بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 16

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 17

[مقدمه مؤلف‌]

بسم اللَّه الرحمن الرحيم و به نستمد حمد خداى را كه شنواى دعا و رافع بلاست، و افشاننده نور و تارنده تاريكى است، بازكننده چشمه اميد و دهنده نعمت‌هاى فراخ و عطاهاى فراوان و نعمت‌هاى پى در پى است آسمان را برافراشت و پهندشت زمين را نگهداشت.

و درود بر پايانبخش پيامبران و آقاى برگزيدگان، محمد، كه همه دعاها اختصاص به وى دارد و او برگزيده مخصوص است، حجّت زمينى‌ها و آسمانيهاست. و درود بر آلش كه به انتساب خالص وى نايل شدند و پيروى از ايشان واجب گرديد تا به آن هنگام كه آسمان آبى سايه مى‌افكند، و زمين خاكى گسترده است تا به هنگام بعث و جزاء.

و بعد خداى سبحان و متعالى از كرم بى‌پايان خويش دعا را آموخت و ما را به آن فرا خواند و درخواست را به بشر الهام كرد و بر آن تحريص نمود و در معامله با خويش و اقدام بر دعا ترغيب كرد و راه رستگارى را در مناجات با خويش قرار داد و در دعايش كليد بخشش‌ها و عطاها را نهاد و براى اجابت دعا راه‌هايى قرار داد كه عبارتند از: (1) خصوصيت دعاها (2) اصناف دعاكننده‌ها، (3) حالات ايشان، (4) مكانهاى دعا و (5) اوقات آن. به همين خاطر اين كتاب را در همين موارد نگاشتيم و آن را «عدّة الداعى و نجاح الساعى» نام گذاشتيم. و اين كتاب داراى يك مقدمه و شش باب است.


صفحه 18

(مقدمه)

: مقدمه كتاب، در تعريف و ترغيب دعاست، اكنون به مقدمه مى‌پردازيم پس مى‌گوييم: دعا در لغت به معناى ندا و خواهش است، گويى «دعوت فلانا اذا ناديته و صحت به» ترجمه گويى: فلانى را دعا كردم وقتى كه او را صدا زدى و خواندى. و دعا در اصطلاح درخواست شخص پايين‌تر از مقام بالاتر براى انجام كارى است. در صورتى كه با فروتنى و تضرع و زارى همراه باشد.

[تأكيد بر دعا از ناحيه معصومين‌]

و چون هدف از تأليف اين كتاب ترغيب در دعا و تحريص بر آن و حسن ظن به خدا و خواست آنچه كه در نزد خداست مى‌باشد بنا بر اين بدان كه اخبارى از ائمه اطهار در تاكيد دعا آمده كه دعا را معرفى كرده و به آن ترغيب مى‌نمايند و انسانها را به آن رهنمون مى‌سازند.

صدوق از محمد بن يعقوب به اسنادش از ائمه اطهار:روايت كرد:

هر كس كه عمل خيرى به او برسد و به آن عمل كند، ثواب او همانست كه در آن روايت آمده است، اگر چه در واقع، ثواب آن عمل به آن گونه نبوده كه به وى رسيده است.

و همچنين صدوق به اسنادش از صفوان از ابا عبد اللَّه7روايت مى‌كند: هر كس به او عمل خيرى برسد و به آن عمل نمايد به اجر آن مى‌رسد گرچه رسول خدا6نفرموده باشد.

و محمد بن يعقوب از على بن ابراهيم از پدرش از ابن عمير، از هشام بن سالم از امام صادق7نقل مى‌كند كه فرمود: هر كس چيزى از ثواب بر عملى، به وى برسد و آن را انجام دهد آن اجر، به وى مى‌رسد، گرچه آن ثواب به آن صورت نباشد كه به وى رسيده است.

و از طرق عامه روايت مرفوعه عبد الرحمن حلوانى از جابر بن عبد اللَّه انصارى است كه از پيامبر6نقل كرده كه آن حضرت فرمود: هر كس فضيلتى به او برسد و او آن را بگيرد، و بدان عمل نمايد در حالى كه ايمان به خدا دارد و اميدوار به پاداش الهى باشد، خداى تعالى آن پاداش را به او عطا مى‌كند، گرچه آن ثواب آن گونه نباشد. بنا بر اين اين معنا بين فريقين اجماعى است.


صفحه 19

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 20

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 21

باب اول در تحريص بر دعا

عقل و نقل بر آن تحريص مى‌نمايند.

(عقل تحريص بر دعا مى‌كند)

عقل (1): عقل جلوگيرى از ضرر به نفس را در صورت قدرت و امكان واجب مى‌داند و از طرفى پيدايش گرفتارى براى انسان در دار دنيا حتمى است، زيرا انسانها ناچار درگير امورى‌اند كه باعث تشويش خاطر و مشغوليت فكرى شده و مضرّ به حال ايشان مى‌باشد. اين عوامل تشويش، يا داخلى هستند مثل بيمارى كه مزاج بشر را عليل مى‌كند، و يا خارجى مثل اذيت و آزار ستمگر، و يا ناملايماتى كه از همراه و يا همسايه به او مى‌رسد، اگر هم از همه اينها در امان باشد، از عقل وقوع و ارتباط اين نگرانيها را با او محتمل مى‌شمارد، چگونه انسان از تشويشها خالى باشد؟ در صورتى كه انسان در سرزمين حوادث كه دستخوش دگرگونى و تغييرات است، زندگى مى‌كند و هيچ انسانى، چه در حال، و چه در آينده از حوادث دردناك جدا نيست پس ضرر حوادث يا گريبانگير انسانهاست، و يا آنكه انتظار مى‌رود حوادثى براى او اتفاق افتد و در صورت امكان هر دو ضرر را بايد از بين برد. دعا اين غرض را برآورده مى‌كند و همه كس نيز توان دعا و نيايش دارد، بنا بر اين بايد دعا كرد.

امير المؤمنين و سيد الوصيين صلوات اللَّه عليه و آله نيز همين معنا را گوشزد كرده و فرموده‌اند هيچ مبتلايى- گرچه ابتلاى او بزرگ باشد- سزاوارتر از شخص در عافيت، از دعا كردن نيست، زيرا كه شخص در عافيت، از بلا ايمن نيست.

بنا بر اين، روايت روشن نمود كه همه، چه دردمند، و چه در عافيت، نيازمند به دعا هستند و فايده دعا رفع بلاى موجود و دفع ضررهاى محتمل كه فرود مى‌آيند مى‌باشد، و يا دعا جلب منفعت مطلوب يا حفظ خير موجود و دوام و جلوگيرى از زوال آن مى‌نمايد زيرا ائمه:دعا را به سلاح وصف كردند و به وسيله سلاح هم جلب منفعت مى‌شود و هم ضرر جلوگيرى مى‌شود و نيز ايشان دعا را سپر نام گذاشتند و سپر وسيله دفاعى است كه از ناملايمات جلوگيرى مى‌كند.

پيامبر خدا6فرمود: آيا مى‌خواهيد كه شما را به سلاحى راهنمايى كنم كه‌


صفحه 22

شما را از دشمنان نجات مى‌دهد و روزيتان را زياد مى‌نمايد؟

عرض كردند: بله اى رسول خدا6- فرمود: شب و روز، پروردگارتان را بخوانيد زيرا سلاح مؤمن دعاست.

و امير المؤمنين7فرمود: دعا سپر مؤمن است و هر گاه در خانه‌اى را زياد بكوبى آن در باز مى‌گردد.

و امام صادق7فرمود: دعا از نيزه تيز فرو رونده‌تر است و امام كاظم7فرمود: دعا مقدّر و غير مقدّر را بر مى‌گرداند. راوى مى‌گويد: عرضه داشتم: مقدّر را فهميدم، اما مقصود از غير مقدّر چيست؟ فرمود: منظور از غير مقدّر آنست كه: تقدير به آن تعلق نگيرد. و فرمود: بر شما باد به دعا، زيرا دعا و خواهش از خداى تعالى بلا را باز مى‌گرداند، يعنى بلائى كه مقدّر شده و حكم به نزول آن تمام گرديده، جز آنكه امضا نشده است. بنا بر اين وقتى كه بنده، خداى را بخواند و از او درخواست كند كه آن بلا را بازگرداند، خدا آن را باز مى‌گرداند.

زراره از ابى جعفر باقر7روايت كرد: آن حضرت فرمود: آيا شما را به چيزى كه رسول خدا6آن را استثنا نكرد (يعنى نگفت ان شاء اللَّه) راهنمايى نكنم؟ عرض كرديم: بله، فرمود: دعا، قضايى را كه محكم شده باز مى‌گرداند و آن حضرت انگشتان خويش را بهم چسبانيد، (كنايه از آنكه تمام اجزاى حكم الهى محكم گرديده ولى نازل نشده است).

و از «امام زين العابدين و» سيد و آقاى عبادت‌كنندگان روايت شده كه آن حضرت7فرمود: دعا و بلا تا قيامت ملازم همند (ولى) دعا بلاى محكم شده را باز مى‌گرداند. (2) و از آن حضرت7روايت شده است كه فرمود: دعا بلاى نازل و غير نازل را بر مى‌گرداند.[1]پس از اين احاديث و احاديث فراوانى كه به خاطر اطاله كلام نقل نكرديم، ظن، بلكه علم به دفع ضرر پيدا مى‌شود، زيرا قطع به درستى خبر راستگويان داريم.

ادله نقلى كه تحريص بر دعا مى‌نمايد كتاب و سنت هستند.

«قرآن بر دعا تحريص مى‌كند»

اما كتاب: آياتى از قرآن كريم بر آن دلالت دارند: از جمله خداى تعالى فرمود:قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي‌

[1]مقصود از اينكه دعا بلاى نازل را باز مى‌گرداند اين است كه، وقتى بلا نازل شد دعا آن را آسان مى‌كند مثل آنكه اصلا بلايى در كار نبوده است.


صفحه 23

لَوْ لا دُعاؤُكُمْ‌[1]: بگو پروردگارم به شما اعتنائى نمى كرد اگر دعاى شما نبود و فرمود:ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ‌[2]: مرا بخوانيد اجابتتان مى‌كنم آنانى كه از عبادت من (دعا) اعراض و سركشى مى‌كنند، زود با ذلت و خوارى در دوزخ شوند. پس خداى تعالى دعا را عبادت قرار داد و كسى كه به سبب تكبر عبادت نكند، به منزله كافر تلقى شده است. (3) و نيز گفتار حق تعالى:وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[3]: و با ترس و اميد او را بخوانيد و گفتار حق تعالى:وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ‌[4]وقتى بندگانم از من چيزى را بخواهند پس من نزديكم و خواهش دعاكننده را به هنگامى كه دعا نمود بر مى‌آورم پس طلب اجابت كنند و به (اجابت) من ايمان بياورند شايد رستگار شوند.

(استفاده از آيه)

بدان كه اين آيات بر امورى دلالت دارند:

اول: خداى تعالى تلويحا با اين گفتاروَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ‌بندگان را به دعا و خواست از خود، دعوت كرد.

دوم: نهايت توجه حق تعالى، به سرعت در اجابت، معطوف است. و جواب خود را متوقف بر تبليغ پيامبر6نكرده است. بلكه فرمود «فانى قريب» يعنى من نزديكم و نفرمود بگو به ايشان كه من نزديكم.

سوم: جواب «فانى قريب» با فاء آمده است كه فاء (به معناى پس) دلالت بر اجابت شدن بدون فاصله مى‌كند.

چهارم: خداى تعالى ايشان را مشرّف فرمود به اينكه خود او اجابت مى‌كند تا آنكه بدان منزلت دعا و شرف و محل آن را در نزد خودش به ايشان گوشزد كند.

امام باقر (ع) فرمود: از دعا خسته نشو! زيرا دعا در نزد خدا منزلت و مقامى عظيم دارد.

و امام باقر7در پاسخ سؤال بريد بن معاويه بن وهب كه پرسيده بود: زياد قرآن‌

[1]- 25/ فرقان، 77.

[2]- 40/ غافر، 60.

[3]- 7/ اعراف، 56.

[4]- 2/ بقره، 186.