را بر حذر مىدارم زيرا نفرين بر بالاى ابر برده مىشود تا آنكه خدا به آن نگاه مىكند مىفرمايد:
نفرين را بالا بياوريد تا اجابتش كنم. و از نفرين پدر شما را بر حذر مىدارم كه نفرين پدر از شمشير برندهتر است. از امام صادق7نقل شده است كه فرمود: سه دعاست كه از خدا در حجاب نيست (1) دعاى پدر در حق فرزندش كه نيكويى به پدر كند و نفرين پدر در باره پسر وقتى كه آزارش نمايد (2) نفرين مظلوم عليه ظالم و دعاى مظلوم براى ياورش كه او را از ظالم رهانيد (3) و دعاى مؤمنى براى برادر مؤمنش وقتى كه برادر مؤمنش را به خاطر ائمه يارى كرده باشد و نفرين مؤمن عليه برادر مؤمنش وقتى با قدرت بر كمك و يارى و نيازمندى برادرش به كمك او نشتافته باشد.
در روايت ديگر آمده است: بپرهيزيد از نفرين پدر، زيرا بر بالاى ابر برده مىشود و از نفرين او بپرهيزيد، زيرا از شمشير تيز براتر است.
[چگونه مادر براى فرزند دعا كند]
روايت شده است كه اگر فرزندى مريض شود مادرش به پشت بام برود و از سرش روسرى بردارد بطورى كه مويش از آسمان ديده شود آنگاه بگويد: «اللهم انت اعطيتنيه و أنت و هبته لى اللهم فاجعل هبتك اليوم لى جديدة انّك قادر مقتدر»: خدايا تو اين فرزند را به من عطا كردى و به من بخشيدى خداى بخشش خود را امروز تجديد نما! تو قادر مقتدر هستى.
سپس سجده كند. سر از سجده بر نمىدارد مگر آنكه فرزندش خوب شده است.
فصل:
از جمله كسانى كه دعايشان مستجاب است، كسى كه در نيازمندىهايش به غير خدا تكيه نكند خداى تعالى مىفرمايد:وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً[1]هر كس بر خدا تكيه كند خداى تعالى او را كافى است خداى تعالى امرش را به او مىرساند و براى هر چيز اندازهاى قرار داده است. حفص بن غياث از امام صادق7روايت كرده است: فرمود: اگر خواستيد هر دعايى مىكنيد مستجاب شود از همه مردم مأيوس شويد و اميدى جز از خدا نداشته باشيد وقتى خداى تعالى از دلت اين را دانست آنگاه هر چه بخواهيد به تو مىدهد.
[1]طلاق. 3.
از جمله موعظههايى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (ع) فرمود اين است كه: اى عيسى! بسان غمزده و غريقى كه جز خدا فريادرسى ندارد از من درخواست نما و از غير من نطلب! آنگاه دعاى تو به جا و نيكوست و اجابت مرا به دنبال دارد و جز در حال ناله مرا نخوان و در حال دعا همتت مصروف يك چيز باشد اگر اين گونه مرا بخوانى اجابتت مىكنم.
آگاهى
شايسته است كه بنده در همه نيازمندىهاى خويش به پروردگارش مراجعه كند و حاجتش را بر او فرود آورد، خواه حاجت بزرگ باشد و خواه كوچك. و از رفع نياز كوچك به حق سبحانه ابا نكند، زيرا نهايت توكل رفع همه حاجتها حتى حاجتهاى كوچك است. و در حديث قدسى آمده است: اى موسى هر چه نياز دارى حتى علف گوسفندان و نمك خميرت را از من بخواه. و از امام صادق7وارد شده است كه: شما را به دعا سفارش مىكنم شما جز با مثل دعا به خدا نزديك نخواهيد شد و هيچ حاجت كوچك را بدليل كوچكى وامگذار به اينكه از خدا آن را نخواهى زيرا هر كس حاجتهاى كوچك دارد حاجتهاى بزرگ هم دارد.
