بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 144

چيزى سنگينتر از درود بر محمد و آلش نيست، عمل مرد در كفه‌اى از ميزان گذاشته مى‌شود و ميزان سبك مى‌باشد سپس صلوات بر محمد و آل او را در ميزانش مى‌گذارند ميزان سنگين مى‌شود. هشام بن سالم از امام صادق7روايت كرد كه فرمود: پيوسته دعا محجوب مى‌گردد تا آنكه صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود. و از آن حضرت منقول است: هر كس دعا كند و پيامبر6را ذكر نكند دعا بر سر او پرواز مى‌كند، وقتى كه پيامبر6را ياد كند دعا بالا مى‌رود و از آن حضرت (ع) روايت شده است كه فرمود: هر كس به خدا حاجتى دارد، با درود بر محمد و آلش شروع كند پس از خدا حاجتش را بخواهد سپس با درود بر محمد و آلش ختم كند، زيرا خداى عز و جل كريمتر از آن است كه دو طرف دعا را قبول كند ولى وسط آن را قبول نكند زيرا صلوات بر محمد و آل محمد رد نمى‌شود. (48)

امر دهم: گريه در حال دعا

و اين بهترين آداب و اوج حال دعاست: اولا به اين خاطر كه گريه دلالت بر رقّت قلب دارد كه دليل بر اخلاص است و با اخلاص دعا اجابت مى‌گردد. امام صادق7فرمود: وقتى لرزان شدى و گريستى و قلبت هراسان شد پس آن حالت را درياب و حال دعاى مقرون به اجابت به تو نزديك شده است. دوم و دليل ديگر آنكه: خشگى چشم از قساوت قلب است چنان كه در اين مورد روايت وارد شده است و اين، خبر از دورى از خداى سبحان مى‌دهد و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به موسى وحى كرد اين است كه: اى موسى! اميدت را در دنيا طولانى نساز! زيرا قلب تو سخت مى‌گردد و كسى كه سنگدل باشد، از من دور است. و دعاى سنگدل مردود است زيرا آن حضرت فرمود و خدا دعايى كه با سنگدلى توأم باشد قبول نمى‌كند و در ثانى گريه دليل بر اين است كه شخص انقطاع به خداى تعالى پيدا كرده و خشوع وى زياد گرديده است. رسول خدا6فرمود: وقتى خدا بنده‌اى را دوست داشته باشد در قلبش نوحه‌گرى از غم مى‌گذارد، زيرا خداى تعالى هر قلب حزين را دوست دارد، و خداى تعالى كسى را كه از ترس خدا گريسته باشد داخل آتش نمى‌سازد مگر آنكه شير به پستان باز گردد (يعنى به فرض محال) و غبار مجاهد در راه خدا و دود آتش جهنم در دماغ مؤمن با هم جمع نمى‌شود.

وقتى خدا از بنده‌اى بدش بيايد نى‌لبكى از خنده در قلبش مى‌گذارد تا آنكه قلب را بميراند و خداى تعالى خوشحالان را دوست ندارد.

سوم آنكه: گريه موافق با سفارش پروردگار به انبيا است در آنجايى كه خداى تعالى به‌


صفحه 145

عيسى (ع) فرموده است: اى عيسى! براى من گريه كن و قلب خاشع بياور! و بر قبور اموات بايست و ايشان را با صداى بلند بخوان! شايد موعظه خودت را از ايشان بگيرى و بگو: من بزودى به ايشان ملحق مى‌شوم، از چشمانت برايم اشك فرو بريز و قلبت را برايم خاشع گردان! اى عيسى! در حالت‌هاى سخت به من استغاثه كن! زيرا من انسانهاى افتاده را كمك مى‌كنم و اجابت مضطرين مى‌نمايم و من ارحم الراحمينم.

