براى دور كردن اتهام بىتفاوتى از خود، آشكار كردن صدقه نيكوست و پنهانكارى ترجيحى بر آن ندارد.[1]
2- وساطت براى رسيدن صدقه به اهلش مستحب است و در خطبهاى از پيامبر اكرم6آمده است: «كسىكه صدقه ديگرى را به مسكين برساند، به اندازه صدقه دهنده پاداش دارد، گر چه شمار واسطهها چهل هزار نفر باشد.»[2]
مكروهات صدقه
1- خريدن و هديه گرفتن صدقهاى كه خود انسان به فقير داده و هر گونه تملّك آن، جز ارث بردن، كراهت شديد دارد.[3]
2- رد كردن مستمندان هر چند احتمال بىنيازىشان برود، مكروه است.[4]
3- تكدّى (: گدايى) در صورت بىنيازى، بلكه در صورت نياز هم، بهشدت مكروه است، بعضى نيز تكدّى درصورت بىنيازى را حرام دانستهاند.[5]
نذر
نذر، يكى ديگر از سنّتهاى نيكوى اسلامى است. در نذر، شخص نذر كننده با اعتقاد مذهبى، با خداوند پيمان مىبندد كه چنانچه حاجتش روا شود يا بيمارىاش شفا يابد و يا براى شكر به درگاه خدا و امورى ديگر از اين قبيل، مقدارى معيّن از مال خود را در راه رضاى او، براى مسكينان، يتيمان، اسيران و ديگر امور خيريه خرج كند، يا عمل راجح و مطلوبى را انجام دهد و يا از عمل ناپسندى دست بردارد.
بنابراين، نذر عبارت است از التزام به انجام كارى معيّن براى رضاى خداى متعال، با
[1]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 81، م 6
[2]- همان، م 7
[3]- همان، م 8
[4]- همان، م 9
[5]- همان، م 10
اظهار عبارتى كه بيانگر بر عهده گرفتن انجام يا ترك كارى براى اوست.[1]
شرايط نذر
1- صيغه
در نذر بايد صيغه خوانده شود، ولى لازم نيست آن را به عربى بخوانند. پس اگر بگويد: «چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا بر من است كه صد تومان به فقير بدهم.»، نذر او صحيح است.[2]
2- توانايى ادا
كسىكه نمىتواند كارى انجام دهد، اگر آن را نذر كند، صحيح نيست.[3]
3- نداشتن منع شرعى
اگر نذر كند كه كار حرام يا مكروهى انجام دهد، يا كار واجب يا مستحبى را ترك كند، نذر او صحيح نيست.[4]
4- شرايط عمومى
نذر كننده بايد بالغ، عاقل، مختار و مصمّم باشد و از تصرف در مال خود ممنوع نباشد. بنابراين، نذر كردن كسى كه او را مجبور كردهاند، يا بهواسطه عصبانى شدن بىاختيار نذر كرده، صحيح نيست.[5]
نكته: نذر زن بىاجازه شوهرش باطل است، ولى چنانچه با اجازه شوهر نذر كند شوهرش نمىتواند نذر او را بههم بزند، يا او را از عمل كردن به نذر جلوگيرى نمايد.[6]
[1]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 102، م 1
[2]- توضيح المسائل، م 2641
[3]- همان، م 2647
[4]- همان، م 2648
[5]- همان، م 2642
[6]- همان، م 2644 و 2645
انواع نذر
1- نذر برّ
نذرى است براى شكرگزارى نعمت دنيوى يا اخروى؛ مانند نذر براى بچهدار شدن يا توفيق تشرف به حج.
2- نذر استدفاع
نذرى است براى رفع بلا، بيمارى و گرفتارى؛ مانند اينكه بگويد: اگر خداوند بيمارم را شفا دهد فلان كار را براى خدا انجام مىدهم.
3- نذر زجر
نذرى است كه به انجام كار حرام يا مكروه و يا بر ترك واجب يا مستحب تعلق مىگيرد و بهخاطر باز داشتن نفس از ارتكاب حرام يا مكروه و نيز ترك واجب يا مستحب منعقد مىگردد، مثل اينكه انسان نذر كند اگر فلان كار حرام يا مكروه را انجام دادم بهخاطر زجر و منع نفس خودم از انجام آن، فلان كار را به خاطر خدا انجام دهم و يا اگر فلان كار واجب يا مستحب را ترك كردم بهخاطر زجر نفس خود از ترك آن، فلان كار را به خاطر خدا انجام دهم.
