيح اينكه خمس به شش سهم تقسيم مى‌شود: سه سهم آن براى خداوند متعال، پيامبر اكرم6و امام7است كه در حال حاضر به امام زمان7اختصاص دارد و سه سهم ديگر براى يتيمان، مساكين و در سفر درماندگان از ساداتى كه از طرف پدر به‌

[1]- مسألۀ 1760

[2]- ر. ك. تحريرالوسيله، ج 1، ص 143، مسألۀ 9

[3]- مسألۀ 820

[4]- منظور از مباح يعنى غصبى يا در حكم غصبى نباشد. توضيح غصبى بودن آب روشن است، ولى در حكم غصبى بودن مانند اين كه پول آب حمّام از پول غير مخمّس به سازمان آب يا صاحب حمّام داده شود و يا انشعاب آب منزل و حمام به طريق غير قانونى و بدون مجوّز شهردارى صورت گرفته باشد

[5]- ر. ك. استفتاءات، ج 1، ص 61-63

[6]- مسألۀ 1763


صفحه 32

عبدالمطلب منتسب هستند، مى‌باشد.[1]

از سه قسم اول به «سهم امام» ياد مى‌شود كه در اين زمان بايد به مجتهد جامع‌الشرايط بدهند يا به مصرفى كه او اجازه مى‌دهد برسانند. از سه قسم دوم نيز به‌عنوان «سهم سادات» ياد مى‌شود كه امر آن با حاكم است و بايد آن را به مجتهد جامع‌الشرايط تسليم كنند و يا با اذن او به سيد فقير، يا سيد يتيم يا به سيدى كه در سفر درمانده شده بدهند.[2]

شرايط مستحقّان خمس[3]

شرايط استحقاق خمس عبارتند از:

1- ايمان‌

2- فقير بودن (در غير ابن سبيل)

3- واجب‌النفقه نبودن‌

4- متجاهر به گناه كبيره نبودن‌

5- صرف معصيت نكردن‌

6- سيّد بودن (يعنى از طرف پدر به عبدالمطلب برسد).[4]

سؤال 1: عده‌اى از مقلّدان حضرت امام گمان كرده‌اند كه مى‌توانند خمس مال را به سادات محلّ كه فقيرند پرداخت نمايند؛ لذا خمس را به آنها مى‌دهند؛ بعضى مى‌گويند:

بايد اين پولها از سيّد پس گرفته شود، آيا صحيح است يا خير؟

جواب- لازم نيست پس بگيرند و با تعيين مقدار، تحصيل اجازه كنند.[5]

[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 365، مسألۀ 1

[2]- ر. ك. توضيح‌المسائل، مسألۀ 1834

[3]- منظور از مستحقان خمس در اينجا ساداتى است كه مى‌توان به آنها خمس داد

[4]- تحريرالوسيله، ج 1، ص 365 و توضيح‌المسائل، مسألۀ 1838

[5]- استفتاءات، ج 1، ص 427


صفحه 33

سؤال 2- در يك محل، سيّد فقيرى وجود دارد كه از روى حيا و عفاف، ابراز فقر نمى‌كند

و اگر هم بگويند خمس است، قبول نمى‌كند، آيا مى‌شود از بابت هديه چيزى به او داد؟

جواب- مى‌توانند خمس را به‌عنوان هديه به او بپردازند.[1]

سؤال 3- آيا خمس و سهم امام را مى‌توان به حسابهايى كه به‌منظور كارهاى عام‌المنفعه اعلام شده است واريز نمود و در هر كار خير ديگرى مطابق دلخواه مصرف كرد؟

جواب- بايد خمس و سهم امام را به مرجع تقليد يا وكيل مسلّم الوكاله او بدهند يا طبق اجازه ايشان مصرف شود.[2]

ب- انفال‌

«انفال» جمع «نَفْل» به‌معناى زياده و بخشش است و در اصطلاح فقه، عبارت از اموال عمومى است كه به خاطر منصب امامت به امام معصوم7اختصاص دارد، همان‌طور كه به خاطر منصب رياست الهى پيامبر اكرم6به ايشان تعلّق داشت.[3]

موارد انفال‌

اموالى كه جزو انفال شمرده مى‌شوند عبارتند از:

1- فَىْ‌ء؛ آنچه بدون لشكركشى و جنگ به دست مسلمانان افتاده است خواه زمين باشد يا غير آن.

2- زمين‌هاى موات (باير)؛ كه جز با احيا و آباد كردن قابل استفاده نيست.

سرزمين‌هاى آبادى كه اهلش از آنجا كوچ كرده‌اند و آن سرزمين‌ها به خرابى گراييده و آبادانى خود را از دست داده‌اند به زمين‌هاى موات ملحق است.

[1]- استفتاءات، ج 1، ص 427

[2]- همان، ص 430

[3]- ر. ك. همان، ص 308 و مفردات، راغب اصفهانى، واژۀ نفل


صفحه 34

3- سواحل درياها و رودخانه‌ها، بلكه هر زمين بى‌صاحبى.

4- جنگل‌ها، نيزارها و قلل كوه‌ها.

5- اموال پادشاهان.

6- غنايم برجسته و ارزشمند.

7- غنايم جنگى كه بدون اجازه امام7به دست آمده باشد.

8- ارث بدون وارث.

9- معادنى كه در زمين شخصى كسى نيست[1]، يا كسى آن را احيا نكرده است.[2]

سرپرستى انفال‌

اصل عقلايى در ميان تمام دولت‌ها و ملّت‌ها- با توجه به اختلاف نوع حكومت آنان- اين است كه زمين هر كشورى در صورتى كه موات يا بى‌صاحب باشد و نيز جميع متعلقات آن از خشكى، دريا و فضا در اختيار حكومت است و هيچ دولت ديگرى حق دست اندازى و تصرف در آن را ندارد، مگر با اجازه حكومت آن سرزمين، بلكه مردم آن كشور نيز حق تصرفات عمده، مانند احيا زمين را ندارند، مگر با اجازه حاكم.

در اسلام نيز چنين است. از اين رو، در اسلام سرپرستى اين امور به امامان معصوم:سپرده شده است و در زمان غيبت نيز به‌عهده نايب و جانشينان امام معصوم يعنى ولى فقيه است كه انفال را سرپرستى كند و او نسبت به آن ولايت دارد، همان‌گونه كه ولايت بيت‌المال مسلمين و ولايت انفال مربوط به مقام امامت است.

بنابراين بدون اشكال فقيه هم در اين موارد كه مربوط به بيت‌المال مسلمين و يا سرزمين آنهاست حق ولايت و اجازه را دارد.[3]

استفتاء: آيا شهردارى حق بهره بردارى اختصاصى از ماسه‌ها و شن‌هاى كف‌

[1]- پيش از اين دانسته شد كه معادن، ملّى است و چنانچه كسى معدنى در ملك شخصى خود يافت حق تصرّف در آن را ندارد

[2]- تحريرالوسيله، ج 1، ص 368-369 و كتاب‌البيع، ج 3، ص 14

[3]- ر. ك. كتاب البيع، ج 3، ص 15-16


صفحه 35

رودخانه‌ها براى آبادانى و احداث شهر و غير آن را دارد و در صورتى كه اين حق را داشته باشند، اگر شخصى غير از شهردارى مدعى مالكيت آن باشد، آيا دعواى او مسموع است يا خير؟

ج- اين كار براى شهردارى جايز است و ادعاهاى مالكيت خصوصى كف و بستر رودهاى بزرگ و عمومى از سوى اشخاص پذيرفته نيست.[1]

[1]- اجوبة الاستفتائات، ص 224


صفحه 36

پرسش‌

1- فلسفه خمس را بيان كنيد.

2- موارد خمس را ذكر كنيد.

3- مؤونه را تعريف كنيد.

4- موارد استثناى خمس را بنويسيد.

5- منظور از سال خمسى چيست؟

6- آيا به آذوقه مازاد بر موف سال، خمس تعلق مى‌گيرد؟

7- آيا خمس سرمايه و ابزار كار بايد پرداخت شود؟

8- حد نصاب براى خمس معون چقدر است؟

9- گنج را تعريف كنيد.

10- تكليف گنجى كه افراد در ملك شخصى خود پيدا مى‌كنند چيست؟

11- قيمت جواهرى كه خمس آن واجب چه قدر بايد باشد؟

12- در حكومت اسلامى، غنيمت جنگى چه حكمى دارد؟

13- وظيفه، نسبت به كسانى كه خمس نداده و نمى‌دهند چيست؟

14- پيامدهاى نپرداختن خمس چيست؟

15- خمس به چند قسمت تقسيم مى‌شود و به چه كسانى پرداخت مى‌گردد؟

16- شرايط سادات مستحق خمس را بيان كنيد.

17- انفال را تعريف كنيد.

18- موارد انفال را بنويسيد.

19- سرپرستى انفال با كيست؟


صفحه 37

فصل دوّم

زكات‌


صفحه 38

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة