معصومان7به اندازه توانايى مالى و مصلحتى كه تشخيص مىدادند، اموال خود را وقف مىكردند كه موقوفات حضرت فاطمه زهرا (ع) از آن جمله است. ابوبصير مىگويد: امام باقر7به من فرمود: آيا وصيت حضرت فاطمه (ع) را برايت نخوانم؟ عرض كردم: چرا (بفرماييد).
آنگاه امام باقر7بستهاى را درآورد كه نوشتهاى داخل آن قرار داشت و در آن اين گونه نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحيم. اين وصيت نامه فاطمه، دختر محمد6، است: وصيت كرد باغهاى هفتگانهاى كه در محلهايى به نام «عواف»، «دلال»، «برقه»، «مبيت»، «حسنى»، «صافيه» و «مال امّ ابراهيم» قرار دارند. وصيت اين است كه درآمد اين باغها با دست على7پس از وى حسن و پس از وى حسين و پس از ايشان به وسيله اولاد ارشد هزينه شود. خداوند را بر اين وصيت شاهد مىگيرم. مقداد و زبير بن عوام نيز شاهد اين وصيت هستند.[1]
مرحوم شيخ طوسى و مرحوم صدوق مىگويند: آن باغها وقف بودند و هرگاه براى رسول خدا6مهمان مىآمد يا رهگذرانى براى كمك نزد حضرت مىآمدند، از درآمد يا محصول آن باغها خرج مىكرد.[2]
نكته
در ميان انواع تصرفات زن، تنها نذر كردن به اجازه شوهر مشروط شده است. بنابراين، زن هرگونه نذرى را بخواهد انجام دهد بايد با اجازه شوهرش باشد. اين حكم نسبت به اموال شخصى او نيز بايد مراعات شود. امام خمينى (ره) فرمود:
نذر زن، بى اجازه شوهر باطل است.[3]اگر زن با وجود منع شوهر، نذر كند نذرش صحيح نيست؛ اگر چه زن از مال خودش نذر كند و اين عمل، با حق شوهر منافات نداشته باشد. بنابراين، ظاهر اين است كه اذن شوهر، شرط انعقاد نذر زن است و اگر شوهر، به همسرش اجازه نذر كردن ندهد اصلًا نذرش منعقد نمىگردد؛ ولى اگر اجازه دهد و پس از آن همسرش نذر كند، نذرش منعقد مىشود.[4]
[1]وسائل الشِیعه، ج 13، ص 311.
[2]همان.
[3]توضِیح المسائل، مسئلة 2644.
[4]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 103، مسئلة 3.
اگر زن با اجازه شوهر نذر كند، شوهرش نمىتواند نذر او را به هم بزند، يا او را از عمل كردن به نذر جلوگيرى كند.[1]
زن و خوداتكايى مالى
زن، پيش از ازدواج، از درآمد خود بهرهمند مىشود و در تأمين هزينههاى فردى به كسى وابسته نيست؛ ولى پس از ازدواج، تأمين هزينههاى جارى زندگى اش- مانند خوراك، پوشاك و مسكن- از نظر شرعى و قانونى، بر عهده شوهرش است. زن، تكليفى براى كار كردن و تأمين هزينه زندگى خود ندارد. اگر زن، شاغل باشد از درآمد آن بهرهمند خواهد بود و مىتواند آن را در هر راهى هزينه كند. شوهر نمىتواند او را مجبور سازد درآمد خود را خرج هزينه زندگى مشترك سازد. شاغل بودن يا ثروتمند بودن زن، تكليفِ تأمين مخارج زندگى مشترك را از شوهر ساقط نخواهد كرد.
پرسش
1. مفهوم استقلال اقتصادى را توضيح دهيد.
2. استقلال اقتصادى زن به چه معناست؟
3. يك دليل براى اثبات اهليت مالكيت زن بيان كنيد.
4. منظور از مالكيت چيست؟
5. چهار نمونه از اسباب مالكيت زن را نام ببريد.
6. آيا مرد مىتواند زن را به انجام كارهاى خانه مجبور كند؟
7. در چه صورت زن مىتواند براى انجام كارهاى خانه از شوهرش دستمزد بخواهد؟
8. هدايايى كه پس از ازدواج به زن داده مىشود، متعلق به چه كسى است؟
9. چهار نمونه از تصرف مالكانه زن را در اموال خود بيان كنيد.
10. آيا زن براى معامله با اموالش بايد از شوهرش اجازه بگيرد؟
11. آيا زن بدون اجازه شوهرش مىتواند اموالش را به كسى ببخشد؟
12. آيا زن مىتواند از اموالش چيزى را وقف كند؟
13. نذر زن، بدون اجازه شوهر چه حكمى دارد؟
[1]توضِیح المسائل، مسئلة 2645.
فصل سوم
مَهريه
پرداخت مهريه از سوى مرد به زن از سنن ديرينه در روابط خانوادگى بشرى است و وضع آن، نتيجه تدبير ماهرانهاى است كه در متن خلقت براى پيوند دادن زن و مرد به يكديگر طراحى شده است؛ چون به حكم قانون طبيعت، زن مظهر ناز و مرد نماد نياز است و هماره مرد به طلب و خواستگارى زن مىرود. پس آن گاه كه مرد در مقابل اظهار علاقه و طلب خويش، پاسخ مثبت و علاقه متقابل زن را مىبيند براى تشكر از زن و سپاس علاقه او مبلغى را به عنوان مهر به او عطا مىكند.[1]
خداوند، در پيمان ازدواج بر مرد واجب كرده است كه مهريه زن را به عنوان عطيه و پيشكشى به او بپردازد و به اين وسيله، صداقت خويش در اظهار علاقه و محبت به او را به اثبات برساند. از اين رو، قرآن كريم، در آيه چهارم سوره نساء[2]، از اين عطيّه به «صداق» تعبير آورده است كه بر رغبت صادقانه مرد به زن دلالت مىكند. واژههاى نحله، اجر و فريضه در قرآن كريم نيز با همين معنا مترادف است.[3]
تعريف و ماهيت مهريه
مهريه، مالى است كه مرد در برابر پيمان ازدواج به زن مىپردازد يا پرداخت آن را تعهّد مىكند.[4]
مهريه، بر خلاف ادعاى غربيها كه آن را بهاى خريد زن مىدانند، عطيه و پيشكشى بيش نيست و ماهيتى جز آن ندارد. تعبيرهاى «صداق» و «نحله» در آيات قرآن، بر چنين برداشتى از
[1]ر.ک: مجموعة آثار، ج 19، ص 194 ـ 208.
[2](وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً).
[3]ر.ک: سورههاِی بقره (2)، آِیة 229 و 236؛ مائده (5)، آِیة 5؛ احزاب (33)، آِیة 50؛ ممتحنه (60)، آِیة 10.
[4]ر.ک: فرهنگ معارف اسلامِی، سِید جعفر سجادِی، واژة مهر.
ماهيت مهريه گواهى مىدهند. از اين رو، مىتوان گفت آنچه مورد نظر شارع مقدس است، ارزش معنوى مهريه است نه ارزش مادى آن.
فلسفه مهريه
برخى از حكمتهاى مهريه عبارتند از:
1. تعديل روابط
فلسفه حقيقى مهريه، تدبير ماهرانهاى است كه در متن خلقت و آفرينش براى تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به يكديگر به كار رفته است.
قانون خلقت، جمال و غرور و بىنيازى را در جانب زن و نيازمندى و طلب و عشق و تغزّل را در جانب مرد قرار داده است و به همين وسيله، ضعف زن در مقابل نيرومندى بدنى مرد تعديل شده است و اين جهت موجب شده كه همواره مرد از زن خواستگارى كند.
اين خصوصيت، همواره به زن فرصت داده كه دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود و بر عكس، مرد را وادار كرده است كه به زن اظهار نياز كند و براى جلب رضاى او اقدام كند. يكى از آن اقدامات، اين بوده كه براى جلب رضاى او و به احترام موافقت او هديهاى نثار او مىكرده است.[1]
2. ارزشمندى زن
مهريه، موجب مىشود مرد، زن را موجودى ارزشمند بداند و به شخصيت حقوقى او پى ببرد. افزون بر آن، زن احساس نكند كه بدون هيچ قيد و شرطى در اختيار مرد قرار گرفته است، بلكه تعهد او در برابر مرد بر پايه قوانين محكم و احكام ويژهاى است كه اسلام در حق او وضع كرده است.
3. پشتوانه اقتصادى زن
زن نمىتواند همانند مرد در فعاليتهاى سنگين اجتماعى و اقتصادى شركت كند و به همين دليل كمتر به كسب و تجارت مىپردازد. از اين رو، مهريه مىتواند پشتوانه اقتصادى مناسبى براى او باشد. امام رضا7در پاسخ پرسش ابنسنان درباره علت وجوب پرداخت مهريه به زن، فرمود:
[1]ر.ک: مجموعة آثار، ج 19، ص 197 ـ 198.
... انَّ النِّساءَ مَحْظُوراتٌ عَنِ التَّعامُلِ وَ الْمَتْجَرِ.[1]
چون زن [به دليل اشتغال به خانهدارى و تربيت فرزند] از كسب و تجارت محروم است و درآمدى ندارد.
4. استحكام روابط خانوادگى
فلسفه يا يكى از علل امضاى مهريه در اسلام، استحكام رابطه عقدى و علقه همسرى است؛ چون اضافه شدن شرايط و مقررات در هر عقد و قراردادى، كاشف از اهميت موضوع و قوت علقه مربوط است.[2]
مهريه در ازدواج دائم و موقت
در ازدواج دائم و موقت، دادن مهريه از جانب مرد، واجب است؛ با اين تفاوت كه ذكر مهريه در ازدواج موقت، شرط صحت آن است و اگر ذكر نشود، عقد باطل مىگردد،[3]ولى در ازدواج دائم شرط نيست. از اين رو، اگر در عقد دائمى، مهر را معين نكنند عقد صحيح است و چنانچه عمل زناشويى انجام گرفته باشد، بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند، بدهد.[4]
شرايط مهريه
چيزهايى كه مهر قرار داده مىشوند، شرايطى دارند كه عبارتند از:
1. قابليت ملكيت
چيزهايى كه قابليت ملكيت دارند و مسلمان از نظر شرعى مىتواند مالك آنها شود، مىتوانند مهر قرار گيرند.[5]بر اين پايه، امور زير را مىتوان مهريه قرار داد:
- عين، مانند: خانه، باغ، دام، پول نقد، طلا و نقره؛
- دَيْن، مانند: طلب، چك، سفته و برات؛
[1]بحار الانوار، ج 103، ص 349 ـ 350.
[2]ر.ک: ازدواج در اسلام، علِی مشکِینِی، ص 75.
[3]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 258، مسئلة 5.
[4]توضِیح المسائل، مسئلة 2419.
ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 265، مسئلة 1 ـ 2.
- منفعت، مانند: منافع خانه، باغ و حيوان؛
- كار مباح، مانند: ساختن خانه و دامدارى؛[1]
- آموزش، مانند: آموختن صنعت و حرفه؛[2]
- حقوق مالى، مانند: حق تحجير و نشان گذارى زمين.[3]
2. ماليت داشتن
چيزى كه مهر قرار مىگيرد بايد ماليت و ارزش اقتصادى داشته باشد و بتوان با آن معامله كرد.
بر اين پايه، مهر قرار دادن چيزى كه ماليت ندارد يا از نظر كم بودن از ماليت خارج شده، صحيح نيست.[4]
3. معين بودن
مهريه بايد به گونهاى معين شود كه آن را از ابهام درآورد. بنابراين، اگر يكى از دو چيز را به طور مبهم قرار دهد، يا كار دوختن يكى از دو لباس را مثلًا مهر قرار دهد، مهريه باطل مىگردد؛ اما عقد صحيح است و چنانچه مرد با زن مباشرت كند، بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند، بدهد.[5]
مقدار مهريه
مهريه، مقدار معينى ندارد؛ بلكه هر مقدار كه مورد رضايت و توافق زن و مرد قرار گيرد، خواه كم باشد يا زياد.[6]البته كم قرار دادن مهريه در اسلام مورد سفارش قرار گرفته است. رسولخدا6مىفرمايد:
[1]همچنانکه حضرت موسِی78 سال کار خود را مهرِیة همسرش قرار داد. (قصص: 27)
[2]چنانکه پِیامبر6مردِی از اصحاب خود را با زنِی تزوِیج کرد و مهرِیهاش را تعلِیم قرآن قرار داد.
[3]رسالة نوِین، عبدالکرِیم بِیآزار شِیرازِی، ج 3، ص 78.
[4]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 258، مسئلة 5 و ص 265، مسئلة 1.
[5]همان، ص 266، مسئلة 3.
[6]همان، ص 265، مسئلة 1.
افْضَلُ نِساءِ امَّتى اصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ اقَلُّهُنَّ مَهْراً.[1]
بهترين زنان امت من، زيباروترين و كممهرترين آنان هستند.
