بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 43

6. هزينه‌هاى درمانى و بهداشتى: هزينه داروهايى كه زن به طور متعارف به آن نياز دارد و هزينه نظافت و بهداشت فردى او بر عهده شوهر است.[1]

7. هزينه سفر: مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست، ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد بايد خرج سفر او را بدهد.[2]

د. چگونگى پرداخت نفقه‌

پرداخت هزينه خوراك زن به دو صورت است:

1. زن مانند ساير اعضاى خانواده و طبق معمول با شوهرش در خانه هم خوراك شود.

2. شوهر، نفقه را به زن بپردازد.[3]

اگر زن و شوهر بر پرداخت نفقه به صورت پول نقد توافق كنند و زن آن را دريافت كند مالكش مى‌شود؛ و واجبِ شوهر ساقط مى‌گردد و هيچ كدام حق ندارند ديگرى را به پرداخت نفقه به صورت پول نقد وادار كنند.[4]

هـ. صرفه‌جويى در نفقه‌

اگر شوهر مخارج چند روز- مثلًا يك هفته يا يك ماه- را به زن بپردازد و اين مدت بگذرد و زن آن را براى خود مصرف نكند؛ به اين صورت كه از جاى ديگرى غير از نفقه، مصرف كند، يا كسى مخارج او را بدهد يا زن با صرفه جويى، مقدارى از نفقه را پس‌انداز كند، آنچه از نفقه زياد مى‌آيد متعلق به زن و ملك اوست و شوهر حق پس گرفتن آن را ندارد.[5]

و. احكام نفقه‌

1. اگر مرد، نفقه زن را ندهد، چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد، مديون زن است.[6]

[1]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 281 ـ 283، مسئلة 8 ـ 9.

[2]ر.ک: توضِیح المسائل، مسئلة 2415.

[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 284، مسئلة 12.

[4]همان، ص 285، مسئلة 14.

[5]همان، ص 283، مسئلة 11.

[6]توضِیح المسائل، مسئلة 1412.


صفحه 44

2. اگر زن در مواردى كه اطاعت شوهر لازم است، از او اطاعت نكند، گناهكار است و حق غذا، لباس، منزل و همخوابى ندارد، ولى مهر او از بين نمى‌رود.[1]

3. اگر زنى كه از شوهر اطاعت مى‌كند، از او خرجى بخواهد، ولى شوهر به او خرجى ندهد، مى‌تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاكم شرع و اگر ممكن نباشد به مؤمنان عادل و اگر آن هم ممكن نباشد به ديگران مراجعه كند.[2]

4. اگر الزام شوهر بر دادن نفقه ممكن نباشد، زن مى‌تواند در هر روز به اندازه خرجى آن روز، بدون اجازه از مال شوهرش بردارد و اگر چنين كارى ممكن نباشد و زن به ناچار معاش خود را تهيه كند، در موقعى كه به تهيه معاش اشتغال دارد، اطاعت شوهر بر او واجب نيست.[3]

5. اگر زن به جهت عذر شرعى يا عقلى مانند حيض، احرام، اعتكاف واجب و بيمارى نتواند تمكين كند، يا اگر با اجازه شوهر به سفرِ واجب يا مستحب برود نفقه‌اش از بين نمى‌رود.[4]

6. اگر زن بدون اجازه شوهر به مسافرت مستحب يا مباح برود، يا بدون اجازه او از خانه بيرون رود، نفقه‌اش از بين نمى‌رود.[5]

نفقه خويشان و نزديكان‌

خويشاوندان در اينجا عبارتند از:

1. فرزندان و نوه‌ها، اگر چه پايين‌تر روند (مانند نبيره و نتيجه)؛

2. پدر و مادر و پدربزرگها و مادربزرگها، اگر چه بالاتر روند.

نفقه اين دو دسته- خواه مرد باشند يا زن، كوچك يا بزرگ، مسلمان يا كافر- به تفصيلى كه مى‌آيد، بر مرد واجب است؛ ولى نفقه ديگر نزديكان، به ويژه كسانى كه از او ارث مى‌برند، استحباب دارد.»

[1]همان، مسئلة 2413.

[2]همان، مسئلة 2416.

[3]همان.

[4]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 280، مسئلة 5.

[5]همان.

[6]همان، ص 285، مسئلة 1.


