بدهى خود با ولىّ امر خمس يا وكيل او، آن را به تدريج بر حسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان بپردازند.[1]
هـ. پيامدهاى خمس ندادن
1. ممنوعيت تصرف: مكلف تا خمس مال را ندهد نمىتواند در آن تصرف كند؛ يعنى غذايى كه در آن خمس باشد نمىتواند بخورد و با پولى كه خمس آن را نداده، نمىتواند چيزى بخرد.[2]
2. بطلان معامله در خمس مال: اگر با پول خمس نداده (بدون اجازه حاكم شرع) خريد و فروش كند،

3. بطلان نماز: اگر با پولى كه خمس آن را نداده، خانه بخرد، نماز خواندن در آن خانه باطل است.[4]
2. زكات
زكات دو نوع است:
1. زكات فطره، كه هر سال يك مرتبه و در روز عيد فطر پرداخت مىشود و تنها بر كسانى واجب است كه قدرت مالى پرداخت آن را دارند.
2. زكات اموال، كه مانند خمس موارد معينى دارد.
احكام مربوط به زكات اموال را در محورهاى زير پى مىگيريم.
الف. موارد وجوب
زكات مال در سه مورد واجب است:
1. غلّات (گندم، جو، خرما، كشمش)؛
2. دامها (شتر، گاو، گوسفند)؛
3. سكّهها (طلا و نقره)؛[5]
[1]همان، ص 194، س 924.
[2]توضِیح المسائل، مسئلة 1790.
[3]همان، مسئلة 1760.
[4]همان، مسئلة 873.
[5]همان، مسئلة 1853.
زكات موارد فوق در صورتى واجب مىشود كه به مقدار مشخصى (حدّ نصاب) برسد؛ يعنى اگر محصولِ به دست آمده يا تعدادِ دام، يا وزن سكّهها، از حدّ نصاب كمتر باشد، زكات ندارد.
ب. زكات غلّات
تمام غلّات چهارگانه، يك نصاب دارد كه 207/ 847 كيلوگرم است. بنابراين، اگر محصول به دست آمده از اين مقدار كمتر باشد، زكات ندارد.[1]
اگر محصول، ديمى باشد و با آب باران آبيارى شده، مقدار زكات آن




ج. زكات دامها
اولين نصاب گوسفند، 40 رأس و زكات آن يك گوسفند است و تا به 40 نرسد، زكات ندارد.
نصاب دوم آن، 121 رأس و زكات آن 2 گوسفند و نصاب سوم، 201 رأس و زكات آن، سه گوسفند است.»
اولين نصاب گاو، 30 رأس و زكات آن يك گوساله است كه يك سال آن تمام و وارد سال دوم شده باشد.[4]
اولين نصاب شتر، پنج نفر و زكات آن يك گوسفند است و تا زمانى كه تعداد شترها به 26 نفر نرسيده، هر پنج شتر يك گوسفند زكات دارد، ولى آنگاه كه تعداد آنها به 26 نفر رسيد، زكاتش يك شتر است.[5]
زكات دام در صورتى واجب است كه يك سال مالك آنها باشد، حيوان در تمام سال بيكار باشد و
[1]همان، مسئلة 1864.
[2]همان، مسئلة 1875 ـ 1876.
[3]همان، مسئلة 1913.
[4]همان، مسئلة 1912.
[5]همان، مسئلة 1910.
در تمام سال از علف بيابان بچرد. بنابراين، اگر صد عدد گاو بخرد و پس از نه ماه بفروشد؛ و يا از گاو يا شتر در كار مزرعه يا حمل بار استفاده كند، و يا در تمام سال يا مقدارى از آن، از علف چيده شده و يا كاشته شده بخورد، زكات ندارد.[1]
د. زكات طلا و نقره
نصاب طلا 15 مثقال و نصاب نقره 105 مثقال است. زكات طلا و نقره

پرداخت زكات، از عبادات است و بايد آن چه مىپردازد به نيت زكات و با قصد قربت باشد.[4]
3. حج
حج از ديگر حقوقى است كه به شرط استطاعت، به اموال و داراييهاى زن تعلق مىگيرد. از اين رو، اگر زن مستطيع شود، بايد حج به جا آورد.
