بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 151

مى‌يابد.

چهارم: اقرار به گناه چه بسا باعث گريه مى‌شود و اين بهترين آداب دعاست.

پنجم: با امر امام صادق (ع) موافقت مى‌كند.

امر دوازدهم: روى آوردن دل به سوى حق تعالى‌

زيرا كسى كه به تو رو نكند شايسته رو كردن نيست.

چنان كه كسى با تو گفتگو كند و تو ميدانى كه او از گفتگويش غافل است و با دلش از گفتگوى با تو رويگردان شده است، او هم مستحق رويگردانى توست به اينكه با او گفتگو نكنى و از جوابش رويگردان شوى.

امام صادق7فرمود: هر كس مى‌خواهد كه جايگاه خود را نزد خدا بفهمد، جايگاه حق تعالى را به پيش خود بنگرد، خداى تعالى بنده را به جايگاهى همانند جايگاه خود نزد بنده مى‌نشاند. و امير المؤمنين7فرمود: خداى تعالى دعاى دلى كه متوجه غير خداست نمى‌پذيرد. بدون توجه قلبى دعا كردن معنايش آنست كه خواسته جدّى نيست و يا يقين به اجابت ندارد و يا خداى را نعوذ بالله ناتوان مى‌داند[1].

و سيف بن عميره از امام صادق7نقل كرده است كه: وقتى دعا كنى دلت را متوجه حق سبحانه نما.

و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (ع) وحى كرده اين است كه:

اى عيسى! مرا نخوان! جز در صورتى كه گريه و زارى نمايى و همت تو مصروف يك چيز باشد وقتى اين گونه مرا بخوانى تو را اجابت مى‌كنم.

از ائمه:: آمده است كه دو ركعت نماز با تدبر بهتر از زنده داشتن يك شب با دلى مشغول است. از ائمه اطهار:روايت شده كه: نماز بدون حضور قلب نفعى به حال تو ندارد. و از سنت‌هاى ادريس7است كه: وقتى مشغول نماز شديد خاطره‌ها و افكار خود را متوجه نماز سازيد و خداى را با حالى پاكيزه و با نشاط بخوانيد و از او با خضوع و با

[1]

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)


صفحه 152

خشوع و طاعت و افتادگى، مصالح و منافع خود را بخواهيد. و از جمله آن كلمات: اينكه وقتى داخل روزه شديد نفوستان را از آلودگى و فحش و نجاست پاك كنيد و براى خدا با قلبهاى صاف و پاكيزه از افكار بد و خيالات زشت روزه بگيريد! زيرا خداى تعالى دلهاى آلوده و نيت‌هاى شرك آميز را نجس مى‌شمارد.

امر سيزدهم: دعا بايد قبل از حاجت سابقه داشته باشد

رسول خدا6به ابا ذر فرمود: اى ابا ذر! آيا سخنانى به تو ياد ندهم كه خداى تعالى منفعتى از آن به تو برساند؟ عرضه داشت: بله اى رسول خدا6فرمود: خداى را حفظ (ياد) كن خداى تو را حفظ (ياد) مى‌كند خداى را حفظ (ياد) كن او را جلوى خودت مى‌يابى. در آسايش خودت را به خدا بشناسان، خداى تو را در سختى مى‌شناسد وقتى درخواست مى‌كنى از خدا درخواست كن! وقتى كمكى مى‌خواهى از خدا كمك بخواه تقدير حوادث پايان پذيرفت و تا روز قيامت نوشته گرديد. اگر تمام خلق كوشش كنند كه نفعى كه خداى تعالى مقدر نفرمود به تو برسانند نمى‌توانند.

و هارون بن خارجه از امام صادق7نقل كرد كه آن حضرت فرمود: دعا در آسايش باعث استجابت دعا به هنگام بلاست و از آن حضرت روايت شده است: كه هر كس از بلايى بترسد كه مبادا به او اصابت كند از خداى تعالى درخواست نمايد كه خدا او را به آن مبتلا نكند. خداى تعالى هرگز آن بلا را به او نازل نمى‌كند و امام سيد العابدين7فرمود: دعا بعد از آنكه بلا نازل شد فايده‌اى ندارد. (51)

امر چهاردهم: دعا براى برادران و التماس دعا از ايشان‌

ابن ابى عمير از هشام بن سالم از امام جعفر صادق (ع) روايت كرد، فرمود: هر كس چهل مؤمن را پيشاپيش دعا كند، سپس براى خود دعا كند، خداى تعالى دعايش را مستجاب كند. و بعد از پايان نماز شب مستحب است كه در حال سجده بگويد: «اللّهمّ ربّ الفجر و اللّيالي العشر و الشّفع و الوتر و اللّيل اذا يسر و ربّ كلّ شي‌ء و مليك كل شي‌ء صلّ على محمّد و آله و افعل بى و بفلان ما انت اهله و لا تفعل بنا ما نحن اهله يا اهل التّقوى و المغفرة» پروردگارا! پروردگار فجر و شبهاى دهگانه (اول ذى الحجه) و پروردگار جفت و فرد و شب، آن هنگام كه به روز روشن مبدل مى‌شود و پروردگار همه، و پادشاه همه، درود بر محمد و آلش‌


صفحه 153

بفرست و به من و به فلان و فلانى آن نماز كه تو سزاوارش هستى و نه آنچه كه ما سزاوار آنيم اى اهل تقوى و مغفرت» و روايت شده خداى سبحان به موسى وحى فرمود: اى موسى! از من با زبان بدون گناه بخواه. عرضه داشت: كجا چنين چيزى ممكن است؟

خداى تعالى فرمود: مرا با زبان ديگران دعا نما! و رسول خدا6فرمود: هيچ دعايى به سرعت اجابت دعاى غايب در حق غايب نيست. و فضل بن يسار از امام باقر (ع) نقل كرد:

نزديكترين و سريعترين دعا به اجابت دعاى برادر مؤمن براى برادرش در غياب اوست.

از امام باقر (ع) روايت شده: سريعترين دعا به اجابت، دعاى برادر مؤمن در غياب برادر مؤمن است، وقتى شروع به دعا كرد فرشته موكل مى‌گويد: آمين و براى تو دو برابر آن باد! عبد الله بن سنان از امام باقر (ع) روايت كرد كه آن حضرت فرمود: دعاى برادر مؤمن، در حق برادر مؤمن در غيابش، رزق را پايين مى‌كشد و بديها را دفع مى‌كند. و از آن حضرت روايت كرد كه رسول خدا6فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه براى مؤمنى دعا كند جز آنكه خداى تعالى، به همانند ثواب آن دعا، كه براى ايشان كرده است، به اندازه تمام مردان و زنان مؤمن، از ابتداى دنيا تا انتهايش تا روز قيامت به او مى‌دهد و بنده‌اى، امر به آتش مى‌شود، او را به سوى آتش جهنم مى‌كشند مؤمنين و مؤمنات عرضه مى‌دارند: پروردگارا اين همان بنده‌اى است كه براى ما دعا كرد، او را شفاعت مى‌كنند. و خداى تعالى شفاعت ايشان را مى‌پذيرد و پس از آتش نجات پيدا مى‌كند. و على از پدرش روايت كرد گفت: عبد اللَّه بن جندب‌[1]را در موقف عرفات ديدم موقفى را بهتر از موقف او نديدم، زيرا پيوسته دستانش را به سوى آسمان بلند كرده بود و سيلاب اشك بر صورتش مى‌ريخت به طورى كه بر زمين مى‌افتاد، وقتى مردم بازگشتند گفتم: اى ابا محمد! من موقفى را بهتر از موقف تو نديدم، گفت به خدا قسم جز براى برادرانم دعا نكردم، زيرا امام ابو الحسن7به من خبر داد كه هر كس در غياب برادر مؤمنش براى وى دعا كند از عرش ندا در دهند كه: صد هزار برابر براى تو باشد. پس خوشم نيامد كه صد هزار دعاى ضمانت شده را برگردانم و دعايى را بگيرم كه نمى‌دانم مستجاب است و يا نه.

ابن ابى عمير از زيد نرسى روايت كرد فرمود: من با معاوية بن وهب در موقف بودم و او دعا مى‌كرد كنجكاو شدم نديدم دعايى براى خود نمايد و ديدم كه براى تك تك مردم از جاهاى مختلف با نام بردن ايشان و پدرانشان دعا مى‌كند تا اينكه مردم به طرف مشعر راه افتادند آنگاه‌

[1]از ثقات اصحاب امام صادق و كاظم و رضا7مى‌باشد و به خاطر بزرگى و علو شأن وى، مناسب با حالش فرمود كه دعاى وى صد هزار برابر است.


صفحه 154

پرسيدم: عموجان از تو چيز عجيبى ديدم. گفت: علت تعجب تو چيست؟ گفتم: برادرانت را در چنين موضعى بر خود مقدم داشتى و ايشان را تفقد كردى! در پاسخ من گفت: برادر زاده از اين تعجب مكن! من از مولايم و مولاى تو و مولاى هر مؤمن و مؤمنه و به خدا قسم آقاى همه گذشتگان و آقاى باقى ماندگان بعد از پدرانش:- شنيدم- اين گوش معاويه كر شود و چشمانش كور شود و شفاعت محمد6- به او نرسد، اگر نشنيده گفته باشم- مى‌فرمود:

هر كس در غياب برادر مؤمنش براى وى دعا كند فرشته‌اى از آسمان دنيا ندا در مى‌دهد اى بنده خدا! و براى تو صد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى، باشد و فرشته‌اى از آسمان دوم ندا در مى‌دهد اى بنده خدا! براى تو دويست هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشته‌اى از آسمان سوم فرياد برمى‌آورد: اى بنده خدا! براى تو سيصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشته‌اى از آسمان چهارم فرياد بر مى‌آورد: اى بنده خدا! براى تو چهار صد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشته‌اى از آسمان پنجم فرياد برمى‌آورد كه اى بنده خدا! براى تو پانصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشته‌اى از آسمان ششم فرياد برمى‌آورد كه اى بنده خدا! براى تو ششصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشته‌اى از آسمان هفتم فرياد بر مى‌آورد كه اى بنده خدا! براى تو هفتصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد. سپس خداى تعالى به او ندا مى‌دهد: من، بى‌نيازى هستم كه فقير نمى‌گردم، اى بنده خدا! براى تو هزار هزار برابر آنچه كه دعا كردى باشد. برادر زاده! اهميت كدام دعا بيشتر است؟ آيا آنكه من براى خود برگزيدم بهتر است يا آنكه تو مرا به آن امر مى‌كنى؟

آگاهى:

شايسته است كه علاوه بر دعا براى برادر مؤمن، به دل، دوستش داشته باشى و خالصانه دعا كنى و براى آرزوى اجابت آن دعا كنى. وقتى چنين باشى تو سزاوار استجابت دعايى كه در مورد خودت هم خداى تعالى چندين برابرش عوض دهد. زيرا دوست داشتن مؤمن به تنهايى خود حسنه است و خير خواهى براى او حسنه ديگرى است پس دعاى تو مشتمل بر سه حسنه است محبت، و اراده خير براى او، و دعا. و نيز وقتى چيزى را برايش از خدا درخواست مى‌كنى او را به قلب خودت دوست خواهى داشت و در دعايت به پيش خداى اكرم الاكرمين و اجود الاجودين شفاعتش مى‌كنى و او كريمتر و قادرتر و اولى است از تو كه به بنده‌اش منفعت برساند، ناچار تو را اجابت مى‌كند. و در روايت جابر از امام ابى جعفر باقر (ع) در تفسير آيه:يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ‌


صفحه 155

آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ‌[1]خداى تعالى دعاى كسانى را كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دادند اجابت مى‌كند و از فضل خود بر ايشان مى‌افزايد- فرمود: مراد مؤمنى است كه در غياب برادر مؤمنش برايش دعا كند پس فرشته مى‌گويد: و براى تو مثل آنچه كه درخواست كردى باشد و اين به خاطر دوستى تو به تو بخشيده شد. اين روايت اشاره به مطلب مذكور دارد.

حكايت شده است: يكى از نيكان بعد از پايان نماز در مسجد براى برادران خود دعا مى‌كرد، وقتى از مسجد بيرون آمد پدرش را مرده يافت و وقتى از كفن و دفن او فارغ شد شروع به تقسيم تركه بين برادران مؤمن كه برايشان دعا مى‌كرد نمود علت آن را سؤال كردند: گفت: من در مسجد براى ايشان بهشت را درخواست مى‌كردم. اكنون آيا در مورد دنياى فانى بخل بورزم. و در گفتار امام صادق7فكر كن: وقتى دو مؤمن با همديگر دست دادند صد رحمت بين ايشان تقسيم مى‌شود نود و نه رحمت سهم آنست كه بيشتر از ديگرى، او را دوست داشته باشد. پس عنايت خداى سبحان را در مؤمن و محبت به او بدان و دعاى تو براى برادر مؤمنت براى تجارت نباشد يعنى تنها براى اين دعا كنى كه ثواب دعاكننده براى مؤمن را ببرى بدون آنكه محبت او را در دل داشته باشى و كار به استجابت اين دعا نداشته باشى. بر تو مى‌ترسم كه با اين حالت اجر دعا از دست تو برود توجه به روايت جابر كن در آنجا كه فرشته مى‌گويد: چون تو دوستش داشتى (اين اجر براى تو باشد).

فصل‌

چگونه برادر مؤمنت را دوست نداشته باشى، در صورتى كه ياورت عليه دشمنانت مى‌باشد و كمك كار در دين توست و با تو در دوستى دوستان موافق است و در دشمنى دشمنانت همداستان. و از ائمه اطهار:وارد شده است كه فرمود: بنده به حقيقت ايمان نمى‌رسد تا آنكه برادرش را دوست بدارد. و از آن حضرت آمده است: شيعه ما همديگر را دوست دارند و در محبت ما به همديگر بذل و بخشش مى‌كنند.

عبد المؤمن انصارى مى‌گويد: بر ابى الحسن موسى بن جعفر (ع) وارد شدم و در نزد او محمد بن عبد اللَّه جعفرى بود، به او لبخند زدم امام (ع) فرمود: آيا دوستش دارى؟ (52) عرضه داشتم: بله و جز به خاطر شما دوستش نمى‌دارم. فرمود او برادر توست و مؤمن برادر تنى مؤمن‌

[1]- 42/ شورى، 26.


صفحه 156

است. ملعون است ملعون، كسى كه برادرش را متهم كند، ملعون است ملعون كسى كه با برادرش غش كند. ملعون است ملعون كسى كه به برادرش نصيحت نكند، ملعون است ملعون است كسى كه بر ضرر برادرش اقدام كند، ملعون است ملعون كسى كه خود را از برادر مؤمنش مخفى كند، ملعون است ملعون است كسى كه غيبت برادر مؤمن خود كند. و از آن حضرت آمده است:

محكمترين ريسمانهاى ايمان، دوستى با خدا و دشمنى با دشمنان خداست. و امام صادق7فرمود: هر چيزى به چيزى آسايش و راحتى مى‌يابد و راحتى مؤمن ديدار برادر مؤمن اوست چنان كه راحتى پرنده در ديدار همجنس (پرنده ديگر) است. آيا نديدى كه پرندگان با هم مى‌نشينند. حضرت فرمود: مؤمن برادر مؤمن است (53) و مؤمن چشم و آيينه مؤمن است و راهنمايى است كه به او خيانت نمى‌كند و با او نيرنگ بكار نمى‌بندد. و به او ظلم نمى‌نمايد و او را تكذيب نمى‌كند و غيبتش نمى‌نمايد. امام صادق7فرمود: هر دو مؤمن يا سه مؤمن كه پيش برادرى جمع شوند و از كيد او در امان باشند و از حيله‌هايش نترسند و اميدوار به آنچه دارد باشند، اگر ايشان خداى را بخوانند خداى اجابتشان مى‌كند و اگر از او بخواهند عطايشان مى‌كند و اگر زيادت خواهند خداى به ايشان زياد دهد و اگر ساكت باشند ابتداء خدا به ايشان مى‌دهد. امام صادق (ع) فرمود: هر كس براى خدا برادر مؤمنش را زيارت كند، نه براى چيز ديگرى بلكه براى درخواست وعده‌هاى الهى و متحقق شدن آن، خداى تعالى، هفتاد هزار فرشته را موكل مى‌كند كه او را ندا دهند و بگويند: خوشا بحالت! و بهشت گوارايت باشد.

و از آن حضرت (ع) بدون واسطه از پيامبر نقل شده كه: هر كس با مردم معامله كند و به آنها ظلم نكند و گفتگو كند و به ايشان دروغ نگويد و وعده به ايشان دهد و خلف وعده نكند، غيبت چنين انسانى حرام است و مروت او تمام و عدالتش ظاهر و دوستيش واجب است. و از امام ابى جعفر باقر (ع) آمده است كه فرمود: خداى تعالى بهشتى دارد كه جز سه تن داخلش نشوند:

مردى كه عليه خودش بدرستى حكم كند و مردى كه براى خدا برادر مؤمن خود را زيارت كند و مردى كه برادر مؤمن في اللَّه را ترجيح دهد. و از آن حضرت آمده است كه فرمود: مؤمنين وقتى با هم ملاقات كنند و مصافحه نمايند، خداى تعالى دستش را بين دو دست ايشان قرار مى‌دهد و با آن كس كه برادر مؤمنش را بيشتر دوست داشته باشد مصافحه مى‌كند. و از آن حضرت روايت شد كه پيامبر6فرمود وقتى با هم ملاقات مى‌كنيد سلام نماييد و مصافحه كنيد! و وقتى از هم جدا مى‌شويد، با استغفار، از هم جدا شويد. و امير المؤمنين (ع) از پيامبر6نقل فرمود كه:

فرشته‌اى مردى را بر در خانه برادر مؤمنش ديد ولى صاحب خانه نبود. فرشته به او گفت: چرا به‌


صفحه 157

در خانه او آمدى: مرد گفت من برادرى دارم كه مى‌خواهم زيارتش كنم گفت: آيا با همديگر فاميل هستيد يا آنكه حاجتى تو را به اينجا آورده است؟ مى‌گويد: بين من و ايشان خويشى بهتر از اسلام نيست و حاجتى مرا به اينجا نياورده است ولى به خاطر خدا مى‌خواهم با او ملاقات كنم.

فرشته گفت: من فرستاده خداى تعالى به سوى تو هستم. بشارت باد به تو كه خداى تعالى به تو سلام مى‌رساند و مى‌فرمايد: مرا قصد كردى و با كارت ثواب مرا طلب كردى من بهشت را بر تو واجب مى‌كنم و از خشم من در امانى و از آتش پناهت دادم. از آن حضرت7آمده است: نظر به عالم عبادت است و نظر به رهبر عادل عبادت است و نظر مهربانى و عطوفت به پدر و مادر عبادت است و نظر به برادر كه به خاطر خدا دوستش دارد عبادت است.

و از آن حضرت آمده است خداى تعالى فرمود: بين دو مؤمن برادرى نيست جز آنكه به هر كدام از آن دو درجه‌اى داده است. و از آن حضرت آمده است: هر كس در راه خدا به برادرى منفعت رسانيد خداى تعالى خانه‌اى در بهشت براى او مى‌سازد و از آن حضرت آمده است: هر كس برادرش را اكرام كند خداى تعالى به او اكرام مى‌كند. آيا فكر مى‌كنيد جواب خدا در مقابل اكرام خدا چيست؟ عمرو بن حريث (شمر) از جابر از پدرش از امام باقر (ع) نقل كرد: برادران مؤمن كه در راه خدا با هم برادر شدند، در روز قيامت يكى در بهشت به درجه‌اى بالاتر مى‌رسد و شخص بالا رتبه به خدا عرضه مى‌دارد. پروردگارا! او برادر و رفيقم مى‌باشد مرا به طاعت تو امر مى‌كرد و از معصيت تو باز مى‌داشت و مرا به اجر و پاداش تو ترغيب مى‌كرد پس بين من و او در اين درجه جمع نما! خداى تعالى بين اين دو جمع مى‌كند. يكى از منافقين از ديگرى در درك پائين‌تر در جهنم قرار مى‌گيرد. منافق پايينتر مى‌گويد: پروردگارا فلانى مرا به معصيت تو امر مى‌كرد و از طاعت تو باز مى‌داشت و مرا بى‌رغبت به ثواب تو مى‌كرد و از ملاقات تو بر حذر نمى‌داشت، بين من و او در اين درك جمع كن! خداى تعالى بين ايشان جمع مى‌كند و اين آيه را قرائت فرمود:

الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ‌[1]: برادران در اين روز با همديگر دشمنند جز متقين.

ابان بن تغلب از امام صادق7نقل كرد: هر مؤمنى كه از برادر مؤمنش حاجتى بخواهد و او قدرت بر قضاء آن را داشته باشد ولى آن را رد كند، خداى تعالى مارى را بر او بگمارد كه انگشتانش را بگزد. و از اسماعيل بن عمار روايت شده است گفت: من به امام صادق (ع) عرضه داشتم: آيا مؤمن رحمت الهى است فرمود بله: هر مؤمنى كه براى حاجتى پيش برادر

[1]- 43/ زخرف، 67.


صفحه 158

مؤمنش بيايد آن رحمت است كه خداى تعالى او را بسوى او سوق داد و باعثش شده، اگر آن حاجت را برآورد رحمت را با قبول خود پذيرفت و اگر مى‌توانست حاجتش را برآورد ولى رد كرد، رحمتى را كه خداى براى او سوق داده و باعثش شده، رد كرده است و رحمت براى شخص حاجتمند، براى روز قيامت ذخيره مى‌شود، و هر كس در نياز برادر مؤمنش حركت كند ولى با تمام تلاش خود دلسوزى‌اش نكند به خدا و رسول و مؤمنين خيانت كرده است و هر كدام از شيعيان كه برادرش از او كمك بخواهد و او قدرت بر كمك داشته است ولى كمك نكند خداى تعالى او را مبتلا به قضاى حاجت‌هاى دشمنان ما مى‌كند تا آنكه او را به آن عذاب كند. و هر كس مؤمن فقيرى را تحقير كند يا آنكه او را سبك شمارد يا به خاطر بى‌پولى و نادارى او را كوچك شمارد خداى تعالى در پيشگاه خلايق او را مشهور كند و حقيرش نمايد و پيوسته بر او خشمگين مى‌باشد و در نزد هر كس برادر مؤمنش غيبت شود و او كمك و ياريش كند خداى تعالى در دنيا و آخرت ياريش مى‌كند و هر كس او را يارى نكند و با آنكه قدرت داد از او دفاع نكند، خداى تعالى او را وامى‌گذارد و در دنيا و آخرت تحقيرش مى‌كند.

[مردى كه براى برادران مؤمن خود گوسفند مى‌كشت‌]

حسين بن علاء روايت كرد گفت: با بيست و چند نفر به سوى مكه راه افتاديم من در هر منزلى گوسفندى مى‌كشتم وقتى خواستم بر امام صادق (ع) داخل شوم فرمود: واى بر تو اى حسين! آيا مؤمنين را خوار مى‌كنى؟ عرضه داشتم به خدا پناه مى‌برم، فرمود: خبر شدم كه در هر منزل براى آنها گوسفندى مى‌كشتى؟ گفتم: مولاى من به خدا قسم! من جز براى رضايت خداى تعالى گوسفند نكشتم. فرمود: آيا نديدى كه در بين ايشان عده‌اى بودند كه مى‌خواستند همانند تو رفتار كنند ولى قدرت بر آن كار را نداشتند و خويش را حقير شمردند، عرضه داشتم: اى پسر رسول خدا استغفار مى‌جويم و ديگر تكرار نمى‌كنم.

حضرت فرمود: امت من پيوسته بر خير هستند مادامى كه همديگر را دوست داشته باشند و امانت را به هم رد نمايند و زكات دهند و وقتى اين كارها را نكنند، به قحطى و خشكسالى مبتلا شوند و بزودى زمانى بر امتم بيابد كه دلهايشان با همديگر بد مى‌شود ولى در ظاهر به خاطر دنيا با هم خوب هستند عملشان ريا كارى است. ترس از خدا ندارند اگر خداى تعالى بلاى عمومى بر ايشان نازل كند، آنگاه دعاى غريق بخوانند خدا اجابت نكند. و از ابراهيم تيمى روايت شده است، كه گفت: من در خانه خدا بودم، امام صادق7بر من تكيه داد و فرمود: اى ابراهيم!