بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 38

بنابراين، دست بچه، ديوانه، شخص مكره، و مضطر كه جهت دفع اضطرارش دزدى مى‌كند قطع نمى‌شود. همچنين دست پدر به خاطر برداشتن مال فرزندش قطع نمى‌شود، ولى اگر فرزند از پدرش، مادر از فرزندش و بعضى از خويشان از بعضى ديگر بدزدند، قطع مى‌شود.

چنانچه كسى غير از سارق حرز را شكست و سارق مال را از غير حرز به سرقت برد دست هيچ كدام قطع نمى‌شود هر چند كه دو نفر براى سرقت آمده و با يكديگر همكارى كرده باشند. همچنين است اگر آشكارا حرز را شكسته و مال را به سرقت برده باشد، در اين صورت نيز دست او قطع نمى‌شود.

شرايط مال مسروقه‌

1- از نظر شرع ماليّت داشته و مسلمان بتواند مالكش شود.

2- به حدّ نصاب رسيده باشد و حدّ نصاب آن ربع دينار طلاى خالص سكّه‌دار است.[1]

3- در «حِرْز» باشد، مثل اينكه در جاى قفل شده يا بسته‌اى باشد و ....[2]

ناگفته نماند كه اگر از جيب انسان دزدى شود، دو صورت دارد:

الف- اگر مال دزديده شده در حرز باشد، مثل اينكه در جيبى باشد كه زير لباس است يا سر جيبش به وسيله‌اى مانند زيپ بسته باشد، ظاهراً قطع ثابت است. همچنين است اگر جيب در درون لباس رويى باشد.

ب- اگر مال در جيبى كه باز و روى لباس است باشد، دست سارق قطع نمى‌شود.

با اين توضيح روشن مى‌شود كه معيار قطع دست اين است كه مال سرقت شده در جايى در بسته و محفوظ باشد.[3]

1- همان 481، مسأله 1.

2- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 485، مسأله 7. (بنابراِین، آنچه در حرز نِیست) دست سارقش قطع نمِی‌شود، مانند دزدِی در کاروانسراها، حمام‌ها و خانه‌هاِیِی که درب‌هاِی آنها به روِی عموم ِیا گروهِی باز است و مانند مساجد، مدرسه‌ها، زِیارتگاه‌ها و ... .)

3- همان، ص 486، مسأله 10.


صفحه 39

حدّ سرقت‌

پس از احراز شرايط و اثبات وقوع جرم، بر شخص دزد حدّ جارى مى‌شود. چگونگى حد سرقت به شرح زير است:

1- در مرتبه اول چهار انگشت دست راست از مفصل اصلى قطع مى‌شود، به‌طورى كه شست و كف دست او باقى بماند.

2- در مرتبه دوم دزدى، پاى چپش از پايين برآمدگى قطع مى‌شود، به‌طورى كه نصف قدم و مقدارى از محل مسح او باقى بماند.

3- اگر براى سوّمين بار دزدى كند، به حبس ابد محكوم مى‌شود، تا اينكه در همان زندان بميرد و چنانچه فقير باشد، مخارجش از بيت‌المال داده خواهد شد.

4- اگر بار چهارم، گرچه در زندان باشد دست به دزدى بزند، اعدام مى‌شود.[1]

تذكر: مراحل 2، 3 و 4 در صورتى اجرا مى‌شود كه حد مراحل قبلى اجرا شده باشد.

7- محاربه‌

«محاربه» و جنگ با مسلمانان يكى ديگر از گناهان كبيره است. قرآن مجيد علاوه بر عقوبت دنيوى، وعده عذاب اخروى نيز بر آن داده و مى‌فرمايد:

(انَّما جَزاؤُا الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِى الْارْضِ فَساداً انْ يُقَتَّلُوا اوْ يُصَلَّبُوا اوْ تُقَطَّعَ ايْديهِمْ وَ ارْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ اوْ يُنْفَوْا مِنَ الْارْضِ، ذلِكَ لَهُمْ خِزْىٌ فِى الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِى الْاخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ)(مائده: 33)

كيفر آنها كه با خدا و پيغمبرش به جنگ برمى‌خيزند و اقدام به فساد در روى زمين مى‌كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‌برند) فقط اين است كه اعدام شوند، يا به دار آويخته گردند، يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، به‌عكس يكديگر بريده شود، و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت براى آنان عذابى بزرگ است.

1- همان، ص 488، مسأله 1.


صفحه 40

محارب كيست؟

كسى كه براى ترساندن مردم و قصد آشوب و فساد در زمين، سلاح بكشد كه موجب ترساندن مردم و سلب امنيت جامعه شود؛ خواه در خشكى يا دريا و خواه در شهر يا روستا و خواه شب يا روز باشد، محارب محسوب مى‌شود و مستحق حدّ است.[1]

اگر كسى سلاح برگيرد، ولى در اثر ناتوانى موجب هراس هيچ فردى نشود يا اگر سلاح خود را به انگيزه عداوت شخصى به سوى يك يا چند نفر مخصوص بكشد و عمل او جنبه عمومى نداشته باشد، محارب محسوب نمى‌شود.[2]

حدّ محارب‌

حاكم شرع مخيّر است كه يكى از چهار كيفر زير را درباره محارب اجرا كند:

1- اعدام‌

2- به‌دار آويختن‌

3- بريدن دست راست و پاى چپ[3]

4- تبعيد

بهتر اين است كه حاكم، جنايت را ملاحظه نمايد و كيفر مناسب را تعيين كند، به عنوان مثال، اگر كسى را كشته، او را بكشند، يا به دار بياويزند؛ اگر به مال مردم دست درازى كرده، دست و پايش را ببرند و چنانچه با حمل سلاح تنها موجب ترس مردم شده، وى را از آن شهر تبعيد كنند.[4]

كيفيت اجراى حدّ محارب‌

1- اگر مجازات صلب (به دار كشيدن) را در مورد محارب اختيار كنند او را زنده‌

1- در ماده 183 قانون مجازات اسلامِی درباره تعرِیف «محارب و مفسد فِی الارض» چنِین آمده: «هر کس که براِی اِیجاد رعب و هراس و سلب آزادِی و امنِیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فِی الارض مِی‌باشد.»

2- ر.ک. قانون مجازات اسلامِی، هوشنگ ناصرزاده، ص 49.

3- برِیدن دست راست و پاِی چپ مفسد و محارب به همان گونه‌اِی است که در حد سرقت عمل مِی‌شود. (ر.ک. قانون مجازات اسلامِی، ص 52، ماده 196)

4- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 493، مسأله 5.


صفحه 41

به دار مى‌كشند- و نبايد وى را بيشتر از سه روز روى دار نگاه دارند- سپس پايين آورده مى‌شود.[1]

2- وقتى محارب را به شهر ديگرى تبعيد كردند، والى به هر شهرى كه وى را فرستاده‌اند، مى‌نويسد كه مردم از غذا خوردن، معاشرت، خريد و فروش، ازدواج و مشورت با وى خوددارى كنند و احوط اين است كه مدّت تبعيد او كمتر از يك سال نباشد، هر چند كه توبه كند. در صورتى كه توبه نكند، مدّت تبعيد ادامه مى‌يابد تا توبه كند ....[2]

3- براى بريدن دست و پاى محارب، لازم نيست كه سرقت كرده باشد ... بلكه امام نسبت به كسى كه حمله مسلحانه كرده، اختيار دارد كه دست و پايش را قطع كند و احوط اين است كه ابتدا دست راست و بعد پاى چپ را ببرند.[3]

توبه محارب‌

1- اگر قبل از دستگيرى، توبه كند، حدّ ساقط مى‌شود، ولى حقّ‌الناس از قبيل قتل، مجروح كردن، (دزديدن) مال، ساقط نمى‌شود (يعنى قصاص جنايتى كه كرده از قبيل قتل، جرح يا اتلاف مال به‌عنوان حقّ‌الناس باقى است).

2- اگر پس از دستگيرى توبه كند، حدّ هم ساقط نمى‌شود.[4]

8- ارتداد

«ارتداد» در لغت به معنى بازگشتن به راهى است كه از آن راه آمده؛ لكن در اصطلاح فقهى، منظور از آن بازگشت به كفر است و مرتد به كسى گفته مى‌شود كه از اسلام به كفر برگردد، چنان كه قرآن كريم مى‌فرمايد:

(وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَاولئِكَ حَبِطَتْ اعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ ...)

(بقرة: 217)

1- همان، مسأله 9.

2- همان، مسأله 10.

3- همان، ص 494، مسأله 11.

4- همان، ص 493، مسأله 7.


صفحه 42

از ميان شما آنها كه از دين خود بازگردند و كافر بميرند، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند.

اقسام مرتد

«مرتد» به دو قسم «فطرى» و «ملّى» تقسيم مى‌شود:

1- «مرتد فطرى» كسى است كه پدر و مادرش يا يكى از آن دو در حال انعقاد نطفه‌اش مسلمان بوده و خود بعد از بلوغ اظهار اسلام كند، سپس از اسلام خارج شود.

2- «مرتد ملّى» كسى است كه پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه وى كافر بوده و خود بعد از بلوغ اظهار كفر كرده و كافر اصلى شده، سپس اسلام آورده و پس از آن به كفر برگشته است، مانند كسى كه در اصل مسيحى بوده و مسلمان شده و سپس به مسيحيت بازگشته است.[1]

شرايط حكم به ارتداد

1- بلوغ‌

2- عقل‌

3- اختيار

4- قصد

بنابراين، ارتداد بچه- اگر چه نزديك بلوغش باشد- ديوانه در حال ديوانگى، شخص مجبور و نيز آنچه كه بدون قصد واقع مى‌شود، اعتبار ندارد.[2]

احكام ارتداد

پيش از بيان احكام ارتداد به يك حديث در اين باره توجه كنيد:

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر7درباره مرتد پرسيدم، آن حضرت فرمود:

هر كس از اسلام روگردان شود و بعد از اسلام آوردن، به آنچه بر محمد6نازل گرديده،

1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 366، مسأله 10.

2- همان، ص 495، مسأله 2.


صفحه 43

كافر شود، توبه او پذيرفته نيست، كشتن او واجب است، زنش بر او حرام مى‌گردد و مال او ميان فرزندانش تقسيم مى‌شود.[1]

اينك توضيح برخى از احكام مرتد فطرى و ملى:

1- ارتداد با شهادت دو مرد عادل و نيز اقرار ثابت مى‌شود و احوط دو مرتبه اقرار است و با شهادت زن‌ها- جداگانه يا با ضميمه مرد- ثابت نمى‌شود.[2]

2- مرتد فطرى اگر مرد باشد در ظاهر توبه‌اش پذيرفته نيست و بايد كشته شود. مرتد ملى اگر توبه كند توبه‌اش پذيرفته مى‌شود و اگر از توبه كردن امتناع كند احتياط اين است كه سه روز توبه‌اش دهند، اگر نپذيرفت در روز چهارم كشته مى‌شود.[3]

3- زن اگر مرتد شود؛ چه مرتد فطرى و چه ملى، كشته نمى‌شود، بلكه به حبس ابد محكوم مى‌گردد، در اوقات نمازها او را كتك مى‌زنند، در معيشت بر او تنگ گرفته مى‌شود و توبه‌اش پذيرفته است. بنابراين، اگر توبه نمايد از زندان آزاد مى‌گردد.[4]

1- وسائل الشِیعه، ج 18، ص 544.

2- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 496، مسأله 9.

3- همان، ص 494، مسأله 1.

4- همان.


صفحه 44

پرسش‌

1- حدود در چه مواردى اجرا مى‌شود؟

2- رسول خدا6درباره آثار زنا چه فرمود؟

3- اقسام حدّ زنا را بيان كنيد.

4- كيفيت اجراى حدّ تازيانه و سنگسار را بيان كنيد.

5- از زشتى لواط چه مى‌دانيد؟

6- لواط چگونه اثبات مى‌شود و حكم آن چيست؟

7- قوّادى چيست و چه حكمى دارد؟

8- قذف يعنى چه و حد آن چيست؟

9- ناسزا گفتن بر پيغمبر6و ائمه7چه حكمى دارد؟

10- پيامدهاى شرابخوارى را بنويسيد.

11- آيا توبه شرابخوار باعث سقوط حدّ از او مى‌شود؟ توضيح دهيد.

12- امام رضا7درباره دليل حرمت سرقت چه فرمود؟

13- شرايط مال مسروقه را بنويسيد.

14- شرايط وجوب حدّ سرقت را بيان كنيد.

15- حدّ سرقت را بنويسيد.

16- محارب كيست و حدّ آن چيست؟

17- كيفيت به دار آويختن محارب را بنويسيد.

18- آيا توبه محارب باعث سقوط حدّ مى‌شود؟

19- ارتداد و اقسام آن را تعريف كنيد.

20- حكم به ارتداد چه شرايطى دارد؟

21- حكم مرتد فطرى چيست؟

22- مرتد ملّى چه حكمى دارد؟


صفحه 45

فصل سوّم

تعزيرات‌

«تعزيرات» جمع «تعزير»، در لغت به‌معناى ادب كردن و در اصطلاح شرع عبارت از عقوبتى است كه در غالب موارد در اصل شرع براى آن اندازه‌اى معين نگرديده است.[1]

در ماده 16 قانون مجازات اسلامى درباره تعريف تعزير چنين آمده:

تعزير، تأديب و يا عقوبتى است كه نوع و مقدار آن در شرع تعيين نشده و به نظر حاكم واگذار شده است از قبيل حبس و جزاى نقدى و شلاق كه ميزان شلاق بايستى از مقدار حد كمتر باشد.[2]

تعزيرات شرعى‌

منظور از تعزيرات شرعى مجازات‌هايى است كه براى خاطيان و متخلفان از قوانين شرعى مانند ترك واجبات و ارتكاب محرّمات به اجرا درمى‌آيند. چنان كه حضرت امام7مى‌فرمايد:

هر كسى كه ترك واجب نمايد يا مرتكب حرام شود. امام7و نايب او حق دارد او را تعزير نمايد به شرطى كه از گناهان كبيره باشد و تعزير كمتر از حدّ است و اندازه آن به نظر حاكم است. و احتياط براى حاكم در موردى كه دليلى بر مقدار آن دلالت نكند اين است كه از كمترين حدود تجاوز ننمايد.[3]

1- ر.ک. مسالک الافهام، شهِید ثانننِی، ج 14، ص 325.

2- قانون مجازات اسلامِی مصوب مجلس شوراِی اسلامِی و مجمع تشخِیص مصلحت نظام.

3- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 477. (الخامس)