اقامَةُ حَدٍّ خَيْرٌ مِنْ مَطَرِ ارْبَعينَ صَباحاً[1]
اقامه يك حدّ، از [بارش] چهل روز باران بهتر است.
حضرت موسى بن جعفر7نيز در ذيل آيه(يُحْيِى الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها)[2]فرمود:
منظور از احياى زمين در اين آيه، احيا با نزول باران نيست، بلكه منظور اين است كه خداوند تعالى مردانى را برمىانگيزد كه عدالت را احيا مىكنند و در نتيجه زمين با احياى عدل، جان مىگيرد و زنده مىشود و اقامه حد در زمين از باران چهل روز سودمندتر است.[3]
موارد اجراى حدود
موارد اجراى حدود عبارتند از: زنا و لواحق آن، قذف، شرابخوارى، سرقت، محاربه با خدا و رسول و ارتداد، كه در اين فصل به بررسى احكام آنها مىپردازيم.
1- زنا
اسلام بىبند و بارى جنسى و اطفاى شهوت از راههاى نامشروع را سخت ممنوع و نكوهش كرده است و زنا يكى از آنهاست كه فسادهايى از قبيل كشت و كشتار، از بين رفتن نسب، ترك تربيت فرزندان و ... را در پى دارد[4]و در اسلام از گناهان كبيره شمرده مىشود.
قرآن كريم ضمن نهى از زنا به شناعت آن تصريح كرده، مىفرمايد:
(وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى انَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلًا)(اسراء: 32)
(هرگز) به زنا نزديك نشويد. زنا، كارى زشت و شيوهاى ناپسند است.
از رسول خدا6نقل شده است كه فرمود:
1- وسائل الشِیعه، ج 18، ص 308.
2- حدِید (57)، آِیه 17 (خداوند زمِین را پس از مردنش زنده مِیکند).
3- وسائل الشِیعه، ج 18، ص 308.
4- ر.ک. بحار الانوار، ج 79، ص 24.
زنا شش اثر دارد كه سه تا در دنيا و سه تا در آخرت ظاهر مىشود؛ اما آثار دنيوى؛ آبرو را مىبرد، روزى را كم مىكند، مرگ و نيستى را نزديك مىكند. و آثار اخروى آن عبارت است از سختى حساب، غضب پروردگار و جاودانگى در آتش (جهنم).[1]
زنا موجب فساد و اختلال نظام اجتماعى است. از اين رو، در اسلام براى پيشگيرى از آن قوانينى مقرّر شده و احترام آن قوانين بر مسلمانان لازم شده است، تا بدين وسيله خود را از مبتلا شدن به چنين گناه بزرگى مصون دارند. بهعنوان نمونه، حجاب را براى زنان ضرورى شمرده، نگاه به بيگانه و خلوت با او را تحريم كرده و مجازات سختى براى زناكاران قرار داده است.
راههاى اثبات زنا
زنا از دو راه ثابت مىشود:
الف- اقرار: اثبات زنا به واسطه اقرار، شرايطى دارد كه در زير مىآيد:
1- اقرار كننده بالغ، عاقل، مختار بوده و اقرار وى از روى قصد باشد.[2]
2- اقرار، صريح و آشكار باشد.
3- چهار بار تكرار شود (و به كمتر از آن حدّ ثابت نمىشود).[3]
ب- بيّنه (شاهد): اثبات زنا بهواسطه بيّنه نيز داراى شرايط زير است:
1- شهود كمتر از چهار مرد يا سه مرد و دو زن نباشند.[4]
2- شهادت آنان صريح باشد.[5]
3- همگى عادل باشند.[6]
4- گفته آنان با هم مطابق باشد.[7]
1- بحار الانوار، ج 77، ص 58.
2- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 459، مسأله 1.
3- همان، مسأله 2.
4- همان، ص 461، مسأله 9.
5- همان، مسأله 10.
6- همان، ص 462، مسأله 13، (اِین شرط از مضمون مسأله مزبور فهمِیده مِیشود).
7- همان، ص 461، مسأله 11.
گفتنى است كه اگر كسى به چيزى كه موجب حدّ است اقرار كند، سپس توبه نمايد، امام7حق عفو يا اقامه حدّ بر او را دارد و بعيد نيست اين اختيار را [حاكم اسلامى و] نايب امام هم داشته باشد، و اگر «زناكار» قبل از قيام بيّنه، توبه نمايد، حدّ ساقط مىشود، ولى اگر بعد از آن توبه كند ساقط نمىشود و امام7حق عفو او را ندارد.[1]
اقسام حدّ
1- اعدام (قتل)؛ در مورد كسى اجرا مىشود كه با محارم نسبى از قبيل مادر، دختر و خواهر زنا كند و نيز كسى كه زنى را مجبور به زنا كند.[2]
2- سنگسار كردن؛ در مورد زناى زن يا مرد همسر دار (محصن يا محصنه) با شخص عاقل و بالغ.
3- تازيانه؛ در مورد مرد يا زن مجرّد و نيز زن عاقل و بالغى كه با طفلى زنا كند.
4- تازيانه و سنگسار؛ كيفر پيرمرد و پيرزن همسردارى كه زنا كنند.
5- تازيانه، تبعيد و تراشيدن سر[3]؛ در مورد زناى بِكْر (: كسى كه عقد كرده، ولى عروسى نكرده است).[4]
چگونگى اجراى حدّ
1- هر گاه شخصى مستوجب چند نوع كيفر باشد، ابتدا حدّى جارى مىشود كه سبب منتفى شدن حدّ ديگر نشود، مثلًا اگر سزاوار شلاق خوردن و سنگسار شدن شده نخست شلاق مىخورد، سپس سنگسار مىشود.
2- براى سنگسار كردن، مرد را تا بالاى كفل- نه بيشتر- و زن را تا كمر و زير سينه «در گودالى» دفن مىكنند.
اگر مرد يا زن از گودال فرار كنند، چنانچه زنا به واسطه بيّنه ثابت شده باشد، برگردانده مىشوند، ولى اگر به اقرار ثابت شده باشد دو صورت دارد:
1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 460؛ مسأله 6 و ص 462، مسأله 16.
2- برخِی از محارم سببِی مانند زن پدر نِیز همِین حکم را دارد.
3- مراد از تراشِیدن سر، تمام موِی سر اوست و حد تبعِید نِیز ِیک سال است.
4- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 462 ـ 464.
الف- اگر بعداز اصابت سنگ به آنها- گرچه يك سنگ- فرار كنند، برگردانده نمىشوند.
ب- و گرنه بايد برگردانده شوند.
ناگفته نماند كه حكم مزبور درباره سنگسار كردن است، اما در مورد تازيانه، فرار نفعى ندارد، بلكه برگردانده مىشوند و حدّ مىخورند.[1]
3- اگر زناكار محصن «همسر دار» اقرار به زنا كرده باشد، اوّل امام7[2]و سپس مردم او را سنگسار مىكنند و اگر بيّنه بر آن اقامه شود، اوّل شهود سپس امام7و پس از آن مردم او را سنگسار مىكنند.[3]
4- مرد زناكار در حال ايستاده و بدون لباس- درحالى كه عورتش پوشيده شده- و زن به صورت نشسته و با لباس شلاق زده مىشود.[4]
5- براى حاكم سزاوار است به مردم اعلان كند كه در اجراى حدّ حضور يابند، بلكه سزاوار است كه به آنان امر كند، تا براى اجراى حدّ حضور يابند و احوط حضور گروهى از مؤمنان- سه نفر يا بيشتر- است.[5]
6- پيش از سنگسار كردن، امام7يا حاكم به او دستور مىدهد كه با آب سدر، سپس آب كافور و پس از آن با آب خالص، غسل ميّت كند، كفن بپوشد و حنوط ببندد، سپس سنگسار گردد. بعد از آن بر او نماز خوانده مىشود و بدون غسل دادن، در قبرستان مسلمانان دفن مىگردد.[6]
2- لواط
«لواط» در فقه اسلام و قوانين جزايى، اصطلاحى است كه براى عمل شنيع همبسترى مرد با مرد و جمع شدن آن دو با يكديگر براى اطفاى غريزه جنسى به كار مىرود. لواط
1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466، مسأله 1 ـ 2.
2- در زمان غِیبت به عهده حاکم شرع است. (ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466 ـ 467، مسأله 5 ـ 6).
3- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466، مسأله 3.
4- همان، مسأله 4.
5- همان، مسأله 5.
6- همان، ص 467، مسأله 6.
از جمله گناهان كبيره، برخلاف اصول فطرت، بر باد دهنده نسل، فاسد كننده اجتماع، از زنا زشتتر و حدّ آن نيز از حدّ زنا شديدتر است.
در زشتى لواط همين بس كه قوم لوط همگى به جرم اين عمل شنيع، به بلاى بزرگى دچار گشته، به دوزخ رهسپار شدند و شهرشان ويران و مايه عبرت آيندگان شد. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
(وَ امْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الُمجْرِمينَ)(اعراف: 83)
و (سپس چنان) بارانى (از سنگ) بر آنها فرستاديم؛ (كه آنها را در هم كوبيد و نابود ساخت) پس بنگر سرانجام كار مجرمان چه شد!
امام رضا7درباره زشتى لواط فرمود:
وَاعْلَمْ انَّ حُرْمَةَ الدُّبُرِ اعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْفَرْجِ لِانَّ اللَّهَ اهْلَكَ امَّةً بِحُرْمَةِ الدُّبُرِ وَ لَمْ يُهْلِكْ احَداً بِحُرْمَةِ الْفَرْجِ[1]
بدان كه حرمت لواط از زنا بيشتر است، زيرا خداوند قومى را (قوم لوط) به خاطر عمل لواط هلاك كرد، ولى كسى را براى زنا هلاك نكرد.
احكام لواط
1- اثبات لواط: لواط از دو راه اثبات مىشود:
اول: اقرار فاعل يا مفعول چهار مرتبه.[2]
دوم: شهادت چهار مرد بهطور مشاهده، درصورتى كه شرايط قبول را دارا باشند.
2- صورتهاى گوناگون جرم و مجازات مجرم
1- فاعل و مفعول هر دو بالغ، عاقل و مختار باشند: حكم هر دو اعدام است.
2- فاعل، بالغ و عاقل و مفعول بچه باشد: حكم فاعل اعدام و حكم مفعول، تأديب است.
3- فاعل و مفعول هر دو نابالغ باشند: حكم هر دو تأديب است.
4- فاعل، نابالغ و مفعول، بالغ باشد: فاعل تأديب شده و مفعول حدّ مىخورد.
1- بحار الانوار، ج 79، ص 71.
2- اقرار هر کدام فقط در مورد خودش مؤثر است. (ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 50، مسأله 4)
تذكّر: در احكام ياد شده تفاوتى ميان مسلمان و كافر و محصن و غير محصن نيست.[1]
3- اقسام اعدام
1- كشتن و گردن زدن با شمشير.
2- بستن دست و پاى مجرم و پرت كردن او از جاى بلندى مانند كوه و غير آن.
3- سوزانيدن با آتش.
4- سنگسار كردن.
5- و بنابر قولى: خراب كردن ديوارى روى او.
حاكم در اعدامِ مجرم،- اعم از فاعل و مفعول- بين موارد مزبور مخيّر است.[2]
4- توبه لواط كننده: كسى كه لواط كرده، اگر قبل از گواهى شاهدان، توبه كند، حدّ ساقط مىشود و اگر بعد از آن توبه كند، ساقط نمىشود و چنانچه ثبوت آن بهواسطه اقرار باشد، سپس توبه كند، امام7و همچنين نايب او حق دارد، او را ببخشد يا حدّ بر وى جارى كند.[3]
5- در صورتى كه لواط بهطور دخول نباشد مانند تفخيذ يا بين دو باسن، حد آن صد تازيانه است و [در اين حكم] بين محصن و غيره و كافر و مسلمان فرقى نيست در صورتى كه فاعل كافر و مفعول مسلمان نباشد و گرنه كشته مىشود.[4]
3- مساحقه
يكى ديگر از انحرافات جنسى كه در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و از گناهان كبيره شمرده شده، مساحقه (: همبستر شدن زن با زن) است.
احكام مساحقه به قرار زير است:
1- «سحق» همانند لواط با اقرار و بيّنه اثبات مىشود و حدّ آن صد تازيانه است، در صورتى كه دو طرف بالغ، عاقل و مختار باشند در اينجا فرقى بين محصنه بودن يا نبودن و نيز مسلمان يا كافر بودن نيست.[5]
1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 469، مسأله 1 و 4.
2- همان، ص 470، مسأله 5.
3- همان، ص 470، مسأله 8.
4- همان، مسأله 6.
5- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 470، مسأله 9.