در روايت آمده است:
انَّ مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ قِلَّةَ مَهْرِها وَ مِنْ شُؤْمِها كَثْرَةَ مَهْرِها.[2]
مباركى زن در كم بودن مهريه اوست و بديمنى (و نامباركى) او در زياد بودن مهرش.
بر پايه اين گونه روايات، كم بودن مهريه، نشانه بركت و خوش يمنى قدوم زن به خانه مرد است و باعث بالا رفتن ارزش معنوى او مىشود؛ همان گونه كه زيادى مهر، نشانه شومى و بديمنى زن شمرده شده و مورد نكوهش قرار گرفته است.
امام على7مىفرمايد:
مهريه زنان را گزاف و سنگين قرار ندهيد كه موجب دشمنى مىشود.[3]
امام خمينى (ره) در پاسخ پرسشى درباره زياد قرار دادن مهريه مىفرمايد:
در اسلام، حدّى براى مهريه به نحو لزوم معيّن نشده، ولى مستحب مىباشد كه مخارج ازدواج و همچنين مهريّه را كم كنند، و نيز مستحب است مقدار مهريّه از مهر السّنّة كه پانصد درهم است زيادتر نباشد.[4]
متأسفانه با همه اين سفارشها، امروزه شاهد افزايش بىرويه مهريهها هستيم. آموزههاى اسلامى، تقوا و پاكدامنى را وسيله برترى و بزرگى معرفى مىكند؛ اما بعضى از افراد مهريههاى سنگين، جهيزيههاى بالا و تجملات زندگى را مايه فخر و فضل و موجب تداوم و استحكام زندگى مىپندارند.
مهريههاى سنگين، باعث تدوام زندگى نمىشود، بلكه تأخير در ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج، نتيجه مهريههاى سنگين است.
[1]وسائل الشِیعه، ج 17، ص 78.
[2]همان، ص 79.
[3]بحار الانوار، ج 103، ص 351.
[4]استفتاءات، ج 3، ص 177.
انواع مهريه
شمارى از انواع مهريه عبارتند از:
1. مَهْرُ المُسَمَّى
مقدار مهريهاى كه مورد توافق و رضايت عروس و داماد قرار گرفته و در متن عقد آمده، مهر المسمّى مىگويند.
2. مَهْرُ السُّنَّه
مقدار مهريهاى كه رسول خدا6براى حضرت فاطمه (ع) صداق قرار داد.[1]
مهر السنّه، پانصد درهم است؛[2]و اين مقدار مهريه مستحب شمرده شده است.[3]از خطبه امام على7و نيز خطبه امام جواد7و بعضى از روايات ديگر استفاده مىشود كه مهريه حضرت زهرا (س) پانصد درهم بوده است. درهم شرعى برابر 6/ 12 نخود نقره سكّهدار است.
بنابراين، پانصد درهم، معادل 5/ 262 مثقال معمولى (مثقال: 24 نخود) نقره سكهدار مىشود.
امام خمينى (ره) در پاسخ اين پرسش: مهر السنة در زمان ما چقدر است؟ فرمود:
مقدار مهر السّنّة 5/ 262 مثقال نقره مسكوك است و تقويم آن موكول به عرف بازار است.[4]
3. مَهْرُ المِثْل
به مقدار مهريهاى كه براى زنان مشابه يكديگر معمول است، مهر المثل مىگويند. در مهر المثل، احتياط آن است كه زن از نظر سنّ، بكارت، نجابت، پاكدامنى، عقل، شرافت، كمال، زيبايى، بلكه هر چه از نظر عرف و عادت در بالا بردن و نقصان مهر مؤثر است، حتى خويشان و فاميل و شهر آن زن مورد توجه قرار مىگيرد.[5]
در مواردى كه هنگام عقد مقدار مهر را معين نكرده باشند، يا چيزى را به عنوان مهر قرار داده باشند كه قابليت ملكيت ندارد، زن مستحق مهر المثل مىشود؛ البته به شرط انجام عمل زناشويى.[6]
[1]ر.ک: فرهنگ معارف اسلامِی، دکتر سِید جعفر سجادِی، واژه مهر.
[2]ر.ک: وسائل الشِیعه، ج 15، ص 5 ـ 8.
[3]بحار الانوار، ج 43، ص 112.
[4]استفتاءات، ج 3، ص 187.
[5]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 266، مسئلة 6.
[6]همان، ص 267، مسئلة 7.