بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 123

و از ابى محمد عسگرى7آمده است كه فرمود: مادامى كه تحمل دارى از كسى چيزى نخواه زيرا هر روز، روزى تازه‌اى دارد و بدان كه اصرار در خواسته‌ها ارزش آدمى را سلب مى‌كند و باعث سختى و رنج مى‌گردد صبر كن تا خداى تعالى براى تو درى را بگشايد كه ورود در آن راحت باشد، چه نزديك است كارگشايى از دردمند! و امنيت براى ترسان فرارى! چه بسا كه دگرگونى نوعى از، تاديب خدا باشد و بهره‌ورى داراى مراتبى است. به ميوه‌اى كه هنوز نرسيده عجله مكن! چيدن ميوه به هنگام رسيدن ممكن است. بدان كه مدبّر تو از زمان شايسته به حال تو، از تو داناتر است پس در همه امورت به او اطمينان كن، حال و كارت خوب مى‌شود و قبل از وقت براى نيازهايت عجله مكن كه در اين صورت دل و جانت تنگ مى‌شود و نااميدى تو را در برمى‌گيرد. بدان كه حيا اندازه‌اى دارد اگر بيش از مقدار باشد اسراف است و دور انديشى مقدارى دارد اگر بيش از مقدارش باشد تهوّر است؛ بااحتياطترين عاقلها، انسان گوشه گير و آرام و مطمئن است. و اگر اهل دنيا مى‌فهميدند دنيا خراب مى‌شد. به اين حديث و آداب فراوانى كه در آن است نگاه كن و همين حديث مشتمل بر دورى از دنيا نيز هست زيرا فرمود: اگر اهل دنيا مى‌فهميدند، دنيا خراب مى‌شد. زيرا اين مطلب دلالت مى‌كند كه عقل سالم اقتضا مى‌كند كه دنيا خراب بماند و اعتنايى به آن نشود و هر كس مقصودش دنيا باشد و آن را آباد كند مى‌رساند كه عقل ندارد.

قسم دوم: كسانى كه دعايشان اجابت نمى‌شود،

جعفر بن ابراهيم از ابى عبد الله (ع) روايت كرده است فرمود: چهار كسند كه دعايشان مستجاب نمى‌شود مردى كه در خانه بنشيند و بگويد خدايا به من روزى بده مى‌گويند: مگر تو را امر به طلب نكرديم و مردى كه زنى بدكار دارد و نفرينش مى‌كند به او گفته مى‌شود: مگر اختيارش را به دست تو نداديم (اگر مى‌خواهى طلاقش بده) و مردى كه مالى داشت و آن را تباه كرد مى‌گويد: خدايا روزيم ده! مى‌گويد: آيا من به ميانه روى و درستى در خرج نمودن دستور ندادم. سپس فرمود:وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً[1]آنهايى كه انفاق كنند اسراف نمى‌كنند و سخت نگيرند و بين اين دو ميانه روى مى‌كنند. و مردى كه مال داشت و به ديگرى قرض داد و شهود نگرفت و آن مرد انكار كرد به او مى‌گويند: مگر تو را امر به شهود نكردم. و در روايت وليد بن صبيح آمده است: و مردى كه‌

[1]- 25/ فرقان/ 66.


صفحه 124

بر همسايه‌اش نفرين مى‌كند و خداى تعالى راه عوض كردن خانه را با فروش آن و دور شدن از همسايه را به او داده است. و يونس بن عمار روايت كرد و گفت: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: بنده دستانش را باز مى‌كند و خداى تعالى را مى‌خواند و از فضلش مالى را مى‌خواهد خدا به او مى‌دهد و فرمود: سپس اين بنده آن مال را در راه بيهوده صرف مى‌كند و آنگاه بر مى‌گردد و دوباره خدا را مى‌خواند خداى تعالى مى‌فرمايد: مگر به تو ندادم آيا با تو چنين و چنان نكردم.

[دعاى سنگدلان اجابت نمى‌گردد]

دعاى كسى كه با دلى سخت و مشغول به غير خدا دعا مى‌كند قبول نمى‌شود.

سليمان بن عمرو روايت كرد كه شنيدم از امام صادق (ع)، مى‌فرمود: خداى تعالى مى‌فرمايد:

دعاى كسى را كه دلش به غير من مشغول باشد اجابت نمى‌كنم. وقتى دعا كنى قلبت را به طرف خداى متوجه كن سپس يقين به اجابت نما[1]و سيف بن عميره از مردى از امام صادق7نقل كرد كه آن حضرت فرمود: خداى عز و جل دعاى كسى را كه دلى سخت دارد اجابت نمى‌كند و هر كس بر دعا پيشى نگيرد به هنگام نزول بلا دعاى وى شنيده نمى‌شود و هر كس در دعا پيشى بگيرد خداى تعالى دعاى او را به هنگام نزول بلا اجابت كند و به او گفته مى‌شود، اين صدا آشناست و از آسمان محجوب نمى‌شود و هر كس بر دعا پيشى نگيرد خداى تعالى به هنگام نزول بلا او را اجابت نمى‌كند و ملايكه مى‌گويند اين صدا را نمى‌شناسيم.

و دعاى كسى كه اصرار بر گناهان دارد اجابت نمى‌شود

رسول خدا6فرمود: مثل كسى كه بدون عمل دعا مى‌كند مثل انسانى است كه بدون چلّه كمان تير مى‌اندازد. و از امام صادق7آمده: مردى از بنى اسرائيل براى اين كه خدا به او پسرى دهد سه سال دعا مى‌كرد وقتى ديد خداى تعالى او را اجابت نمى‌كند عرضه داشت: خدايا آيا من از تو دورم كه سخن مرا نمى‌شنوى يا اين كه من به تو نزديكم و تو مى‌شنوى ولى اجابت نمى‌كنى؟ كسى در خوابش آمد و به او گفت: تو از سه سال تاكنون خداى را با زبانى فحّاش و

[1]

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)


صفحه 125

دلى گناهكار و قلبى سركش و نيّتى آلوده مى‌خوانى از فحشت دست بردار و دل خويش را پاك نما و نيت خويش را درست كن (آنگاه دعا كن) مرد يك سال چنان كرد خداى تعالى به او پسرى داد.

اين حديث در استجابت دعا چهار شرط قرار داد: اول: دورى از فحش. دوم: نبودن دل سختى سوم: حسن نيت و منظور از حسن نيت در اينجا گمان نيكو به پروردگار است. چهارم توبه از معصيت كه فرمود: از فحش دورى كن و براى خدا دلت را پاك نما.

و دعايى كه با حرام خوارى توام باشد اجابت نمى‌شود

در حديث قدسى آمده است: از تو دعا و از من اجابت است. هيچ دعايى از من محجوب نمى‌شود جز دعاى حرامخور كه محجوب مى‌گردد. و از پيامبر6فرمود: هر كس دوست دارد كه دعايش مستجاب شود خوراك و كسبش را پاكيزه كند. (26) و به كسى كه عرضه داشت دوست دارم كه دعايم مستجاب شود، فرمود: خوراكت را پاكيزه كن و در شكمت حرام داخل مكن. (27) و على بن اسباط از امام صادق7روايت كرد كه فرمود: هر كس دوست دارد كه دعايش مستجاب شود كسب خويش را پاكيزه گرداند. و فرمود: ترك يك لقمه حرام به نزد من دوستدارتر از هزار ركعت نماز مستحبى است. اجتناب از يك دانگ حرام در نزد خدا معادل هفتاد حج مقبول است. (28)

كسى كه مظالم و تبعات بندگان را بر گردن دارد دعايش مردود است‌

از ائمه:روايت شده است كه: از جمله مواعظى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (ع) نمود اين است كه اى عيسى! به ستمكاران بنى اسرائيل بگو صورت هماى‌تان را شستيد و قلب‌هايتان را آلوده كرديد! آيا به من مغرور شديد؟ يا بر من جرأت پيدا كرديد؟ خودتان را براى اهل دنيا با عطر خوشبو مى‌سازيد در صورتى كه شكمتان به پيشگاه من پر از مردار بدبو است شما بسان مردگان هستيد اى عيسى! به ايشان بگو قدم از كسب حرام دركشيد و گوشتان را از فحش باز داريد و با دلهاتان به پيش من آييد. من صورتتان را نمى‌خواهم اى عيسى! به ستم پيشگان بنى اسرائيل بگو: مرا نخوانيد در صورتى كه حرام در زير قدمها و بت‌ها در خانه‌هاى شماست. من قسم خوردم كه دعاى كسى كه مرا خواند اجابت كنم و اجابت من لعنت بر ايشان‌


صفحه 126

است تا آنكه متفرق گردند.

پيامبر6فرمود: خداى تعالى به من فرمود: كه اى برادر پيامبران و اى برادر بيم‌دهندگان! قوم خودت را از اين بترسان كه در خانه‌اى از خانه‌هاى من وارد شوند در صورتى كه مظلمه‌اى از بنده‌اى در گردنشان است. هنگامى كه به پيشگاه من نماز مى‌گذارد او را لعنت مى‌كنم تا به آن زمان كه آن حق را به صاحبش رد كند در اين هنگام گوش اين عبد مى‌شوم كه مى‌شنود و چشمش مى‌گردم كه مى‌بيند و او از دوستان و برگزيدگان من مى‌شود و همسايه من در بهشت به همراه پيامبران و صديقان و شهدا مى‌گردد. و از امير المؤمنين (ع) نقل شده است كه خداى تعالى به عيسى7وحى فرمود: به بنى اسرائيل بگو: داخل خانه‌اى از خانه‌هاى من نشوند جز آنكه چشمانشان خاشع و قلبهايشان پاك و دستهايشان طاهر باشد و ايشان را آگاه كن كه من دعاى كسى را كه در گردنش مظلمه احدى باشد اجابت نمى‌كنم.


صفحه 127

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 128

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 129

باب چهارم در كيفيت دعا

دعا آدابى دارد كه به سه قسم تقسيم مى‌گردد.

قسم اول از جمله آداب دعا، آداب قبل از دعاست،

مثل اينكه پاكيزه و با طهارت باشد و استشمام بوى خوش نمايد و به طرف قبله بايستد و صدقه دهد خداى تعالى فرمود:فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً[1]قبل از نجوا صدقه دهيد. و به دليل گفتار حق سبحان كه فرمود:وَ لْيُؤْمِنُوا بِي‌[2]به من ايمان آورند (كه دعايشان را اجابت كنم) و به يقين بدانند كه من قدرت بر برآوردن در خواستشان را دارم و رسول خدا6فرمود: خداى تعالى مى‌فرمايد: هر كس مرا بخواند و بداند كه من ضرر مى‌رسانم و نفع مى‌دهم دعايش مورد اجابت قرار مى‌گيرد.

فصل از آداب دعا حسن ظن بندگان به مالك عباد در اجابت است‌

(29) خداى تعالى فرمود:وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[3]و او را به ترس و اميد بخوانيد. و در حديث قدسى آمده: من به محض گمان بنده‌ام به نزد او هستم؟! پس بنده من گمانى جز گمان نيكو به من نبرد رسول خدا6فرمود:

خداى را بخوانيد در حالى كه يقين به اجابت داريد. (30) و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت موسى (ع) وحى كرد اينكه: اى موسى مادامى كه مرا بخوانى و اميدوار به من باشى من تو را مى‌بخشم. سليمان بن فراء از مردى از ابى عبد الله امام صادق (ع) نقل كرد كه حضرت فرمود: وقتى خداى را خواندى حاجت خود را بر در خانه بدان. و در روايت ديگرى آمده است: با دلت به خدا روى آور و حاجت خود را بر در خانه بدان.

فصل (1) حسن ظن به خدا (31)

چگونه گمان نيكو به خداى نداشته باشى در حالى كه خدا اكرم الاكرمين و ارحم الراحمين است و او كسى است كه رحمتش بر غضبش پيشى گرفته است. و روايت شده است كه خداى‌

[1]- 58/ مجادله، 13.

[2]- 2/ بقره، 181.

[3]- 7/ اعراف، 56.


صفحه 130

سبحان وقتى روح خود را بر آدم دميد و آدم بشرى گرديد، وقتى نشست عطسه كرد با الهام خدا آدم گفت: الحمد للَّه ربّ العالمين خداى تعالى فرمود: اى آدم خدا تو را رحمت كند. پس اين خطاب رحمت، اولين خطاب خداى تعالى به آدم است. و روايت شده است كه خداى سبحان به موسى به هنگام فرستادن او به فرعون فرمود: او را وعده بده و به او خبر ده كه من به عفو و مغفرت شتاب بيشترى دارم تا غضب و عقوبت. روايت شده است كه فرعون به هنگام غرق شدن از حضرت موسى (ع) كمك خواست و از خداى تعالى كمك نخواست. خداى تعالى به موسى وحى كرد اى موسى! تو به كمك فرعون نشتافتى زيرا او را خلق نكردى و اگر از من يارى مى‌خواست من او را كمك مى‌كردم.

[حضرت يونس و قارون‌]

و محمد بن خالد در كتابش از پيامبر6روايت كرد كه فرمود: وقتى يونس (ع) به دريايى كه قارون در آن بود رسيد قارون به فرشته موكل خود گفت اين صدا و هول و هراسى كه مى‌شنوم از چيست؟ فرشته گفت: اين حضرت يونس است كه خداى تعالى او را در شكم ماهى حبس كرد و ماهى او را در درياهاى هفتگانه گردانيد و اكنون به اين دريا رسيده است و اين سر و صدا و اضطراب از اوست. گفت: آيا به من اجازه گفتگو با او مى‌دهى گفت اجازه دادم قارون به حضرت يونس7گفت چرا به سوى پروردگارت توبه نكردى؟ قارون پاسخ داد: توبه من به موسى مربوط بود و من به موسى7توبه كردم ولى از من نپذيرفت و اگر تو، به طرف خدا باز گردى خداى را در اولين قدم كه بردارى مى‌يابى، آيا حسن رفتارش با بندگانش را نمى‌بينى كه چگونه عنايت حق سبحان به احسان به بندگان و رحمت بر ايشان تعلق گرفته است.[1]و از همين باب سفارش و ترغيب شده است كه برخى براى برخى ديگر دعا كنند در آنجايى كه‌

[1]

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)