فصل هفتم
حقوق متعلق به اموال زوجه
بر اموال و داراييهاى زن حقوقى- اعم از حق مالى واجب و مستحب- تعلق مىگيرد. انفاقهاى مستحب، مانند: صدقه، احسان و كمكهاى مالى به افراد، از حقوق مالى مستحب است. پرداخت خمس و زكات، نفقه والدين، كفارات و جريمههاى مالى شرعى از حقوق واجبى است كه بر اموال زن تعلق مىگيرد.
آنچه در اين فصل مورد بررسى قرار مىگيرد تنها حقوق واجبى است كه بر داراييهاى زن تعلق مىگيرد.
1. خمس
خمس، عبارت است از

(وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ)(انفال: 41)
بدانيد هرگونه غنيمتى كه به دست آوريد، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى نزديكان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است.
در روايات آمده است: «براى هيچ كس حلال نيست با مالى كه خمس آن را نداده چيزى بخرد، جز آن كه سهم خمس آن را [جدا كند و] به ما برساند و اين حق محمد6و آل محمد6است.[1]
[1]وسائل الشِیعه، ج 6، ص 378.
امام رضا7مىفرمايد:
هيچ مالى حلال نمىگردد مگر از طريقى كه خداوند آن را حلال كرده است؛ خمس، پشتوانه ما براى تقويت دين ما و اداره زندگى ما و كمك به دوستان ما است. با خمس، آبروى خود را از كسانى كه از قدرتشان بيم داريم، حفظ مىكنيم. پس خمس را از ما دريغ نداريد و خود را از دعاى ما محروم نكنيد.[1]
زن نيز مانند مرد مكلّف است اگر درآمدى دارد مازاد مخارج سالانه آن را محاسبه كرده، خمس آن را بپردازد. همچنين است اگر پولى پسانداز كرده و سال بر او گذشته باشد.
الف. موارد خمس
به منفعت كسب، مال مخلوط به حرام، غنيمت جنگ، معدن، گنج، جواهرى كه به واسطه غوّاصى در دريا به دست مىآيد و زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان بخرد، خمس تعلق مىگيرد.»
از ميان موارد ياد شده، تنها به ذكر دو مورد از آن كه بيشتر مورد ابتلاست اشاره مىكنيم:
1. منفعت كسب: هرگاه انسان از تجارت يا صنعت يا كسبهاى ديگر، مالى به دست آورد، اگر چه مثلًا نماز و روزه ميتى را به جا آورد و از اجرت آن، مالى تهيه كند، چنانچه از مخارج سال خود او و عيالاتش زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.[3]
2. مال حلال مخلوط به حرام: اگر مال حلال با مال حرام به طورى مخلوط شود كه انسان نتواند آنها را از يكديگر تشخيص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن، هيچ كدام معلوم نباشد، بايد خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقيه مال حلال مىشود.[4]
مهريه، ارث و هديه خمس ندارند.[5]نيز آن چه از منافع كسب در بين سال به مصرف خوراك،
[1]همان، ص 375.
[2]توضِیح المسائل، مسئلة 1751.
[3]همان، مسئلة 1752.
[4]همان، مسئلة 1813.
[5]بِیشتر مراجع در هدِیه، خمس را واجب مِیدانند و بعضِی نِیز مانند آِیت الله مکارم و مرحوم فاضل لنکرانِی مِیفرماِیند: هدِیه بنا بر احتِیاط واجب خمس دارد.
