ريشهاش در زمين و شاخهاش در آسمان باشد؟ گفتند: آرى، فرمود: وقتى نماز واجب تمام شد، سى مرتبه گفته شود: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» ريشه آن در زمين و شاخه آن در آسمان است و اين كلمات در آن روز او را از آوار و سوختن و غرق و در چاه افتادن و دريده شدن بواسطه حيوانات درنده و مرگ و بلايى كه از آسمان نازل مىشود حفظ مىكند و اينها باقيات صالحات هستند.
و حمّاد بن عثمان از جعفر بن محمد6از پدرانش از على (ع) نقل كرده است كه پيامبر اكرم فرمود: وقتى مرا به آسمان بردند و داخل بهشت شدم در آنجا صحرايى سپيد از مشك ديدم و ملايكهاى را ديدم كه با آجرى از طلا و آجرى از نقره در آن ساختمان مىساختند و گاهى مىايستادند از ايشان پرسيدم چرا گاهى مىسازيد و گاهى مىايستيد پاسخ دادند: ما مىايستيم تا مصالح بنا از راه برسد پرسيد: مصالح بناى شما چيست؟ گفتند: سخن مؤمن كه بگويد:
«سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا الله و الله اكبر» مصالح ماست. وقتى اين كلمات را بگويد ما بنا مىكنيم وقتى ساكت شد، از ساختن دست بر مىداريم.
قسم هشتم از اذكار قسم هشتم استغفار است
(70) سكونى از امام صادق7روايت كرد: فرمود رسول خدا6فرمود: بهترين دعا استغفار است و فرمود: دلها زنگ مىزند مانند زنگ زدن مس، آن را با استغفار جلا دهيد. فرمود هر كس زياد استغفار كند خداى تعالى از همه غمها او را نجات مىدهد و براى هر سختى راه نجاتى قرار مىدهد و به او از راهى كه گمان ندارد روزى مىدهد. و زراره از ابى عبد الله (ع) روايت كرد كه: وقتى بنده زياد استغفار كند كتاب عملش در حال درخشش بالا مىرود. و از امام رضا7آمده كه فرمود: مثل استغفار مثل برگ درخت است كه وقتى حركت كند برگهايش مىريزد و كسى كه استغفار از گناه مىكند، ولى در همان حال آن را انجام مىدهد مثل اين است كه خداى تعالى را مسخره مىكند. و فرمود: رسول خدا6از مجلس و لو كوتاه، بلند نمىشد تا بيست و پنج بار استغفار كند. و از آن حضرت آمده است كه رسول خدا6هر صبح هفتاد بار استغفار مىكند و هفتاد بار به سوى خداى توبه مىنمود، پرسيدند: به هنگام استغفار چه مىفرمود آيا مىفرمود استغفر الله و اتوب اليه؟ امام فرمود:
پيامبر6هفتاد بار مىفرمود: «استغفر الله» و هفتاد بار مىفرمود «اتوب الى الله». و از آن حضرت7آمده كه فرمود: استغفار و قول «لا اله الا الله» بهترين عبادت است. خداى عزيز
جبار فرمود:فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ[1]بدان كه خدايى نيست جز او و از گناهت استغفار كن!
فصل (1) و بهترين اوقات استغفار سحرها و بعد از صبح و عصر است.
از ائمه اطهار:روايت شده است كه: اولين صفحات و آخرين صفحات كتاب روزتان را از نيكى پر كنيد، بين اول و آخر از شما گذشت مىشود. هارون بن موسى تلعكبرى به اسناد خود از امام صادق نقل كرد كه رسول خدا6فرمود: هر كس هر روز بعد از عصر يك بار بگويد: «استغفر اللَّه الّذى لا اله الّا هو الحىّ القيّوم ذو الجلال و الاكرام و اسأله ان يتوب علىّ توبة عبد ذليل خاضع فقير بائس مستجير مستكين لا يملك لنفسه نفعا و لا حيوة و لا موتا و لا نشورا»: طلب آمرزش مىكنم از خدايى كه جز او خدايى نيست زنده و قيوم است و ذو الجلال و الاكرام مىباشد و از او مىخواهم توبه مرا بپذيرد. توبه بندهاى خوار خاضع بىچيز زمينگير و پناه آورنده و بىچيز كه نفع و ضرر و زندگى و مرگ و بعثى را مالك نيست خداى تعالى دو فرشته را امر مىكند كه هر چه در كتاب اعمالش موجود است هر چه كه باشد بسوزانند. و از ائمه اطهار:روايت شده است: درود خدا بر سحرخيزان و استغفاركنندگان در سحرها باد! روايت شده كه ابا القمقام خدمت ابو الحسن (ع) رسيد و شغلش صنعت بود از حرفهاش به آن حضرت شكايت برد و اينكه به هر چه روى مىكند نيازهايش برطرف نمىشود و سود نمىبرد.
ابو الحسن (ع) به او فرمود: بعد از فجر بگو: «سبحان اللَّه العظيم و بحمده استغفر اللَّه من فضله» قمقام مىگويد پيوسته آن را مىگفتم به خدا قسم! اندكى نگذشت تا اينكه عدهاى از باديه آمدند و مرا خبر دادند كه مردى از فاميلهايم مرده است و هيچ وارثى جز من ندارد من رفتم و ميراث را گرفتم و تاكنون بىنيازم.
فصل در دعاهاى مخصوص به اوقات
اول: از امير المؤمنين وارد شده است كه وقتى صبح مىشد سه بار مىفرمود: «سبحان الملك القدّوس» و مىگفت: «اللّهمّ انّى اعوذ بك من زوال نعمتك و تحويل عافيتك و من فجأة نقمتك و من درك الشّقاء و من سوء القضاء و من شرّ ما سبق في الكتاب اللّهمّ
[1]- 47/ محمد، 19.
انّى اسألك بعزّة ملكك و شدّة قوّتك و بعظيم سلطانك و بقدرتك على خلقك». خدايا! من از، از بين رفتن نعمت تو بر خود و دگرگونى سلامتى تو و از عذاب ناگهانى و از شقاوت و بدى قضايت و از شر آنچه كه در كتاب گذشت به تو پناه مىبرم، خدايا! تو را به عزت ملكت و سختى قوتت و به بزرگى سلطنت و به قدرت تو بر خلقت قسم مىدهم. سپس حاجت خود را ذكر مىكرد.
دوّم: وقتى صبح مىكرد مىفرمود: خوش آمديد اى دو فرشته حافظ كريم من به خواست خدا به شما چيزى را املا مىكنم و شما هم آن را مىپسنديد پس پيوسته در تسبيح و تهليل بود تا صبح مىكرد همين طور بعد از عصر چنان بود.
سوّم: از امام باقر7از رسول خدا6نقل شده است كه آن حضرت فرمود: هر كس دوست دارد كه خداى تعالى را ملاقات كند و در كتابش شهادت به «لا اله الا الله وحده لا شريك له و انّ محمدا رسول الله» باشد و براى او هشت در بهشت باز شود و به او گفته مىشود كه: اى دوست از هر در كه مىخواهى داخل بهشت شو! به هنگام صبح و شام بگويد: اى دو ملك بنويسيد: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم: اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله و اشهد انّ الساعة آتية لا ريب فيها و انّ اللَّه يبعث من في القبور على ذلك احيى و على ذلك امرت و على ذلك ابعث حيّا ان شاء اللَّه اقرأ محمّدا منّى السّلام6الحمد للَّه الذى اذهب اللّيل مظلما بقدرته و جاء بالنّهار مبصرا برحمته خلقا جديدا مرحبا بالحافظين» و به طرف چپ و راست متوجه شود. و بگويد حيّاكما اللَّه من كاتبين» و به طرف چپ متوجه شود و ترجمه دعا اين است شهادت مىدهم كه خدايى جز الله نيست يگانه است و شريك ندارد و شهادت مىدهم كه محمد6بنده و رسولش مىباشد و شهادت مىدهم كه قيامت مىآيد و شكى در آن نيست و خداى تعالى هر كسانى را كه در قبورند زنده مىكند و بر اين عقايد زندگى مىكنم و به آن مأمور شدم و در آن بخواست خدا در قيامت مبعوث مىشوم: اى دو فرشته از طرف من به حضرت محمد6سلام برسانيد سپاس خداى را كه به قدرت خود شب تار را برد و روز روشن را به آفرينشى تازه برحمت خويش آورد.
خوش آمديد اى دو كاتب حافظ من چهارم: حمّاد بن عثمان از امام صادق7روايت كرد: هر كس بعد از نماز صبح و قبل از هر سختى بگويد: «رب صلّ على محمد و اهل بيته» خداى تعالى صورتش را از وزش بادهاى آتشين جهنم باز مىدارد.
پنجم: از امام رضا (ع) روايت شده است كه فرمود: هر كس بعد از نماز صبح دعاى زير را بخواند هيچ حاجتى نخواهد جز آنكه بر او آسان مىشود و خداى تعالى آن را كفايت مىكند.
«بسم اللَّه و صلّى اللَّه على محمّد و آل محمّد و افوّض امرى الى اللَّه انّ اللَّه بصير بالعباد فوقيه اللَّه سيئات ما مكروا لا اله الا انت سبحانك انّى كنت من الظّالمين فاستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين حسبنا اللَّه و نعم الوكيل فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء ما شاء اللَّه لا حول و لا قوة الّا باللَّه ما شاء اللَّه لا ما شاء النّاس ما شاء اللَّه و ان كره النّاس حسبى الرّب من المربوبين حسبى الخالق من المخلوقين حسبى الرازق من المرزوقين حسبى اللَّه ربّ العالمين حسبى من هو حسبى، حسبى من لم يزل حسبى حسبى من كان منذ كنت لم يزل حسبى، حسبى اللَّه لا اله الّا هو عليه توكلت و هو ربّ العرش العظيم» (71) بنام خدا و درود خدا بر محمد و آلش كارم را به خداى تعالى واگذار مىكنم، زيرا خدا به بندگانش بيناست، خداى تعالى او را از بديهاى مكر ايشان حفظ كرد خدايى نيست جز تو، منزّهى تو! من از ستمكاران بودم پس دعايش را اجابت كرديم و او را از غم نجات داديم و اين گونه مؤمنين را نجات مىدهيم خداى ما را كافى و وكيل خوبى است مؤمنين داخل نعمت و فضل پروردگار شدند كه هرگز تا خداى نخواهد به ايشان بدى نرسد و آنچه كه خداى خواهد.
قدرتى نيست جز از آن خدا، خواسته خدا را خواهم و به خواسته مردم تمايلى ندارم خواسته خدا را طالبم گرچه مردم بدشان آيد، تربيت خداى مرا از تربيتكنندههاى ديگر كفايتم مىكند، خالق من مرا از ديگر مخلوقات كافى است، رازق من مرا از ديگر روزى دهندهها كافى مىباشد.
خداى رب العالمين مرا كافى است. مرا كافى است آنكه مرا كافى است، كافى است آنكه مرا در ازل كافى بوده است. كافى است آنكه تا بودم مرا كافى بوده است خداى مرا كافى است خدايى جز او نيست كارهاى خودم را به او واگذار كردم و او پروردگار عرش عظيم است.
ششم: بهترين دعايى كه در هنگام زوال ظهر (اذان ظهر) بايد خواند اين است: «اللّهم انّك لست باله استحدثناك» و اين دعا در مصباح المتهجدين نقل شده است و بهترين دعايى كه در پايان روز جمعه بايد خواند دعاى سمات است و بعد از آن دعايى را كه قبلا گذشت مىخوانى:
«اللّهم انّى اسألك بحقّ هذا الدّعاء و بما فات من الاسماء».
هفتم: از ابى جعفر باقر (ع) آمده كه رسول خدا6وقتى آفتاب بر بالاى كوه قرار مىگرفت چشمانش پر از اشك مىشد، سپس مىفرمود: «امسى ظلمى مستجيرا بعفوك و امست ذنوبى مستجيرا بمغفرتك»
ستم من به عفو تو پناه برده است و گناهان من به بخشش تو ملتجى شده «و امسى خوفى مستجيرا بامانك و امسى ذلّى مستجيرا بعزّك و امسى فقرى مستجيرا بغناك» و ترس من به امان تو پناه گزيده و ذلت من به عزت تو پناه برده است و نياز من بر بىنيازى تو پناه آورده «و امسى وجهى البالى الفانى مستجيرا بوجهك الدّايم الباقى اللّهم البسنى عافيتك و غشّنى برحمتك» و روى پوسيده فانى من به روى هميشگى باقى تو پناه جسته خدايا عافيت خويش را به من بپوشان و رحمت خود را و جلّلني كرامتك و قنى شرّ خلقك من الجنّ و الانس يا اللَّه يا رحمان يا رحيم به من بپوشان و مرا به كرامت خود مجلل نما و مرا از شر خلقت از جن و انس حفظ نما. اى خدا اى بخشنده اى مهربان.
هشتم: سليمان بن جعفرى گفت: از ابا الحسن (ع) شنيدم كه مىفرمود: بهنگامى كه شب فرا مىرسد و به خورشيد نگاه مىكنى كه به طرف مغرب مىرود و در حال فرو رفتن است (بگو):
«بسم اللَّه و باللَّه و الحمد للَّه الّذى لم يتّخذ» بنام خدا و به استعانت از الله ستايش خدايى را كه صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له ولى من الذلّ و كبّره تكبيرا و الحمد للَّه همسر و فرزندى نگرفته و در پادشاهى خويش شريكى ندارد و ذلّت و خوارى نداشته تا به خاطر آن دوست گيرد و او را الّذي يصف و لا يوصف و الحمد للَّه الذى يعلم، و لا يعلم يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصّدور بزرگ دارد و ستايش خداى را كه وصف مىكند ولى خود به وصف در نمىآيد و سپاس خداى را
كه مىداند ولى خود دانسته نمىشود چشمان خيانتكار را و اعوذ بوجه اللَّه الكريم و بسم اللَّه العظيم من شرّ ما ذرأ مىشناسد و اسرار پنهان سينه ترا مىداند و به وجه كريم و به بسم الله عظيم پناه مىبرم از شر آنچه آفريد و خلق كرد و از شر و برأ و من شرّ ما تحت الثرى و من شرّ ما ظهر و ما بطن و من شر ما آنچه كه زير خاك است و آنچه بر روى آن قرار دارد و آنچه ظاهر و آشكار است و آنچه باطن مىباشد.
«وصفت و ما لم اصف و الحمد للَّه ربّ العالمين».
و از شر آنچه كه وصفش كردم و وصفش نكردم و ستايش از آن پروردگار عالميان است.
و فرمود اين دعا شخص را از هر درنده و شيطان رجيم و ذريه او حفظ مىكند و از هر چه كه مىگزد و نيش مىزند در امان است و اگر كسى اين دعا را بخواند از دزد و از غول نمىهراسد.
عرض كردم: من شكارچى حيوانات و درنده هستم و در خرابهها مىخوابم و مىترسم فرمود:
وقتى وارد شدى بگو: «بسم اللَّه و باللَّه» و پاى راست خود را داخل كن و وقتى خارج مىشوى پاى چپ را بيرون بگذارد و نام خداى را ببر! حادثه بد براى تو اتفاق نمىافتد.
نهم: شيخ صدوق به اسناد خود به عبد الله انصارى از خليل بكرى روايت كرد كه گفت: از يكى از اصحاب شنيدم مىفرمود: على بن ابى طالب7هر روز دهه ذى الحجه اين كلمات ارزشمند را مىفرمود ابتداى آن اين است: «لا اله الّا اللَّه عدد اللّيالي و الدّهور لا اله الّا اللَّه عدد امواج البحور لا اله الّا اللَّه».
به تعداد شبان و روزگاران لا اله الا الله به عدد امواج درياها لا اله الا الله لا اله الّا الله در حالى كه و رحمته خير ممّا يجمعون لا اله الّا اللَّه عدد الشّوك و الشّجر لا اله الّا اللَّه عدد الشّعر و الوبر لا اله الّا اللَّه رحمت وى بهتر است از آنچه جمع مىكنند. به تعداد خارها و درختان لا اله الّا اللَّه، به تعداد پشمها و موها لا اله الا اللَّه و به تعداد عدد القطر و المطر لا اله الّا اللَّه عدد الحجر و المدر لا اله الّا اللَّه عدد لمح العيون
قطرهها و بارانها لا اله الا الله، به تعداد سنگها و كلوخها لا اله الا الله به تعداد چشم بهم خوردنها لا اله الّا الله لا اله الّا اللَّه في اللّيل اذا عسعس و الصّبح اذا تنفّس لا اله الّا اللَّه عدد الرّياح در شبانگاه كه شب مىرود و صبح تنفس مىكند لا اله الّا الله. به تعداد بادها در بيابانها و دشت لا الله الّا الله «في البرارى و الصّحارى. لا اله الّا اللَّه من اليوم الى يوم ينفخ في الصّور».
از امروز تا روز نفخ صور لا اله الا الله سپس فرمود: هر كس آن را در هر روز از دهه ذى الحجه ده مرتبه بخواند خداى تعالى به هر تهليلى يك درجه در بهشت مىدهد كه از در و ياقوت مىباشد و ما بين هر درجهاى مسير صد سال براى سوار تيز تك مىباشد و در هر درجه شهرى بنا شده و در آن شهر قصرى از جوهر يكپارچه بنا شده كه هيچ فصلى در آن نيست و در هر شهرى از آن شهرها خانهها و قلعهها و غرفهها و منازل و فرشها و زنها و كنيزان و حور العين و بالشها و فرشها و خوانها و خدمه و جويها و درختان و زيور آلات و حلههايى است كه بشر از تعريف آنها عاجز است وقتى از قبرش خارج شود از هر مويى نورى بدرخشد و به شتاب به سوى او بيايند و هفتاد هزار فرشته در پيشاپيش و طرف راست و طرف چپ وى قرار مىگيرند تا آنكه به در بهشت برسد وقتى او داخل بهشت شود فرشتگان در پشت سر او قرار گيرند و او در جلوى آنهاست تا به شهرى مىرسند كه ظاهر آن از ياقوت سرخ و داخل آن از زبرجد سبز است و در آن از همه اصناف خلق خدا كه خداى در بهشت خلق كرده موجود است. وقتى به آن برسند به او گويند: اى دوست خدا! آيا مىدانى اين شهر و آنچه در آن است به خاطر چيست؟ مىگويد: خير، سپس مىپرسد شما كى هستيد؟ پاسخ دهند ما فرشتگانى هستيم كه در دنيا شاهد بر تهليل تو بوديم اين شهر با آنچه در آن است پاداش آن تهليل است و بشارت باد به فضلى بهتر كه خداى تعالى از ثواب خود به تو مىدهد به هنگامى كه تو آنچه خداى تعالى براى تو در دار السلام در جوار خود آماده كرده بينى و آن ثواب به عنوان عطاى دايمى ابدى الهى است. خليل گفت: هر چه مىتوانيد بگوييد تا خداى تعالى بر شما زياد كند.
دهم: از ابى الدرداء رضى الله عنه روايت شد كه يك روز به او گفتند كه خانهات سوخت
ابى الدرداء در پاسخ گفت: نسوخت. كسى ديگر آمد و گفت: خانهات سوخت، گفت: نسوخت سومى آمد و گفت: خانهات سوخت، گفت: نسوخت. سپس واقعيت روشن شد، به اينكه همه خانههاى اطراف جز خانه ابى الدرداء سوخت. پرسيدند، از كجا دانستى كه خانهات نسوخت گفت: از پيامبر6شنيدم كه مىفرمود: هر كس اين كلمات را به هنگام صبح بگويد در آن روز از حادثه بد محفوظ است و اگر در اول شب بگويد در آن شب حادثه بدى براى او اتفاق نمىافتد و من اين كلمات را خواندم: «اللّهم انت ربّى لا اله الّا انت عليك توكّلت و انت ربّ العرش العظيم و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن اعلم انّ اللَّه على كلّ شيء قدير و انّ اللَّه قد احاط بكلّ شىء علما اللّهم انّى أعوذ بك من شرّ نفسى و من شرّ كلّ دابّة انت آخذ بناصيتها انّ ربّى على صراط مستقيم».
ترجمه: خدايا تو پروردگار منى خدايى جز تو نيست بر تو توكل كردم و تو پروردگار عرش عظيم هستى و حول و قوهاى جز حول و قوه خداى بزرگ نيست آنچه خدا بخواهد مىشود و آنچه نخواهد نمىشود مىدانم كه خداى تعالى بر هر چيزى تواناست و بر همه اشيا احاطه دارد.
خدايا من از شر نفس خودم، و از شر هر جنبندهاى كه تو پيشانى وى را دارى به تو پناه مىبرم خداى من بر راه راست است.
خاتمه در شفا گرفتن از دعا و رقعه بستن
. كه اقسامى دارد.
قسم اول: براى دفع بيماريهاست
و دعاهايى كه در اين زمينه موجود است به شرح زير است: ابو نجران و ابن فضّال از يكى از اصحاب از امام صادق7نقل كردند كه آن حضرت به هنگام بيمارى مىفرمود:
«اللّهمّ عيّرت اقواما فقلت قل ادعوا الّذين زعمتم من دونه فلا يملكون كشف الضّر عنكم و لا تحويلا فيا من لا يملك كشف ضرّى و لا تحويله عنّى احد غيرك صلّ على محمّد و آله و اكشف ضرّى و حوله الى من يدعو معك الها آخر لا اله غيرك» خدايا! تو گروهايى را سرزنش كردى و فرمودى: بگو كسانى را كه غير خدا هستند (براى يارى) بخوانيد! ولى نمىتوانند ضرر را از شما بردارند و آن را دگرگون كنند. پس اى كسى كه جز تو قادر به دفع ضرر و برگرداندن آن از من نيست، درود بر محمد و آلش فرست و ضرر و بدى را از