بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 70

احتياج دارد مطابق شأن خود خريده، پس اگر بداند در بين سالى كه در آن سال فايده برده آنها را خريده، لازم نيست خمس آنها را بدهد و اگر نداند كه در بين سال خريده يا بعد از تمام شدن سال، بنا بر احتياط واجب، بايد با حاكم شرع مصالحه كند.[1]

د. استفتائات‌

1. زن و شوهرى، هر دو كار مى‌كنند و درآمد دارند، آيا به پول زن هم خمس تعلّق مى‌گيرد؟

جواب: در زايد بر آنچه در بين سال خرج زندگى كرده، خمس واجب است.[2]

2. زنى كه همه حقوق خود يا مقدارى از آن را- براى خرج زندگى- در اختيار شوهر خود قرار مى‌دهد، آيا بايد خمس همه حقوق را بدهد يا خمس باقيمانده را؟

جواب: هر مقدار از حقوق هر يك از زن و شوهر از مخارج سال زياد بيايد، صاحب حقوق مالك آن است و بايد خمس آن را بپردازد و چنانچه زن به شوهر بخشيده است و چيزى از آنچه بخشيده شده زياد نيايد، خمس ندارد.[3]

3. زن و شوهرى براى اينكه خمس به اموال آنها تعلق نگيرد، قبل از رسيدن سال خمسى‌شان، اقدام به هديه كردن سود سالانه خود به يكديگر مى‌كنند، اميدواريم حكم خمس آنها را بيان فرماييد.

جواب: با اين گونه بخشش كه براى فرار از خمس است، خمسِ واجب از آنان ساقط نمى‌شود.[4]

4. طلايى كه مرد براى زن خود مى‌خرد، آيا بايد خمسش را بدهد؟

جواب: اگر به مقدار شئون باشد، خمس ندارد.[5]

5. در حدود هيجده مثقال طلا داشتم، ... [و] آن را فروختم ... آيا ... پول [آن‌] خمس دارد يا نه؟

جواب: اگر طلاها از درآمد كسب و حقوق شما تهيّه شده پول فروش آنها خمس دارد، مگر آنكه خمس پول آن داده شده باشد و اگر بخشش و مثل آن بوده، خمس ندارد.[6]

[1]توضِیح المسائل، مسئلة 1797.

[2]استفتاءات، ج 1، ص 386، س 128.

[3]همان.

[4]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 178، س 856.

[5]استفتاءات، ج 1، ص 355، س 34.

[6]همان، ص 360، س 48.


صفحه 71

6. خمس لوازم منزل چگونه محاسبه مى‌شود؟

جواب: لوازمى كه با استفاده از آنها عين آن باقى مى‌ماند، مثل فرش و غير آن، خمس ندارد؛ ولى از نيازهاى مصرفى روزمره، مانند برنج و روغن و غير آنها، آنچه اضافه بيايد و تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس دارد.[1]

7. آيا ملاك عدم وجوب خمس در مؤونه، استفاده از آن در طول سال است يا اينكه نياز به آن در طى سال كافى است، هر چند موردى براى استفاده از آن پيش نيايد؟

جواب: ملاك در امثال لباس و فرش و مانند آن از چيزهايى كه هنگام استفاده، عين آنها باقى مى‌ماند، نياز به آنها است؛ ولى در احتياجات روزانه زندگى، مانند برنج و روغن و غيره، مصرف است كه هر چه از مصرف سالانه آنها زياد بيايد، خمس دارد.[2]

8. يك سرويس ظروف منزل وجود دارد، آيا استفاده از بعضى از آنها براى عدم تعلق خمس به آن كافى است؟

جواب: معيار عدم تعلّق خمس به لوازم منزل، صدق عنوان نياز به آن مطابق با شأن عرفى مناسب با انسان است، هر چند در طول سال از آن استفاده نشود.[3]

9. يك خانواده 3 تا 4 نفرى آيا چند دست رختخواب مى‌تواند داشته باشد كه جزء ضروريات اوليه منزل مى‌باشد، لطفاً حكم شرعى را بيان فرماييد؟

جواب: اشخاص، مختلفند؛ و ميزان، نياز عرفى و مراعات شئون است.[4]

10. اشيايى را كه انسان در طول سال خمسى مى‌خرد و سپس آن را بعد از سال خمسى‌اش مى‌فروشد، چه حكمى دارد؟

جواب: اشياى ياد شده اگر جزو لوازم زندگى است و جهت استفاده شخصى خريده است، خمس ندارد؛ ولى اگر آن را براى فروش خريده و فروش آن هم تا سر سال خمسى ممكن است، پرداخت خمس سود آن واجب است. در غير اين صورت، تا آن را نفروخته، خمس ندارد

[1]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 191، س 911.

[2]همان، ص 194، س 922.

[3]همان، ص 190، س 903.

[4]استفتاءات، ج 1، ص 379، س 105.


صفحه 72

و هنگامى كه آن را فروخت، سود حاصل از فروش آن از درآمد همان سال فروش محسوب مى‌شود.[1]

11. اگر فرش و ظرفها، اتفاقاً در طول سال مورد استفاده قرار نگيرد، ولى براى استفاده ميهمان به آنها نياز باشد، آيا خمس در آنها واجب است؟

جواب: در فرض سؤال، خمس در آنها واجب نيست.[2]

12. خانه‌اى كه در خور شأن كسى نيست، به چه صورتى خمسش پرداخت شود؟

جواب: مقدار زايد بر شأن بايد تخميس شود.[3]

13. شخصى بر اثر گرفتارى زندگى، خانه خود را ترك كرده و در جاى ديگرى خانه خريده، آيا اين خانه‌اى كه خريده خمس دارد؟

جواب: اگر نياز به يك خانه بيشتر ندارد، بايد خمس يكى از خانه‌ها را بدهد؛ به شرط آنكه از ارباح مكاسب، بدون دادن خمس تهيه كرده باشد.[4]

14. شخصى خانه‌اى براى سكونت ندارد و براى خريد مسكن يا تهيه مايحتاج زندگى، مالى را پس انداز كرده است، آيا اين مبلغ خمس دارد؟

جواب: مال پس انداز شده از منفعت كسب اگر براى تأمين هزينه‌هاى زندگى باشد، سر سال خمسى، خمس دارد؛ مگر اينكه پس انداز براى تهيه لوازم ضرورى زندگى يا تأمين هزينه‌هاى لازم باشد كه در اين صورت اگر بعد از سال خمسى در آينده نزديك (مثلًا دو سه ماه پس از سال خمسى) در راههاى مذكور مصرف شود، خمس ندارد.[5]

15. افرادى هستند كه خمس بر آنها واجب است، ولى تاكنون آن را نپرداخته‌اند و در حال حاضر هم توانايى پرداخت آن را ندارند و يا بر آنها بسيار دشوار است، حكم آنان در اين باره چيست؟

جواب: مجرد عدم توانايى يا دشوارى پرداخت خمس، موجب برائت ذمّه و سقوط تكليف نيست؛ بلكه اداى آن تا حد امكان واجب است، چنين افرادى مى‌توانند با دست گردانِ مبالغ‌

[1]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 212، س 989.

[2]همان، ص 190، س 904.

[3]استفتاءات، ج 1، ص 361، س 51.

[4]همان، س 52.

[5]رسالة اجوبة الاستفتاءات، ص 190 ـ 191، س 908.


صفحه 73

بدهى خود با ولىّ امر خمس يا وكيل او، آن را به تدريج بر حسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان بپردازند.[1]

هـ. پيامدهاى خمس ندادن‌

1. ممنوعيت تصرف: مكلف تا خمس مال را ندهد نمى‌تواند در آن تصرف كند؛ يعنى غذايى كه در آن خمس باشد نمى‌تواند بخورد و با پولى كه خمس آن را نداده، نمى‌تواند چيزى بخرد.[2]

2. بطلان معامله در خمس مال: اگر با پول خمس نداده (بدون اجازه حاكم شرع) خريد و فروش كند،

آن معامله باطل است.[3]

3. بطلان نماز: اگر با پولى كه خمس آن را نداده، خانه بخرد، نماز خواندن در آن خانه باطل است.[4]

2. زكات‌

زكات دو نوع است:

1. زكات فطره، كه هر سال يك مرتبه و در روز عيد فطر پرداخت مى‌شود و تنها بر كسانى واجب است كه قدرت مالى پرداخت آن را دارند.

2. زكات اموال، كه مانند خمس موارد معينى دارد.

احكام مربوط به زكات اموال را در محورهاى زير پى مى‌گيريم.

الف. موارد وجوب‌

زكات مال در سه مورد واجب است:

1. غلّات (گندم، جو، خرما، كشمش)؛

2. دام‌ها (شتر، گاو، گوسفند)؛

3. سكّه‌ها (طلا و نقره)؛[5]

[1]همان، ص 194، س 924.

