خدا نيست، و اين ترس كاذبى است. از پيامبر6روايت شده است كه حضرت موسى (ع) به يكى از اصحابش در حال سجده گذشت، كارش را انجام داد و برگشت، باز هم او را در حال سجده ديد. حضرت موسى (ع) فرمود: اگر حاجت تو در دست من بود آن را روا مىكردم.
خداى تعالى به او وحى فرمود: اى موسى! اگر آنقدر سجده كند كه گردنش قطع شود مگر از آنچه مورد خشم من است به سوى آنچه كه مورد رضايت من است برگردد. و روايت از راه ديگر وارد شده كه موسى از مردى گريان گذشت. سپس برگشت باز او داشت گريه مىكرد فرمود خدايا! بنده تو از ترس تو گريه مىكند. فرمود: اى موسى! اگر مغز سرش با اشك چشمانش فرود آيد من او را نمىآمرزم زيرا او دنيا را دوست مىدارد.
و از جمله وحىهايى كه به موسى7شده: اى موسى! با قلب پاك و زبان راستگو مرا بخوان! و از امير المؤمنين روايت شده كه فرمود: دعا كليد سعادت و گردنبند رستگارى است، و بهترين دعا آن است كه از سينه پاك و قلب پرهيزگار صادر شود و مناجات علت نجات است و اخلاص علت خلاص است وقتى ناله و آه زياد شد خداى تعالى پناهگاه است.
امر يازدهم: اقرار به گناهان قبل از درخواست از خدا لازم است
چون مشتمل بر انقطاع و پناه بردن به خدا و پست كردن نفس است. و هر كس خود را پست نمايد و تواضع كند خداى تعالى او را بلند مىكند، و خداى تعالى در نزد دلشكستگان جاى دارد. روايت شده است كه عابدى هفتاد سال روزها روزه مىداشت و شبها به عبادت صبح مىكرد و سپس از خداى تعالى حاجتى را در خواست كرد حاجت او برآورده نشد. پس به خود روى آورد و گفت: اى نفس به خاطر تو خدا حاجت مرا نداد اگر در تو خيرى مىبود حاجت تو را به تو مىدادند خداى تعالى فرشتهاى را به سوى او فرستاد و گفت اى فرزند آدم! اين لحظه كه نفست را كوچك شمردى در نزد من بهتر از عبادتهاى گذشتهات مىباشد و از امام باقر (ع) آمده است، كه فرمود: خداى تعالى به موسى وحى فرمود: آيا مىدانى چرا من تو را براى گفتگو برگزيدم؟ عرضه داشت پروردگارا! خير! فرمود: اى موسى! من بندگانم را زير و رو كردم هيچ كس را بسان تو خوارتر براى خودم نديدم تو وقتى نماز مىگزارى، صورتت را بر خاك مىگذارى. و در روايت ديگر: من بندگانم را زير و رو كردم كسى را خوارنفستر از تو پيش خود نديدم پس دوست داشتم كه تو را بين خلايق بالا ببرم.
و روايت شده است كه خداى سبحان به حضرت موسى (ع) وحى كرد كه براى مناجات من بالاى
كوه برو و چندين كوه در آنجا وجود داشت. هر كدام خود را بلندتر مىشمرد و اميد داشت كه حضرت موسى بالاى او رود. جز كوهى كوچك كه خود را كوچك شمرد و گفت من كوچكتر از آنم كه پيامبر خدا براى مناجات با رب العالمين بر بالاى من رود. پس خداى تعالى به موسى وحى فرمود كه به همين كوه كوچك بالا رود، زيرا او براى خود اهميتى قائل نيست.