و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به موسى وحى كرد اينكه: اى موسى! وقتى كه مرا مى‌خوانى ترسان و دلسوخته و هراسان باش و صورتت را بر خاك بمال! و با بهترين عضوت مرا سجده نما! و در حالت ايستاده در پيشگاهم دعا بخوان و با قلب خاشع و ترسان با من مناجات كن و تا عمر دارى تورات را زنده نگه دار و محامد من را به نادانان بياموز و نعمت‌هاى مرا به ايشان ياد آورى نما! و به ايشان بگو: در گمراهى خود باقى نمانند، زيرا گرفتن و عذاب من دردناك و سخت است. اى موسى! در دنيا آرزويت را طولانى مگردان! زيرا قلبت سخت مى‌شود و كسى كه قلبش سخت باشد، از من دور است و قلب خود را با ترس بميران! كهنه جامه و زنده دل باش! بر زمينيها مخفى و بر آسمانيها معروف باش! در خانه بنشين! و شب زنده دار باش! در پيشگاه من دعاى صابران را بخوان! و بسان فرارى از دشمن از كثرت گناهان فرياد بزن! و براى آن از من كمك بخواه! من يار و ياور خوبى هستم. و از آن حضرت روايت شد كه خدا فرمود: اى موسى! مرا حرز خودت قرار بده و گنج اعمال صالح باقى خودت را نزد من به وديعت بگذار! دليل چهارم: در دعا خصوصيات و فضائلى (49) هست كه در طاعت غير دعا نيست و روايت شده كه بين بهشت و جهنم گردنه‌اى است كه جز گريه‌كنندگان از ترس خدا، از آن عبور نمى‌كنند.

از پيامبر صلى الله نقل شده است كه پروردگار تبارك و تعالى به من خبر داد و فرمود: قسم به عزت و جلالم! كه عابدان به ثواب گريه‌كنندگان نمى‌رسند، براى ايشان در جايگاه بلند قصرى بنا كنم كه كسى با ايشان شريك نباشد.

از جمله وصيت‌هايى كه به موسى شده اين است كه: مادامى كه در دنيا هستى بر خودت گريه كن! و از هلاكت بپرهيز! و زينت زندگى دنيا و زيباييهاى آن تو را فريب ندهد. خداى تعالى به عيسى (ع) وحى فرمود اى عيسى! فرزند باكره بتول! بر خودت گريه كن! بسان گريه كسى كه با خانواده‌اش وداع مى‌كند و با دنيا دشمنى مى‌كند و آن را براى اهل دنيا وامى‌گذارد و علاقه‌اش به آن چيزى است كه در نزد خدايش باشد. و از امير المؤمنين (ع) روايت شده است كه وقتى خداى‌


صفحه 146

تعالى با موسى سخن گفت، موسى (ع) عرضه داشت: خدايا پاداش كسى كه از ترس تو گريه كند چيست؟ فرمود: اى موسى رويش را از آتش جهنم حفظ مى‌كنم و او را در روز فزع اكبر ايمن مى‌كنم. امام صادق (ع) فرمود: همه چشمها در روز قيامت گريه مى‌كنند جز سه چشم: چشمى كه از محارم خدا دورى جويد، چشمى كه در اطاعت خدا بيدار باشد. (50) چشمى كه در دل شب از ترس خدا گريه كند. و از امام صادق7: وارد شده كه هيچ چيزى بسان اشك چشم ارزش و قيمت ندارد، قطره‌اى از اشك درياهايى از آتش را خاموش مى‌كند. وقتى اشك چشم را فرو گيرد، صورتش را سختى و ذلتى فرو نمى‌گيرد وقتى اشك فرو ريزد خداى تعالى آتش جهنم را بر او حرام مى‌كند اگر گريه‌كننده‌اى بر امّتى گريه كند، خداى تعالى بر آنها رحمت مى‌كند. و از آن حضرت (ع) آمده است هيچ چشمى نيست جز آنكه در روز قيامت گريه مى‌كند مگر آن چشمى كه از ترس خدا گريه مى‌كند. و هيچ چشمى از ترس خدا پر از اشك نشد و اشك او را فرا نگرفت جز آنكه خداى تعالى آتش را بر تمام جسدش حرام مى‌كند. و اشك هيچ چشمى بر صورتش فرو نريخت كه آن صورت دچار تنگى و خوارى شود و هيچ چيزى نيست جز آنكه كيل و وزنى دارد جز اشك كه خداى تعالى با مقدار اندك آن، درياهاى آتش را خاموش مى‌كند و اگر بنده‌اى در باره امتى گريه كند، خداى تعالى آن امت را به گريه آن بنده، مى‌بخشد.

و از معاوية بن عمار نقل شده است كه از امام صادق (ع) شنيدم مى‌فرمود: در سفارش رسول خدا6به على (ع) آمده است كه آن حضرت فرمود: اى على تو را به خصلت‌هايى سفارش مى‌كنم آنها را حفظ كن! بعد فرمود: خدايا على (ع) را كمك كن و خصلت‌هايى را شمرد: چهارم از آن خصلت‌ها زياد گريه كردن به خاطر ترس از خدا كه به عوض هر گريه خداى تعالى هزار خانه، در بهشت مى‌سازد. ابو حمزه از ابا جعفر امام باقر7نقل كرد: هيچ قطره‌اى در نزد خدا دوست داشتنى‌تر از قطره اشكى نيست كه در تاريكى شب از ترس خدا بدون ريا ريخته شود. و كعب الاحبار گفت: قسم به آنكه جانم در دست اوست، اگر از ترس خدا گريه كنم و اشكها بر صورتم بريزد، پيش من دوست داشتنى‌تر از اينكه كوهى از طلا را صدقه دهم نيست. ابن ابى عمير از مردى از اصحابش روايت كرد گفت: امام صادق7فرمود: خداى تعالى به موسى وحى فرمود: بندگانم دوست داشتنى‌تر از سه خصلت به من تقرب نجستند. موسى (ع) عرضه داشت: پروردگارا! آنها كدامند؟ فرمود اى موسى! زهد در دنيا و ورع از معاصى و گريه از ترس من. موسى عرضه داشت: پروردگارا! جزاى كسى كه چنين كند چيست؟ خداى تعالى وحى فرمود: اى موسى! زاهدان (51) در دنيا در بهشت هستند و گريه‌كنندگان از ترس من در جايگاه‌


صفحه 147

بلندى هستند كه هيچ كس با آنها مشاركت ندارد. و اما دورى‌كنندگان از معاصى پس من از مردم حساب مى‌كشم و از ايشان حساب نمى‌كشم.

در حجة الوداع پيامبر6فرمود: هر كس از ترس خدا گريه كند به هر قطره اشكش خداى تعالى جزايى به اندازه كوه احد مى‌دهد كه در ميزانش مى‌باشد و به هر قطره اشكش چشمه‌اى در بهشت عنايت مى‌كند كه در دو جانبش نهرها و قصرهايى وجود دارد كه نه چشم ديده نه گوش شنيده و نه به قلب بشرى خطور كرده است. و از امام باقر (ع) نقل شده كه ابراهيم7فرمود: پروردگارا جزاى بنده‌اى كه از ترس تو صورتش از اشك تر شود چيست؟ خداى تعالى فرمود: پاداش و مغفرت و رضايت من در روز قيامت پاداش او است. اسحاق بن عمار نقل كرد كه به امام صادق (ع) عرضه داشتم: دعا مى‌كنم و دوست دارم گريه كنم ولى نمى‌آيد، و چه بسا از ميّت خانواده‌ام ياد مى‌كنم و رقّت حاصل مى‌شود و گريه مى‌كنم آيا جايز است؟ فرمود بله:

ايشان را ياد آور وقتى رقّت حاصل شد براى خدا گريه كن!

نزديكى و تخفيف:

اگر گريه‌ات نمى‌آيد خود را به گريه بزن، زيرا امام صادق (ع) فرمود اگر گريه‌ات نمى‌آيد خودت را به گريه بزن، و از سعيد بن يسار گفت: به امام صادق عرضه داشتم: آيا در دعا خودم را به گريه بزنم ولى گريه حقيقى نباشد؟ فرمود: بله گر چه به اندازه سر مگسى باشد. و ابى حمزه از امام صادق روايت كرد كه امام صادق (ع) به ابو بصير فرمود: اگر از امرى مى‌ترسى و يا حاجتى مى‌خواهى پس شروع به تمجيد و ثناى الهى كن! چنان كه او سزاوارش است و بر پيامبر و آلش درود بفرست، و خود را به گريه بيانداز، گرچه مثل سر مگسى باشد زيرا پدرم مى‌فرمود:

نزديكترين حالت بنده به خدا گريه در حال سجده است. و از آن حضرت است كه گريه‌ات نمى‌آيد خودت را به گريه بيانداز اگر به اندازه سر سوزنى از تو اشك خارج شده پس خوشا به حالت.

نصيحت:

اگر موفق به دعا شدى ولى چشمان تو براى گريه تو را مساعدت نمى‌كنند ولى براى آمادگى براى ريزش اشك ياد گناهان بزرگ و رسواييهاى آن در روز قيامت و ترس مردم از ملك علّام نما و تصور كن آنچه كه بر خلايق فرود مى‌آيد در حالى كه زبان‌ها نالان شده بانگها خاموش شده و در


صفحه 148

ميان اعضاى بدن قرار گرفتى كه شاهدند و گفتگو مى‌كنند و به حدى خلايق ازدحام كرده‌اند كه عرق (چون دريايى) ايشان را لگام زده و تا بناگوش رسيده روزى، كه نهانهاى اشخاص آشكار مى‌شود و پنهانيهاى ايشان روشن مى‌شود و عداوتها كشف مى‌گردد و كسى حال نظر و التفات ندارد.

رسول خدا6فرمود: در روز قيامت مردم پا برهنه و عريان ازدحام مى‌كنند عرق ايشان را لگام زده و به بناگوش رسيده است. سوده همسر رسول خدا6گفت: واى بر ما عده‌اى به عده ديگر نگاه كنند. حضرت فرمود مردم مشغولتر از آن هستند كه نگاه كنندلِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ‌[1]هر كس در آن روز در مصيبتى گرفتار است كه، دل مشغول آنست. چگونه توانايى نگاه دارد در صورتى كه عده‌اى بر صورتشان كشانده مى‌شوند و عده‌اى بر شكمشان راه مى‌روند و عده بسان مورچگان زير قدمها له مى‌شوند و عده‌اى بر لبه آتش تا بهنگام تمام شدن حساب مردم به دار آويخته شده‌اند و عده‌اى مار در گردن ايشان حلقه زده است و تا بهنگام پايان حسابرسى ايشان را نيش مى‌زند و عده‌اى گرفتار حيوانات سم دارند كه ايشان را لگد مى‌زنند و عده‌اى مبتلا به حيوانات شاخدارند كه ايشان را شاخ مى‌زنند و با پاهايشان ايشان را لگد مى‌كنند. و به حال مردم در آن روز و قبل و بعدش فكر كن كه علت آن شقاوت و يا سعادت است.

در اين صورت علت ترس و انگيزه گريه و رقت و اخلاص قلب در تو پيدا مى‌شود آنگاه فرصت دعا پيش مى‌آيد از آن فرصت استفاده كن و بدان كه اين لحظه بهترين لحظات و گرانمايه‌ترين حالات عمر است و در اين حالت به خداى جليل متوجه شو و از طلب آرزوها بپرهيز و متعرض سؤال اين گونه امور نشو! و اگر از او چيزى درخواست مى‌كنى درخواست و طلب تو روى آورى هميشگى حق سبحانه بر تو و روى آوردن تو بر او باشد و مراعات ادب را در پيشگاه حق سبحانه درخواست كن و چيزى سؤال كن كه خوبيش بماند و وبال آن گردن تو را نگيرد، ولى مال نه براى تو باقى مى‌ماند و نه تو براى آن باقى مى‌مانى!

آگاهى‌

بدان كه گريه از گناهان و فرياد و زارى به حق تعالى صفاتى دوست داشتنى هستند ولى بدون كناره‌گيرى از گناهان و توبه از آنها مفيد نيست. سيد العابدين على بن الحسين (ع) فرمود: گريه‌اى كه در آن اشك باشد ولى همراه ورع و پرهيزكارى نباشد كه جلوى معاصى را بگيرد، گريه ترس از

[1]- 80/ عبس، 37.


صفحه 149

خدا نيست، و اين ترس كاذبى است. از پيامبر6روايت شده است كه حضرت موسى (ع) به يكى از اصحابش در حال سجده گذشت، كارش را انجام داد و برگشت، باز هم او را در حال سجده ديد. حضرت موسى (ع) فرمود: اگر حاجت تو در دست من بود آن را روا مى‌كردم.

خداى تعالى به او وحى فرمود: اى موسى! اگر آنقدر سجده كند كه گردنش قطع شود مگر از آنچه مورد خشم من است به سوى آنچه كه مورد رضايت من است برگردد. و روايت از راه ديگر وارد شده كه موسى از مردى گريان گذشت. سپس برگشت باز او داشت گريه مى‌كرد فرمود خدايا! بنده تو از ترس تو گريه مى‌كند. فرمود: اى موسى! اگر مغز سرش با اشك چشمانش فرود آيد من او را نمى‌آمرزم زيرا او دنيا را دوست مى‌دارد.

و از جمله وحى‌هايى كه به موسى7شده: اى موسى! با قلب پاك و زبان راستگو مرا بخوان! و از امير المؤمنين روايت شده كه فرمود: دعا كليد سعادت و گردنبند رستگارى است، و بهترين دعا آن است كه از سينه پاك و قلب پرهيزگار صادر شود و مناجات علت نجات است و اخلاص علت خلاص است وقتى ناله و آه زياد شد خداى تعالى پناهگاه است.

امر يازدهم: اقرار به گناهان قبل از درخواست از خدا لازم است‌

چون مشتمل بر انقطاع و پناه بردن به خدا و پست كردن نفس است. و هر كس خود را پست نمايد و تواضع كند خداى تعالى او را بلند مى‌كند، و خداى تعالى در نزد دلشكستگان جاى دارد. روايت شده است كه عابدى هفتاد سال روزها روزه مى‌داشت و شبها به عبادت صبح مى‌كرد و سپس از خداى تعالى حاجتى را در خواست كرد حاجت او برآورده نشد. پس به خود روى آورد و گفت: اى نفس به خاطر تو خدا حاجت مرا نداد اگر در تو خيرى مى‌بود حاجت تو را به تو مى‌دادند خداى تعالى فرشته‌اى را به سوى او فرستاد و گفت اى فرزند آدم! اين لحظه كه نفست را كوچك شمردى در نزد من بهتر از عبادت‌هاى گذشته‌ات مى‌باشد و از امام باقر (ع) آمده است، كه فرمود: خداى تعالى به موسى وحى فرمود: آيا مى‌دانى چرا من تو را براى گفتگو برگزيدم؟ عرضه داشت پروردگارا! خير! فرمود: اى موسى! من بندگانم را زير و رو كردم هيچ كس را بسان تو خوارتر براى خودم نديدم تو وقتى نماز مى‌گزارى، صورتت را بر خاك مى‌گذارى. و در روايت ديگر: من بندگانم را زير و رو كردم كسى را خوارنفس‌تر از تو پيش خود نديدم پس دوست داشتم كه تو را بين خلايق بالا ببرم.

و روايت شده است كه خداى سبحان به حضرت موسى (ع) وحى كرد كه براى مناجات من بالاى‌


صفحه 150

كوه برو و چندين كوه در آنجا وجود داشت. هر كدام خود را بلندتر مى‌شمرد و اميد داشت كه حضرت موسى بالاى او رود. جز كوهى كوچك كه خود را كوچك شمرد و گفت من كوچكتر از آنم كه پيامبر خدا براى مناجات با رب العالمين بر بالاى من رود. پس خداى تعالى به موسى وحى فرمود كه به همين كوه كوچك بالا رود، زيرا او براى خود اهميتى قائل نيست.

از پيامبر6روايت شده كه سه چيز است كه خداى تعالى جز خوبى در مورد آنها اراده‌اى ندارد: تواضع و خود را پست شمردن كه خداى تعالى اراده‌اى جز بزرگ نمودن او ندارد و خوار داشتن نفس كه خداى تعالى جز عزت براى او اراده‌اى نكرده است. و پرهيزگارى و خداى جز غنا براى او اراده نكرده است و نيز روايت شده است كه در فرو گذاشتن نفس و شكستن و خشمگين كردن آن رضايت حق سبحانه است. از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت داود وحى فرمود: اى داود! من پنج چيز را در پنج چيز ديگر گذاشتم و مردم در پنج چيز غير آن دو مى‌جويند و آن را نمى‌يابند. علم را در گرسنگى و تلاش نهادم و ايشان در سيرى و راحت مى‌جويند پس عزت را نمى‌يابند و بى‌نيازى را در قناعت نهادم و ايشان در زيادى مال مى‌جويند و نمى‌يابند و رضاى خويش را در خشم نفس نهادم و ايشان در خشنودى نفس مى‌جويند و آن را نمى‌يابند و راحت را در بهشت گذاشتم و ايشان در دنيا مى‌جويند و نمى‌يابند.

[فوايد اقرار به گناهان‌]

و از فوايد ياد آورى گناهان اين است كه ترس و رقت قلب انسان افزوده مى‌شود. امام صادق7فرمود: وقتى شما رقت قلب پيدا كرديد آنگاه دعا كنيد زيرا قلب تنها در حالت اخلاص پاك مى‌شود. و همين علت گريه و ريزش اشك است و اين خود از آداب دعاست بنا بر اين آمادگى براى پيدا كردن يك ادب دعا، باعث پيدا شدن ادب ديگرى براى دعا شده است.

و چون امام صادق7فرمود: آداب دعا عبارتند از مدح خداى سپس ثناى الهى سپس اقرار به گناهان آنگاه درخواست از خدا. به خدا قسم هيچ كس از گناه جز با اقرار به آن بيرون نرفته است بنا بر اين در اقرار به گناهان پنج فايده موجود است:

اول: انقطاع به خداى تعالى.

دوم: شكستگى قلب و فضيلت آن را فهميدى.

سوم: چه بسا رقت حاصل مى‌شود و آن نشانه اخلاص است و به آن هنگام اجابت تحقق‌


صفحه 151

مى‌يابد.

چهارم: اقرار به گناه چه بسا باعث گريه مى‌شود و اين بهترين آداب دعاست.

پنجم: با امر امام صادق (ع) موافقت مى‌كند.

امر دوازدهم: روى آوردن دل به سوى حق تعالى‌

زيرا كسى كه به تو رو نكند شايسته رو كردن نيست.

چنان كه كسى با تو گفتگو كند و تو ميدانى كه او از گفتگويش غافل است و با دلش از گفتگوى با تو رويگردان شده است، او هم مستحق رويگردانى توست به اينكه با او گفتگو نكنى و از جوابش رويگردان شوى.

امام صادق7فرمود: هر كس مى‌خواهد كه جايگاه خود را نزد خدا بفهمد، جايگاه حق تعالى را به پيش خود بنگرد، خداى تعالى بنده را به جايگاهى همانند جايگاه خود نزد بنده مى‌نشاند. و امير المؤمنين7فرمود: خداى تعالى دعاى دلى كه متوجه غير خداست نمى‌پذيرد. بدون توجه قلبى دعا كردن معنايش آنست كه خواسته جدّى نيست و يا يقين به اجابت ندارد و يا خداى را نعوذ بالله ناتوان مى‌داند[1].

و سيف بن عميره از امام صادق7نقل كرده است كه: وقتى دعا كنى دلت را متوجه حق سبحانه نما.

و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (ع) وحى كرده اين است كه:

اى عيسى! مرا نخوان! جز در صورتى كه گريه و زارى نمايى و همت تو مصروف يك چيز باشد وقتى اين گونه مرا بخوانى تو را اجابت مى‌كنم.

از ائمه:: آمده است كه دو ركعت نماز با تدبر بهتر از زنده داشتن يك شب با دلى مشغول است. از ائمه اطهار:روايت شده كه: نماز بدون حضور قلب نفعى به حال تو ندارد. و از سنت‌هاى ادريس7است كه: وقتى مشغول نماز شديد خاطره‌ها و افكار خود را متوجه نماز سازيد و خداى را با حالى پاكيزه و با نشاط بخوانيد و از او با خضوع و با

[1]

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)