4- نذر تبرّع
نذر مطلق است و مشروط به چيزى نيست؛ مثلًا شخصى نذر مىكند كه فردا روزه بگيرد.[1]
كفاره نذر
1- اگر انسان از روى اختيار به نذر خود عمل نكند، بايد كفاره بدهد.[2]كفاره نذر، مانند كفاره افطار روزه ماه رمضان است. كفاره افطار روزه رمضان عبارت است شصت روز روزه كه سى و يك روزش پى در پى است يا غذا دادن به شصت فقير و يا آزاد ساختن اسير.[3]
[1]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 103، م 4
[2]- همان، ص 109، م 26
[3]- همان، م 28
2- ه رگاه نذر كننده، از اداى نذر خود در وقت مقرّر باز بماند، نذرش ساقط مىشود، ولى چنانچه نذرش روزه باشد، بايد افزون بر قضا، براى هر روز ده سير به فقرا غذا بدهد.[1]
احكام نذر
1- هرگاه فرزند نذرى كند، اگر چه بدون اجازه پدر هم باشد بايد به آن نذر عمل نمايد.[2]
2- اگر نذر كند عملى را انجام دهد، بايد همان طور كه نذر كرده به جا آورد. پس اگر نذر كند كه روز اوّل ماه صدقه بدهد، يا روزه بگيرد و يا نماز اول ماه بخواند، چنانچه قبل از آن روز يا بعد از آن به جا آورد كفايت نمىكند. و نيز اگر نذر كند كه وقتى مريض او خوب شد صدقه بدهد، چنانچه پيش از آن كه خوب شود صدقه را بدهد كافى نيست.[3]
3- اگر براى حرم يكى از امامان يا امامزادگان چيزى نذر كند، بايد آن را به مصارف حرم برساند. از قبيل فرش، پرده و روشنايى و اگر براى امام7يا امامزاده نذر كند، مىتواند به خدّامى كه مشغول خدمت هستند بدهد. چنانكه مىتواند به مصارف حرم يا ساير كارهاى خير برساند و ثواب آن را هديه آن امام يا امامزاده نمايد.[4]
استفتا
سؤال: در صيغه نذر اگر بگويد: «خدايا اگر حاجتم برآورده شد، فلان كار را مىكنم» آيا در انعقاد نذر كافى است، يا اين كه بايد لِلَّه علىِّ كذا و الفاظ مرادف آن باشد؟
جواب: كافى نيست و بايد صيغه مخصوص خوانده شود.[5]
[1]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 108، م 24 و 25
[2]- توضيح المسائل، م 2647
[3]- همان، م 2651
[4]- توضيح المسائل، م 2662
[5]- استفتائات، ج 2، ص 460، م 8
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل هشتم معاملات بانكى
تعريف و كاركرد بانك
بانك، «مؤسسهاى است تجارى كه به موجب قانون بانكدارى تأسيس مىشود و براساس موازين آن به عمليات بانكى مىپردازد.»[1]
خدمات عمده بانكها براى مردم به شرح زير است:
1- قبول سپرده قرضالحسنه، شامل حساب جارى و حساب پسانداز.
2- قبول سپرده سرمايهگذارى مدتدار، شامل سرمايهگذارى كوتاه مدت و بلند مدت.
3- خدماتى ديگر چون معاملات سفته و برات، معاملات ارزى، معاملات فلزات گرانبها، كارهاى مربوط به سهام و اسناد و برگهاى بهادار، نقل و انتقال پول در داخل و خارج از كشور، اجاره صندوق امانات، صدور ضمانتنامههاى بانكى و اعطاى وام بهصورت قرضالحسنه و سرمايهگذارى و هر نوع معاملات مجاز ديگر كه مغايرت با قانون بانكى نداشته باشد.[2]
اهمّيت بانك
بانكها نقش عمده و تعيين كننده در فعاليتهاى اقتصادى و به گردش درآمدن
[1]- ترمينولوژى حقوق، محمدجعفر جعفرى لنگرودى، واژۀ بانك
[2]- قانون عمليات بانكى بدون ربا، فصل اول، مادۀ 2
چرخهاى پيشرفت اقتصادى- اجتماعى ايفا مىكنند. مواردى مانند تنظيم گردش صحيح پول، حفظ ارزش پول و ايجاد تعادل و توازن در صادرات و واردات كشور، تحقق هدفها و سياستها و برنامههاى اقتصادى دولت، ايجاد تسهيلات از راه جمعآورى پولهاى راكد و سرگردان براى به گردش درآوردن چرخهاى اقتصادى كشور، تسهيل امر پرداخت و دريافت وجوه مبادلات و معاملات و خدمات ديگر، همه از امورى است كه حيات و پيشرفت هر كشورى بدان وابسته است و بار سنگين آن برعهده بانكهاست.[1]
تفاوت بانك اسلامى و غير اسلامى
آنچه موجب تفاوت بانكدارى اسلامى و بانكدارى غير اسلامى مىشود، موضوع «ربا» است. از اين رو، در بسيارى از امور بانكى كه «ربا» نقشى در آن ندارد، قوانين بانك اسلامى و غير اسلامى چندان تفاوتى با يكديگر ندارند.
روش بانكهاى غير اسلامى چنين است كه پولهاى مردم را بهعنوان قرض و با پرداخت سود (: ربا) جمعآورى مىكنند و به متقاضيان وام، بهصورت وام، با سودى بيشتر مىپردازند.
روش بانكدارى اسلامى اين است كه اگر سپردهگذار از پول خود سود بخواهد، بانك پول را بهعنوان وكيل از او دريافت مىكند و آن را بهصورت مشاركت در قالب يكى از عقود اسلامى به متقاضيان مىپردازد، و در پايان، بابت بهكارگيرى سپردههاى سرمايهگذارى از سهم منافع سپردهگذاران «حقالوكالة» دريافت مىكند.
در روش بانكدارى غير اسلامى، سود بهدست آمده از ناحيه وام و بدون فعاليت مستقيم سرمايه در كارهاى اقتصادى است كه اين امر «ربا» محسوب مىشود و اسلام آن را به شدت حرام مىداند؛ زيرا موجب فساد اقتصادى و تباهى اخلاقى جامعه مىشود.
ولى در روش بانكدارى اسلامى، سود بهدست آمده، از فعاليت مستقيم سرمايه در كارهاى اقتصادى جامعه ناشى مىشود و اسلام از آن حمايت مىكند؛ زيرا موجب سلامت
[1]- اقتباس از: قانون عمليات بانكى بدون ربا، فصل اوّل، مادۀ 1
اقتصادى و رونق كار و بهبود وضع مالى مردم و اصلاح اخلاق و رفتار جامعه مىگردد.
بانكدارى در روش غير اسلامى به اين كه متقاضى وام، پول را براى چه منظور مىخواهد و آن را در چه راهى مصرف مىكند، بىتوجه است و خود را مسؤول پيگيرى آن نمىداند، ولى در روش اسلامى چنين توجهى مهم شمرده مىشود و متقاضى نمىتواند آن را در غير موردى كه تقاضا كرده مصرف كند. بانك با نظارت مستقيم خود، از چنين تخلّفى جلوگيرى مىكند و خود را در برابر آن مسؤول مىداند.[1]
مهمترين وظايف بانك اسلامى
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، براى تجديد حيات ارزشهاى بنيادى اسلامى، حذف «ربا» از برنامه بانكها ضرورى مىنمود. از اين رو، طرحى از سوى دولت به مجلس شوراى اسلامى ارائه شد. اين طرح، پس از تصويب مجلس و تأييد شوراى نگهبان، بهعنوان «قانون عمليات بانكى بدون ربا» از آغاز سال 1363 ه. ش. در كلّيّه بانكهاى كشور به اجرا درآمد.
به موجب اين قانون، بانكها موظف شدند كه از اين پس، عمليات بانكى- شامل مجموعه دريافتها و پرداختهاى پولى و اسنادى- را بر اساس قانون ياد شده اجرا كنند. مهمترين وظايف بانك اسلامى در اين راه، «تأمين منابع پولى»، «اعطاى تسهيلات» و «ارائه خدمات اسنادى» است كه تفصيل هر يك خواهد آمد.
تأمين منابع پولى
بانك براى اين كه بتواند نبض اقتصاد كشور را در دست گيرد و آن را براساس هدفهاى پيشبينى شده رهبرى كند، به منابع عظيم پولى نياز دارد كه بهترين راه تأمين آن، جذب سپردههاى مردم است.
از آن جا كه مردم در واگذارى پول خود به بانك، انگيزههايى گوناگون دارند و برخى
[1]- برداشت از: فصل اول مادۀ 1، 2 و 3، قانون عمليات بانكى بدون ربا