بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 246

را به او دهد.

روايت سيزدهم: خالد بن مارد قلانسى از ابى حمزه از ابى جعفر باقر (ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: هر كس قرآن را در مكه از جمعه تا جمعه ديگر ختم كند يا كمتر از آن ختم نمايد و يا بيشتر از آن ختم كند خداى تعالى براى او اجر و حسناتى را كه از جمعه اول دنيا تا جمعه آخر دنيا بوده و يا خواهد بود براى او مى‌نويسد و اگر در ساير ايام هم ختم كند نيز چنين حسناتى دارد.

روايت چهاردهم: سعيد بن ظريف از امام باقر (ع) نقل كرد كه فرمود: رسول خدا فرمود: هر كس ده آيه از آيات قرآن را در يك شب بخواند از غافلين شمرده نمى‌شود و هر كس پنجاه آيه از قرآن را بخواند از ذاكرين نوشته مى‌شود و هر كس صد آيه بخواند از قانتين نوشته مى‌شود. و هر كس دويست آيه بخواند از خاشعين نوشته مى‌شود و هر كس سيصد آيه بخواند از فايزين نوشته مى‌شود و هر كس پانصد آيه بخواند از مجتهدين نوشته مى‌شود و هر كس هزار آيه بخواند قنطارى از نيكى براى او نوشته مى‌شود و مقدار قنطار پانزده هزار مثقال از طلاست و مثقال بيست و چهار قيراط مى‌باشد كه كمترين آن مثل كوه احد است و بزرگترين آن به بزرگى آنچه ميان آسمان و زمين است مى‌باشد.

فصل (1) «در فضيلت قرائت قرآن قبل از خواب»

و شايسته است كه انسان نخوابد جز آنكه مقدارى قرآن بخواند. فضيل بن يسار از امام صادق7روايت كرد كه فرمود: چه چيز مانع تاجر در بازار است كه وقتى از بازار برگشت نخوابد تا آنكه سوره‌اى از قرآن بخواند و براى او در قبال هر آيه‌اى كه مى‌خواند ده حسنه مى‌باشد و ده سيئه از او محو مى‌شود.

فصل (2) «در فضيلت نگهدارى قرآن در منزل»

و مستحب است كه در خانه قرآن نگهدارند، چون امام صادق7فرمود: خوشم مى‌آيد كه در خانه قرآنى باشد كه خداى تعالى شيطان را به آن طرد كند و شايسته است كه آن قرآن‌


صفحه 247

را بخواند اگر چه از حفظ مى‌تواند قرآن بخواند و قرآن را رها نكند. و نيز به دليل سخن امام صادق7كه فرمود: سه چيز به درگاه خداى عزيز جليل شكايت مى‌كند: مسجد خراب كه كسى در آن نماز نمى‌خواند و عالمى كه در ميان نادان‌هاست و قرآنى كه غبار بر او نشسته و از آن خوانده نمى‌شود. و از اسحاق بن عمار روايت شده كه فرمود: به امام صادق7عرضه داشتم: فدايت شوم. من قرآن را حفظ هستم آيا از حفظ بخوانم بهتر است و يا از روى قرآن بخوانم؟ اسحاق بن عمار گفت: امام در پاسخ من فرمود: نه، بلكه قرآن را بخوان و در كتاب نگاه كن! و اين بهتر است آيا نمى‌دانى كه نگاه به قرآن عبادت است؟ و از آن حضرت نقل شده است كه هر كس در قرآن نگاه كند از چشمش بهره مى‌برد و از عذاب پدر و مادرش و لو كافر باشند كاسته مى‌گردد و از آن حضرت بدون واسطه از پيامبر نقل شده است كه فرمود: هيچ چيز بر شيطان از قرائت قرآن از روى مصحف سنگينتر نيست و قرآن در منزل شيطان را طرد مى‌كند.

فصل (3) و شايسته است هر كس قرآن را از حفظ دارد در تلاوت آن مداومت كند

تا آنكه از يادش نرود و در قيامت بر آن تأسف و حسرت بخورد. عبد الله مسكان از يعقوب بن احمد روايت كرد كه به امام صادق7عرض كردم: فدايت شوم غمها و حوادثى بر من فرود آمد كه بخششى همه خيرات از من رخت بر بستند حتى بخششى از قرآنى كه از حفظ داشتم از خاطر رفت. وقتى ياد قرآن كردم آن حضرت غمگين شد سپس فرمود: مرد سوره‌اى از قرآن را از ياد مى‌برد، روز قيامت آن سوره در درجه‌اى از درجات بهشت بر او مشرف مى‌شود و مى‌گويد: «السلام عليك» آن شخص پاسخ مى‌دهد: «عليك السلام» از او مى‌پرسد. تو كى هستى؟ جواب مى‌دهد: من سوره فلان هستم كه مرا ضايع كردى و ترك نمودى (اگر مداومت مى‌كردى) و به من چنگ مى‌زدى تو را به اين درجه مى‌رساندم سپس حضرت با انگشت خويش اشاره كرد و فرمود: شما را به قرآن سفارش مى‌كنم. قرآن را بياموزيد، گروهى از مردم قرآن مى‌آموزند تا بگويند فلانى قارى قرآن است و عده‌اى قرآن مى‌آموزند و مقصود او صداست تا آنكه بگويند فلانى صداى خوشى دارد در اين گروهها خيرى نيست و عده‌اى قرآن مى‌آموزند تا در شب و روز با قرآن باشند و در اين انديشه نيستند كه كسى بداند و يا نداند. و از آن حضرت در اين زمينه آمده است كه فرمود: هر كس سوره‌اى از قرآن را از ياد ببرد آن سوره در صورتى زيبا و بر درجه بلند بهشتى براى او تمثّل پيدا مى‌كند وقتى آن را ببيند. مى‌پرسد: تو كيستى؟ چقدر زيبايى! اى كاش از آن من‌


صفحه 248

بودى! آن صورت در جوابش مى‌گويد آيا مرا نمى‌شناسى من سوره فلان هستم اگر مرا فراموش نمى‌كردى تو را به آن درجه بالا مى‌بردم. و از امام صادق7روايت شده كه فرمود: قرآن عهد خداى با خلقش مى‌باشد شايسته است كه مسلمان در عهد خدا نگاه كند و هر روز پنجاه آيه بخواند. و هيثم بن عبيد گفت. از ابا عبد الله7در مورد شخصى پرسيدم كه قرآن را حفظ نموده است سپس فراموشش كرد آنگاه ياد آورى نمايد تا سه بار آيا مشكلى متوجه او مى‌شود؟

فرمود: خير.

فصل (4) «در شفا به از قرآن و تعويذ با آن»

بدان كه نوشداروى اعظم و ياقوت سرخ قرآن است و خواص عجيب و معجزات غريب در قرآن موجود است عظمت آن را نمى‌توان با كوه عظيم مقايسه كرد بلكه قرآن گرانسنگ‌تر است و نمى‌توان آن را با درياى عميق مقايسه نمود بلكه قرآن عظيم‌تر است اگر به مواعظ و نواهى آن بنگرى سخنران ماهر و واعظ بليغ از آن اقتباس مى‌كند و اگر به احكام و معالم حلال و حرامش بنگرى از درياى آن فقيه ماهر و مفتى راستگو كفى بر مى‌دارد و اگر به بلاغت و فصاحت قرآن نگاه كنى اهل بلاغت و فصاحت از آن بهره مى‌جويند و از دريافت معانى و شناخت سبكها و مبانى قرآن اديب توانا و فرزانه دانا استفاده مى‌برد بعد از اين گفتار حق سبحان، مداحان و ثناگويان در مدح و ثناى قرآن چه مى‌توانند گفت كه فرمود:فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ*[1]بعد از قرآن به كدام گفتار ايمان مى‌آورند. فرمود:ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ[2]ما در قرآن چيزى را فرو گذار نكرديم و اگر براى استشفا و تعويذ به قرآن نگاه كنى در قرآن شفا و دوا موجود است.

در اين زمينه نيز قرآن غنى و كافى است و خود راهى براى اجابت دعاهاست اكنون در مورد استشفاء و تعويذ سخن مى‌گوييم. و آن سه قسم است:

قسم اول: شفا از بيماريها.

مقدارى اندك از آن را در اينجا مى‌آوريم تا شاهد ادعاى ما باشد گر چه بسيارى از كلمات استشفا قرآن را جز پيامبر و اوصيا كه مبيّن وحى الهى هستند نمى‌دانند و ديگران از پيدا كردن آن كلمات عاجزند:

[1]- 7/ اعراف، 185.

[2]- 6/ انعام، 38.


صفحه 249

روايت اول: امام صادق (ع) از پدرانش بلا واسطه از پيامبر نقل مى‌فرمايد كه: مردى به خدمت پيامبر اكرم6آمد و از درد سينه شكايت كرد حضرت فرمود از قرآن شفا بگير! زيرا، خداى تعالى مى‌فرمايد:وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ[1]قرآن شفاى دردهايى است كه در سينه مى‌باشد.

روايت دوم: صدوق بدون واسطه از پيامبر6نقل مى‌كند: شفاى امت من در يك سوم آيه‌اى از قرآن يا شربتى از عسل يا نيشتر حجّام مى‌باشد.

روايت سوم: از امام باقر7نقل شده است كه: هر كس سوره حمد او را معالجه نكند چيزى او را درمان نمى‌كند.

روايت چهارم: از امام ابى الحسن7آمده است كه فرمود: هر كس آية الكرسى را به هنگام خواب بخواند از بيمارى فالج نمى‌ترسد و هر كس بعد از هر نمازى بخواند جانور سمى او را آزار نمى‌رساند.

روايت پنجم: اصبغ بن نباته در حديث طولانى نقل كرد: مردى در پيشگاه امير المؤمنين بلند شد عرضه داشت در شكم من آبى زرد است آيا دوايى دارد؟ فرمود: بله: بدون خرج كردن درهم و دينارى براى شفاى آن. آية الكرسى را بر شكمت بنويس و نيز آن را مى‌نويسى و مى‌خورى و ذخيره در شكم قرار مى‌دهى به اذن خدا تندرست مى‌شوى. مرد دستور حضرت را انجام داد به اذن حق تعالى شفا يافت.

قسم دوم: در كافى دانستن قرآن‌

در اين مورد روايات زيادى موجود است. به مقدارى اندك اكتفا مى‌كنيم: روايت اول: حسين بن احمد منقرى نقل كرد گفت: از ابا ابراهيم7شنيدم مى‌فرمود: هر

[1]- 10/ يونس، 57.


صفحه 250

كس قرآن را براى خود كافى بداند وقتى يقين داشته باشد از مشرق و مغرب بى‌نياز مى‌شود.

روايت دوم: مفضّل بن عمر از آن حضرت نقل كرد كه فرمود: اى مفضل از همه مردم به «بسم الله الرحمن الرحيم» (78) و به «قل هو الله احد» در پرده شو كه از راست و چپ و جلو و پشت سر و پايين و بالايت بخوانى و نيز از پادشاه ستمگر، وقتى به او بنگرى سه بار آن را بخوان و دست چپ را گره كن و از هم مگشا! تا از نزد او بيرون آيى.

روايت سوم: براى محافظت از دزدان وقتى به بسترت پناه بردى بگو:قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌ وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً[1]از على (ع) روايت شده و نيز از ائمه اطهار7نقل شده است كه هر كس اين دو آيه را بخواند به هنگامى كه در بسترش قرار مى‌گيرد پيوسته از همه شياطين و از ستمگران عنود تا به هنگام صبح در حفظ خداست.

روايت چهارم: قرائت سوره «انا انزلناه في ليلة القدر» براى چيزهايى كه ذخيره مى‌شود و ميوه‌هايى كه چيده مى‌شود حرز است، و روايت از ائمه:بر آن وارد شده است.

روايت پنجم: براى حفاظت از شياطين وقتى در بسترش آرام گرفت آيه سخره را بخواند«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‌ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ‌[2]مردى از امير المؤمنين اين را آموخت و رفت سپس به دهى خراب رسيد شب را در آن خوابيد و اين آيه را نخواند شياطين او را آموخت و رفت سپس به دهى خراب رسيد شب را در آن خوابيد و اين آيه را نخواند شياطين او را فرا گرفتند ناگاه يكى از آنها لحيه او را گرفت شيطان ديگر به رفيقش گفت او را مهلت بده، مرد بيدار شد و اين آيه را خواند آن شيطان به رفيقش گفت خدا بينى‌ات را به خاك ماليد الان تا صبح او را نگهبانى كن. وقتى صبح شد به نزد امير المؤمنين بازگشت و قصه را به عرض آن حضرت رساند. و گفت: در كلام تو شفا و درستى‌

[1]- 17/ اسراء، 110، 111.

[2]- 7/ اعراف، 54.


صفحه 251

يافتم. سپس آن مرد بعد از طلوع آفتاب به آن ده خراب بازگشت ناگاه آثار كشيده شدن موهاى شيطان را در آنجا ديد.

روايت ششم: از پيامبر6روايت شده كه: هر كس چهار آيه از اول بقره و آية الكرسى و دو آيه بعدش و سه آيه آخر بقره را بخواند در مورد خود و اموالش بدى نمى‌بيند و شيطان به او نزديك نمى‌شود و قرآن از يادش نمى‌رود.

روايت هفتم: از امام صادق7وارد شده كه فرمود: هر كس بر سلطانى وارد شود كه از او مى‌ترسد به هنگام ورود و مواجهه با او آيه: كهيعص‌[1]را بخواند و انگشتان دست راست را ببندد به اينكه هر گاه حرفى را مى‌خواند انگشتى را ببندد سپس «حمعسق را بخواند و انگشتان دست چپ را ببندد سپس‌وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً[2]را بخواند و در صورت او دو دست را باز كند خداى تعالى شر سلطان را از او بر مى‌گرداند.

روايت هشتم: از امام ابو الحسن (ع) آمده كه فرمود: وقتى از امرى، هراسناكى صد آيه از هر كجاى قرآن كه خواستى بخوان سپس سه بار بگو: «اللّهمّ ادفع عنّى البلا»: خدايا بلا را از من دفع كن.

[قرآن مؤمن را از ديد كفار پنهان مى‌كند]

روايت نهم: ابو عمران موسى بن عمران كسروى حديث كرد گفت: عبد الله بن كلب ما را حديث كرد او گفت: مرا منصور بن عباس از سعد بن جناح از سليمان بن جعفر جعفرى از امام رضا7از پدرش حديث فرمود كه ابو منذر هشام بن سايب بن كلبى بر ابى عبد الله صادق7وارد شد فرمود: آيا تو قرآن را تفسير مى‌كنى! پاسخ داد: بله. حضرت از او سؤال كرد:

اين آيه كه خداى تعالى به پيامبرش فرمودوَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً[3]وقتى قرآن مى‌خوانى ما بين تو و بين كسانى كه ايمان نمى‌آورند پرده‌اى ساتر قرار مى‌دهيم» آن قرآنى كه مورد اشاره اين آيه مى‌باشد كه‌

[1]مريم/ اوّل

[2]- 20/ طه، 111.

[3]- 17/ اسراء، 45.


صفحه 252

رسول خدا6آن را مى‌خواند و از چشم كفار پوشيده مى‌گشت كدام آيه است. جواب داد نمى‌دانم فرمود: پس چگونه مى‌گويى كه من مفسّر قرآنم؟ پاسخ داد! اى پسر رسول خدا6! بر من منت گذاريد و به من بياموزيد، فرمود: آيه‌اى در سوره كهف و آيه‌اى در سوره نحل و آيه‌اى در سوره جاثيه بدين شرح:أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‌ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ‌[1]و آيه سوره نحل:أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ‌[2]و كهف:وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى‌ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى‌ فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً.[3]

[اسير همدانى در دست ديلميان‌]

كسروى گفت: من به مردى از اهل همدان آموختم آن مرد بدست ديلميان اسير بود سپس اين سه آيه يادش آمد گفت من در محلات و مجالس و نگهبانيهاى ايشان عبور مى‌كردم ولى مرا نمى‌ديدند و چيزى به من نمى‌گفتند تا آنكه به سرزمين اسلام رسيدم. ابو منذر مى‌گويد من به گروهى آموختم كه با كشتى از كوفه به بغداد مى‌رفتند و هفت كشتى بودند دزدان دريايى شش كشتى را سرقت كردند ولى كشتى كه در آن اين آيات خوانده شد سالم ماند. و روايت شده است كه آن مرد كه از او اين آيات سؤال شد كه مقصود از قرآنى كه بواسطه آن حجاب پديد مى‌آيد كدام است خضر بوده است.

روايت دهم: براى گشودن بسته شده و افسون شده اين آيات را در كاغذى بنويسند و بر او بياويزيدبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ: إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً[4]سپس بنويسد:وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ‌ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ‌ فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ

[1]- 45/ جاثيه، 23.

[2]- 16/ نحل، 108.

[3]- 18/ كهف، 57.

[4]- 48/ فتح، 1.


صفحه 253

مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‌ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي‌ وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاًكذلك حللت فلان بن فلانه عن بنت فلانه‌لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ».

قسم سوم: «آياتى كه مربوط به اجابت دعاهاست»

و همه قرآن براى اجابت دعا بعد از قرائت آن مناسب است و بعضى از روايات در آداب دعا گذشت و بر آياتى از قرآن تاكيد شده كه بعد از آن دعا اجابت مى‌گردد بعضى از آنها را ذكر مى‌كنيم: روايت اول: امام جعفر بن محمد7از پدرش و از پدرانش از پيامبر6نقل فرمود كه پيامبر6فرمود: وقتى خداى عز و جل خواست سوره فاتحه الكتاب و آيه الكرسى و شهد الله و قل اللهمّ مالك الملك تا بغير حساب را نازل كند اين آيات به عرش چسبيدند (79) در حالى كه بين ايشان و خداى تعالى پرده‌اى نبود عرضه داشتند؟ پروردگارا! آيا ما را به سرزمين گناه و سرزمين گناهكاران مى‌فرستى و ما با طهارت و قدس آويخته بوديم. خداى سبحان فرمود: قسم به عزت و جلالم! هيچ بنده‌اى نيست كه شما را بعد از نماز واجبش بخواند جز آنكه او را در حظيره قدس با همه نعمت‌هايى كه دارد، وارد مى‌كنم و الّا هر روز به او با چشم نهان خود هفتاد بار بنگرم و الّا هر روز هفتاد حاجت ويرا كه كمترين آن مغفرت و آمرزش است برآورم و الّا از هر دشمنى او را حفظ نمايم و او را بر دشمنش پيروز كنم و چيزى بين او و ورود به بهشت را جز مرگ نمى‌گيرد.

روايت دوّم: در بعضى از روايات ديدم كه دعا بعد از ده بار قرائت سوره جحد به هنگام طلوع آفتاب در روز جمعه مستجاب است.

روايت سوّم: از امير المؤمنين (ع) روايت شد: هر كس صد آيه از هر كجاى قرآن كه خواست بخواند آنگاه هفت بار بگويد: «يا الله» اگر بر صخره‌اى نفرين كند خداى تعالى آن را بشكافد.