[2]توضِیح المسائل، مسئلة 1790.

[3]همان، مسئلة 1760.

[4]همان، مسئلة 873.

[5]همان، مسئلة 1853.


صفحه 74

زكات موارد فوق در صورتى واجب مى‌شود كه به مقدار مشخصى (حدّ نصاب) برسد؛ يعنى اگر محصولِ به دست آمده يا تعدادِ دام، يا وزن سكّه‌ها، از حدّ نصاب كمتر باشد، زكات ندارد.

ب. زكات غلّات‌

تمام غلّات چهارگانه، يك نصاب دارد كه 207/ 847 كيلوگرم است. بنابراين، اگر محصول به دست آمده از اين مقدار كمتر باشد، زكات ندارد.[1]

اگر محصول، ديمى باشد و با آب باران آبيارى شده، مقدار زكات آن

و اگر با دلو و يا موتور پمپ آبيارى شده، مقدار زكات آن
است و اگر به هر دو طريق باشد، چنان چه طورى باشد كه بگويند با آب دستى آبيارى شده، زكات آن
و اگر بگويند با آب باران آبيارى شده، زكات آن
است.[2]

ج. زكات دامها

اولين نصاب گوسفند، 40 رأس و زكات آن يك گوسفند است و تا به 40 نرسد، زكات ندارد.

نصاب دوم آن، 121 رأس و زكات آن 2 گوسفند و نصاب سوم، 201 رأس و زكات آن، سه گوسفند است.»

اولين نصاب گاو، 30 رأس و زكات آن يك گوساله است كه يك سال آن تمام و وارد سال دوم شده باشد.[4]

اولين نصاب شتر، پنج نفر و زكات آن يك گوسفند است و تا زمانى كه تعداد شترها به 26 نفر نرسيده، هر پنج شتر يك گوسفند زكات دارد، ولى آنگاه كه تعداد آنها به 26 نفر رسيد، زكاتش يك شتر است.[5]

زكات دام در صورتى واجب است كه يك سال مالك آنها باشد، حيوان در تمام سال بيكار باشد و

[1]همان، مسئلة 1864.

[2]همان، مسئلة 1875 ـ 1876.

[3]همان، مسئلة 1913.

[4]همان، مسئلة 1912.

[5]همان، مسئلة 1910.


صفحه 75

در تمام سال از علف بيابان بچرد. بنابراين، اگر صد عدد گاو بخرد و پس از نه ماه بفروشد؛ و يا از گاو يا شتر در كار مزرعه يا حمل بار استفاده كند، و يا در تمام سال يا مقدارى از آن، از علف چيده شده و يا كاشته شده بخورد، زكات ندارد.[1]

د. زكات طلا و نقره‌

نصاب طلا 15 مثقال و نصاب نقره 105 مثقال است. زكات طلا و نقره

است.[2]اين زكات در صورتى واجب است كه به صورت سكّه‌اى باشد كه معامله با آن رواج دارد. بنابراين، آن چه امروزه بانوان به عنوان زيور استفاده مى‌كنند، زكات ندارد.[3]

پرداخت زكات، از عبادات است و بايد آن چه مى‌پردازد به نيت زكات و با قصد قربت باشد.[4]

3. حج‌

حج از ديگر حقوقى است كه به شرط استطاعت، به اموال و داراييهاى زن تعلق مى‌گيرد. از اين رو، اگر زن مستطيع شود، بايد حج به جا آورد.

استطاعت يا توانايى انجام حج براى زن در صورتى حاصل مى‌شود كه توانايى مالى (يعنى هزينه حج) و سلامتى براى انجام حج را داشته باشند؛ راه، باز باشد؛ امنيت براى انجام مناسك حج برقرار باشد و وقت كافى براى رساندن خود به اعمال حج داشته باشد.[5]

به حجى كه بر افراد مستطيع واجب مى‌شود، «حَجّة الاسلام» گويند و در تمام عمر، بيش از يك بار واجب نيست.[6]

مسائل ضرورى مربوط به حج را در محورهاى زير پى مى‌گيريم.

[1]همان، مسئلة 1908.

[2]همان، مسئلة 1896 ـ 1897.

[3]همان، مسئلة 1899.

[4]همان، مسئلة 1957.

[5]ر.ک: مناسک حج وِیژة بانوان مطابق با فتاواِی امام خمِینِی (ره)، محمدحسِین فلاح‌زاده، ص 11 ـ 12.

[6]همان، ص 12.


صفحه 76

الف. استطاعت با مهريه‌

زنى كه مهريه‌اش به مقدار مخارج حج يا بيشتر از آن است:

1. اگر شوهرش قدرت پرداخت مهريه را ندارد، زن حق مطالبه مهريه را ندارد و مستطيع نيست.

2. اگر قدرت پرداخت دارد و مطالبه آن مفسده ندارد، با فرض اينكه شوهر مخارج زندگى او را مى‌دهد، لازم است مهريه را طلب كند و به حج برود.

3. اگر قدرت پرداخت دارد و مطالبه آن براى زن مفسده دارد؛ مثلًا ممكن است به نزاع و طلاق منجر شود، مطالبه آن لازم نيست. در اين صورت، زن، مستطيع نيست.[1]

ب. استطاعت با ارث‌

زنى كه شوهرش از دنيا رفته و اموالى از ارث به او رسيده كه به مقدار مخارج حج است؛ اگر درآمد ديگرى ندارد كه بتواند بعد از برگشتن از حج، زندگى خود را اداره كند، مستطيع نيست. اگر شغل يا راه درآمد دارد و بتواند به حج برود، بايد برود؛ اما اگر به سبب مريضى يا عذر ديگرى نتواند به حج برود مستطيع نيست.

زنى كه شوهرش زنده است و مخارج زندگى او را مى‌پردازد، ولى پس از مرگِ يكى از بستگانش، اموالى از ارث به او رسيده كه به مقدار مخارج حج است، مستطيع است و بايد به حج برود.[2]

ج. استطاعت با فروش وسايل اضافى‌

اگر زنى با فروش وسايل اضافى زندگى، مانند زيورآلاتى كه از نظر قيمت زيادتر از شأن اوست، مى‌تواند مخارج حج را تأمين كند، مثلًا گردنبند گران قيمتى دارد كه مى‌تواند به ارزان‌تر تبديل كند و با تفاوت قيمت آن، حج به جا آورد، اگر ساير شرايط را داشته باشد، مستطيع است و بايد به حج برود.[3]

[1]ر.ک: همان، ص 16.

[2]همان، ص 17.

[3]همان، ص 18.


صفحه 77

د. حج بذلى‌

زنى كه خودش هزينه حج را ندارد، ولى شوهرش يا پدرش يا ديگرى به وى بگويد: «به حج برو، من تمام هزينه آن را مى‌پردازم»، چنانچه به گفته او اطمينان داشته باشد، واجب است قبول كند و به حج برود.[1]

حجّ بَذْلى، كفايت از حَجّة الاسلام مى‌كند؛ يعنى اگر بعد از انجام اين حج، خودش هم استطاعت مالى پيدا كرد واجب نيست دوباره به حج برود.[2]

هـ. مسئله‌

1. زنى كه افرادى را تحت تكفّل دارد و مخارج آنها بر عهده اوست؛ مثل زنى كه همسرش از دنيا رفته و او مخارج فرزندانش را عهده‌دار است، در صورتى مستطيع است كه علاوه بر مخارج حج و احتياجات زندگى، مخارج افراد تحت تكفّل خود را تا برگشت از حج داشته باشد.[3]

2. اگر شرايط استطاعت براى شخصى موجود باشد، ولى به حج نرود، حج بر او مستقر مى‌شود و بايد بعداً هرگونه كه مى‌تواند به حج برود؛ هر چند آن شرايط را از دست داده باشد.[4]

3. مستطيع بايد خودش به حج برود و حج ديگرى از او كفايت نمى‌كند، مگر مريض يا پير كه حج بر او مستقر شده، ولى خودش نمى‌تواند به حج برود كه در اين صورت بايد شخصى را به نيابت از خود به حج بفرستد.[5]

4. اگر زن، مستطيع باشد، براى رفتن به حج، اجازه شوهر شرط نيست و براى شوهر هم جايز نيست كه او را از رفتن به حج منع كند.[6]

5. اگر زن، بخواهد حج مستحبى به جا آورد، بايد از شوهرش اجازه بگيرد.[7]

6. اگر زن بتواند به تنهايى به حج برود و بر خود نترسد، شرط نيست كه مَحرمى همراه او باشد؛

[1]همان، ص 19.

[2]همان، ص 20.

[3]همان، ص 22.

[4]همان، 23.

[5]همان.

[6]همان، ص 24.

[7]همان.