بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 234

قسم سوم دعاهاى تعويذ و آن چند دعاست.

روايت اول: عبد الله بن يحيى كاهلى گفت ابو عبد الله (ع) فرمود: وقتى با درنده بر خورد كردى در صورتش آية الكرسى بخوان و بگو: «عزمت عليكم بعزيمة اللَّه و عزيمة محمّد6- و عزيمة سليمان بن داود و عزيمة امير المؤمنين7و الائمة من بعده».

شما را به سوگند خدا، سوگند مى‌دهم و به سوگندهاى محمد6- و سوگندهاى سليمان بن داود و سوگندهاى امير المؤمنين و ائمه بعد از وى سوگند مى‌دهم.

ان شاء اللَّه درنده باز مى‌گردد راوى گفت: بيرون آمدم ناگاه به درنده‌اى برخورد كردم دعا را خواندم و او را سوگند دادم كه از سر راه ما دور شود و به ما اذيت نرساند راوى گفت: وقتى به او نگاه كردم سرش را پايين كرد و زير انداخت و از راه بازگشت. عبد الله بن سنان از امام صادق7روايت كرد گفت: وقتى با حيوان درنده برخورد كردى بگو: «اعوذ بربّ دانيال و الجبّ من كلّ اسد مستأسد» پناه مى‌برم بر پروردگار دانيال و چاه از شر هر شير دلير.

روايت دوم: امام صادق فرمود: آيا تو را كلماتى ياد ندهم كه در گرفتارى بگويى: بگو «بسم الله الرّحمن لا حول و لا قوّة الّا بالله» خداى تعالى بوسيله اين دعا بلاها را از تو دور مى‌كند.

روايت سوم: محمد بن يعقوب در حديث مرفوعى روايت كرد كه محمد بن هارون به ابى جعفر (ع) نوشت و از او درخواست تعويذ براى بادهايى كه بر كودكان عارض مى‌شود نمود (76) حضرت به خط خود نوشت: «اللَّه اكبر اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه اللَّه اكبر لا اله الّا اللَّه و لا ربّ لى الّا اللَّه له الملك و له» خداى بزرگ است شهادت مى‌دهم كه محمد رسول خدا است خداى بزرگ است خدايى جز الله نيست و پروردگارى جز الله نيست سلطنت از آن او است.

«الحمد لا شريك له سبحان اللَّه، ما شاء اللَّه كان و ما لم يشاء لم يكن اللّهمّ ذو الجلال و الاكرام ربّ موسى» و حمد از آن وى مى‌باشد شريكى ندارد و منزه است. آنچه خدا بخواهد مى‌شود و آنچه نخواست نشد و اى خداى ذو الجلال و الاكرام خداى موسى‌


صفحه 235

«و عيسى و ابراهيم الّذى وفّى اله ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط لا اله الّا انت».

و عيسى و ابراهيم كه وفاى به عهد نمود خداى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط خدايى جز تو نيست.

«سبحانك مع ما عددت من آياتك و بعظمتك و بما سألك به النبيّون و بأنّك ربّ النّاس» خدايا منزّهى با نشانه‌هايى كه شمردى و به عظمت تو و به آنچه انبياء از تو خواستند و اينكه تو پروردگار عالميانى.

«كنت قبل كلّ شى‌ء و انت بعد كلّ شي‌ء أسألك بكلماتك الّتى تمسك السّماء ان تقع على الارض» قبل از همه اشيا بودى و بعد از همه اشيا هستى خدايا تو را به حق كلماتى كه آسمانها را نگه مى‌دارد و نمى‌گذارد كه بر زمين فرود آيد الّا باذنك و بكلماتك الّتى تحيى بها الموتى ان تجير عبدك فلانا من شرّ ما ينزل من السّماء جز به اذن تو و به اسمايى كه اموات را با آن زنده مى‌كنى اينكه بنده‌ات فلانى را از شر آنچه را از آسمان فرود مى‌آيد و آنچه به سوى آن «و ما يعرج فيها و ما يخرج من الارض و ما يلج فيها و السّلام على المرسلين و الحمد للَّه ربّ العالمين» بالا مى‌رود و آنچه از زمين بيرون مى‌آيد و در وى داخل مى‌شود پناه دهى و درود بر پيامبران و حمد براى پروردگار عالميان باد! روايت چهارم: محمد بن يعقوب به حديثى مرفوع حديث كرد. رسول خدا6در بعضى از غزوه‌هايش كه وقتى از اذيت كك به او شكايت بردند فرمود: وقتى خواستيد به بستر خواب‌


صفحه 236

برويد بگوييد: «ايّها الاسد الوثّاب الّذي لا يبالى غلقا و لا بابا عزمت عليكم بامّ الكتاب ان لا تؤذونى و اصحابى الى ان يذهب اللّيل و يجي‌ء الصّبح بما جأ و الّذى نعرفه الى ان يؤب الصّبح بما آب».

اى شير جهنده كه اعتنايى به قفل و در ندارى تو را به ام الكتاب قسم مى‌دهم كه مرا و ياران مرا آزار نرسانى تا آنكه شب برود و صبحگاه بيايد و قسم به آنكه او را مى‌شناسيم تا صبحگاه به آنچه ارمغان آورد برسد.

روايت پنجم: از آن حضرت نقل شده كه به خط خود نوشت: «بسم اللَّه و باللَّه و الى اللَّه و كما شاء اللَّه» به نام خدا و با يارى و به سوى خدا و چنان كه خدا خواست.

«و بعزّة اللَّه و جبروت اللَّه و قدرة اللَّه و ملكوت اللَّه هذا الكتاب اجعله يا اللَّه شفاء لفلان بن فلان ابن عبدك و ابن امتك صلّى اللَّه على رسول اللَّه».

و به عزت خدا و جبروت خدا و قدرت خدا و ملكوت خدا اين نامه را شفا براى فلان، پسر فلان، فرزند بنده تو و پسر كنيز تو قرار ده! درود خدا بر رسول خدا6باد.

روايت ششم: امير المؤمنين7فرمود: پيامبر6امام حسن و امام حسين8را به اين كلمات تعويذ كرد.

«اعيذ بكلمات اللَّه التّامة و اسمائه الحسنى كلّها عامة من شرّ السّامة و من شرّ عين لامّة شما را به كلمات تامه پناه مى‌دهم و به همه اسماى حسناى خداى پناه مى‌دهم از شر حيوانات سمى و خزنده و از شر چشم بد و من حاسد اذا حسد» و از شر حسدكننده وقتى حسد نمايد.

سپس به ما روى كرد و گفت: حضرت ابراهيم اسحاق و اسماعيل را اين گونه تعويذ مى‌كرد.


صفحه 237

روايت هفتم: از ابى جعفر7روايت شده كه فرمود: هر كس «لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم» بگويد خداى تعالى هفتاد نوع بلا را از او دور مى‌كند كه كمترين آن جنون است و هر كس از خانه‌اش خارج شود و بگويد: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم» دو فرشته گويند هدايت شدى و وقتى بگويد «لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم» به او گويند محفوظ شدى وقتى بگويد: «توكلت على الله» به او گويند: كفايت شدى و شيطان مى‌گويد: چه كنم با كسى كه هدايت شد و محفوظ ماند و كفايت شد.

روايت هشتم: ابو حمزه گفت: از ابى جعفر باقر (ع) اذن دخول خواستم آن حضرت خارج شد در حالى كه لبانش حركت مى‌كرد: سؤال كردم چه مى‌فرموديد؟ پاسخ داد: اى ثمالى آيا فهميدى؟

گفتم: فدايت شوم، بله! فرمود: من كلمه‌اى را گفتم كه هيچ كس نگفت جز آنكه خدا امر دنيا و آخرت او را كفايت مى‌كند، گفت: پرسيدم آيا مرا از آن مطلع نمى‌كنى؟ پاسخ داد: بله، سپس فرمود: هر كس به هنگام خروج از منزلش بگويد: «بسم اللَّه حسبى اللَّه توكّلت على اللَّه اللّهم انّى اسألك خير امورى كلّها و اعوذ بك من خزى الدّنيا و عذاب الآخرة» بنام خدا، خدا مرا كافى است. بر خداى توكل كردم خدايا! من بهترين امور را از تو مى‌خواهم و از دشمنى دنيا و عذاب آخرت پناه به تو مى‌برم خداى تعالى امر دنيا و آخرتش را كفايت مى‌كند.

روايت نهم: امير المؤمنين فرمود: وقتى خواستيد بخوابيد پهلو بر زمين نگذاريد تا آنكه بگوييد:

«اعيذ نفسى» خودم و دينم و اهل و فرزندام و دينى و اهلى و ولدى و خواتيم عملى و ما رزقنى ربّى و ما خوّلنى بعزّة اللَّه و عظمة اللَّه و جبروت اللَّه و پايان كارم و آنچه خداى به من روزى داد و آنچه را كه مملوك من كرد پناه مى‌دهم به عزت خدا و عظمت خدا و جبروت خدا و سلطان اللَّه و رحمة اللَّه و رأفة اللَّه و غفران اللَّه قوّة اللَّه و قدرة اللَّه و جلال اللَّه و بصنع‌


صفحه 238

اللَّه و اركان و سلطان خدا و رحمت خدا و مهربانى خدا و بخشش خدا و قوت خدا و قدرت خدا و جلالت خدا و به صنع خدا و به اركان خدا اللَّه و بجمع اللَّه و برسول اللَّه و قدرة اللَّه على ما يشأ من شرّ السّامّه و الهامّة و من شرّ الجنّ و به اراده خدا و به رسول خدا و قدرت خدا بر آنچه خداى خواهد از شر حيوانات سمى و خزنده و از شر جن و الانس و من شرّ كل ما دبّ على الارض و ما يخرج منها و من شرّ ما ينزل من السّماء و ما يعرج فيها و انس و از شر هر موجودى كه بر روى زمين راه مى‌رود و از آن خارج مى‌شود. و از شر آنچه كه از آسمان فرود مى‌آيد و آنچه به سوى وى بالا مى‌رود و من شرّ كلّ دابّة انت ربّى آخذ بناصيتها انّ ربّى على صراط مستقيم و هو على كلّ شي‌ء قدير و لا حول و از شر هر جنبنده‌اى تو پروردگار منى پيشانى آن را در دست دارى پروردگار من بر راه راست قرار دارد و وى بر همه چيز تواناست و و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم» حول و قوه‌اى جز براى خداى بلند مرتبه بزرگ نيست.

زيرا رسول خدا6امام حسن و امام حسين8را با آن تعويذ مى‌كرد و به همين، امر مى‌كرد.

روايت دهم: از امير المؤمنين7روايت شده است كه: وقتى خواستيد بخوابيد دست راست را در زير صورت راست گرفته و بگوييد: «بسم اللَّه وضعت جنبى لله على بنام خدا پهلوى خود را بر زمين مى‌گذارم و


صفحه 239

ملّة ابراهيم و دين محمّد و ولاية من افترض اللَّه طاعته ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن» بر ملت ابراهيم و دين محمد6و ولايت كسانى كه طاعت آنها را خدا واجب كرده است آنچه خدا بخواهد مى‌شود و آنچه نخواهد نمى‌شود.

هر كس به هنگام خواب چنان كند از دزد غارتگر و آوار محفوظ ماند و ملايكه براى او استغفار كنند.

روايت يازدهم: ابو بصير از امام جعفر باقر (ع) روايت كرد فرمود: هر كس وقتى از خانه‌اش خارج مى‌شود بگويد:

«اعوذ بما عاذت ملائكة اللَّه من شرّ هذا اليوم الجديد الّذى اذا غابت شمسه لم يعد من شرّ نفسى پناه مى‌برم به آنچه ملايكه كه به آن پناه بردند از شر اين روز تازه كه وقتى خورشيدش غروب كرد باز نمى‌گردد و از شر نفس خودم و من شرّ غيرى و من شرّ الشّيطان و من شرّ من نصب لاولياء اللَّه و من شرّ الجنّ و الانس و از شر ديگران و از شرّ شيطان و از شر كسى كه با دوستان خدا دشمنى مى‌كند و از شر جن و انس و من شرّ السباع و الهوامّ و شرّ ركوب المحارم كلّها اجير نفسى باللَّه من كلّ سوء» و از شر حيوانات درنده و خزنده و از شر ارتكاب اعمال حرام خود را به خدا پناه مى‌دهم از همه بديها.

خداى تعالى او را بيامرزد و توبه‌اش را قبول كند و مقاصد مهم او را كفايت كند و بين او و بدى مانع شود و از شر آن حفظ نمايد.


صفحه 240

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 241

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة