نيز در پاسخ اين پرسش: «مردى براى همسرش طلاآلات خريده و كسان مرد نيز به عنوان هديه طلاآلات آوردهاند و معلوم نيست كه آنها به زن تمليك شده يا نه؟ اكنون پس از فوت مرد، آيا طلاآلات از تركه مرد است يا مال زن؟» فرمود:
آنچه را مرد به همسرش داده، اگر ثابت نشود كه به زن بخشيده، جزء تركه مرد محسوب است و آنچه را بستگان مرد به زن بخشيدهاند از تركه مرد محسوب نمىشود.[1]
زن و حق تصرّف
از نظر فقهى، زن مىتواند هرگونه تصرفى در اموال خود بكند. شيخ طوسى مىنويسد:
وقتى زن به حد بلوغ و رشد رسيد، اموالش به او تحويل مىگردد و مىتواند هرگونه تصرفى در آن بكند؛ خواه شوهر داشته باشد يا نه؛ و در صورت داشتن شوهر، براى تصرف در اموال خود نيازى به اجازه او ندارد.[2]
برخى از موارد تصرف مالكانه زن عبارتاند از:
1. خريد و فروش
زن، بدون اجازه شوهر مىتواند با اموال خود خريد و فروش كند. امام خمينى (ره) در پاسخ اين پرسش: «آيا زن مىتواند با اموال خودش (بدون اذن شوهر)، چيزى بخرد يا نه؟» فرمود:
زن مىتواند با مال خودش خريد و فروش نمايد.[3]
2. بخشش
قرآن كريم، پس از آنكه به مردان فرمان مىدهد مهريه زنان خود را بپردازند، به آنان مىفرمايد:
(فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً). (نساء: 4)
اگر آنان چيزى از آن (مهر) را با رضايت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف كنيد.
بنابراين، «هبه»- كه نوع خاصى از نقل و انتقال و تصرف در اموال است- براى زن جايز است و او مىتواند بخشى از اموال خود را به شوهرش ببخشد. مجاز شمرده شدن تصرف شوهران
[1]استفتاءات، ج 3، ص 402.
[2]الخلاف، ابوجعفر الطوسِی، ج 3، ص 286.
[3]استفتاءات، ج 3، ص 553.
در اين مال:(فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً)دليل بر مشروعيت بخششهاى زن از اموال خود است.
زن در غير اين مورد نيز بدون اجازه شوهر مىتواند دارايى خود را به كسى ببخشد. امام خمينى (ره) در پاسخ اين پرسش: «اگر طلا و جواهرات خود را ببخشايم، آيا مخالفت شوهر مانع است؟ و آيا بدون اذن او شرعاً اين كار جايز است؟» فرمود:
طلاجات و زينت آلاتى كه ملك زن است، اختيار آن با خود زن بوده و اجازه شوهر شرط نيست.[1]
3. صدقه
زن مىتواند از اموال خود صدقه دهد و از نيازمندان دستگيرى كند. به نظر فقيهان، اجازه گرفتن زن از شوهرش در مورد صدقه و هبه از مال خود- كه در پارهاى از روايات آمده- بر استحباب حمل مىشود.[2]
4. وقف
روايات متعددى درباره ارزش و اهميت وقف نقل شده است. رسول خدا6مىفرمايد:
هرگاه فرزند آدم بميرد عمل او قطع مىشود؛ مگر از سه چيز: صدقه جاريه[3]، عملى كه از آن سود برده شود، يا فرزند صالح كه براى او دعا كند.[4]
همچنين مىفرمايد:
چند چيز است كه پاداش آنها بعد از مرگ مؤمن به او مىرسد: علمى كه از خود به يادگار گذاشته، فرزندى صالح كه جانشين خوبى براى او باشد، قرآنى كه به ارث گذاشته باشد، مسجدى كه ساخته، منزلى كه براى مسافران در راه مانده بنا كرده، نهرى كه آن را جارى ساخته و صدقهاى كه در حال حيات خود داده باشد.[5]
زن مىتواند همه يا بخشى از اموال خود را در راه خير وقف كند و در اين عمل نيازى به اجازه شوهر ندارد.
[1]همان.
[2]ر.ک: وسائل الشِیعه، ج 13، ص 323.
[3]وقف، نمونهاِی صدقة جارِیه است.
[4]وسائل الشِیعه، ج 13، ص 292.
[5]نهج الفصاحة، ترجمة ابوالقاسم پاِینده، ص 183، حدِیث 906.
معصومان7به اندازه توانايى مالى و مصلحتى كه تشخيص مىدادند، اموال خود را وقف مىكردند كه موقوفات حضرت فاطمه زهرا (ع) از آن جمله است. ابوبصير مىگويد: امام باقر7به من فرمود: آيا وصيت حضرت فاطمه (ع) را برايت نخوانم؟ عرض كردم: چرا (بفرماييد).
آنگاه امام باقر7بستهاى را درآورد كه نوشتهاى داخل آن قرار داشت و در آن اين گونه نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحيم. اين وصيت نامه فاطمه، دختر محمد6، است: وصيت كرد باغهاى هفتگانهاى كه در محلهايى به نام «عواف»، «دلال»، «برقه»، «مبيت»، «حسنى»، «صافيه» و «مال امّ ابراهيم» قرار دارند. وصيت اين است كه درآمد اين باغها با دست على7پس از وى حسن و پس از وى حسين و پس از ايشان به وسيله اولاد ارشد هزينه شود. خداوند را بر اين وصيت شاهد مىگيرم. مقداد و زبير بن عوام نيز شاهد اين وصيت هستند.[1]
مرحوم شيخ طوسى و مرحوم صدوق مىگويند: آن باغها وقف بودند و هرگاه براى رسول خدا6مهمان مىآمد يا رهگذرانى براى كمك نزد حضرت مىآمدند، از درآمد يا محصول آن باغها خرج مىكرد.[2]
نكته
در ميان انواع تصرفات زن، تنها نذر كردن به اجازه شوهر مشروط شده است. بنابراين، زن هرگونه نذرى را بخواهد انجام دهد بايد با اجازه شوهرش باشد. اين حكم نسبت به اموال شخصى او نيز بايد مراعات شود. امام خمينى (ره) فرمود:
نذر زن، بى اجازه شوهر باطل است.[3]اگر زن با وجود منع شوهر، نذر كند نذرش صحيح نيست؛ اگر چه زن از مال خودش نذر كند و اين عمل، با حق شوهر منافات نداشته باشد. بنابراين، ظاهر اين است كه اذن شوهر، شرط انعقاد نذر زن است و اگر شوهر، به همسرش اجازه نذر كردن ندهد اصلًا نذرش منعقد نمىگردد؛ ولى اگر اجازه دهد و پس از آن همسرش نذر كند، نذرش منعقد مىشود.[4]
[1]وسائل الشِیعه، ج 13، ص 311.
[2]همان.
[3]توضِیح المسائل، مسئلة 2644.
[4]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 103، مسئلة 3.
اگر زن با اجازه شوهر نذر كند، شوهرش نمىتواند نذر او را به هم بزند، يا او را از عمل كردن به نذر جلوگيرى كند.[1]
زن و خوداتكايى مالى
زن، پيش از ازدواج، از درآمد خود بهرهمند مىشود و در تأمين هزينههاى فردى به كسى وابسته نيست؛ ولى پس از ازدواج، تأمين هزينههاى جارى زندگى اش- مانند خوراك، پوشاك و مسكن- از نظر شرعى و قانونى، بر عهده شوهرش است. زن، تكليفى براى كار كردن و تأمين هزينه زندگى خود ندارد. اگر زن، شاغل باشد از درآمد آن بهرهمند خواهد بود و مىتواند آن را در هر راهى هزينه كند. شوهر نمىتواند او را مجبور سازد درآمد خود را خرج هزينه زندگى مشترك سازد. شاغل بودن يا ثروتمند بودن زن، تكليفِ تأمين مخارج زندگى مشترك را از شوهر ساقط نخواهد كرد.
پرسش
1. مفهوم استقلال اقتصادى را توضيح دهيد.
2. استقلال اقتصادى زن به چه معناست؟
3. يك دليل براى اثبات اهليت مالكيت زن بيان كنيد.
4. منظور از مالكيت چيست؟
5. چهار نمونه از اسباب مالكيت زن را نام ببريد.
6. آيا مرد مىتواند زن را به انجام كارهاى خانه مجبور كند؟
7. در چه صورت زن مىتواند براى انجام كارهاى خانه از شوهرش دستمزد بخواهد؟
8. هدايايى كه پس از ازدواج به زن داده مىشود، متعلق به چه كسى است؟
9. چهار نمونه از تصرف مالكانه زن را در اموال خود بيان كنيد.
10. آيا زن براى معامله با اموالش بايد از شوهرش اجازه بگيرد؟
11. آيا زن بدون اجازه شوهرش مىتواند اموالش را به كسى ببخشد؟
12. آيا زن مىتواند از اموالش چيزى را وقف كند؟
13. نذر زن، بدون اجازه شوهر چه حكمى دارد؟
[1]توضِیح المسائل، مسئلة 2645.
فصل سوم
مَهريه
پرداخت مهريه از سوى مرد به زن از سنن ديرينه در روابط خانوادگى بشرى است و وضع آن، نتيجه تدبير ماهرانهاى است كه در متن خلقت براى پيوند دادن زن و مرد به يكديگر طراحى شده است؛ چون به حكم قانون طبيعت، زن مظهر ناز و مرد نماد نياز است و هماره مرد به طلب و خواستگارى زن مىرود. پس آن گاه كه مرد در مقابل اظهار علاقه و طلب خويش، پاسخ مثبت و علاقه متقابل زن را مىبيند براى تشكر از زن و سپاس علاقه او مبلغى را به عنوان مهر به او عطا مىكند.[1]
خداوند، در پيمان ازدواج بر مرد واجب كرده است كه مهريه زن را به عنوان عطيه و پيشكشى به او بپردازد و به اين وسيله، صداقت خويش در اظهار علاقه و محبت به او را به اثبات برساند. از اين رو، قرآن كريم، در آيه چهارم سوره نساء[2]، از اين عطيّه به «صداق» تعبير آورده است كه بر رغبت صادقانه مرد به زن دلالت مىكند. واژههاى نحله، اجر و فريضه در قرآن كريم نيز با همين معنا مترادف است.[3]
تعريف و ماهيت مهريه
مهريه، مالى است كه مرد در برابر پيمان ازدواج به زن مىپردازد يا پرداخت آن را تعهّد مىكند.[4]
مهريه، بر خلاف ادعاى غربيها كه آن را بهاى خريد زن مىدانند، عطيه و پيشكشى بيش نيست و ماهيتى جز آن ندارد. تعبيرهاى «صداق» و «نحله» در آيات قرآن، بر چنين برداشتى از
[1]ر.ک: مجموعة آثار، ج 19، ص 194 ـ 208.
[2](وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً).
[3]ر.ک: سورههاِی بقره (2)، آِیة 229 و 236؛ مائده (5)، آِیة 5؛ احزاب (33)، آِیة 50؛ ممتحنه (60)، آِیة 10.
[4]ر.ک: فرهنگ معارف اسلامِی، سِید جعفر سجادِی، واژة مهر.
ماهيت مهريه گواهى مىدهند. از اين رو، مىتوان گفت آنچه مورد نظر شارع مقدس است، ارزش معنوى مهريه است نه ارزش مادى آن.
فلسفه مهريه
برخى از حكمتهاى مهريه عبارتند از:
1. تعديل روابط
فلسفه حقيقى مهريه، تدبير ماهرانهاى است كه در متن خلقت و آفرينش براى تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به يكديگر به كار رفته است.
قانون خلقت، جمال و غرور و بىنيازى را در جانب زن و نيازمندى و طلب و عشق و تغزّل را در جانب مرد قرار داده است و به همين وسيله، ضعف زن در مقابل نيرومندى بدنى مرد تعديل شده است و اين جهت موجب شده كه همواره مرد از زن خواستگارى كند.
اين خصوصيت، همواره به زن فرصت داده كه دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود و بر عكس، مرد را وادار كرده است كه به زن اظهار نياز كند و براى جلب رضاى او اقدام كند. يكى از آن اقدامات، اين بوده كه براى جلب رضاى او و به احترام موافقت او هديهاى نثار او مىكرده است.[1]
2. ارزشمندى زن
مهريه، موجب مىشود مرد، زن را موجودى ارزشمند بداند و به شخصيت حقوقى او پى ببرد. افزون بر آن، زن احساس نكند كه بدون هيچ قيد و شرطى در اختيار مرد قرار گرفته است، بلكه تعهد او در برابر مرد بر پايه قوانين محكم و احكام ويژهاى است كه اسلام در حق او وضع كرده است.
3. پشتوانه اقتصادى زن
زن نمىتواند همانند مرد در فعاليتهاى سنگين اجتماعى و اقتصادى شركت كند و به همين دليل كمتر به كسب و تجارت مىپردازد. از اين رو، مهريه مىتواند پشتوانه اقتصادى مناسبى براى او باشد. امام رضا7در پاسخ پرسش ابنسنان درباره علت وجوب پرداخت مهريه به زن، فرمود:
[1]ر.ک: مجموعة آثار، ج 19، ص 197 ـ 198.
... انَّ النِّساءَ مَحْظُوراتٌ عَنِ التَّعامُلِ وَ الْمَتْجَرِ.[1]
چون زن [به دليل اشتغال به خانهدارى و تربيت فرزند] از كسب و تجارت محروم است و درآمدى ندارد.
4. استحكام روابط خانوادگى
فلسفه يا يكى از علل امضاى مهريه در اسلام، استحكام رابطه عقدى و علقه همسرى است؛ چون اضافه شدن شرايط و مقررات در هر عقد و قراردادى، كاشف از اهميت موضوع و قوت علقه مربوط است.[2]
مهريه در ازدواج دائم و موقت
در ازدواج دائم و موقت، دادن مهريه از جانب مرد، واجب است؛ با اين تفاوت كه ذكر مهريه در ازدواج موقت، شرط صحت آن است و اگر ذكر نشود، عقد باطل مىگردد،[3]ولى در ازدواج دائم شرط نيست. از اين رو، اگر در عقد دائمى، مهر را معين نكنند عقد صحيح است و چنانچه عمل زناشويى انجام گرفته باشد، بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند، بدهد.[4]
شرايط مهريه
چيزهايى كه مهر قرار داده مىشوند، شرايطى دارند كه عبارتند از:
1. قابليت ملكيت
چيزهايى كه قابليت ملكيت دارند و مسلمان از نظر شرعى مىتواند مالك آنها شود، مىتوانند مهر قرار گيرند.[5]بر اين پايه، امور زير را مىتوان مهريه قرار داد:
- عين، مانند: خانه، باغ، دام، پول نقد، طلا و نقره؛
- دَيْن، مانند: طلب، چك، سفته و برات؛
[1]بحار الانوار، ج 103، ص 349 ـ 350.
[2]ر.ک: ازدواج در اسلام، علِی مشکِینِی، ص 75.
[3]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 258، مسئلة 5.
[4]توضِیح المسائل، مسئلة 2419.
ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 265، مسئلة 1 ـ 2.
- منفعت، مانند: منافع خانه، باغ و حيوان؛
- كار مباح، مانند: ساختن خانه و دامدارى؛[1]
- آموزش، مانند: آموختن صنعت و حرفه؛[2]
- حقوق مالى، مانند: حق تحجير و نشان گذارى زمين.[3]
2. ماليت داشتن
چيزى كه مهر قرار مىگيرد بايد ماليت و ارزش اقتصادى داشته باشد و بتوان با آن معامله كرد.
بر اين پايه، مهر قرار دادن چيزى كه ماليت ندارد يا از نظر كم بودن از ماليت خارج شده، صحيح نيست.[4]
3. معين بودن
مهريه بايد به گونهاى معين شود كه آن را از ابهام درآورد. بنابراين، اگر يكى از دو چيز را به طور مبهم قرار دهد، يا كار دوختن يكى از دو لباس را مثلًا مهر قرار دهد، مهريه باطل مىگردد؛ اما عقد صحيح است و چنانچه مرد با زن مباشرت كند، بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند، بدهد.[5]
مقدار مهريه
مهريه، مقدار معينى ندارد؛ بلكه هر مقدار كه مورد رضايت و توافق زن و مرد قرار گيرد، خواه كم باشد يا زياد.[6]البته كم قرار دادن مهريه در اسلام مورد سفارش قرار گرفته است. رسولخدا6مىفرمايد:
[1]همچنانکه حضرت موسِی78 سال کار خود را مهرِیة همسرش قرار داد. (قصص: 27)
[2]چنانکه پِیامبر6مردِی از اصحاب خود را با زنِی تزوِیج کرد و مهرِیهاش را تعلِیم قرآن قرار داد.
[3]رسالة نوِین، عبدالکرِیم بِیآزار شِیرازِی، ج 3، ص 78.
[4]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 258، مسئلة 5 و ص 265، مسئلة 1.
[5]همان، ص 266، مسئلة 3.
[6]همان، ص 265، مسئلة 1.