اثبات حقّ الناس
حقّ الناس بر چند قسم است:
1- در اثبات بعضى از آنها مرد بودن شرط است. اينگونه موارد جز با شهادت دو مرد ثابت نمىشود. مانند طلاق، بنابراين، در طلاق، شهادت زنان- جداگانه يا با ضميمه مردها- قبول نمىشود.[1]
2- حقوق مالى و اقتصادى با شهادت دو مرد، يك مرد و دو زن، يك مرد و سوگند خواهان، دو زن و سوگند خواهان (بنابر اظهر)، ثابت مىشود.[2]
3- در امورى كه اطلاع مردان بر آن مشكل است، مثل دعواهاى مربوط به ولادت و مسائل زنانه، شهادت زنان به تنهايى كافى است.[3]
چند مسأله
1- حكم قاضى تابع شهادت است؛ اگر شهادت واقعيت داشته باشد، حكم صادره، هم در ظاهر و هم در واقع نافذ است، ولى اگر شهادت مطابق با واقع نباشد؛ نفوذ حكم قاضى تنها ظاهرى است؛ نه واقعى. در اين صورت كسى كه شهادت به سود اوست اگر بداند كه شهادت واقعيت ندارد، حق تصرف در مواد حكم را ندارد، خواه گواهان به باطل بودن شهادت آگاه باشند، خواه به صحت آن معتقد باشند.[4]
2- تحمل شهادت براى كسى كه اهليّت آن را دارد- هنگامى كه از خواسته شود- بنابه احتياط، واجب كفايى است؛ مگر اينكه جز او كسى ديگر نباشد كه در آن صورت واجب عينى مىشود و بدون اشكال در صورتى كه از وى تقاضاى شهادت شود؛ اداى شهادت واجب خواهد بود، البته اين وجوب نيز كفايى است.[5]
1- همان، مسأله 2.
2- همان، ص 447، مسأله 4.
3- همان، ص 448، مسأله 6.
4- همان، فرع دوم.
5- تحرِیر الوسِیله، ج 2، فرع سوم.
پرسش
1- قضاوت مطلق و قضاوت مأذون را توضيح دهيد.
2- صفات قاضى را نام ببريد.
3- معيار براى شاهد شدن چيست؟
4- اقسام حقوق را بيان كنيد.
5- اثبات حقالله از چند طريق ممكن است؟ توضيح دهيد.
6- حق الناس بر چند قسم است؟
7- عبارت «حكم قاضى تابع شهادت است» را توضيح دهيد.
فصل دوّم
حدود
مجازاتى كه در مورد گناهان مقرر شده است دو گونه است:
الف- عقوبتهايى كه مقدار و كميت آن را شارع مقدس خود بيان فرموده است، مثل عقوبت زنا و سرقت، اين عقوبتها را «حد» مىنامند.
ب- عقوبتهايى كه مقدار آن به حاكم شرع و قاضى واگذار شده است كه «تعزير» ناميده مىشود.[1]
اهميت و ضرورت اجراى حدود
اجراى احكام حقوقى اسلام و از جمله حدود يكى از ضرورىترين مسائل اجتماعى اسلام است و از اهميت ويژهاى برخوردار مىباشد؛ چرا كه هيچ اجتماعى بدون آن از امنيت جانى، مالى، عقيدتى، ناموسى و آبرويى برخوردار نخواهد بود. از اين رو، مجازات افراد جنايتكار، بريدن دست دزد در صورت اجتماع شرايط، اجراى حدّ بر كسى كه عفت و اخلاق عمومى جامعه را با كارهاى نامشروع لكّهدار كرده و ... موجب پاكسازى، حيات و مصون ماندن جامعه از گزند بزهكاران است. چنان كه در روايات، اجراى حدود و قوانين الهى در جهت پاكيزگى محيط اجتماع، از بارانهاى مداوم و پاكسازى محيط طبيعى از آفات و آلودگىها سودمندتر شمرده شده است. رسول خدا6در اين باره مىفرمايد:
1- شراِیع الاسلام، محقق حلِی، ج 4، ص 147.
اقامَةُ حَدٍّ خَيْرٌ مِنْ مَطَرِ ارْبَعينَ صَباحاً[1]
اقامه يك حدّ، از [بارش] چهل روز باران بهتر است.
حضرت موسى بن جعفر7نيز در ذيل آيه(يُحْيِى الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها)[2]فرمود:
منظور از احياى زمين در اين آيه، احيا با نزول باران نيست، بلكه منظور اين است كه خداوند تعالى مردانى را برمىانگيزد كه عدالت را احيا مىكنند و در نتيجه زمين با احياى عدل، جان مىگيرد و زنده مىشود و اقامه حد در زمين از باران چهل روز سودمندتر است.[3]
موارد اجراى حدود
موارد اجراى حدود عبارتند از: زنا و لواحق آن، قذف، شرابخوارى، سرقت، محاربه با خدا و رسول و ارتداد، كه در اين فصل به بررسى احكام آنها مىپردازيم.
1- زنا
اسلام بىبند و بارى جنسى و اطفاى شهوت از راههاى نامشروع را سخت ممنوع و نكوهش كرده است و زنا يكى از آنهاست كه فسادهايى از قبيل كشت و كشتار، از بين رفتن نسب، ترك تربيت فرزندان و ... را در پى دارد[4]و در اسلام از گناهان كبيره شمرده مىشود.
قرآن كريم ضمن نهى از زنا به شناعت آن تصريح كرده، مىفرمايد:
(وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى انَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلًا)(اسراء: 32)
(هرگز) به زنا نزديك نشويد. زنا، كارى زشت و شيوهاى ناپسند است.
از رسول خدا6نقل شده است كه فرمود:
1- وسائل الشِیعه، ج 18، ص 308.
2- حدِید (57)، آِیه 17 (خداوند زمِین را پس از مردنش زنده مِیکند).
3- وسائل الشِیعه، ج 18، ص 308.
4- ر.ک. بحار الانوار، ج 79، ص 24.
زنا شش اثر دارد كه سه تا در دنيا و سه تا در آخرت ظاهر مىشود؛ اما آثار دنيوى؛ آبرو را مىبرد، روزى را كم مىكند، مرگ و نيستى را نزديك مىكند. و آثار اخروى آن عبارت است از سختى حساب، غضب پروردگار و جاودانگى در آتش (جهنم).[1]
زنا موجب فساد و اختلال نظام اجتماعى است. از اين رو، در اسلام براى پيشگيرى از آن قوانينى مقرّر شده و احترام آن قوانين بر مسلمانان لازم شده است، تا بدين وسيله خود را از مبتلا شدن به چنين گناه بزرگى مصون دارند. بهعنوان نمونه، حجاب را براى زنان ضرورى شمرده، نگاه به بيگانه و خلوت با او را تحريم كرده و مجازات سختى براى زناكاران قرار داده است.
راههاى اثبات زنا
زنا از دو راه ثابت مىشود:
الف- اقرار: اثبات زنا به واسطه اقرار، شرايطى دارد كه در زير مىآيد:
1- اقرار كننده بالغ، عاقل، مختار بوده و اقرار وى از روى قصد باشد.[2]
2- اقرار، صريح و آشكار باشد.
3- چهار بار تكرار شود (و به كمتر از آن حدّ ثابت نمىشود).[3]
ب- بيّنه (شاهد): اثبات زنا بهواسطه بيّنه نيز داراى شرايط زير است:
1- شهود كمتر از چهار مرد يا سه مرد و دو زن نباشند.[4]
2- شهادت آنان صريح باشد.[5]
3- همگى عادل باشند.[6]
4- گفته آنان با هم مطابق باشد.[7]
1- بحار الانوار، ج 77، ص 58.
2- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 459، مسأله 1.
3- همان، مسأله 2.
4- همان، ص 461، مسأله 9.
5- همان، مسأله 10.
6- همان، ص 462، مسأله 13، (اِین شرط از مضمون مسأله مزبور فهمِیده مِیشود).
7- همان، ص 461، مسأله 11.
گفتنى است كه اگر كسى به چيزى كه موجب حدّ است اقرار كند، سپس توبه نمايد، امام7حق عفو يا اقامه حدّ بر او را دارد و بعيد نيست اين اختيار را [حاكم اسلامى و] نايب امام هم داشته باشد، و اگر «زناكار» قبل از قيام بيّنه، توبه نمايد، حدّ ساقط مىشود، ولى اگر بعد از آن توبه كند ساقط نمىشود و امام7حق عفو او را ندارد.[1]
اقسام حدّ
1- اعدام (قتل)؛ در مورد كسى اجرا مىشود كه با محارم نسبى از قبيل مادر، دختر و خواهر زنا كند و نيز كسى كه زنى را مجبور به زنا كند.[2]
2- سنگسار كردن؛ در مورد زناى زن يا مرد همسر دار (محصن يا محصنه) با شخص عاقل و بالغ.
3- تازيانه؛ در مورد مرد يا زن مجرّد و نيز زن عاقل و بالغى كه با طفلى زنا كند.
4- تازيانه و سنگسار؛ كيفر پيرمرد و پيرزن همسردارى كه زنا كنند.
5- تازيانه، تبعيد و تراشيدن سر[3]؛ در مورد زناى بِكْر (: كسى كه عقد كرده، ولى عروسى نكرده است).[4]
چگونگى اجراى حدّ
1- هر گاه شخصى مستوجب چند نوع كيفر باشد، ابتدا حدّى جارى مىشود كه سبب منتفى شدن حدّ ديگر نشود، مثلًا اگر سزاوار شلاق خوردن و سنگسار شدن شده نخست شلاق مىخورد، سپس سنگسار مىشود.
2- براى سنگسار كردن، مرد را تا بالاى كفل- نه بيشتر- و زن را تا كمر و زير سينه «در گودالى» دفن مىكنند.
اگر مرد يا زن از گودال فرار كنند، چنانچه زنا به واسطه بيّنه ثابت شده باشد، برگردانده مىشوند، ولى اگر به اقرار ثابت شده باشد دو صورت دارد:
1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 460؛ مسأله 6 و ص 462، مسأله 16.
2- برخِی از محارم سببِی مانند زن پدر نِیز همِین حکم را دارد.
3- مراد از تراشِیدن سر، تمام موِی سر اوست و حد تبعِید نِیز ِیک سال است.
4- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 462 ـ 464.
الف- اگر بعداز اصابت سنگ به آنها- گرچه يك سنگ- فرار كنند، برگردانده نمىشوند.
ب- و گرنه بايد برگردانده شوند.
ناگفته نماند كه حكم مزبور درباره سنگسار كردن است، اما در مورد تازيانه، فرار نفعى ندارد، بلكه برگردانده مىشوند و حدّ مىخورند.[1]
3- اگر زناكار محصن «همسر دار» اقرار به زنا كرده باشد، اوّل امام7[2]و سپس مردم او را سنگسار مىكنند و اگر بيّنه بر آن اقامه شود، اوّل شهود سپس امام7و پس از آن مردم او را سنگسار مىكنند.[3]
4- مرد زناكار در حال ايستاده و بدون لباس- درحالى كه عورتش پوشيده شده- و زن به صورت نشسته و با لباس شلاق زده مىشود.[4]
5- براى حاكم سزاوار است به مردم اعلان كند كه در اجراى حدّ حضور يابند، بلكه سزاوار است كه به آنان امر كند، تا براى اجراى حدّ حضور يابند و احوط حضور گروهى از مؤمنان- سه نفر يا بيشتر- است.[5]
6- پيش از سنگسار كردن، امام7يا حاكم به او دستور مىدهد كه با آب سدر، سپس آب كافور و پس از آن با آب خالص، غسل ميّت كند، كفن بپوشد و حنوط ببندد، سپس سنگسار گردد. بعد از آن بر او نماز خوانده مىشود و بدون غسل دادن، در قبرستان مسلمانان دفن مىگردد.[6]
2- لواط
«لواط» در فقه اسلام و قوانين جزايى، اصطلاحى است كه براى عمل شنيع همبسترى مرد با مرد و جمع شدن آن دو با يكديگر براى اطفاى غريزه جنسى به كار مىرود. لواط
1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466، مسأله 1 ـ 2.
2- در زمان غِیبت به عهده حاکم شرع است. (ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466 ـ 467، مسأله 5 ـ 6).
3- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466، مسأله 3.
4- همان، مسأله 4.
5- همان، مسأله 5.
6- همان، ص 467، مسأله 6.
از جمله گناهان كبيره، برخلاف اصول فطرت، بر باد دهنده نسل، فاسد كننده اجتماع، از زنا زشتتر و حدّ آن نيز از حدّ زنا شديدتر است.
در زشتى لواط همين بس كه قوم لوط همگى به جرم اين عمل شنيع، به بلاى بزرگى دچار گشته، به دوزخ رهسپار شدند و شهرشان ويران و مايه عبرت آيندگان شد. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
(وَ امْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الُمجْرِمينَ)(اعراف: 83)
و (سپس چنان) بارانى (از سنگ) بر آنها فرستاديم؛ (كه آنها را در هم كوبيد و نابود ساخت) پس بنگر سرانجام كار مجرمان چه شد!
امام رضا7درباره زشتى لواط فرمود:
وَاعْلَمْ انَّ حُرْمَةَ الدُّبُرِ اعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْفَرْجِ لِانَّ اللَّهَ اهْلَكَ امَّةً بِحُرْمَةِ الدُّبُرِ وَ لَمْ يُهْلِكْ احَداً بِحُرْمَةِ الْفَرْجِ[1]
بدان كه حرمت لواط از زنا بيشتر است، زيرا خداوند قومى را (قوم لوط) به خاطر عمل لواط هلاك كرد، ولى كسى را براى زنا هلاك نكرد.
احكام لواط
1- اثبات لواط: لواط از دو راه اثبات مىشود:
اول: اقرار فاعل يا مفعول چهار مرتبه.[2]
دوم: شهادت چهار مرد بهطور مشاهده، درصورتى كه شرايط قبول را دارا باشند.
2- صورتهاى گوناگون جرم و مجازات مجرم
1- فاعل و مفعول هر دو بالغ، عاقل و مختار باشند: حكم هر دو اعدام است.
2- فاعل، بالغ و عاقل و مفعول بچه باشد: حكم فاعل اعدام و حكم مفعول، تأديب است.
3- فاعل و مفعول هر دو نابالغ باشند: حكم هر دو تأديب است.
4- فاعل، نابالغ و مفعول، بالغ باشد: فاعل تأديب شده و مفعول حدّ مىخورد.
1- بحار الانوار، ج 79، ص 71.
2- اقرار هر کدام فقط در مورد خودش مؤثر است. (ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 50، مسأله 4)