استطاعت يا توانايى انجام حج براى زن در صورتى حاصل مىشود كه توانايى مالى (يعنى هزينه حج) و سلامتى براى انجام حج را داشته باشند؛ راه، باز باشد؛ امنيت براى انجام مناسك حج برقرار باشد و وقت كافى براى رساندن خود به اعمال حج داشته باشد.[5]
به حجى كه بر افراد مستطيع واجب مىشود، «حَجّة الاسلام» گويند و در تمام عمر، بيش از يك بار واجب نيست.[6]
مسائل ضرورى مربوط به حج را در محورهاى زير پى مىگيريم.
[1]همان، مسئلة 1908.
[2]همان، مسئلة 1896 ـ 1897.
[3]همان، مسئلة 1899.
[4]همان، مسئلة 1957.
[5]ر.ک: مناسک حج وِیژة بانوان مطابق با فتاواِی امام خمِینِی (ره)، محمدحسِین فلاحزاده، ص 11 ـ 12.
[6]همان، ص 12.
الف. استطاعت با مهريه
زنى كه مهريهاش به مقدار مخارج حج يا بيشتر از آن است:
1. اگر شوهرش قدرت پرداخت مهريه را ندارد، زن حق مطالبه مهريه را ندارد و مستطيع نيست.
2. اگر قدرت پرداخت دارد و مطالبه آن مفسده ندارد، با فرض اينكه شوهر مخارج زندگى او را مىدهد، لازم است مهريه را طلب كند و به حج برود.
3. اگر قدرت پرداخت دارد و مطالبه آن براى زن مفسده دارد؛ مثلًا ممكن است به نزاع و طلاق منجر شود، مطالبه آن لازم نيست. در اين صورت، زن، مستطيع نيست.[1]
ب. استطاعت با ارث
زنى كه شوهرش از دنيا رفته و اموالى از ارث به او رسيده كه به مقدار مخارج حج است؛ اگر درآمد ديگرى ندارد كه بتواند بعد از برگشتن از حج، زندگى خود را اداره كند، مستطيع نيست. اگر شغل يا راه درآمد دارد و بتواند به حج برود، بايد برود؛ اما اگر به سبب مريضى يا عذر ديگرى نتواند به حج برود مستطيع نيست.
زنى كه شوهرش زنده است و مخارج زندگى او را مىپردازد، ولى پس از مرگِ يكى از بستگانش، اموالى از ارث به او رسيده كه به مقدار مخارج حج است، مستطيع است و بايد به حج برود.[2]
ج. استطاعت با فروش وسايل اضافى
اگر زنى با فروش وسايل اضافى زندگى، مانند زيورآلاتى كه از نظر قيمت زيادتر از شأن اوست، مىتواند مخارج حج را تأمين كند، مثلًا گردنبند گران قيمتى دارد كه مىتواند به ارزانتر تبديل كند و با تفاوت قيمت آن، حج به جا آورد، اگر ساير شرايط را داشته باشد، مستطيع است و بايد به حج برود.[3]
[1]ر.ک: همان، ص 16.
[2]همان، ص 17.
[3]همان، ص 18.
د. حج بذلى
زنى كه خودش هزينه حج را ندارد، ولى شوهرش يا پدرش يا ديگرى به وى بگويد: «به حج برو، من تمام هزينه آن را مىپردازم»، چنانچه به گفته او اطمينان داشته باشد، واجب است قبول كند و به حج برود.[1]
حجّ بَذْلى، كفايت از حَجّة الاسلام مىكند؛ يعنى اگر بعد از انجام اين حج، خودش هم استطاعت مالى پيدا كرد واجب نيست دوباره به حج برود.[2]
هـ. مسئله
1. زنى كه افرادى را تحت تكفّل دارد و مخارج آنها بر عهده اوست؛ مثل زنى كه همسرش از دنيا رفته و او مخارج فرزندانش را عهدهدار است، در صورتى مستطيع است كه علاوه بر مخارج حج و احتياجات زندگى، مخارج افراد تحت تكفّل خود را تا برگشت از حج داشته باشد.[3]
2. اگر شرايط استطاعت براى شخصى موجود باشد، ولى به حج نرود، حج بر او مستقر مىشود و بايد بعداً هرگونه كه مىتواند به حج برود؛ هر چند آن شرايط را از دست داده باشد.[4]
3. مستطيع بايد خودش به حج برود و حج ديگرى از او كفايت نمىكند، مگر مريض يا پير كه حج بر او مستقر شده، ولى خودش نمىتواند به حج برود كه در اين صورت بايد شخصى را به نيابت از خود به حج بفرستد.[5]
4. اگر زن، مستطيع باشد، براى رفتن به حج، اجازه شوهر شرط نيست و براى شوهر هم جايز نيست كه او را از رفتن به حج منع كند.[6]
5. اگر زن، بخواهد حج مستحبى به جا آورد، بايد از شوهرش اجازه بگيرد.[7]
6. اگر زن بتواند به تنهايى به حج برود و بر خود نترسد، شرط نيست كه مَحرمى همراه او باشد؛
[1]همان، ص 19.
[2]همان، ص 20.
[3]همان، ص 22.
[4]همان، 23.
[5]همان.
[6]همان، ص 24.
[7]همان.
ولى اگر امنيت ندارد و تنها نمىتواند به حج برود، واجب است يكى از محارم يا فرد مورد اطمينانى را همراه ببرد.[1]
4. نفقه پدر و مادر
اگر پدر و مادر نتوانند معاش خود را تأمين كنند، نفقه آنان بر همه فرزندان- اعم از پسر و دختر- واجب است؛ البته اگر فرزندى توانايى مالى رسيدگى به والدين را نداشته باشد، در اين باره تكليفى ندارد.[2]
5. بدهىها و جريمههاى شرعى
امام خمينى در پاسخ اين پرسش: «زنى به واسطه مريض بودن در ماه رمضان، روزه نگرفته و تا ماه رمضان بعدى قضاى روزهها را هم نگرفته، يا آن كه عصياناً روزه خود را خورده است و تمكن بر كفاره هم ندارد، غير از مهريهاى كه از شوهر طلبكار است. آيا واجب است از مهريه به اندازه كفّاره از شوهر خود گرفته و اداى كفاره نمايد يا خير؟» فرمود: «كفاره واجب است؛ و لو اين كه از مهريه بگيرد و بپردازد.»[3]
نيز در پاسخ اين پرسش: «دخترى هستم 14 ساله كه به مدت 2 سال از روزهام را بدون هيچ عذر موجّه نگرفتهام و هم اكنون تمام دارايىام براى پرداخت كفّاره، يك النگو است، آيا جايز است بر فرض نارضايتى مادرم، آن را فروخته و كفّاره روزهام را بپردازم؟» فرمود: «النگو اگر ملك شماست اختيار آن با خودتان است؛ ليكن وجوب اداى كفّاره، فورى نيست.»[4]
نيز در پاسخ اين پرسش: «اگر كسى در كوچكى از كسى پول يا چيزى برداشته باشد و حالا خواسته باشد از اين گناه بزرگ برىء الذمّه شود، آيا مىتواند آن را از طرف صاحبش به فقير بدهد؟ و اگر جواب منفى است چگونه بايد آن را جبران كند؟» فرمود: «اگر صاحب آن را مىشناسد بايد رضايت او را تحصيل كند و اگر او را نمىشناسد از طرف او به فقير صدقه دهد.»[5]
[1]همان.
[2]ر.ک: استفتاءات، ج 3، ص 203 ـ 204.
[3]همان، ج 2، ص 490.
[4]همان، ص 489.
[5]همان، ج 3، ص 576.
پرسش
1. سه مورد از حقوق مالى كه بر اموال و داراييهاى زن تعلق مىگيرد، كدام است؟
2. موارد خمس را نام ببريد.
3. منظور از منفعت كسب چيست؟
4. مال حلالِ مخلوط به حرام در چه صورتى با پرداخت خمس، پاك مىشود؟
5. خمس مهريه، ارث و هديه چگونه است؟
6. خمس به چه امورى تعلق نمىگيرد؟
7. سال خمسى چيست؟
8. تأخير پرداخت خمس از سال خمسى به سال ديگر، چه حكمى دارد؟
9. وظيفه كسى كه از اول خمس نداده، چيست؟
10. ندادن خمس چه پيامدهايى دارد؟
11. انواع زكات را نام ببريد.
12. موارد زكات اموال را بنويسيد.
13. زكات اموال در چه صورتى واجب مىشود؟
14. نصاب طلا و نقره را بنويسيد.
15. آيا طلاهايى كه امروزه بانوان به عنوان زيور استفاده مىكنند، زكات دارد؟
16. منظور از عبادت بودن زكات چيست؟
17. حج در چه صورت بر بانوان واجب مىشود؟
18. منظور از حج بذلى چيست؟
19. آيا اجازه شوهر براى رفتن زن به حج، لازم است؟
20. آيا نفقه پدر و مادر بر بانوان نيز واجب است؟
21. بدهيها و جريمههاى شرعى زن بر عهده چه كسى است؟
فصل هشتم
تدبير منزل
«تدبير»، در اصل به معناى چيزى را دنبال چيزى آوردن است و «تدبير امر» يعنى اشياى متعدد و مختلف را طورى تنظيم كنى و ترتيبدهى كه هر كدام در جاى خاص خود قرار بگيرد؛ به طورى كه به محض تنظيم، آن غرضى كه از هر كدام آنها دارى و فايدهاى كه هر كدام دارد حاصل گردد. بر اين پايه، «تدبير منزل» يعنى منظم كردن امور خانه و تصرفاتى كه به آن مربوط است؛ به طورى كه وضع آن رو به صلاح گذارد و اهل منزل از فوايد مطلوب آن برخوردار شوند.[1]
با توجه به اينكه انديشيدن و چارهانديشى كردن، لازمه تدبير است، اهل لغت، چاره انديشى و انديشيدن براى انجام درستِ كارها يا پيدا كردن راه حل مشكل يا مسئلهاى را تدبير ناميدهاند.[2]بر اين اساس، مىتوان گفت تدبير منزل كه شاخهاى از فلسفه و حكمت عملى است، چاره انديشى، برنامه ريزى و مديريت كردن در تنظيم امور خانه و زندگى خانوادگى است.
ضرورت و اهميت تدبير
ضرورت و اهميت تدبير در امور زندگى، سبب شده است كه معصومان7با سخن و سيره خود، بر آن تأكيد ورزند. امام على7تدبير و برنامهريزى كردن را صلاح زندگى دانسته: «صَلاحُ الْعَيْشِ التَّدْبيرُ»[3]و دنياى بدون تدبير را بىخير معرفى كرده است: «لا خَيْرَ فى دُنْيا لا تَدْبيرَ فيها».[4]
[1]ر.ک: ترجمة تفسِیر المِیزان، ج 11، ص 394.
[2]ر.ک: فرهنگ بزرگ سخن، حسن انورِی، واژة تدبِیر.
[3]شرح غرر الحکم، ج 4، ص 194.
[4]بحار الانوار، ج 70، ص 307.