بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 219

انّى اسألك بعزّة ملكك و شدّة قوّتك و بعظيم سلطانك و بقدرتك على خلقك». خدايا! من از، از بين رفتن نعمت تو بر خود و دگرگونى سلامتى تو و از عذاب ناگهانى و از شقاوت و بدى قضايت و از شر آنچه كه در كتاب گذشت به تو پناه مى‌برم، خدايا! تو را به عزت ملكت و سختى قوتت و به بزرگى سلطنت و به قدرت تو بر خلقت قسم مى‌دهم. سپس حاجت خود را ذكر مى‌كرد.

دوّم: وقتى صبح مى‌كرد مى‌فرمود: خوش آمديد اى دو فرشته حافظ كريم من به خواست خدا به شما چيزى را املا مى‌كنم و شما هم آن را مى‌پسنديد پس پيوسته در تسبيح و تهليل بود تا صبح مى‌كرد همين طور بعد از عصر چنان بود.

سوّم: از امام باقر7از رسول خدا6نقل شده است كه آن حضرت فرمود: هر كس دوست دارد كه خداى تعالى را ملاقات كند و در كتابش شهادت به «لا اله الا الله وحده لا شريك له و انّ محمدا رسول الله» باشد و براى او هشت در بهشت باز شود و به او گفته مى‌شود كه: اى دوست از هر در كه مى‌خواهى داخل بهشت شو! به هنگام صبح و شام بگويد: اى دو ملك بنويسيد: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم: اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله و اشهد انّ الساعة آتية لا ريب فيها و انّ اللَّه يبعث من في القبور على ذلك احيى و على ذلك امرت و على ذلك ابعث حيّا ان شاء اللَّه اقرأ محمّدا منّى السّلام6الحمد للَّه الذى اذهب اللّيل مظلما بقدرته و جاء بالنّهار مبصرا برحمته خلقا جديدا مرحبا بالحافظين» و به طرف چپ و راست متوجه شود. و بگويد حيّاكما اللَّه من كاتبين» و به طرف چپ متوجه شود و ترجمه دعا اين است شهادت مى‌دهم كه خدايى جز الله نيست يگانه است و شريك ندارد و شهادت مى‌دهم كه محمد6بنده و رسولش مى‌باشد و شهادت مى‌دهم كه قيامت مى‌آيد و شكى در آن نيست و خداى تعالى هر كسانى را كه در قبورند زنده مى‌كند و بر اين عقايد زندگى مى‌كنم و به آن مأمور شدم و در آن بخواست خدا در قيامت مبعوث مى‌شوم: اى دو فرشته از طرف من به حضرت محمد6سلام برسانيد سپاس خداى را كه به قدرت خود شب تار را برد و روز روشن را به آفرينشى تازه برحمت خويش آورد.

خوش آمديد اى دو كاتب حافظ من چهارم: حمّاد بن عثمان از امام صادق7روايت كرد: هر كس بعد از نماز صبح و قبل از هر سختى بگويد: «رب صلّ على محمد و اهل بيته» خداى تعالى صورتش را از وزش بادهاى آتشين جهنم باز مى‌دارد.


صفحه 220

پنجم: از امام رضا (ع) روايت شده است كه فرمود: هر كس بعد از نماز صبح دعاى زير را بخواند هيچ حاجتى نخواهد جز آنكه بر او آسان مى‌شود و خداى تعالى آن را كفايت مى‌كند.

«بسم اللَّه و صلّى اللَّه على محمّد و آل محمّد و افوّض امرى الى اللَّه انّ اللَّه بصير بالعباد فوقيه اللَّه سيئات ما مكروا لا اله الا انت سبحانك انّى كنت من الظّالمين فاستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين حسبنا اللَّه و نعم الوكيل فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء ما شاء اللَّه لا حول و لا قوة الّا باللَّه ما شاء اللَّه لا ما شاء النّاس ما شاء اللَّه و ان كره النّاس حسبى الرّب من المربوبين حسبى الخالق من المخلوقين حسبى الرازق من المرزوقين حسبى اللَّه ربّ العالمين حسبى من هو حسبى، حسبى من لم يزل حسبى حسبى من كان منذ كنت لم يزل حسبى، حسبى اللَّه لا اله الّا هو عليه توكلت و هو ربّ العرش العظيم» (71) بنام خدا و درود خدا بر محمد و آلش كارم را به خداى تعالى واگذار مى‌كنم، زيرا خدا به بندگانش بيناست، خداى تعالى او را از بديهاى مكر ايشان حفظ كرد خدايى نيست جز تو، منزّهى تو! من از ستمكاران بودم پس دعايش را اجابت كرديم و او را از غم نجات داديم و اين گونه مؤمنين را نجات مى‌دهيم خداى ما را كافى و وكيل خوبى است مؤمنين داخل نعمت و فضل پروردگار شدند كه هرگز تا خداى نخواهد به ايشان بدى نرسد و آنچه كه خداى خواهد.

قدرتى نيست جز از آن خدا، خواسته خدا را خواهم و به خواسته مردم تمايلى ندارم خواسته خدا را طالبم گرچه مردم بدشان آيد، تربيت خداى مرا از تربيت‌كننده‌هاى ديگر كفايتم مى‌كند، خالق من مرا از ديگر مخلوقات كافى است، رازق من مرا از ديگر روزى دهنده‌ها كافى مى‌باشد.

خداى رب العالمين مرا كافى است. مرا كافى است آنكه مرا كافى است، كافى است آنكه مرا در ازل كافى بوده است. كافى است آنكه تا بودم مرا كافى بوده است خداى مرا كافى است خدايى جز او نيست كارهاى خودم را به او واگذار كردم و او پروردگار عرش عظيم است.

ششم: بهترين دعايى كه در هنگام زوال ظهر (اذان ظهر) بايد خواند اين است: «اللّهم انّك لست باله استحدثناك» و اين دعا در مصباح المتهجدين نقل شده است و بهترين دعايى كه در پايان روز جمعه بايد خواند دعاى سمات است و بعد از آن دعايى را كه قبلا گذشت مى‌خوانى:

«اللّهم انّى اسألك بحقّ هذا الدّعاء و بما فات من الاسماء».

هفتم: از ابى جعفر باقر (ع) آمده كه رسول خدا6وقتى آفتاب بر بالاى كوه قرار مى‌گرفت چشمانش پر از اشك مى‌شد، سپس مى‌فرمود: «امسى ظلمى مستجيرا بعفوك و امست ذنوبى مستجيرا بمغفرتك»


صفحه 221

ستم من به عفو تو پناه برده است و گناهان من به بخشش تو ملتجى شده «و امسى خوفى مستجيرا بامانك و امسى ذلّى مستجيرا بعزّك و امسى فقرى مستجيرا بغناك» و ترس من به امان تو پناه گزيده و ذلت من به عزت تو پناه برده است و نياز من بر بى‌نيازى تو پناه آورده «و امسى وجهى البالى الفانى مستجيرا بوجهك الدّايم الباقى اللّهم البسنى عافيتك و غشّنى برحمتك» و روى پوسيده فانى من به روى هميشگى باقى تو پناه جسته خدايا عافيت خويش را به من بپوشان و رحمت خود را و جلّلني كرامتك و قنى شرّ خلقك من الجنّ و الانس يا اللَّه يا رحمان يا رحيم به من بپوشان و مرا به كرامت خود مجلل نما و مرا از شر خلقت از جن و انس حفظ نما. اى خدا اى بخشنده اى مهربان.

هشتم: سليمان بن جعفرى گفت: از ابا الحسن (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: بهنگامى كه شب فرا مى‌رسد و به خورشيد نگاه مى‌كنى كه به طرف مغرب مى‌رود و در حال فرو رفتن است (بگو):

«بسم اللَّه و باللَّه و الحمد للَّه الّذى لم يتّخذ» بنام خدا و به استعانت از الله ستايش خدايى را كه صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له ولى من الذلّ و كبّره تكبيرا و الحمد للَّه همسر و فرزندى نگرفته و در پادشاهى خويش شريكى ندارد و ذلّت و خوارى نداشته تا به خاطر آن دوست گيرد و او را الّذي يصف و لا يوصف و الحمد للَّه الذى يعلم، و لا يعلم يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصّدور بزرگ دارد و ستايش خداى را كه وصف مى‌كند ولى خود به وصف در نمى‌آيد و سپاس خداى را


صفحه 222

كه مى‌داند ولى خود دانسته نمى‌شود چشمان خيانتكار را و اعوذ بوجه اللَّه الكريم و بسم اللَّه العظيم من شرّ ما ذرأ مى‌شناسد و اسرار پنهان سينه ترا مى‌داند و به وجه كريم و به بسم الله عظيم پناه مى‌برم از شر آنچه آفريد و خلق كرد و از شر و برأ و من شرّ ما تحت الثرى و من شرّ ما ظهر و ما بطن و من شر ما آنچه كه زير خاك است و آنچه بر روى آن قرار دارد و آنچه ظاهر و آشكار است و آنچه باطن مى‌باشد.

«وصفت و ما لم اصف و الحمد للَّه ربّ العالمين».

و از شر آنچه كه وصفش كردم و وصفش نكردم و ستايش از آن پروردگار عالميان است.

و فرمود اين دعا شخص را از هر درنده و شيطان رجيم و ذريه او حفظ مى‌كند و از هر چه كه مى‌گزد و نيش مى‌زند در امان است و اگر كسى اين دعا را بخواند از دزد و از غول نمى‌هراسد.

عرض كردم: من شكارچى حيوانات و درنده هستم و در خرابه‌ها مى‌خوابم و مى‌ترسم فرمود:

وقتى وارد شدى بگو: «بسم اللَّه و باللَّه» و پاى راست خود را داخل كن و وقتى خارج مى‌شوى پاى چپ را بيرون بگذارد و نام خداى را ببر! حادثه بد براى تو اتفاق نمى‌افتد.

نهم: شيخ صدوق به اسناد خود به عبد الله انصارى از خليل بكرى روايت كرد كه گفت: از يكى از اصحاب شنيدم مى‌فرمود: على بن ابى طالب7هر روز دهه ذى الحجه اين كلمات ارزشمند را مى‌فرمود ابتداى آن اين است: «لا اله الّا اللَّه عدد اللّيالي و الدّهور لا اله الّا اللَّه عدد امواج البحور لا اله الّا اللَّه».

به تعداد شبان و روزگاران لا اله الا الله به عدد امواج درياها لا اله الا الله لا اله الّا الله در حالى كه و رحمته خير ممّا يجمعون لا اله الّا اللَّه عدد الشّوك و الشّجر لا اله الّا اللَّه عدد الشّعر و الوبر لا اله الّا اللَّه رحمت وى بهتر است از آنچه جمع مى‌كنند. به تعداد خارها و درختان لا اله الّا اللَّه، به تعداد پشم‌ها و موها لا اله الا اللَّه و به تعداد عدد القطر و المطر لا اله الّا اللَّه عدد الحجر و المدر لا اله الّا اللَّه عدد لمح العيون‌


صفحه 223

قطره‌ها و باران‌ها لا اله الا الله، به تعداد سنگها و كلوخها لا اله الا الله به تعداد چشم بهم خوردنها لا اله الّا الله لا اله الّا اللَّه في اللّيل اذا عسعس و الصّبح اذا تنفّس لا اله الّا اللَّه عدد الرّياح در شبانگاه كه شب مى‌رود و صبح تنفس مى‌كند لا اله الّا الله. به تعداد بادها در بيابانها و دشت لا الله الّا الله «في البرارى و الصّحارى. لا اله الّا اللَّه من اليوم الى يوم ينفخ في الصّور».

از امروز تا روز نفخ صور لا اله الا الله سپس فرمود: هر كس آن را در هر روز از دهه ذى الحجه ده مرتبه بخواند خداى تعالى به هر تهليلى يك درجه در بهشت مى‌دهد كه از در و ياقوت مى‌باشد و ما بين هر درجه‌اى مسير صد سال براى سوار تيز تك مى‌باشد و در هر درجه شهرى بنا شده و در آن شهر قصرى از جوهر يكپارچه بنا شده كه هيچ فصلى در آن نيست و در هر شهرى از آن شهرها خانه‌ها و قلعه‌ها و غرفه‌ها و منازل و فرشها و زنها و كنيزان و حور العين و بالشها و فرشها و خوانها و خدمه و جويها و درختان و زيور آلات و حله‌هايى است كه بشر از تعريف آنها عاجز است وقتى از قبرش خارج شود از هر مويى نورى بدرخشد و به شتاب به سوى او بيايند و هفتاد هزار فرشته در پيشاپيش و طرف راست و طرف چپ وى قرار مى‌گيرند تا آنكه به در بهشت برسد وقتى او داخل بهشت شود فرشتگان در پشت سر او قرار گيرند و او در جلوى آنهاست تا به شهرى مى‌رسند كه ظاهر آن از ياقوت سرخ و داخل آن از زبرجد سبز است و در آن از همه اصناف خلق خدا كه خداى در بهشت خلق كرده موجود است. وقتى به آن برسند به او گويند: اى دوست خدا! آيا مى‌دانى اين شهر و آنچه در آن است به خاطر چيست؟ مى‌گويد: خير، سپس مى‌پرسد شما كى هستيد؟ پاسخ دهند ما فرشتگانى هستيم كه در دنيا شاهد بر تهليل تو بوديم اين شهر با آنچه در آن است پاداش آن تهليل است و بشارت باد به فضلى بهتر كه خداى تعالى از ثواب خود به تو مى‌دهد به هنگامى كه تو آنچه خداى تعالى براى تو در دار السلام در جوار خود آماده كرده بينى و آن ثواب به عنوان عطاى دايمى ابدى الهى است. خليل گفت: هر چه مى‌توانيد بگوييد تا خداى تعالى بر شما زياد كند.

دهم: از ابى الدرداء رضى الله عنه روايت شد كه يك روز به او گفتند كه خانه‌ات سوخت‌


صفحه 224

ابى الدرداء در پاسخ گفت: نسوخت. كسى ديگر آمد و گفت: خانه‌ات سوخت، گفت: نسوخت سومى آمد و گفت: خانه‌ات سوخت، گفت: نسوخت. سپس واقعيت روشن شد، به اينكه همه خانه‌هاى اطراف جز خانه ابى الدرداء سوخت. پرسيدند، از كجا دانستى كه خانه‌ات نسوخت گفت: از پيامبر6شنيدم كه مى‌فرمود: هر كس اين كلمات را به هنگام صبح بگويد در آن روز از حادثه بد محفوظ است و اگر در اول شب بگويد در آن شب حادثه بدى براى او اتفاق نمى‌افتد و من اين كلمات را خواندم: «اللّهم انت ربّى لا اله الّا انت عليك توكّلت و انت ربّ العرش العظيم و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن اعلم انّ اللَّه على كلّ شي‌ء قدير و انّ اللَّه قد احاط بكلّ شى‌ء علما اللّهم انّى أعوذ بك من شرّ نفسى و من شرّ كلّ دابّة انت آخذ بناصيتها انّ ربّى على صراط مستقيم».

ترجمه: خدايا تو پروردگار منى خدايى جز تو نيست بر تو توكل كردم و تو پروردگار عرش عظيم هستى و حول و قوه‌اى جز حول و قوه خداى بزرگ نيست آنچه خدا بخواهد مى‌شود و آنچه نخواهد نمى‌شود مى‌دانم كه خداى تعالى بر هر چيزى تواناست و بر همه اشيا احاطه دارد.

خدايا من از شر نفس خودم، و از شر هر جنبنده‌اى كه تو پيشانى وى را دارى به تو پناه مى‌برم خداى من بر راه راست است.

خاتمه در شفا گرفتن از دعا و رقعه بستن‌

. كه اقسامى دارد.

قسم اول: براى دفع بيماريهاست‌

و دعاهايى كه در اين زمينه موجود است به شرح زير است: ابو نجران و ابن فضّال از يكى از اصحاب از امام صادق7نقل كردند كه آن حضرت به هنگام بيمارى مى‌فرمود:

«اللّهمّ عيّرت اقواما فقلت قل ادعوا الّذين زعمتم من دونه فلا يملكون كشف الضّر عنكم و لا تحويلا فيا من لا يملك كشف ضرّى و لا تحويله عنّى احد غيرك صلّ على محمّد و آله و اكشف ضرّى و حوله الى من يدعو معك الها آخر لا اله غيرك» خدايا! تو گروهايى را سرزنش كردى و فرمودى: بگو كسانى را كه غير خدا هستند (براى يارى) بخوانيد! ولى نمى‌توانند ضرر را از شما بردارند و آن را دگرگون كنند. پس اى كسى كه جز تو قادر به دفع ضرر و برگرداندن آن از من نيست، درود بر محمد و آلش فرست و ضرر و بدى را از


صفحه 225

من بردار و آن را به طرف كسى ببر كه با تو خداى ديگرى را مى‌خواند و خدايى غير از تو نيست.

حديث دوم: يونس بن عبد الرحمن از داود بن زيد روايت كرد كه من در مدينه به بيمارى سخت دچار شدم حضرت ابا عبد الله، امام صادق-7، متوجه بيمارى من شد براى من نامه نوشت و فرمود: خبر بيمارى تو به من رسيد يك صاع گندم بخر و به پشت بخواب و گندم را هر طور كه خواستى بر سينه‌ات بريز و بگو: «اللّهمّ انّى أسألك باسمك الّذى اذا سألك به المضطرّ كشفت ما به من ضرّ و مكّنت له في الارض و جعلته خليفتك على خلقك ان تصلّى على محمّد و على اهل بيته و ان تعافينى من علّتى» ترجمه: خدايا من تو را مى‌خوانم به حق آن اسمى كه وقتى مضطر تو را بخواند ضرر و بدى را از وى بردارى و او را در زمين مسلط كنى و وى را خليفه بر خلق خود قرار دهى اينكه بر محمد و اهل بيت وى درود بفرستى و مرا از بيماريم برهانى! سپس بنشين و گندم اطرافت را جمع كن دوباره همين را بگو! و به هر مسكينى مدى (ده سير) از آن گندم بده و دعا را بخوان. داود گفت: اين كار را كردم مثل اينكه از زنجير رهايى يافتم و ديگران نيز انجام دادند و نتيجه گرفتند.

روايت سوم: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم الحمد للَّه ربّ العالمين حسبنا اللَّه و نعم الوكيل تبارك اللَّه احسن الخالقين و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العظيم». بنام خداى بخشنده مهربان سپاس خداى عالميان را است. خدا ما را كافى است و وكيل خوبى است. مبارك است خدايى كه بهترين خلق‌كنندگان است و حول و قوه‌اى جز حول و قوه خداى بزرگ نيست.

كه چهل بار پشت سر نماز صبح خوانده شود و بر درد بمالند مخصوصا اگر بيمارى خنا زير باشد به اذن خدا معالجه خواهد شد اين كار را كردند و نتيجه گرفتند.

روايت چهارم: يونس بن عمار گفت: به ابا عبد الله (ع) عرض كردم: فدايت شوم اين بيمارى كه در صورتم پيدا شده مردم گمان مى‌كنند كه خداى تعالى بنده‌اى را مبتلا نمى‌كند كه حاجتى به او داشته باشد فرمود: مؤمن آل فرعون انگشتانش به كف دستش چسبيده بود و در حالى كه دست خود را به سوى ايشان دراز مى‌كرد چنين مى‌گفت: «يا قوم اتّبعوا المرسلين» اى قوم! از پيامبران پيروى كنيد. (72) سپس فرمود: در اوّل ثلث آخر شب وضو بگير! و در آخرين سجده دو ركعت اول در حال سجده بگو: «يا علىّ يا عظيم يا رحمان يا رحيم يا سامع الدّعوات يا معطى الخيرات صلّ على محمّد و آل محمّد و اعطنى من خير الدّنيا و الآخرة ما انت اهله و


صفحه 226

اصرف عنّى من شرّ الدّنيا و الآخرة ما انت اهله و اذهب عنّى الوجع فانّه قد اغاظنى و احزننى». اى بلند مرتبه‌اى بزرگ! اى بخشنده! اى مهربان! اى شنواى دعاها! اى دهنده خوبيها! درود بر محمد و آل محمد بفرست! و خير دنيا و آخرت را همان طور كه اهليت و شايستگى دارى بده! و شر دنيا و آخرت را آن طور كه سزاوارى از من دور كن! و درد را از من دور كن زيرا مرا به خشم آورده و محزونم كرده است. و در دعا اصرار نما! گفت: من هنوز به كوفه نرسيده بودم كه خداى تعالى همه آن بيمارى را از صورتم بر طرف كرد.

روايت پنجم: و داود بن زربى از امام صادق7روايت كرد كه فرمود: دست خود را بر جاى درد بگذار و سه بار بگو: «اللَّه اللَّه اللَّه ربّى حقّا لا اشرك به شيئا اللّهم انت لها و لكلّ عظيمة ففرّقها عنّى» خدا! خدا! خدا! به حق پروردگار من است و من شريكى براى او قرار نمى‌دهم. خدايا تو حلّال مشكلى و هر مشكل بزرگ را تو بر مى‌دارى پس اين درد را از من دور كن.

روايت ششم: مفضّل از امام صادق7روايت كرد فرمود: براى خوب شدن دردها بگو:

«بسم اللَّه و باللَّه كم من نعمة للَّه في عرق ساكن و غير ساكن على عبد شاكر و غير شاكر» بنام خدا و به كمك خدا. چه بسا نعمت‌هايى كه در رگهاى ساكن و غير ساكن بر بنده شاكر و غير شاكر موجود است. و بعد از نماز واجب با دست راست لحيه خود را بگير و سه بار بگو: «اللّهمّ فرج عنّى كربتى و عجّل عافيتى و اكشف ضرّى» خدايا سختى را از من بردار و در عافيت من تعجيل كن و بدى را از من بردار و سعى كن كه با گريه و ريزش اشك توأم باشد.

روايت هفتم: ابو حمزه گفت: دردى در زانويم پيدا شد من به امام باقر7شكايت كردم حضرت فرمود: وقتى نماز گزاردى بگو:

«يا اجود من اعطى و يا خير من سئل و يا ارحم من استرحم! ارحم ضعفى و قلّة حيلتى و اعفنى من وجعى» اى بهترين كسانى كه مى‌بخشند و اى بهترين مسئول و اى مهربانترين كسى كه از وى درخواست رحمت شده به ضعف و بيچارگى من رحمت آور و از درد مرا معاف دار! ابو حمزه گفت: آن را گفتم و از آن شفا يافتم.