2- اگر مساحقه تكرار شود، درصورتى كه حدّ در خلال آنها واقع شده باشد، در مرتبه چهارم كشته مىشود.[1]
3- حدّ مساحقه با توبه قبل از گواهى شاهدان، ساقط مىگردد، ولى بعد از آن ساقط نمىشود. اگر مساحقه به اقرار ثابت شود و مجرم توبه كند، امام7و نيز نايب او در اجراى حدّ يا بخشش مجرم مخيّر است، همانطور كه در لواط مخيّر بود.[2]
يك نكته
«قَوّادى» كه عبارت است از جمع كردن و مرتبط كردن دو نفر يا بيشتر براى زنا يا لواط، با دو بار اقرار (در صورتى كه اقرار كننده بالغ، عاقل، مختار و داراى قصد باشد) و نيز شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود و حد آن 75 تازيانه و تبعيد از محل زندگى است[3]و بنا به قول مشهور سر او نيز تراشيده مىشود و در شهر مىگردانند. در اين حكم مسلمان و كافر و مرد و زن با يكديگر مساوىاند جز اينكه در مورد زن فقط تازيانه اجرا مىشود.[4]
4- قذف
«قذف»[5]در اصطلاح فقهى عبارت است از نسبت دادن زنا يا لواط به كسى.
رواج تهمت و افترا در جامعه اسلامى باعث جريحهدار شدن عفّت عمومى و لكّهدار شدن نواميس مردم مىشود، حسّ اعتماد و اطمينان را از ميان مىبرد و به جاى آن، سوءظن و بدگمانى را حاكم مىكند.
از اين رو، اسلام با رواج تهمت، اشاعه فحشا و بيان زشتىها بهويژه در مسائل ناموسى، سخت مخالف است. قرآن كريم كسانى را كه به حريم عفّت و عصمت دامنهاى پاك احترام نمىگذارند، چنين تهديد مىكند:
1- همان، مسأله 10.
2- همان.
3- اندازه تبعِید منوط به نظر حاکم شرع است و در قانون مجازات اسلامِی سه ماه تا ِیک سال معِین کردهاند. (ر.ک. قانون مجازات اسلامِی، هوشنگ ناصرزاده، ص 41).
4- ر.ک. به همان، ص 471، مسائل 14 ـ 15.
5- قذف نِیز از گناهان کبِیره است و در رواِیات به کبِیره بودنش تصرِیح شده و در قرآن مجِید وعده عذاب به آن داده شده است.
(انَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ انْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذينَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ ...)
(نور: 19)
كسانى كه دوست دارند زشتىها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است.
در جاى ديگر براى مبارزه با آن مىفرمايد:
(وَالَّذينَ يَرْمُونَ الُمحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً ابَداً وَ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ)(نور: 4)
به كسانى كه زنان عفيف را به زنا متّهم مىكنند و چهار شاهد نمىآورند، هشتاد ضربه (شلاق) بزنيد و از آن پس هرگز شهادتشان را نپذيرند كه مردمى فاسقند.
رسول خدا6درباره آن فرمود:
كسى كه به مرد يا زن پاكدامنى نسبت زنا بدهد، خداوند كردار نيكش را از بين مىبرد و روز قيامت هفتاد هزار فرشته از پيشِ رو و پشت سر، او را تازيانه مىزنند، سپس به آتش مىاندازند.[1]
شرايط قذف، قذف كننده و قذف شونده
1- در قذف شرط است كه:
الف- به لفظ صريح باشد و يا ظهور اعتمادآورى در قذف داشته باشند، مثل اينكه بگويد: «تو زنا كردى»، «تو لواط كردى»، «تو زناكار يا لواطكنندهاى»، «با تو لواط شده»، «اى زناكار» و[2]....
ب- گوينده به معناى لفظى كه بهكار مىبرد آگاه باشد.[3]
1- وسائل الشِیعه، ج 18، ص 431.
2- هرگاه کسِی به قصد نسبت دادن زنا به شخصِی مثلاً چنِین بگوِید: «زن قحبه»، ِیا «خواهر قحبه» ِیا «مادر قحبه»، نسبت به کسِی که زنا را به او نسبت داده محکوم به حد قذف مِیشود و نسبت به مخاطب که به واسطه اِین دشنام اذِیت شده است تا 74 ضربه شلاق تعزِیر مِیشود. (ر.ک. قانون مجازات اسلامِی، ص 42.)
3- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 472، مسأله 2.