از پيامبر6روايت شده كه سه چيز است كه خداى تعالى جز خوبى در مورد آنها ارادهاى ندارد: تواضع و خود را پست شمردن كه خداى تعالى ارادهاى جز بزرگ نمودن او ندارد و خوار داشتن نفس كه خداى تعالى جز عزت براى او ارادهاى نكرده است. و پرهيزگارى و خداى جز غنا براى او اراده نكرده است و نيز روايت شده است كه در فرو گذاشتن نفس و شكستن و خشمگين كردن آن رضايت حق سبحانه است. از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت داود وحى فرمود: اى داود! من پنج چيز را در پنج چيز ديگر گذاشتم و مردم در پنج چيز غير آن دو مىجويند و آن را نمىيابند. علم را در گرسنگى و تلاش نهادم و ايشان در سيرى و راحت مىجويند پس عزت را نمىيابند و بىنيازى را در قناعت نهادم و ايشان در زيادى مال مىجويند و نمىيابند و رضاى خويش را در خشم نفس نهادم و ايشان در خشنودى نفس مىجويند و آن را نمىيابند و راحت را در بهشت گذاشتم و ايشان در دنيا مىجويند و نمىيابند.
[فوايد اقرار به گناهان]
و از فوايد ياد آورى گناهان اين است كه ترس و رقت قلب انسان افزوده مىشود. امام صادق7فرمود: وقتى شما رقت قلب پيدا كرديد آنگاه دعا كنيد زيرا قلب تنها در حالت اخلاص پاك مىشود. و همين علت گريه و ريزش اشك است و اين خود از آداب دعاست بنا بر اين آمادگى براى پيدا كردن يك ادب دعا، باعث پيدا شدن ادب ديگرى براى دعا شده است.
و چون امام صادق7فرمود: آداب دعا عبارتند از مدح خداى سپس ثناى الهى سپس اقرار به گناهان آنگاه درخواست از خدا. به خدا قسم هيچ كس از گناه جز با اقرار به آن بيرون نرفته است بنا بر اين در اقرار به گناهان پنج فايده موجود است:
اول: انقطاع به خداى تعالى.
دوم: شكستگى قلب و فضيلت آن را فهميدى.
سوم: چه بسا رقت حاصل مىشود و آن نشانه اخلاص است و به آن هنگام اجابت تحقق
مىيابد.
چهارم: اقرار به گناه چه بسا باعث گريه مىشود و اين بهترين آداب دعاست.
پنجم: با امر امام صادق (ع) موافقت مىكند.
امر دوازدهم: روى آوردن دل به سوى حق تعالى
زيرا كسى كه به تو رو نكند شايسته رو كردن نيست.
چنان كه كسى با تو گفتگو كند و تو ميدانى كه او از گفتگويش غافل است و با دلش از گفتگوى با تو رويگردان شده است، او هم مستحق رويگردانى توست به اينكه با او گفتگو نكنى و از جوابش رويگردان شوى.
امام صادق7فرمود: هر كس مىخواهد كه جايگاه خود را نزد خدا بفهمد، جايگاه حق تعالى را به پيش خود بنگرد، خداى تعالى بنده را به جايگاهى همانند جايگاه خود نزد بنده مىنشاند. و امير المؤمنين7فرمود: خداى تعالى دعاى دلى كه متوجه غير خداست نمىپذيرد. بدون توجه قلبى دعا كردن معنايش آنست كه خواسته جدّى نيست و يا يقين به اجابت ندارد و يا خداى را نعوذ بالله ناتوان مىداند[1].
و سيف بن عميره از امام صادق7نقل كرده است كه: وقتى دعا كنى دلت را متوجه حق سبحانه نما.
و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (ع) وحى كرده اين است كه:
اى عيسى! مرا نخوان! جز در صورتى كه گريه و زارى نمايى و همت تو مصروف يك چيز باشد وقتى اين گونه مرا بخوانى تو را اجابت مىكنم.
از ائمه:: آمده است كه دو ركعت نماز با تدبر بهتر از زنده داشتن يك شب با دلى مشغول است. از ائمه اطهار:روايت شده كه: نماز بدون حضور قلب نفعى به حال تو ندارد. و از سنتهاى ادريس7است كه: وقتى مشغول نماز شديد خاطرهها و افكار خود را متوجه نماز سازيد و خداى را با حالى پاكيزه و با نشاط بخوانيد و از او با خضوع و با
[1]
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)
خشوع و طاعت و افتادگى، مصالح و منافع خود را بخواهيد. و از جمله آن كلمات: اينكه وقتى داخل روزه شديد نفوستان را از آلودگى و فحش و نجاست پاك كنيد و براى خدا با قلبهاى صاف و پاكيزه از افكار بد و خيالات زشت روزه بگيريد! زيرا خداى تعالى دلهاى آلوده و نيتهاى شرك آميز را نجس مىشمارد.
امر سيزدهم: دعا بايد قبل از حاجت سابقه داشته باشد
رسول خدا6به ابا ذر فرمود: اى ابا ذر! آيا سخنانى به تو ياد ندهم كه خداى تعالى منفعتى از آن به تو برساند؟ عرضه داشت: بله اى رسول خدا6فرمود: خداى را حفظ (ياد) كن خداى تو را حفظ (ياد) مىكند خداى را حفظ (ياد) كن او را جلوى خودت مىيابى. در آسايش خودت را به خدا بشناسان، خداى تو را در سختى مىشناسد وقتى درخواست مىكنى از خدا درخواست كن! وقتى كمكى مىخواهى از خدا كمك بخواه تقدير حوادث پايان پذيرفت و تا روز قيامت نوشته گرديد. اگر تمام خلق كوشش كنند كه نفعى كه خداى تعالى مقدر نفرمود به تو برسانند نمىتوانند.
و هارون بن خارجه از امام صادق7نقل كرد كه آن حضرت فرمود: دعا در آسايش باعث استجابت دعا به هنگام بلاست و از آن حضرت روايت شده است: كه هر كس از بلايى بترسد كه مبادا به او اصابت كند از خداى تعالى درخواست نمايد كه خدا او را به آن مبتلا نكند. خداى تعالى هرگز آن بلا را به او نازل نمىكند و امام سيد العابدين7فرمود: دعا بعد از آنكه بلا نازل شد فايدهاى ندارد. (51)
امر چهاردهم: دعا براى برادران و التماس دعا از ايشان
ابن ابى عمير از هشام بن سالم از امام جعفر صادق (ع) روايت كرد، فرمود: هر كس چهل مؤمن را پيشاپيش دعا كند، سپس براى خود دعا كند، خداى تعالى دعايش را مستجاب كند. و بعد از پايان نماز شب مستحب است كه در حال سجده بگويد: «اللّهمّ ربّ الفجر و اللّيالي العشر و الشّفع و الوتر و اللّيل اذا يسر و ربّ كلّ شيء و مليك كل شيء صلّ على محمّد و آله و افعل بى و بفلان ما انت اهله و لا تفعل بنا ما نحن اهله يا اهل التّقوى و المغفرة» پروردگارا! پروردگار فجر و شبهاى دهگانه (اول ذى الحجه) و پروردگار جفت و فرد و شب، آن هنگام كه به روز روشن مبدل مىشود و پروردگار همه، و پادشاه همه، درود بر محمد و آلش
بفرست و به من و به فلان و فلانى آن نماز كه تو سزاوارش هستى و نه آنچه كه ما سزاوار آنيم اى اهل تقوى و مغفرت» و روايت شده خداى سبحان به موسى وحى فرمود: اى موسى! از من با زبان بدون گناه بخواه. عرضه داشت: كجا چنين چيزى ممكن است؟
خداى تعالى فرمود: مرا با زبان ديگران دعا نما! و رسول خدا6فرمود: هيچ دعايى به سرعت اجابت دعاى غايب در حق غايب نيست. و فضل بن يسار از امام باقر (ع) نقل كرد:
نزديكترين و سريعترين دعا به اجابت دعاى برادر مؤمن براى برادرش در غياب اوست.
از امام باقر (ع) روايت شده: سريعترين دعا به اجابت، دعاى برادر مؤمن در غياب برادر مؤمن است، وقتى شروع به دعا كرد فرشته موكل مىگويد: آمين و براى تو دو برابر آن باد! عبد الله بن سنان از امام باقر (ع) روايت كرد كه آن حضرت فرمود: دعاى برادر مؤمن، در حق برادر مؤمن در غيابش، رزق را پايين مىكشد و بديها را دفع مىكند. و از آن حضرت روايت كرد كه رسول خدا6فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه براى مؤمنى دعا كند جز آنكه خداى تعالى، به همانند ثواب آن دعا، كه براى ايشان كرده است، به اندازه تمام مردان و زنان مؤمن، از ابتداى دنيا تا انتهايش تا روز قيامت به او مىدهد و بندهاى، امر به آتش مىشود، او را به سوى آتش جهنم مىكشند مؤمنين و مؤمنات عرضه مىدارند: پروردگارا اين همان بندهاى است كه براى ما دعا كرد، او را شفاعت مىكنند. و خداى تعالى شفاعت ايشان را مىپذيرد و پس از آتش نجات پيدا مىكند. و على از پدرش روايت كرد گفت: عبد اللَّه بن جندب[1]را در موقف عرفات ديدم موقفى را بهتر از موقف او نديدم، زيرا پيوسته دستانش را به سوى آسمان بلند كرده بود و سيلاب اشك بر صورتش مىريخت به طورى كه بر زمين مىافتاد، وقتى مردم بازگشتند گفتم: اى ابا محمد! من موقفى را بهتر از موقف تو نديدم، گفت به خدا قسم جز براى برادرانم دعا نكردم، زيرا امام ابو الحسن7به من خبر داد كه هر كس در غياب برادر مؤمنش براى وى دعا كند از عرش ندا در دهند كه: صد هزار برابر براى تو باشد. پس خوشم نيامد كه صد هزار دعاى ضمانت شده را برگردانم و دعايى را بگيرم كه نمىدانم مستجاب است و يا نه.
ابن ابى عمير از زيد نرسى روايت كرد فرمود: من با معاوية بن وهب در موقف بودم و او دعا مىكرد كنجكاو شدم نديدم دعايى براى خود نمايد و ديدم كه براى تك تك مردم از جاهاى مختلف با نام بردن ايشان و پدرانشان دعا مىكند تا اينكه مردم به طرف مشعر راه افتادند آنگاه
[1]از ثقات اصحاب امام صادق و كاظم و رضا7مىباشد و به خاطر بزرگى و علو شأن وى، مناسب با حالش فرمود كه دعاى وى صد هزار برابر است.
پرسيدم: عموجان از تو چيز عجيبى ديدم. گفت: علت تعجب تو چيست؟ گفتم: برادرانت را در چنين موضعى بر خود مقدم داشتى و ايشان را تفقد كردى! در پاسخ من گفت: برادر زاده از اين تعجب مكن! من از مولايم و مولاى تو و مولاى هر مؤمن و مؤمنه و به خدا قسم آقاى همه گذشتگان و آقاى باقى ماندگان بعد از پدرانش:- شنيدم- اين گوش معاويه كر شود و چشمانش كور شود و شفاعت محمد6- به او نرسد، اگر نشنيده گفته باشم- مىفرمود:
هر كس در غياب برادر مؤمنش براى وى دعا كند فرشتهاى از آسمان دنيا ندا در مىدهد اى بنده خدا! و براى تو صد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى، باشد و فرشتهاى از آسمان دوم ندا در مىدهد اى بنده خدا! براى تو دويست هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان سوم فرياد برمىآورد: اى بنده خدا! براى تو سيصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان چهارم فرياد بر مىآورد: اى بنده خدا! براى تو چهار صد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان پنجم فرياد برمىآورد كه اى بنده خدا! براى تو پانصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان ششم فرياد برمىآورد كه اى بنده خدا! براى تو ششصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان هفتم فرياد بر مىآورد كه اى بنده خدا! براى تو هفتصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد. سپس خداى تعالى به او ندا مىدهد: من، بىنيازى هستم كه فقير نمىگردم، اى بنده خدا! براى تو هزار هزار برابر آنچه كه دعا كردى باشد. برادر زاده! اهميت كدام دعا بيشتر است؟ آيا آنكه من براى خود برگزيدم بهتر است يا آنكه تو مرا به آن امر مىكنى؟
آگاهى:
شايسته است كه علاوه بر دعا براى برادر مؤمن، به دل، دوستش داشته باشى و خالصانه دعا كنى و براى آرزوى اجابت آن دعا كنى. وقتى چنين باشى تو سزاوار استجابت دعايى كه در مورد خودت هم خداى تعالى چندين برابرش عوض دهد. زيرا دوست داشتن مؤمن به تنهايى خود حسنه است و خير خواهى براى او حسنه ديگرى است پس دعاى تو مشتمل بر سه حسنه است محبت، و اراده خير براى او، و دعا. و نيز وقتى چيزى را برايش از خدا درخواست مىكنى او را به قلب خودت دوست خواهى داشت و در دعايت به پيش خداى اكرم الاكرمين و اجود الاجودين شفاعتش مىكنى و او كريمتر و قادرتر و اولى است از تو كه به بندهاش منفعت برساند، ناچار تو را اجابت مىكند. و در روايت جابر از امام ابى جعفر باقر (ع) در تفسير آيه:يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ
آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ[1]خداى تعالى دعاى كسانى را كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دادند اجابت مىكند و از فضل خود بر ايشان مىافزايد- فرمود: مراد مؤمنى است كه در غياب برادر مؤمنش برايش دعا كند پس فرشته مىگويد: و براى تو مثل آنچه كه درخواست كردى باشد و اين به خاطر دوستى تو به تو بخشيده شد. اين روايت اشاره به مطلب مذكور دارد.
حكايت شده است: يكى از نيكان بعد از پايان نماز در مسجد براى برادران خود دعا مىكرد، وقتى از مسجد بيرون آمد پدرش را مرده يافت و وقتى از كفن و دفن او فارغ شد شروع به تقسيم تركه بين برادران مؤمن كه برايشان دعا مىكرد نمود علت آن را سؤال كردند: گفت: من در مسجد براى ايشان بهشت را درخواست مىكردم. اكنون آيا در مورد دنياى فانى بخل بورزم. و در گفتار امام صادق7فكر كن: وقتى دو مؤمن با همديگر دست دادند صد رحمت بين ايشان تقسيم مىشود نود و نه رحمت سهم آنست كه بيشتر از ديگرى، او را دوست داشته باشد. پس عنايت خداى سبحان را در مؤمن و محبت به او بدان و دعاى تو براى برادر مؤمنت براى تجارت نباشد يعنى تنها براى اين دعا كنى كه ثواب دعاكننده براى مؤمن را ببرى بدون آنكه محبت او را در دل داشته باشى و كار به استجابت اين دعا نداشته باشى. بر تو مىترسم كه با اين حالت اجر دعا از دست تو برود توجه به روايت جابر كن در آنجا كه فرشته مىگويد: چون تو دوستش داشتى (اين اجر براى تو باشد).
فصل
چگونه برادر مؤمنت را دوست نداشته باشى، در صورتى كه ياورت عليه دشمنانت مىباشد و كمك كار در دين توست و با تو در دوستى دوستان موافق است و در دشمنى دشمنانت همداستان. و از ائمه اطهار:وارد شده است كه فرمود: بنده به حقيقت ايمان نمىرسد تا آنكه برادرش را دوست بدارد. و از آن حضرت آمده است: شيعه ما همديگر را دوست دارند و در محبت ما به همديگر بذل و بخشش مىكنند.
عبد المؤمن انصارى مىگويد: بر ابى الحسن موسى بن جعفر (ع) وارد شدم و در نزد او محمد بن عبد اللَّه جعفرى بود، به او لبخند زدم امام (ع) فرمود: آيا دوستش دارى؟ (52) عرضه داشتم: بله و جز به خاطر شما دوستش نمىدارم. فرمود او برادر توست و مؤمن برادر تنى مؤمن
[1]- 42/ شورى، 26.
است. ملعون است ملعون، كسى كه برادرش را متهم كند، ملعون است ملعون كسى كه با برادرش غش كند. ملعون است ملعون كسى كه به برادرش نصيحت نكند، ملعون است ملعون است كسى كه بر ضرر برادرش اقدام كند، ملعون است ملعون كسى كه خود را از برادر مؤمنش مخفى كند، ملعون است ملعون است كسى كه غيبت برادر مؤمن خود كند. و از آن حضرت آمده است:
محكمترين ريسمانهاى ايمان، دوستى با خدا و دشمنى با دشمنان خداست. و امام صادق7فرمود: هر چيزى به چيزى آسايش و راحتى مىيابد و راحتى مؤمن ديدار برادر مؤمن اوست چنان كه راحتى پرنده در ديدار همجنس (پرنده ديگر) است. آيا نديدى كه پرندگان با هم مىنشينند. حضرت فرمود: مؤمن برادر مؤمن است (53) و مؤمن چشم و آيينه مؤمن است و راهنمايى است كه به او خيانت نمىكند و با او نيرنگ بكار نمىبندد. و به او ظلم نمىنمايد و او را تكذيب نمىكند و غيبتش نمىنمايد. امام صادق7فرمود: هر دو مؤمن يا سه مؤمن كه پيش برادرى جمع شوند و از كيد او در امان باشند و از حيلههايش نترسند و اميدوار به آنچه دارد باشند، اگر ايشان خداى را بخوانند خداى اجابتشان مىكند و اگر از او بخواهند عطايشان مىكند و اگر زيادت خواهند خداى به ايشان زياد دهد و اگر ساكت باشند ابتداء خدا به ايشان مىدهد. امام صادق (ع) فرمود: هر كس براى خدا برادر مؤمنش را زيارت كند، نه براى چيز ديگرى بلكه براى درخواست وعدههاى الهى و متحقق شدن آن، خداى تعالى، هفتاد هزار فرشته را موكل مىكند كه او را ندا دهند و بگويند: خوشا بحالت! و بهشت گوارايت باشد.
و از آن حضرت (ع) بدون واسطه از پيامبر نقل شده كه: هر كس با مردم معامله كند و به آنها ظلم نكند و گفتگو كند و به ايشان دروغ نگويد و وعده به ايشان دهد و خلف وعده نكند، غيبت چنين انسانى حرام است و مروت او تمام و عدالتش ظاهر و دوستيش واجب است. و از امام ابى جعفر باقر (ع) آمده است كه فرمود: خداى تعالى بهشتى دارد كه جز سه تن داخلش نشوند:
مردى كه عليه خودش بدرستى حكم كند و مردى كه براى خدا برادر مؤمن خود را زيارت كند و مردى كه برادر مؤمن في اللَّه را ترجيح دهد. و از آن حضرت آمده است كه فرمود: مؤمنين وقتى با هم ملاقات كنند و مصافحه نمايند، خداى تعالى دستش را بين دو دست ايشان قرار مىدهد و با آن كس كه برادر مؤمنش را بيشتر دوست داشته باشد مصافحه مىكند. و از آن حضرت روايت شد كه پيامبر6فرمود وقتى با هم ملاقات مىكنيد سلام نماييد و مصافحه كنيد! و وقتى از هم جدا مىشويد، با استغفار، از هم جدا شويد. و امير المؤمنين (ع) از پيامبر6نقل فرمود كه:
فرشتهاى مردى را بر در خانه برادر مؤمنش ديد ولى صاحب خانه نبود. فرشته به او گفت: چرا به