صفحه 45

برخى از احكام مربوط به نفقه خويشان به قرار زير است:

1. وجوب پرداخت نفقه به نزديكان دو شرط دارد:

الف. نزديكان، بالفعل فقير باشند؛ به اين معنا كه در حال حاضر روزى خود را نداشته باشند.

بنابراين، نفقه دادن به كسى كه در حال حاضر توانايى تأمين مخارج خود را دارد واجب نيست، اگر چه فقيرى باشد كه روزىِ سالش را نداشته باشد و گرفتن زكات و مانند آن برايش جايز باشد؛[1]

ب. انسان پس از تأمين مخارج خود و همسر دائمى‌اش، توانايى پرداخت آن را داشته باشد.[2]

2. مخارج نزديكان، مقدار معيّنى ندارد، بلكه واجب است مخارج آنها را به مقدار كافى از خوراك، پوشاك و مسكن با ملاحظه حال، شأن، زمان و مكان، به گونه‌اى كه در نفقه همسر گذشت، بپردازد.[3]

3. نفقه فرزند، بر پدرش واجب است. در صورت نبودن يا فقر پدر، نفقه بر جد پدرى واجب است و با نبود و فقر او بر جد مادرى واجب مى‌شود و همچنين به طور الاقرب فالاقرب، بالاتر مى‌رود و با نبود يا عدم توانايى آنها بر مادر فرزند واجب مى‌گردد.[4]

4. نفقه اولاد تا وقتى كه نتوانند خود را اداره كنند، بر پدر واجب است.[5]

5. نفقه پدر و مادر فقير بر فرزند واجب است. در صورت نبود يا فقر فرزند، نفقه بر نوه آنان واجب است.[6]

6. اگر كسى توانايى مالى پرداخت نفقه به پدر و مادر خود را نداشته باشد، تكليفى در اين باره ندارد.[7]

7. نفقه برادرها بر انسان واجب نيست.[8]

[1]همان، ص 282، مسئلة 2.

[2]همان، مسئلة 4.

[3]همان، ص 287، مسئلة 8.

[4]همان، ص 288، مسئلة 12.

[5]ر.ک: استفتاءات، ج 3، ص 234، س 11.

[6]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 288، مسئلة 12.

[7]ر.ک: استفتاءات، ج 3، ص 203 ـ 204، س 19.

[8]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 287، مسئلة 10.


صفحه 46

8. نفقه نزديكان اگر به موقع پرداخت نشود، دَيْن نيست و جبران نمى‌شود؛ بر خلاف نفقه همسر. براى مثال، اگر پدر مدتى نفقه فرزند را ندهد، فرزند نسبت به آن حق مطالبه ندارد.[1]

9. هديه دادن به خويشاوندان، مستحب است ... و شايسته‌تر به اين كار پدر و مادر هستند كه خداوند بزرگ دستور نيكى به آنان را داده است ... و از همه سزاوارتر مادر است كه نيكى به او و رابطه با وى بيشتر از پدر تأكيد شده است.[2]

10. برترى دادن برخى فرزندان بر برخى ديگر در هديه دادن، جايز است؛ ولى كراهت دارد و چه‌بسا اگر موجب فتنه انگيزى و دشمنى و كينه مفسده آور باشد حرام شود. اگر اين برترى، مفسده نداشته و براى برخى فرزندان خصوصيتى داشته باشد كه رعايت آن اولويت دارد، چه بسا ترجيح داشته باشد.[3]

نفقه مملوك‌

منظور از مملوك، چيزهايى است كه در ملكيت انسان قرار دارند، مانند: حيوان و برده.

نفقه مملوك، حتى زنبور عسل و كرم ابريشم، بر مالكش واجب است.

نفقه حيوان، اندازه معينى ندارد. واجب است آنچه حيوان نياز دارد برايش تهيه شود؛ مانند:

خوردن، آشاميدن و محل استراحت. مالك آن نيز اختيار دارد كه به او علف بدهد يا آن را براى چريدن در چراگاه رهايش كند. بر اين پايه، اگر حيوان به چريدن (در چراگاه) بسنده كند [و سير شود] كه چه بهتر؛ وگرنه بايد به مقدار كفايت به آن حيوان علف دهد.[4]

اگر مالك از دادن نفقه به حيوان- اگر چه به صورت رها كردن و چريدن در چراگاه به قدر كفايت- خوددارى ورزد، اجبار مى‌شود آن را بفروشد، يا مخارج آن را تأمين كند، يا اگر گوشتش قابل استفاده است آن را ذبح كند.[5]

[1]ر.ک: استفتاءات، ج 3، ص 197 ـ 198، س 1 ـ 3.

[2]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 54، مسئلة 21.

[3]همان، مسئلة 22.

[4]همان، ص 289، س 15.

[5]همان، مسئلة 16.


صفحه 47

پرسش‌

1. اسباب وجوب نفقه را نام ببريد.

2. نفقه واجب همسر شامل چه امورى مى‌شود؟

3. آيا پول دادن به همسر براى تهيه هديه، انفاق به فقيران و خريد كتاب بر شوهر واجب است؟

4. شرايط وجوب نفقه همسر را بنويسيد.

5. نفقه زن در صورتى كه درآمد كافى داشته باشد، بر عهده چه كسى است؟

6. در ازدواج موقت، نفقه زن بر عهده كيست؟

7. اطاعت از شوهر در چه مواردى واجب است؟

8. زن در چه مواردى ناشزه شمرده مى‌شود؟

9. مهم‌ترين موارد نفقه همسر را بنويسيد.

10. مرد در چه صورتى مكلف است براى همسرش خدمتكار بگيرد؟

11. چگونگى پرداخت نفقه همسر را توضيح دهيد.

12. آيا شوهر مى‌تواند مقدار نفقه‌اى كه زن در اثر صرفه جويى براى خود پس انداز كرده، پس بگيرد؟

13. حق نفقه همسر دائمى در چه صورتى از بين مى‌رود؟

14. اگر شوهر از دادن نفقه زن امتناع ورزد، تكليف چيست؟

15. زن در چه صورت مى‌تواند بدون اجازه شوهر از مال او براى نفقه‌اش بردارد؟

16. اگر زن بدون اجازه شوهر به ديدن اقوام و بستگان برود، نفقه‌اش از بين مى‌رود؟

17. منظور از خويشان و نزديكانى كه نفقه آنها واجب مى‌شود، چه كسانى هستند؟

18. نفقه خويشان با چه شرايطى واجب مى‌شود؟

19. نفقه اولاد تا چه زمانى بر پدر واجب است؟

20. اگر كسى توانايى مالى رسيدگى به پدر و مادر خود را نداشته باشد، تكليف چيست؟


صفحه 48

فصل پنجم

وصيّت و ارث‌

1. وصيّت‌

وصيّت كه در لغت به معناى سفارش كردن، اندرز دادن، عهد كردن و امر كردن آمده است، هرگاه از جانب خداى تعالى باشد معناى امر و فرمان را مى‌رساند، چنان كه در آيه «وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً ...»[1]

(احقاف: 15) و آيه(... وَ أَوْصَانِي بِالصَّلوةِ وَالزَّكوةِ مَادُمْتُ حَيّاً)[2](مريم: 31) در همين معنا به كار رفته است؛[3]و هرگاه از جانب غير خداوند باشد در ديگر معانى به كار مى‌رود.

در اصطلاح فقهى، وصيت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براى او كارهايى انجام دهند، يا بگويد بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى باشد، يا براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با اوست قيّم و سرپرست معين كند.[4]

قرآن كريم، وصيت را حقى بر عهده پرهيزكاران دانسته، مى‌فرمايد:

(كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ). (بقره: 180)

بر شما نوشته شده: «هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرارسد، اگر چيز خوبى (: مالى) از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزديكان، به طور شايسته وصيّت كند. اين حقى است بر پرهيزكاران.

[1]انسان را به نِیکِی کردن با پدر و مادرش امر کردِیم و دستور دادِیم.

[2](حضرت عِیسِی7گفت:) خداِی تعالِی به من دستور داده است که در دوران زندگِی، نماز را به پاِی دارم و زکات بدهم.

[3]ر.ک: نثر طوبِی ِیا دائرة المعارف لغات قرآن مجِید، مِیرزا ابوالحسن شعرانِی، ص 558 ـ 559.

[4]توضِیح المسائل، مسئلة 2694.


صفحه 49

رسول خدا6مى‌فرمايد:

سزاوار نيست مسلمان شب بخوابد، مگر اينكه وصيت نامه‌اش زير سر او باشد.[1]

نيز مى‌فرمايد:

هر كس هنگام مرگ، وصيتش نيكو نباشد در مروّت و عقل او نقصان است.[2]

در روايت آمده است:

كسى كه بدون وصيت از دنيا برود، به مرگ جاهليت مرده است.[3]

امام باقر7مى‌فرمايد:

كسى كه هنگام مرگ براى خويشاوندانش وصيت نكند، عمل خود را با معصيت ختم كرده است.[4]

فلسفه وصيت‌

آيا با وجود قانون ارث، وصيت كردن ضرورتى دارد؟ در پاسخ مى‌توان گفت: تنها يك عده از بستگان، از قانون ارث آن هم روى حساب معيّنى، بهره‌مند مى‌شوند، در حالى كه چه بسا عده‌اى ديگر از فاميل نياز مبرم به كمكهاى مالى داشته باشند. از سوى ديگر، گاهى مبلغ ارث در مورد بعضى از وارثان پاسخگوى نيازشان نيست. همچنين گاهى انسان مايل است كارهاى خيرى انجام دهد؛ اما در زمان حياتش موفق به آن نشده است؛ از اين رو، عقل و منطق ايجاب مى‌كند كه از اموال خود براى پس از مرگش برخوردار شود. افزون بر اين موارد، گاهى ممكن است ديونى شرعى بر عهده انسان باشد و يا به اشخاصى بدهكار باشد و آنها را نپرداخته باشد، بر او واجب است نسبت به آنها وصيت كند.

مجموعه اين امور موجب شده است كه در كنار قانون ارث، وصيت نيز مقرر گردد و به مسلمانان اجازه داده شود كه نسبت به

از اموال خود براى پس از مرگ خويش تصميم بگيرند.

وصيت، نوعى دور انديشى و واقع بينى غير قابل انكار است و اگر مايه طول عمر نباشد، هرگز كوتاهى عمر را در پى نخواهد داشت.[5]

[1]وسائل الشِیعه، ج 13، ص 352.

[2]همان، ص 353.

[3]همان.

[4]همان، ص 355.

[5]ر.ک: «وصِیت از نظر اسلام»، محمد سبحانِی نِیا، نشرِیة راه مردم تارِیخ 20/7/1378.


صفحه 50

انواع وصيّت‌

1. تمليكى‌

وصيت تمليكى، آن است كه قسمتى از مالش را بعد از مرگ خود، به ملك كسى (از مستمندان يا مؤسسه‌اى خيريه) درآورد. وصيت به در اختيار درآوردن بعضى از حقوق مانند حقِ تحجير و سرقفلى (به شخص نيازمند يا امور خيريه) نيز به وصيت تمليكى ملحق مى‌شود.

2. عهدى‌

وصيّت عهدى، آن است كه براى پس از مرگ خود، كسى را به انجام كفن و دفن و نايب گرفتن براى حج و ديگر وظايف ترك شده‌اش وصيت كند.

3. فكّى‌

وصيت فكّى، آن است كه كسى را براى آزاد سازى ملكى وصيت كند؛ مانند وصيت به وقف مال يا آزاد كردن بنده.[1]

احكام وصيّت‌

1. كسى كه نشانه‌هاى مرگ را در خود مى‌بيند:

- اگر به مردم بدهكار است و موقع دادن آن بدهى رسيده، بايد بدهد و اگر خودش نمى‌تواند بدهد، يا موقع دادن بدهى او نرسيده، بايد وصيت كند و بر وصيت شاهد بگيرد.[2]

- اگر خمس، زكات و مظالم بدهكار است بايد فوراً بدهد و اگر نمى‌تواند بدهد چنانچه از خودش مال دارد، يا احتمال مى‌دهد كسى آنها را ادا نمايد، بايد وصيت كند و همچنين است اگر حج بر او واجب باشد.[3]

- اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد وصيت كند كه از مال خودش بر او اجير بگيرند؛ بلكه اگر مال نداشته باشد، ولى احتمال بدهد كسى بدون آنكه چيزى بگيرد آنها را انجام مى‌دهد، باز هم وصيت كردن واجب است.[4]

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 82.

[2]توضِیح المسائل، مسئلة 2700.

[3]همان، مسئلة 2701.

[4]همان، مسئلة 2702.