پوشاك، اثاثيه، خريد منزل، عروسى، جهيزيه، زيارت و مانند آن، در صورتى كه از شأن او زياد نباشد و زياده روى هم نكرده باشد خمس ندارد.[1]
نيز لوازمى كه با استفاده از آنها، عين آنها باقى مىماند، مثل فرش، خمس ندارد. اگر نيازهاى مصرفى روزمرّه، مانند برنج و روغن، اضافه بيايد و تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس دارند.[2]
ب. سال خمسى
سال خمسى، وقتى است كه شخص، همه ساله، بنابر موازين شرعى، به حساب خود رسيدگى مىكند. شروع سال خمسى، براى كسى كه شغلش كاسبى است و درآمد تدريجى دارد، روز شروع كاسبى است؛ براى كارمند، وقتى است كه اولين حقوقش را مىگيرد و براى كشاورز و باغدار هنگام جمعآورى محصول است.[3]
براى كسى كه شغلش كاسبى نيست، چنان چه به طور اتفاقى معاملهاى كند و منفعتى ببرد، بعد از گذشت يك سال از موقعى كه فايده برده، بايد خمس مقدار زياد آمده از خرج سالش را بدهد.[4]
اگر هر كدام از زن و شوهر درآمدى مستقل دارند، بايد سال خمسى مستقل به حسب درآمد خود داشته باشند و واجب است هر كدام خمس باقى مانده حقوق و درآمد سالانه خود را در پايان سال خمسى خويش بپردازد.[5]
تأخير پرداخت خمس از سال خمس به سال ديگر، جايز نيست؛ هر چند هر وقت آن را بپردازند اداى بدهى حاصل مىشود.[6]
ج. وظيفه شخص خمس نداده
كسى كه از اوّل تكليف خمس نداده، اگر از منافع كسب چيزى كه به آن احتياج ندارد خريده و يك سال از خريد آن گذشته، بايد خمس آن را بدهد و اگر اثاث خانه و چيزهاى ديگرى كه به آنها
[1]ر.ک: رسالة اجوبة الاستفتاءات، ج 1، ص 255 و 257؛ توضِیح المسائل، مسئلة 1753 ـ 1754، 1759، 1764 و ... .
[2]اجوبة الاستفتاءات، ج 1، ص 276.
[3]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 488، مسئلة 6.
[4]توضِیح المسائل، مسئلة 1765.
[5]ر.ک: رسالة اجوبة الاستفتاءات، ج 1، ص 307.
[6]ر.ک: همان، ص 299.
احتياج دارد مطابق شأن خود خريده، پس اگر بداند در بين سالى كه در آن سال فايده برده آنها را خريده، لازم نيست خمس آنها را بدهد و اگر نداند كه در بين سال خريده يا بعد از تمام شدن سال، بنا بر احتياط واجب، بايد با حاكم شرع مصالحه كند.[1]
د. استفتائات
1. زن و شوهرى، هر دو كار مىكنند و درآمد دارند، آيا به پول زن هم خمس تعلّق مىگيرد؟
جواب: در زايد بر آنچه در بين سال خرج زندگى كرده، خمس واجب است.[2]
2. زنى كه همه حقوق خود يا مقدارى از آن را- براى خرج زندگى- در اختيار شوهر خود قرار مىدهد، آيا بايد خمس همه حقوق را بدهد يا خمس باقيمانده را؟
جواب: هر مقدار از حقوق هر يك از زن و شوهر از مخارج سال زياد بيايد، صاحب حقوق مالك آن است و بايد خمس آن را بپردازد و چنانچه زن به شوهر بخشيده است و چيزى از آنچه بخشيده شده زياد نيايد، خمس ندارد.[3]
3. زن و شوهرى براى اينكه خمس به اموال آنها تعلق نگيرد، قبل از رسيدن سال خمسىشان، اقدام به هديه كردن سود سالانه خود به يكديگر مىكنند، اميدواريم حكم خمس آنها را بيان فرماييد.
جواب: با اين گونه بخشش كه براى فرار از خمس است، خمسِ واجب از آنان ساقط نمىشود.[4]
4. طلايى كه مرد براى زن خود مىخرد، آيا بايد خمسش را بدهد؟
جواب: اگر به مقدار شئون باشد، خمس ندارد.[5]
5. در حدود هيجده مثقال طلا داشتم، ... [و] آن را فروختم ... آيا ... پول [آن] خمس دارد يا نه؟
جواب: اگر طلاها از درآمد كسب و حقوق شما تهيّه شده پول فروش آنها خمس دارد، مگر آنكه خمس پول آن داده شده باشد و اگر بخشش و مثل آن بوده، خمس ندارد.[6]
[1]توضِیح المسائل، مسئلة 1797.
[2]استفتاءات، ج 1، ص 386، س 128.
[3]همان.
[4]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 178، س 856.
[5]استفتاءات، ج 1، ص 355، س 34.
[6]همان، ص 360، س 48.
6. خمس لوازم منزل چگونه محاسبه مىشود؟
جواب: لوازمى كه با استفاده از آنها عين آن باقى مىماند، مثل فرش و غير آن، خمس ندارد؛ ولى از نيازهاى مصرفى روزمره، مانند برنج و روغن و غير آنها، آنچه اضافه بيايد و تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس دارد.[1]
7. آيا ملاك عدم وجوب خمس در مؤونه، استفاده از آن در طول سال است يا اينكه نياز به آن در طى سال كافى است، هر چند موردى براى استفاده از آن پيش نيايد؟
جواب: ملاك در امثال لباس و فرش و مانند آن از چيزهايى كه هنگام استفاده، عين آنها باقى مىماند، نياز به آنها است؛ ولى در احتياجات روزانه زندگى، مانند برنج و روغن و غيره، مصرف است كه هر چه از مصرف سالانه آنها زياد بيايد، خمس دارد.[2]
8. يك سرويس ظروف منزل وجود دارد، آيا استفاده از بعضى از آنها براى عدم تعلق خمس به آن كافى است؟
جواب: معيار عدم تعلّق خمس به لوازم منزل، صدق عنوان نياز به آن مطابق با شأن عرفى مناسب با انسان است، هر چند در طول سال از آن استفاده نشود.[3]
9. يك خانواده 3 تا 4 نفرى آيا چند دست رختخواب مىتواند داشته باشد كه جزء ضروريات اوليه منزل مىباشد، لطفاً حكم شرعى را بيان فرماييد؟
جواب: اشخاص، مختلفند؛ و ميزان، نياز عرفى و مراعات شئون است.[4]
10. اشيايى را كه انسان در طول سال خمسى مىخرد و سپس آن را بعد از سال خمسىاش مىفروشد، چه حكمى دارد؟
جواب: اشياى ياد شده اگر جزو لوازم زندگى است و جهت استفاده شخصى خريده است، خمس ندارد؛ ولى اگر آن را براى فروش خريده و فروش آن هم تا سر سال خمسى ممكن است، پرداخت خمس سود آن واجب است. در غير اين صورت، تا آن را نفروخته، خمس ندارد
[1]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 191، س 911.
[2]همان، ص 194، س 922.
[3]همان، ص 190، س 903.
[4]استفتاءات، ج 1، ص 379، س 105.
و هنگامى كه آن را فروخت، سود حاصل از فروش آن از درآمد همان سال فروش محسوب مىشود.[1]
11. اگر فرش و ظرفها، اتفاقاً در طول سال مورد استفاده قرار نگيرد، ولى براى استفاده ميهمان به آنها نياز باشد، آيا خمس در آنها واجب است؟
جواب: در فرض سؤال، خمس در آنها واجب نيست.[2]
12. خانهاى كه در خور شأن كسى نيست، به چه صورتى خمسش پرداخت شود؟
جواب: مقدار زايد بر شأن بايد تخميس شود.[3]
13. شخصى بر اثر گرفتارى زندگى، خانه خود را ترك كرده و در جاى ديگرى خانه خريده، آيا اين خانهاى كه خريده خمس دارد؟
جواب: اگر نياز به يك خانه بيشتر ندارد، بايد خمس يكى از خانهها را بدهد؛ به شرط آنكه از ارباح مكاسب، بدون دادن خمس تهيه كرده باشد.[4]
14. شخصى خانهاى براى سكونت ندارد و براى خريد مسكن يا تهيه مايحتاج زندگى، مالى را پس انداز كرده است، آيا اين مبلغ خمس دارد؟
جواب: مال پس انداز شده از منفعت كسب اگر براى تأمين هزينههاى زندگى باشد، سر سال خمسى، خمس دارد؛ مگر اينكه پس انداز براى تهيه لوازم ضرورى زندگى يا تأمين هزينههاى لازم باشد كه در اين صورت اگر بعد از سال خمسى در آينده نزديك (مثلًا دو سه ماه پس از سال خمسى) در راههاى مذكور مصرف شود، خمس ندارد.[5]
15. افرادى هستند كه خمس بر آنها واجب است، ولى تاكنون آن را نپرداختهاند و در حال حاضر هم توانايى پرداخت آن را ندارند و يا بر آنها بسيار دشوار است، حكم آنان در اين باره چيست؟
جواب: مجرد عدم توانايى يا دشوارى پرداخت خمس، موجب برائت ذمّه و سقوط تكليف نيست؛ بلكه اداى آن تا حد امكان واجب است، چنين افرادى مىتوانند با دست گردانِ مبالغ
[1]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 212، س 989.
[2]همان، ص 190، س 904.
[3]استفتاءات، ج 1، ص 361، س 51.
[4]همان، س 52.
[5]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 190 ـ 191، س 908.
بدهى خود با ولىّ امر خمس يا وكيل او، آن را به تدريج بر حسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان بپردازند.[1]
هـ. پيامدهاى خمس ندادن
1. ممنوعيت تصرف: مكلف تا خمس مال را ندهد نمىتواند در آن تصرف كند؛ يعنى غذايى كه در آن خمس باشد نمىتواند بخورد و با پولى كه خمس آن را نداده، نمىتواند چيزى بخرد.[2]
2. بطلان معامله در خمس مال: اگر با پول خمس نداده (بدون اجازه حاكم شرع) خريد و فروش كند،

3. بطلان نماز: اگر با پولى كه خمس آن را نداده، خانه بخرد، نماز خواندن در آن خانه باطل است.[4]
2. زكات
زكات دو نوع است:
1. زكات فطره، كه هر سال يك مرتبه و در روز عيد فطر پرداخت مىشود و تنها بر كسانى واجب است كه قدرت مالى پرداخت آن را دارند.
2. زكات اموال، كه مانند خمس موارد معينى دارد.
احكام مربوط به زكات اموال را در محورهاى زير پى مىگيريم.
الف. موارد وجوب
زكات مال در سه مورد واجب است:
1. غلّات (گندم، جو، خرما، كشمش)؛
2. دامها (شتر، گاو، گوسفند)؛
3. سكّهها (طلا و نقره)؛[5]
[1]همان، ص 194، س 924.
[2]توضِیح المسائل، مسئلة 1790.
[3]همان، مسئلة 1760.
[4]همان، مسئلة 873.
[5]همان، مسئلة 1853.
زكات موارد فوق در صورتى واجب مىشود كه به مقدار مشخصى (حدّ نصاب) برسد؛ يعنى اگر محصولِ به دست آمده يا تعدادِ دام، يا وزن سكّهها، از حدّ نصاب كمتر باشد، زكات ندارد.
ب. زكات غلّات
تمام غلّات چهارگانه، يك نصاب دارد كه 207/ 847 كيلوگرم است. بنابراين، اگر محصول به دست آمده از اين مقدار كمتر باشد، زكات ندارد.[1]
اگر محصول، ديمى باشد و با آب باران آبيارى شده، مقدار زكات آن




ج. زكات دامها
اولين نصاب گوسفند، 40 رأس و زكات آن يك گوسفند است و تا به 40 نرسد، زكات ندارد.
نصاب دوم آن، 121 رأس و زكات آن 2 گوسفند و نصاب سوم، 201 رأس و زكات آن، سه گوسفند است.»
اولين نصاب گاو، 30 رأس و زكات آن يك گوساله است كه يك سال آن تمام و وارد سال دوم شده باشد.[4]
اولين نصاب شتر، پنج نفر و زكات آن يك گوسفند است و تا زمانى كه تعداد شترها به 26 نفر نرسيده، هر پنج شتر يك گوسفند زكات دارد، ولى آنگاه كه تعداد آنها به 26 نفر رسيد، زكاتش يك شتر است.[5]
زكات دام در صورتى واجب است كه يك سال مالك آنها باشد، حيوان در تمام سال بيكار باشد و
[1]همان، مسئلة 1864.
[2]همان، مسئلة 1875 ـ 1876.
[3]همان، مسئلة 1913.
[4]همان، مسئلة 1912.
[5]همان، مسئلة 1910.