نصيحت
حال كه فهميدى اعتماد به خداى تعالى با برآورده شدن حاجت توأم شده و به افسار رستگارى بسته شده است، بدان كه: به ديگران چسبيدن و رويگردانى از خدا با ناكامى و فضيحت توام است و باعث وانهادگى و معدّ حرمان است در اين زمينه حكايت محمد بن عجلان را برايت تعريف مىكنم:
[گرفتارى محمد بن عجلان]
هنگامى كه حوادث روزگار او را دردمند ساخته بود گفت: سخت نيازمند و شدم و در تنگنا افتادم دوستى در اين تنگنا نداشتم كه و قرضى سنگين بر شانهام سنگينى مىكرد كه طلب كار در مطالبه آن اصرار مىورزيد. به خاطر آشنايى كه با حسن بن زيد كه آن روز امير مدينه بود داشتم به طرف خانهاش راه افتادم پسر داييم محمد بن عبد اللَّه بن على بن الحسين مطلب را متوجه شد و بين من و او از قديم آشنايى بود مرا در راه ملاقات كرد و دستم را گرفت و گفت: حال و روز تو را
فهميدم به نظر تو چه كسى نياز تو را برطرف مىكند گفتم حسن بن زيد گفت: بنا بر اين نياز تو برآورده نمىشود و رفتن به در خانهاش كمكى به حال تو نمىكند ولى برو به طرف خانه كسى كه قدرت برآورده كردن نيازت را دارد و بخشندهترين مردم است و آنچه را كه از حسن بن زيد انتظار دارى از او بخواه زيرا من از پسر عمويم جعفر بن محمد شنيدم كه از پدرش و او از جدش و او از پدرش حسين بن على و او از پدرش على بن ابى طالب7و آن حضرت از پيامبر6روايت كرد و فرمود: از جمله وحىهايى كه خداى تعالى به يكى از پيامبرانش فرمود اين بود كه قسم به عزت و جلالم! آرزوى هر آرزوكننده به غير خودم را قطع مىكنم به اينكه او را مايوس كنم و او را پيش مردم لباس خوارى بپوشانم و از گشايش و فضل خود دورش نمايم. آيا بندهام غير مرا در سختيها اميد دارد در صورتى كه سختيها در دست من است و آيا اميد به غير من دارد در حالى كه من بىنياز و جوادم و كليدهاى درهاى بسته شده در دست من است و درم براى دعاكنندهها باز است. آيا نفهميديد كه براى هر كسى حادثهاى اتفاق افتد جز من كسى نمىتواند او را برطرف سازد پس چگونه او را مىبينم كه اميد به ديگران بسته و از من رويگردان شده در صورتى كه آنچه را كه از من نخواست خود بخود و با جود و كرم خود به او بخشيدم و اكنون از من رويگردان شده است و در سختىاش از غير من درخواست مىكند در صورتى كه من خدايى هستم كه قبل از درخواست مىبخشم آيا از من بخواهند و من نبخشم؟ چنين تصورى محال است آيا جود و كرم از من نيست؟ آيا دنيا و آخرت در دست من نيست؟ اگر اهل هفت آسمان و زمين همه از من بخواهند و همه درخواستهايشان را به ايشان بدهم، از ملك من به اندازه پر پشهاى كم مىشود؟ چگونه دارايى كه من قيّم آن هستم كم شود. پس واى به حال كسى كه مرا عصيان كند و نترسد. پس به او گفتم: اى فرزند رسول خدا6! حديث را براى من تكرار نما بخوان! سه بار خواند. پس گفتم به خدا قسم بعد از اين هرگز از كسى جز او نخواهم! اندكى نگذشت كه خداى تعالى روزى مرا رسانيد.
از پيامبر6آمده است كه فرمود: خداى عز و جل فرمود: هيچ مخلوقى نيست كه به مخلوقى غير از من تمسك جويد جز آنكه اسباب آسمانها و زمين را از او قطع كنم و اگر از من بخواهد به او نمىدهم و اگر مرا بخواند اجابتش نمىكنم و هيچ مخلوقى نيست كه به من تمسك كند نه به ديگران جز آنكه آسمانها و زمين را ضامن روزيش كنم و اگر مرا بخواند اجابتش كنم و اگر از من بخواهد به او ببخشم و اگر از من طلب استغفار كند از گناهانش درگذرم.
و از ابى محمد عسگرى7آمده است كه فرمود: مادامى كه تحمل دارى از كسى چيزى نخواه زيرا هر روز، روزى تازهاى دارد و بدان كه اصرار در خواستهها ارزش آدمى را سلب مىكند و باعث سختى و رنج مىگردد صبر كن تا خداى تعالى براى تو درى را بگشايد كه ورود در آن راحت باشد، چه نزديك است كارگشايى از دردمند! و امنيت براى ترسان فرارى! چه بسا كه دگرگونى نوعى از، تاديب خدا باشد و بهرهورى داراى مراتبى است. به ميوهاى كه هنوز نرسيده عجله مكن! چيدن ميوه به هنگام رسيدن ممكن است. بدان كه مدبّر تو از زمان شايسته به حال تو، از تو داناتر است پس در همه امورت به او اطمينان كن، حال و كارت خوب مىشود و قبل از وقت براى نيازهايت عجله مكن كه در اين صورت دل و جانت تنگ مىشود و نااميدى تو را در برمىگيرد. بدان كه حيا اندازهاى دارد اگر بيش از مقدار باشد اسراف است و دور انديشى مقدارى دارد اگر بيش از مقدارش باشد تهوّر است؛ بااحتياطترين عاقلها، انسان گوشه گير و آرام و مطمئن است. و اگر اهل دنيا مىفهميدند دنيا خراب مىشد. به اين حديث و آداب فراوانى كه در آن است نگاه كن و همين حديث مشتمل بر دورى از دنيا نيز هست زيرا فرمود: اگر اهل دنيا مىفهميدند، دنيا خراب مىشد. زيرا اين مطلب دلالت مىكند كه عقل سالم اقتضا مىكند كه دنيا خراب بماند و اعتنايى به آن نشود و هر كس مقصودش دنيا باشد و آن را آباد كند مىرساند كه عقل ندارد.
قسم دوم: كسانى كه دعايشان اجابت نمىشود،
جعفر بن ابراهيم از ابى عبد الله (ع) روايت كرده است فرمود: چهار كسند كه دعايشان مستجاب نمىشود مردى كه در خانه بنشيند و بگويد خدايا به من روزى بده مىگويند: مگر تو را امر به طلب نكرديم و مردى كه زنى بدكار دارد و نفرينش مىكند به او گفته مىشود: مگر اختيارش را به دست تو نداديم (اگر مىخواهى طلاقش بده) و مردى كه مالى داشت و آن را تباه كرد مىگويد: خدايا روزيم ده! مىگويد: آيا من به ميانه روى و درستى در خرج نمودن دستور ندادم. سپس فرمود:وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً[1]آنهايى كه انفاق كنند اسراف نمىكنند و سخت نگيرند و بين اين دو ميانه روى مىكنند. و مردى كه مال داشت و به ديگرى قرض داد و شهود نگرفت و آن مرد انكار كرد به او مىگويند: مگر تو را امر به شهود نكردم. و در روايت وليد بن صبيح آمده است: و مردى كه
[1]- 25/ فرقان/ 66.
بر همسايهاش نفرين مىكند و خداى تعالى راه عوض كردن خانه را با فروش آن و دور شدن از همسايه را به او داده است. و يونس بن عمار روايت كرد و گفت: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: بنده دستانش را باز مىكند و خداى تعالى را مىخواند و از فضلش مالى را مىخواهد خدا به او مىدهد و فرمود: سپس اين بنده آن مال را در راه بيهوده صرف مىكند و آنگاه بر مىگردد و دوباره خدا را مىخواند خداى تعالى مىفرمايد: مگر به تو ندادم آيا با تو چنين و چنان نكردم.
[دعاى سنگدلان اجابت نمىگردد]
دعاى كسى كه با دلى سخت و مشغول به غير خدا دعا مىكند قبول نمىشود.
سليمان بن عمرو روايت كرد كه شنيدم از امام صادق (ع)، مىفرمود: خداى تعالى مىفرمايد:
دعاى كسى را كه دلش به غير من مشغول باشد اجابت نمىكنم. وقتى دعا كنى قلبت را به طرف خداى متوجه كن سپس يقين به اجابت نما[1]و سيف بن عميره از مردى از امام صادق7نقل كرد كه آن حضرت فرمود: خداى عز و جل دعاى كسى را كه دلى سخت دارد اجابت نمىكند و هر كس بر دعا پيشى نگيرد به هنگام نزول بلا دعاى وى شنيده نمىشود و هر كس در دعا پيشى بگيرد خداى تعالى دعاى او را به هنگام نزول بلا اجابت كند و به او گفته مىشود، اين صدا آشناست و از آسمان محجوب نمىشود و هر كس بر دعا پيشى نگيرد خداى تعالى به هنگام نزول بلا او را اجابت نمىكند و ملايكه مىگويند اين صدا را نمىشناسيم.
و دعاى كسى كه اصرار بر گناهان دارد اجابت نمىشود
رسول خدا6فرمود: مثل كسى كه بدون عمل دعا مىكند مثل انسانى است كه بدون چلّه كمان تير مىاندازد. و از امام صادق7آمده: مردى از بنى اسرائيل براى اين كه خدا به او پسرى دهد سه سال دعا مىكرد وقتى ديد خداى تعالى او را اجابت نمىكند عرضه داشت: خدايا آيا من از تو دورم كه سخن مرا نمىشنوى يا اين كه من به تو نزديكم و تو مىشنوى ولى اجابت نمىكنى؟ كسى در خوابش آمد و به او گفت: تو از سه سال تاكنون خداى را با زبانى فحّاش و
[1]
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)
دلى گناهكار و قلبى سركش و نيّتى آلوده مىخوانى از فحشت دست بردار و دل خويش را پاك نما و نيت خويش را درست كن (آنگاه دعا كن) مرد يك سال چنان كرد خداى تعالى به او پسرى داد.
اين حديث در استجابت دعا چهار شرط قرار داد: اول: دورى از فحش. دوم: نبودن دل سختى سوم: حسن نيت و منظور از حسن نيت در اينجا گمان نيكو به پروردگار است. چهارم توبه از معصيت كه فرمود: از فحش دورى كن و براى خدا دلت را پاك نما.
و دعايى كه با حرام خوارى توام باشد اجابت نمىشود
در حديث قدسى آمده است: از تو دعا و از من اجابت است. هيچ دعايى از من محجوب نمىشود جز دعاى حرامخور كه محجوب مىگردد. و از پيامبر6فرمود: هر كس دوست دارد كه دعايش مستجاب شود خوراك و كسبش را پاكيزه كند. (26) و به كسى كه عرضه داشت دوست دارم كه دعايم مستجاب شود، فرمود: خوراكت را پاكيزه كن و در شكمت حرام داخل مكن. (27) و على بن اسباط از امام صادق7روايت كرد كه فرمود: هر كس دوست دارد كه دعايش مستجاب شود كسب خويش را پاكيزه گرداند. و فرمود: ترك يك لقمه حرام به نزد من دوستدارتر از هزار ركعت نماز مستحبى است. اجتناب از يك دانگ حرام در نزد خدا معادل هفتاد حج مقبول است. (28)
كسى كه مظالم و تبعات بندگان را بر گردن دارد دعايش مردود است
از ائمه:روايت شده است كه: از جمله مواعظى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (ع) نمود اين است كه اى عيسى! به ستمكاران بنى اسرائيل بگو صورت هماىتان را شستيد و قلبهايتان را آلوده كرديد! آيا به من مغرور شديد؟ يا بر من جرأت پيدا كرديد؟ خودتان را براى اهل دنيا با عطر خوشبو مىسازيد در صورتى كه شكمتان به پيشگاه من پر از مردار بدبو است شما بسان مردگان هستيد اى عيسى! به ايشان بگو قدم از كسب حرام دركشيد و گوشتان را از فحش باز داريد و با دلهاتان به پيش من آييد. من صورتتان را نمىخواهم اى عيسى! به ستم پيشگان بنى اسرائيل بگو: مرا نخوانيد در صورتى كه حرام در زير قدمها و بتها در خانههاى شماست. من قسم خوردم كه دعاى كسى كه مرا خواند اجابت كنم و اجابت من لعنت بر ايشان
است تا آنكه متفرق گردند.
پيامبر6فرمود: خداى تعالى به من فرمود: كه اى برادر پيامبران و اى برادر بيمدهندگان! قوم خودت را از اين بترسان كه در خانهاى از خانههاى من وارد شوند در صورتى كه مظلمهاى از بندهاى در گردنشان است. هنگامى كه به پيشگاه من نماز مىگذارد او را لعنت مىكنم تا به آن زمان كه آن حق را به صاحبش رد كند در اين هنگام گوش اين عبد مىشوم كه مىشنود و چشمش مىگردم كه مىبيند و او از دوستان و برگزيدگان من مىشود و همسايه من در بهشت به همراه پيامبران و صديقان و شهدا مىگردد. و از امير المؤمنين (ع) نقل شده است كه خداى تعالى به عيسى7وحى فرمود: به بنى اسرائيل بگو: داخل خانهاى از خانههاى من نشوند جز آنكه چشمانشان خاشع و قلبهايشان پاك و دستهايشان طاهر باشد و ايشان را آگاه كن كه من دعاى كسى را كه در گردنش مظلمه احدى باشد اجابت نمىكنم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة