دود آلود كه از آتش شهوات ظلمانى متراكم برخاسته نفس مىكشد بنا بر اين چارهاى و خلاصى ندارد مگر آنكه به خدا پناه ببرد و از وى خلاصى جويد و حفظ خودش را از اين دشمنان بخواهد.
در بعضى روايت استفاده از نفس و شياطين آمده و بيشتر تكيه بر آن دشمنان است گرچه شر از ما خلق الله و شر از ناس در بسيارى از روايت آمده ولى عمده دشمن انسان كه دشمن خانگى است نفس وى مىباشد كه گندم اعمال چهل ساله را به يغما برده لذا ابتدا از نفس استعاذه به خدا مىجويم و آنچه از جلو و پشت سر مىآيد علت اينكه ابتدا جلو را ذكر كرد زيرا دشمن قوى از جلوى روى مىآيد و دشمن ضعيف از پشت سر.
مرآة العقول شماره 79 ص 253 سطر 12:
مراد از آويزه عرش بودن چيست؟ شايد كنايه از تنزه و ترفع از زشتى گناهان باشد يا مراد ملايكه موكل به اين آيات باشد كه در عرش بودند يا ارواح حروفاند كه در آنجا هستند و حق اين است كه اين امور از اسرار علوم و مشكلات حكمتهاى ائمه مىباشد و مكلف به تصديق اجمالى آنها هستيم و مكلف به جستجوى از حقايق آنها نيستيم.
مرآة العقول ج 12 شماره 80 ص 260 سطر 5:
ورع چهار درجه دارد:
اول: ورع توبهكاران و آن ورعى است كه ايشان را از فسق بيرون مىآورد و اين ورع مصحح شهادت (در محاكم و امثال) آن مىباشد.
دوّم: ورع صالحان كه آن اجتناب از شبهات مىباشد ترس آنكه در محرمات نيافتند.
سوّم: ورع متقين و پرهيزگاران و آن ترك مباح ترس آنكه مبادا به حرام بيفتد مثل ترك سخن از احوال مردم مبادا كه به غيبت منجر شود.
چهارم: ورع سالكين و آن رويگردانى از غير خداست ترس از آنكه ساعتى عمر خويش را بيهوده
صرف كند كه براى وى قرب به سوى خدا نمىآورد و لو بداند كه منجر به حرام نمىشود.
از مرآة ج 12 شماره 81 ص 260 سطر 13:
مرحوم علامه در الميزان مىفرمايد: تقواى دين به يكى از امور زير حاصل مىشود:
ترس و اميد و دوستى خداى تعالى فرمودوَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِحديد 20/.
در آخرت عذابى دردناك مىشود و يا آمرزش و رضايت الهى نصيب وى مىگردد و زندگانى دنيا جز متاعى فريبنده نيست.
بنا بر اين مؤمن بايد حقيقت دنيا را دريابد و آن عبارت است از اينكه بداند كه وراى آن دارى است كه به نتايج اعمال خود مىرسد كه عذابى دردناك براى گناهان مىباشد كه نتيجه آن خوف است و يا آمرزشى كه نتيجه آن اميد است و طبيعتهاى مردم در اين اهداف مختلف آمده است.
عدهاى كه غالب و اكثرى مردم هستند بر ايشان ترس حكمفرماست و به همين انگيزه و از ترس عذاب الهى عبادت حق سبحان مىكنند عدهاى ديگر اميد بر ايشان غالب است و هر چه بيشتر در وعدههاى الهى از نعمتها و كرامتهاى وى فكر كند اميدش بيشتر مىگردد و به همين جهت در تقوى مىكوشد و اعمال صالح را انجام مىدهد.
دسته سوم كه علما بالله هستند خدا را از ترس عقاب و طمع و در ثواب عبادت نمىكنند بلكه چون شايستگى عبادت دارد او را مىپرستند، زيرا اسماى حسناى الهى و صفات علياى ربوبى را شناختند پس ايشان به حقيقت خداى تعالى را عبادت مىكنند و جز وجه الله چيزى را نمىخواهند و به عقاب توجهى ندارند تا از آن بترسند و به عذاب اعتنايى ندارند تا به نجات از آن اميد بندند.
مرآة العقول ج/ 11/ 173 گويم: در حقيقت اين دسته خدا پرستان واقعى هستند و آن دو دسته نهايت هدفشان خودشان مىباشند. گرچه اعمال آنها صحيح است و قول به عدم صحت افعال عبادى و بطلان آن نادرست است ولى در واقع خودشان محور هستند. بدان كه امر دقيق و ناقد بصير است چه بسا كسانى كه توهم دارند كه از دسته سوم هستند اگر خوب بشكافند خود محور عبادت
خويشند صدق اين مقال با اين فرض ممكن است كه شبان و روزان عبادت كنى و با توحيد كامل بميرى و فرض كنى كه خداى تعالى عذاب نمرود و شدّاد را بر تو فرود آورد آيا چه به خدا مىگويى آيا همانند حضرت امام سجاد (ع) مىگويى: «انا لا انسى اياديك» ش 82 ص 269 سطر 25:
بدان كه حسد تنها بر نعمت متصوّر است وقتى خداى تعالى به برادرت نعمتى داد دو حالت متصور است:
اول: يا از آن نعمت بدت مىآيد و دوست ندارى كه زايل شود چه آنكه خودت بخواهى به آن نعمت برسى يا نخواهى، اين حالت را حسد گويند.
دوم: دوست ندارى كه زايل شود و وجود و رواج آن نعمت را بد نمىدانى، ولى براى خودت مثل آن نعمت را مىخواهى و به اين غبطه مىگويند، و گاهى منافسه و مسابقهاش نامند، امّا حالت اول را مطلقا چه اظهار كنى و چه اظهار نكنى و در دل نگهدارى، مشهور علما قايل به حرمت آنند.
ولى از بعضى از اخبار استفاده مىشود كه اظهار ما في الضمير و امر قلبى حرام است نه آنكه انسان در دل حسد داشته باشد ولى در زبان و افعال مطابق آن كارى انجام ندهد در اين صورت معنايش اين است كه امر قلبى چون كارش دست خود آدم نيست معفو است.
با اندكى تصرف مرآة العقول باب حسد
يادداشت خاتمه كتاب
شماره 83 ص 275 سطر 1:
چرا اسماى حسنى گفته مىشود:
مراد بهترين اسماى است زيرا معناهايى را مشتمل است كه بعضى به صفات ذات بر مىگردند مثل عالم و قادر وحى و الله و بعضى به صفات فعل بر مىگردد مثل خالق و رزاق و بارى و مصور و بعضى افاده تمجيد و تقديس مىدهد مثل قدوس و غنى و واحد.
شماره 84 ص 277 سطر 6 توقيفيت اسماى الهى: اسما به نسبت به ذات حق تعالى سه قسمند:
اول: اسمايى كه اطلاقش بر حق سبحان درست نيست و آن اسمايى است كه عقل اطلاقش را بر حق سبحان محال مىداند مثل اسمايى كه دلالت بر جسميت و امور جسمانى دارند و يا نقص و حاجت را مىرسانند.
دوّم: اسمايى كه عقل اطلاق آن را بر حق تعالى روا مىداند و تسميه حق سبحان به آن از طريق اخبار وارد شده، عيبى ندارد كه حق تعالى را به آن نامها بخوانيم و لازم است كه امر شرعى را در چگونگى اطلاق به لحاظ حالات و اوقات و عبادتهاى وجوبى و ندبى امتثال شود.
سوم: اسمايى كه عقل اطلاق آن را بر حق سبحان روا مىداند ولى در كتاب و سنت وارد نشده مثل جوهر كه يكى از معانى آن قيام به ذات بدون اتكا به ديگران است قطعا به اين معنا خدا جوهر است ولى ادب اقتضا مىكند كه بر خداى تعالى اطلاق نكنيم گرچه عقلا جايز است. و شايد از جهتى ديگر كه عقل نمىفهمد روا نباشد كه بر حق سبحان اطلاق كنيم زيرا عقل بر همه مناسبتهاى ممكنه احاطه ندارد و اين معناى كلام علما است كه اسماى خدا توفيقى است يعنى موقوف بر نص است.
نقل از مجمع البيان شماره 85 ص 277 سطر 12 مراد از احصا و شمارش كه با آن داخل بهشت مىشود ايمان آوردن به اين است كه حق سبحان به آنها متصف است.
شماره 85 ص 278 سطر 3 بدان كه اسماى حق سبحان يا بر ذات تنها بدون در نظر گرفتن چيزى دلالت مىكند يا با اعتبار چيزى و آن چيز يا اضافى ذهنى است يا سلبى و يا اضافى و سلبى با همديگر است. پس چهار قسم شد.
اول: آنكه تنها بر ذات دلالت مىكند و آن را لفظ اللَّه است زيرا ذات موصوف به جميع كمالات دلالت مىكند.
دوم: آنكه بر ذات به اضافه و نسبتى دلالت مىكند مثل قادر كه به اضافه و نسبت به مقدورى كه قدرت به وى تعلق گرفته دلالت مىكند.
سوم: آنكه دلالت بر ذات به اعتبار سلب غير از وى مىكند مثل واحد كه به اعتبار سلب نظير و شريك دلالت بر ذات مىكند و نيز نظاير آن.
چهارم: به اعتبار هر دو- اضافه و سلب- با همديگر دلالت بر ذات دارند مثل حى زيرا معناى آن مدرك فعالى است كه فاسدشدنى نيست چنان كه نظير آن چنين است.
مجمع البيان گويى مأخوذ از كلمات شيخ در الهيات شفاست حمد خداى سبحان را كه توفيق داد تا تعليقات بر اين كتاب شريف در صبح پنجشنبه 19 ذى القعده/ 1415 به اتمام رسد.
فهارس
فهرست آيات
شماره آيات/ آيات/ شماره صفحه
سورة الحمد «1»2/الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ/ 130
سورة البقرة «2»30/وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ .../ 288
40/أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ .../ 314
152/فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ .../ 204 و 203
156/إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ./ 105
186/وَ لْيُؤْمِنُوا بِي .../ 129
186/وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ .../ 23 و 24 و 318
198/فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ/ 55
216/عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا .../ 26
275/اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ/ 292
269/يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ .../ 281
282/وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ .../ 83
سورة آل عمران «3»49/أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ .../ 297
36 و 37/قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ .../ 61
113/الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا .../ 84
120/وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً./ 261
133/أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ .../ 262
159/إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ./ 132
174/وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ .../ 131 و 296
180/شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ .../ 73 و 286
186/وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ./ 261
سورة النساء «4»96/وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً./ 358
34/عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ* لا يَعْزُبُ عَنْهُ .../ 281
59/أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ/ 175
114/لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ./ 69
42/يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا./ 212
131/وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ .../ 260
سورة المائده «5»8/ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ./ 74
23/وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ./ 131
119/رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ .../ 170
27/إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ./ 33 و 262 و 260
120/وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ./ 293
55/إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ .../ 176
48/مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ/ 285
سورة الانعام «6»127/لَهُمْ دارُ السَّلامِ .../ 286
76/لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ./ 360
41/أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ./ 311
40/فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ .../ 313
62/قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ .../ 211
122/أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً/ 334
69/وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ .../ 363
73/وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ .../ 291
91/قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ./ 291
سورة الاعراف «7»32/قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ .../ 101
18/وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها .../ 277 و 89
56/وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً .../ 129 و 23
53/إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ .../ 135
53/ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً .../ 135 و 137 و 139
204/وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً .../ 204 و 212
89/رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ./ 288
76/أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ .../ 108
54/إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ .../ 250
184/فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ./ 248
185/ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ .../ 248
87/يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها .../ 282
سورة الانفال «8»42/لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ .../ 295
24/وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ .../ 336
سورة توبه «9»36/أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ .../ 261
73/وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ .../ 170
104/أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ .../ 66 و 67 و 104
4/إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ .../ 261
سورة يونس «10»57/وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ .../ 249
63/الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى .../ 262
12/وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ .../ 165
11/وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ .../ 26 و 28
89/قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما .../ 139 و 166 و 314
58/قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا .../ 184
سورة هود «11»27/وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا .../ 107
12/لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ .../ 108
91/إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ .../ 107
24/وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ .../ 336
75/إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ .../ 43 و 134
سورة يوسف «12»53/إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ .../ 271 و 272
106/ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ./ 89
88/وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ./ 108
98/سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي .../ 50
الرعد «13»11/إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ .../ 174
13/وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ .../ 212
ابراهيم «14»34/وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ .../ 310
النحل «16»108/أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ .../ 252
الحجر «15»56/وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ .../ 35
الاسراء «17»110 و 111/قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ .../ 250
23/وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ .../ 291
27/إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ .../ 78
14/كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً .../ 282
4/وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ .../ 291
45/وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ/ 251
44/وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ .../ 360
91/أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ .../ 108
الكهف «18»18/فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً./ 82
57/وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ .../ 252
37/وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ .../ 138
110/قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ .../ 258 و 177 و 138
109/قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي .../ 293
مريم «19»1/كهيعص./ 251