بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 194

زيادت از خداى كارى نيكو و پسنديده است. امير المؤمنين (ع) فرمود: هر كس حسنه‌اش او را خوشحال كند و گناهش او را ناراحت كند، مؤمن است و فرمود هر كسى كه خويش را در هر روز به حساب نكشد از ما نيست اگر عمل خوبى كند خداى را سپاس گويد و از خداى طلب زيادت كند و اگر بد كرده است از خداى استغفار كند. و فرمود: بندگان خدا عمل كنيد! مؤمن صبح و شب نمى‌كند، جز آنكه به خود بدگمان است و پيوسته نفس را ملامت مى‌كند و از او مى‌خواهد كه بيشتر تلاش كند پس همانند گذشتگان باشيد خيمه‌تان را از دنيا بركنيد بسان مسافرى كه خيمه برمى‌كند و آن را با طى منازل به پيماييد.

علاج عجب‌

در عللى كه منجر به عجب شده فكر كنيد و اينكه باعث دشمنى خدا و ابطال عمل مى‌گردد و در ابزارهاى خدا دادى فكر نما كه بواسطه آنها اكتساب طاعت كرده و اقتدار بر اعمال حسنه پيدا نموده است ابزارها را كسى جز او مالك است. سپس به غذايى كه قامتش را استوار داشته فكر كند جز اين است كه آن روزى خدا داد است. سپس در سلامتى خود انديشه كند كه هر چه را كه بخواهد انجام مى‌دهد آيا از نعمت او نيست؟ چه بسا بيمارانى كه اگر بين سلامتى و عبادت چندين روز و شب مخيّر شوند، كه به عنوان قيمت آن عافيت، شبهاى زيادى را عبادت كنند حاضرند شبهاى زيادى را عبادت كنند و در عوض به سلامت برسند چگونه براى بيدارى اندكى از شب براى عبادت، عجب به خود راه مى‌دهى؟ چه شب و روزهايى كه از نعمت سلامتى برخوردار بودى! بلكه چه ماهها و سالهايى كه با سلامتى زندگى كردى! اگر با توفيق الهى بهنگام شب بر مى‌خيزى و از سلامت خدا دادى قدرت بر انجام عبادت يافتى و از غذاى او تغذيه كردى و با اعضا و جوارح خدايى عبادت نمودى و در شب و روز خدا اعمال خود را بجاى آوردى پس خودپسندى و عجب از چيست؟ آنگاه نعمت خدا دادى را با مقدار عملت بسنج آيا به اندازه آن مى‌شود؟ بلكه آيا به يك دهم آن نعمت‌ها مى‌رسد آيا توفيق شب خيزى از خدا نيست؟ آيا نبايد شكر آن را بجاى آورى؟

و آيا نبايد بترسى كه اگر كوتاهى كنى مورد مؤاخذه و حسابرسى قرار بگيرى؟ خداى تعالى به داود وحى فرمود: اى داود خدا را شكر نما عرضه داشت: پروردگارا چگونه تو را شكر كنم در حالى كه خود شكرگزارى همه از نعمت‌هاى توست كه مستحق شكر است؟ فرمود: اى داود به اين اقرار به ناتوانى از اداى شكر، بسنده مى‌كنم. بلكه عمل خود را با يكان يكان نعمت‌هاى مورد


صفحه 195

استفاده‌ات از خوراك و نوشيدنيها مقايسه كن! اين عبادات به شكرانه كمترين آنها كفايت نمى‌كند.

در تاريخ آمده است واعظى بر هارون الرشيد، خليفه عباسى، وارد شد. هارون از او درخواست موعظه كرد. واعظ گفت: اى امير المؤمنين به نظر تو اگر به هنگام تشنگى از آب منعت كنند براى خريد آن چه مقدار حاضرى بپردازى؟ هارون پاسخ داد: نصف مملكت خود را در قبال آن آب مى‌دهم. واعظ گفت اى امير المؤمنين! آيا اگر اين آب بخواهد از مجراى بول خارج شود و نتواند چه مقدار براى خارج شدن آن مى‌پردازى؟ گفت نصف بقيه مملكتم را در قبال آن مى‌پردازم.

واعظ گفت: بنا بر اين مملكتى كه به يك شربت آب مى‌ارزد تو را فريب ندهد: اى خواننده! شبانه روز چند بار آب مى‌نوشى؟ اگر مزد كارگر روزى دو درهم است و پاسبان به دو دانگ تا صبح پاسدارى مى‌كند و صاحبان صنايع و حرفه مثل آشپز و نانوا تمام روز و مقدارى از شب را با اندك دراهمى، كار مى‌كنند، اكنون اندك عبادت خودت را با آن مقايسه كن و اينكه روزى روزه گرفتى. در مورد جزاى روزه فرمود: روزه مال من است و من به او جزا مى‌دهم و نيز فرمود: من براى بندگانم نعمت‌هاى بيكرانى آماده كرده‌ام كه نه چشم ديده و نه گوش شنيده و نه بر قلب انسانى خطر كرده است اين روز تو هم درهمى مى‌ارزد، البته در صورتى كه متحمل رنج زياد شوى، اما همين روز با اين ارزش اندك وقتى براى خدا انجام شد اين همه ارزشمند گرديد، و اگر شبى براى خداى بيدار بمانى در پاداش آن فرمود:فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ‌[1]هيچ كس نمى‌داند كه چه نعمت‌هاى بيكرانى برايش آماده گرديد كه باعث روشنى چشم اوست اين شب كه تنها دو دانگ مى‌ارزيد اكنون ارزشى فوق العاده پيدا كرده است و اگر براى خدا سجده كنى تا خواب تو را دريابد خداى تعالى به ملايكه خويش افتخار مى‌كند و ارزش زمانى اين سجده چه مقدار است؟ با آن كه در آن خواب و غفلت راه يافت، ولى همين كه به حق جل جلاله نسبت دادى ارزش آن اين مقدار فزونى يافت. و اگر زمانى را براى خدا دو ركعت نماز سبك بياورى و بلكه نفسى را به «لا اله الا اللَّه» بگذرانى خداى تعالى فرمود:وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ‌[2]هر كس از زن و مرد عمل صالحى انجام دهد داخل بهشت مى‌شوند و در آن از روزى‌

[1]- 32/ سجده، 17.

[2]- 40/ غافر، 40.


صفحه 196

بى‌حساب بهره‌مند مى‌گردند. و رسول خدا6فرمود: هر كس بگويد: سبحان اللَّه خداى تعالى براى او درختى در بهشت مى‌كارد. اين قيمت لحظه‌اى از انفاس توست و چه نفسهايى را بيهوده هدر دادى! و چه لحظاتى را كه بر تو خواهد گذشت و بيهوده هدر خواهى داد! پس سزاوار است كه كوچكى عمل خود را در نظر بگيرى و كمى ارزش كارت به نسبت به كارهاى مثل آن را در نظر داشته باشى و منت خداى را بر خود بدانى كه در مقابل اين زمان اندك با اين ارزش ناچيز ارزش تو را تا به آن مقدار مذكور بالا برد و پاداشت را بزرگ شمرد. دقت كن كه آن اعمال جز براى خدا واقع نشود و مورد پسند خدا قرار گيرد كه در غير اين صورت ارزشى كه به خاطر انتساب به خدا پيدا كرده بود از بين مى‌رود و به ارزش زمانى دنيايى كه همان ارزش پست ناچيز يعنى دو درهم و يا دو دانگ، بلكه كمتر از آن است مى‌رسد و نه تنها ارزشش ناچيز مى‌گردد، بلكه از خشم و عقوبت خدا نيز در امان نيستى پس نفست را براى خدا مراقبت كن و منت او را برگردن خودت در نظر داشته باش و خودت را سرزنش كن شايد به رحمت خدا برسى، زيرا از پيامبر6روايت شده كه فرمود: هر كس بر خود خشم گيرد نه بر مردم خداى تعالى او را از ناله و زارى روز قيامت ايمن مى‌كند. و روايت شده است كه عابدى هفتاد سال خداى تعالى را عبادت كرد به طورى كه روزها روزه مى‌گرفت و شب‌ها را به عبادت به صبح مى‌آورد، روزى از خداى تعالى حاجتى خواست خداى حاجتش را بر نياورد عابد به نفس روى آورد به او خطاب كرد! علت به اجابت نرسيدن دعا تويى! اگر ارزشى نزد خدا داشتى، حاجت تو را روا مى‌كرد. خداى تعالى فرشته‌اى را فرستاد فرشته به او گفت: اى فرزند آدم! اين لحظه كه خود را ملامت كردى ارزشمندتر از عبادتهاى ساليان گذشته است. و روايت شد اگر كسى با پشيمانى از گناه و سرزنش بر نفس بخوابد بهتر از آنست كه شب را به عبادت بگذراند و به هنگام صبح از عبادت شب خوشحال باشد. اى خردمند! اعمالت را از آفت عجب و ريا و غيبت و كبر محافظت كن! زيرا غيبت و كبر نيز در از بين بردن اعمال همانند ريا و عجب هستند. در اين مورد به خبر معاذ توجه كن.

معاذ بن جبل و پيامبر

شيخ ابو محمد جعفر بن احمد بن على قمى ساكن رى در كتابش در مورد زهد پيامبر6نوشته: كه عبد الواحد از محدّثى از معاذ بن جبل نقل كرد، محدث گفت: به معاذ بن جبل گفتم:

براى من از حديثى كه خودت از پيامبر6شنيدى و آن را حفظ كردى به دقت همان طور كه شنيدى بيان كن معاذ گفت: بله، آنگاه گريه كرد و گفت: پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا6!


صفحه 197

من در رديف پيامبر بر مركب سوار بودم و با او راه مى‌رفتم آن حضرت چشم خود را به طرف آسمان گرفت و فرمود: سپاس خدايى را كه در خلق خويش هر چه بخواهد، حكم مى‌كند، سپس فرمود: اى معاذ! پاسخ دادم: بله اى رسول خدا و آقاى مؤمنان! دوباره صدا زد! اى معاذ جواب دادم بله اى رسول خدا پيشواى خير و پيامبر رحمت! فرمود: من سخنى را با تو در ميان مى‌گذارم كه هيچ پيامبرى با امت خود چنين سخنى نگفت كه اگر آن را مراعات كنى براى زندگيت مفيد است و اگر بشنوى و مراعات نكنى در پيشگاه حق تعالى محكومى سپس فرمود: خداى تعالى قبل از آنكه آسمانها را خلق كند هفت فرشته خلق كرد و در هر آسمان فرشته‌اى گذاشت كه از عظمت آن فرشته آن آسمان بزرگ گرديد و بر هر درى از درهاى آسمان فرشته‌اى براى دربانى قرار داد ملايكه حافظ و نويسندگان اعمال بشر عمل بشر را از صبح تا شب مى‌نويسند سپس حفظه عمل را كه بسان نور خورشيد مى‌درخشد، بالا مى‌برند تا به آسمان دنيا مى‌رسند، در حالى كه آن عمل را پاكيزه و زياد مى‌دانند ولى فرشته دربان به ايشان مى‌گويد اين عمل را برگردانيد و بر روى صاحب آن بزنيد، من فرشته غيبت هستم هر كس غيبت كند نمى‌گذارم عملش به غير من از فرشتگان برسد خداى تعالى به من چنين امر فرمود: آن حضرت فرمود: سپس حفظه روز بعد با عمل ديگر بالا مى‌روند فرشته آسمان اول عمل را پاكيزه و زياد مى‌شمارد، از آنجا عبور نموده و علم را مبرند تا به آسمان دوم مى‌رسند، فرشته‌اى كه در آسمان دوم است مى‌گويد. بايستيد و عمل را بر روى صاحبش بزنيد، زيرا مقصود او از اين علم متاع دنيوى است، و من صاحب دنيا هستم نمى‌گذارم عمل از من به ديگر فرشتگان برسد. فرمود: بار ديگر فرشتگان حافظ، عمل صدقه و نماز را با خوشحالى بالا مى‌برند و از آن اعمال خوشحالند و به آسمان سوم مى‌رسند.

ملك دربان مى‌گويد: بايستيد و اين عمل را بر روى و پشت صاحبش بزنيد! من ملك صاحب كبر هستم. سپس مى‌گويد: او عمل كرد ولى در مجالس بر مردم تكبر نمود، و پروردگارم به من امر فرمود كه عملش را نگذارم تا به ديگر ملايكه برسد فرمود: حفظه بار ديگر عملى را كه همانند ستاره درخشان است و نور افشانى مى‌كند و با طمطراق حركت مى‌نمايد و عبارت از تسبيح و روزه و حج است مى‌گيرند و به آسمان چهارم مى‌رسند، فرشته دربان مى‌گويد بايستيد و اين عمل را بر روى و جلوى صاحبش بزنيد، من فرشته عجب هستم او از خودش خوشش مى‌آمد به اينكه عمل كرده و خودپسندى در او راه يافته است. پروردگار به من دستور داد كه نگذارم عملش به ديگران برسد. آن حضرت ادامه داد: حفظه عمل ديگرى را همانند عروسى مزيّن كه براى شب زفاف آماده باشد و مشتمل بر جهاد و نماز و صدقه ما بين دو نماز است مى‌گيرند و بالا


صفحه 198

مى‌برند و به آسمان پنجم مى‌رسند و عمل آهنگى همانند آهنگ شتر و نورى همانند نور خورشيد دارد فرشته دربان مى‌گويد: صبر كنيد من فرشته حسد هستم و اين عمل را بر روى صاحب آن بزنيد و بر پشتش بگذاريد، زيرا او به كسى كه براى خدا علم مى‌آموخت و يا كار مى‌كرد حسد مى‌ورزيد. وقتى عمل و عبادت كسى را بيشتر مى‌ديد حسادت مى‌كرد و او را مورد حمله قرار مى‌داد پس عمل را بر دوشش بگذارند و عملش او را لعنت مى‌كند. فرمود: و ملايكه حافظ عمل بنده ديگرى را كه عبارت از نماز و زكات و حج و عمره است مى‌گيرند، و به آسمان ششم مى‌برند فرشته مى‌گويد: صبر كنيد من موكل مهربانى هستم اين عمل را به صورت صاحبش بزنيد و چشمانش را كور كنيد، زيرا صاحب اين عمل بى‌رحم است وقتى بنده‌اى از بندگان خدا در مسير آخرت مرتكب اشتباهى مى‌شد و يا به ضرر دنيوى مبتلا مى‌شود او را دشنام مى‌داد. پروردگارم به من دستور داد كه نگذارم عملش بالا برود. فرمود: فرشتگان حفظه عملى كه عبارت است از فقه و اجتهاد و ورع مى‌گيرند و اين عمل صدايى بسان صداى رعد و روشنى همانند روشنى برق دارد و سه هزار فرشته با او همراهند و به فرشته آسمان هفتم مى‌رسند وى مى‌گويد بايستيد و اين عمل را به روى صاحبش بزنيد من فرشته حجاب هستم هر عملى كه براى خدا نباشد جلويش را مى‌گيرم، زيرا اين شخص مى‌خواهد پيش فرماندهان مقامى كسب كند و در مجالس از او سخن گويند و در شهرها مشهور شود خداى تعالى به من امر فرمود كه من عملش را كه خالص براى خدا نشده است نگذارم كه به ديگران برسد فرمود: ملايكه حفظه با خوشحالى عمل بنده‌اى را مى‌گيرند و آن عمل عبارت است از: نماز و زكات و روزه‌ها و حج و عمره و خوش اخلاقى و سكوت و ذكر زياد و ملايكه آسمانها و ملايكه هفتگانه با جمعشان او را مشايعت مى‌كنند، و بر همه پرده‌ها گام نهاده تا آنكه عمل را پيش پروردگار مى‌گذراند و شهادت مى‌دهند كه او عمل و دعا نموده است خداى تعالى مى‌فرمايد شما حفظه عمل بنده من هستيد و نگهبان درونى او من هستم، او اين عمل را به خاطر من نياورده است لعنت من بر او باد! ملايكه مى‌گويند لعن تو و لعنت ما بر او باد! سپس معاذ گريست گفت: من از رسول خدا6پرسيدم چگونه عمل كنيم تا با اخلاص باشد؟ حضرت فرمود: اى معاذ در يقين به پيامبرت اقتدا نما معاذ گفت عرضه داشتم: تو رسول خدا هستى و من معاذم فرمود: اگر در عمل نيز كوتاهى كردى، ولى زبانت را بر برادران و حافظان قرآن كوتاه كن و گناهان خود را بدوش بگير و بر برادرانت بار نكن و براى تزكيه خودت به اينكه دامن خودت را پاك كنى از ديگران بدگويى نكن.! و با فرو گذاشتن برادرانت خودت را بالا نبر، و در عملت ريا منما و در عمل آخرتى دنيا را وارد


صفحه 199

نكن و در مجلست فحش مگو تا از بد اخلاقيت از تو بترسند، در حضور كسى با شخص ديگر در گوشى نگو و خودت را در مردم برتر مشمر كه خيرات دنيا از تو بريده مى‌شود. و مردم را پاره پاره مكن! خداى تعالى فرمود:وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً[1]: قسم به ناشطات آيا مى‌دانى ناشطات چيستند؟ ايشان سگهاى اهل جهنم هستند كه گوشت و استخوان ايشان را پاره پاره مى‌كنند.

پرسيدم اين همه اعمال در توان كيست؟ فرمود: اين كار آسانى است براى كسانى كه خدا آسان ساخته است. محدّث مذكور گفت: معاذ بن جبل بسيار اين حديث را نقل مى‌كرد و نديدم كه به اندازه آن قرآن تلاوت كند.

[1]- 79/ نازعات، 2.


صفحه 200

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 201

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة