بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 45

آدم وحى فرمود كه براى تو سخنان نيكو را در چهار كلام جمع مى‌كنم، عرض كرد: پروردگارم! آنها كدامند؟ فرمود: يكى از آن من است و يكى از آن توست و يكى بين من و بين توست و يكى بين تو و مردم است آدم7عرضه داشت: پروردگارم براى من روشن فرما تا بدانم خداى تعالى فرمود آنى كه مال من است آن است كه مرا بپرستى و شرك نورزى و آنكه مال توست اينكه در روزى كه بيش از همه وقت به پاداش نيازمندى بر عمل تو پاداش دهيم و امّا آنكه بين من و توست پس وظيفه تو دعاست و بر عهده من است كه اجابت كنم. امّا آنكه بين تو و مردم است اينكه آنچه كه بر خود مى‌پسندى براى مردم بپسندى.

چهاردهم: از كتاب دعاى محمد بن حسن صفار كه با وسايط به حسين بن سيف مى‌رسد از برادرش على از پدرش از سليمان بن عثمان بن الاسود از واسطه‌اى ديگر روايت كرد. آن شخص گفت رسول خدا6فرمود: دو نفر داخل بهشت مى‌شوند و هر دو يك كار انجام مى‌دادند پس يكى ديگرى را بالاتر از خود مى‌بيند پس مى‌گويد اى خداى من اين مقام بالا را به چه عملى به او دادى در صورتى كه كارمان يكى بود خداى تبارك و تعالى مى‌فرمايد از من خواست و تو نخواستى سپس رسول خدا6فرمود: از خدا بخواهيد و زياد دعا كنيد، زيرا هيچ چيز در عظمت از دعا پيشى نمى‌گيرد.

پانزدهم: به همين اسناد از پيامبر6آمده كه فرمود: بايد از خدا درخواست كنيد تا خدا اجابت كند خدا را بندگانى است كه عمل مى‌كنند خدا به ايشان اجر مى‌دهد و عطا مى‌كند، و ديگران صادقانه در نزد خدا از خدا درخواست مى‌كنند پس خدا به آنها نيز عطا مى‌دهد، سپس اين دو گروه را در بهشت جمع مى‌كند، آنهايى كه اهل عمل بودند مى‌گويند خدايا به خاطر عملمان به ما بخشش كردى امّا به چه عملى به ايشان (اين درجه را) بخشيدى؟ خداى تعالى مى‌فرمايد: ايشان بندگان من بودند اجر شما را به شما دادم و از اعمال شما چيزى را نكاستم و ايشان از من درخواست كردند و به ايشان بخشيدم و اين فضل من است كه به هر كس بخواهم مى‌دهم.


صفحه 46

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 47

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 48

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 49

باب دوم علل اجابت دعا

علل اجابت دعا به هفت قسم تقسيم مى‌شود.

زيرا علت اجابت دعا يا (1) در خود دعاست (2) و يا در زمان دعا (3) و يا در مكان دعا و يا در حالات. و اين حالات به دو نحوه است (4) حالات خود دعاكننده (5) حالاتى كه دعا در آن واقع مى‌شود مجموع اينها پنج قسم مى‌شود (6) قسم ششم آنكه: از مكان و دعا تركيب مى‌شود (7) قسم هفتم آنكه: از زمان و دعا تشكيل مى‌يابد مجموع هفت قسم شد.

در وقت دعا

اما قسم اول كه به وقت بر مى‌گردد مثل شب جمعه و روز جمعه.

امام صادق7فرمود: خورشيد بر روزى بهتر از روز جمعه طلوع نكرده است. سخن پرندگان در اين روز به هنگام بر خورد يكى با ديگرى اين است سلام! سلام! روز خوبى است.

روايت شده كه وقتى رسول خدا6مى‌خواست از خانه زمستانى به هنگام فصل تابستان بيرون آيد روز پنجشنبه بيرون مى‌آمد و به هنگام رسيدن فصل زمستان به روز جمعه داخل خانه مى‌شد. و از ابن عباس روايت شده است كه آن حضرت شب جمعه خارج مى‌شد و شب جمعه داخل مى‌گرديد.

و از امام باقر7آمده: وقتى قبل از جمعه مى‌خواست چيزى صدقه دهد تا جمعه صبر مى‌كرد.

و از امام باقر7كه فرمود: خداى تعالى از ابتداى هر شب جمعه تا آخر آن از بالاى عرش ندا در مى‌دهد آيا بنده مؤمنى نيست تا پيش از دميدن سپيده براى دين يا دنيايش مرا بخواند تا من اجابتش كنم؟ آيا عبد مؤمنى نيست كه تا قبل از طلوع فجر از گناهانش توبه كند تا من او را بيامرزم؟ آيا بنده مؤمنى نيست كه روزيش تنگ شده باشد تا قبل از طلوع فجر از من زيادت در روزى درخواست كند و من روزيش را زياد كنم و بر او وسعت دهم؟ آيا عبد مؤمن بيمارى نيست كه قبل از طلوع فجر از من درخواست شفا كند پس او را شفا دهم؟ آيا عبد مؤمن در بندى نيست كه تا قبل از طلوع فجر از من درخواست آزادى از زندان كند و من او را برهانم و راهش را باز كنم؟ آيا بنده مؤمن ستم كشيده‌اى نيست كه تا قبل از طلوع فجر از من درخواست‌


صفحه 50

انتقام كند و من او را يارى كنم و برايش انتقام بگيرم؟ آن حضرت فرمود: پس پيوسته اين گونه مردم را مى‌خواند تا صبح شود.

و از امام باقر و يا امام صادق7منقول است كه بنده مؤمن از خدا درخواست حاجت مى‌كند پس خداى اجابت و قضاى حاجت او را تا روز جمعه تأخير مى‌اندازد [تا آنكه به فضل روز جمعه مخصوص شود.] و از پيامبر6آمده است كه فرمود: روز جمعه در نزد خدا سيد ايام و بزرگتر از همه آنهاست و بزرگتر از روز فطر و روز عيد قربان است و پنج خصوصيت دارد. خدا آدم7را در آن روز آفريد و آدم را در آن روز به زمين فرستاد و در آن روز آدم را مى‌ميراند و در آن، ساعتى است كه هيچ كس در آن ساعت از خدا درخواست نكند جز آنكه خدا اجابت كند، در صورتى كه چيز حرام از خدا نخواهد و هيچ فرشته مقرب و آسمان و زمينى و بادها و كوهها و درختى نيست جز آنكه از روز جمعه مى‌ترسد از اينكه روز قيامت در آن قيام كند.

و از امام صادق7در مورد سخن حضرت يعقوب7و فرزندانش كه فرمودسَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي‌[1]بزودى از خدا براى شما طلب مغفرت مى‌كنم، فرمود: حضرت يعقوب تا سحر روز جمعه دعا را به تأخير انداخت.

و در روز جمعه دو ساعت [ساعت استجابت دعا] است ساعت فراغ امام جمعه از خطبه تا بر قرارى صفوف مردم و ساعت ديگر پايان روز (كه دعا اجابت مى‌شود) و روايت شده به هنگام غروب نصف قرص خورشيد. و امام باقر7فرمود: ابتداى وقت استجابت دعا در جمعه از هنگام زوال آفتاب يعنى ظهر تا ساعتى بعد مى‌باشد پس بر آن محافظت شود، زيرا رسول خدا6فرمود: هيچ بنده‌اى هيچ خيرى را در ساعت مذكور از خدا نخواهد جز آنكه خداى تعالى به او اعطاء مى‌كند.

جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرد:

پيامبر6روز دوشنبه و سه شنبه احزاب را نفرين كرد و در روز چهار شنبه بين ظهر و عصر به اجابت رسيد و خوشحالى در جبين آن حضرت ديده شد. جابر گويد با هيچ امر دشوارى روبرو نشدم كه در همان ساعت با خداى تعالى در ميان گذاشتم جز آنكه به اجابت رسيد.

و از پيامبر6وارد شده كه هر كس حاجتى دارد در نماز عشا از خدا بخواهد و به كسى از

[1]- 12/ يوسف، 98.


صفحه 51

امت‌هاى پيشين اين وقت داده نشده يعنى وقت عشا.

و در روايتى، آن وقت يك ششم اول از نصف دوم شب معرفى شده است و رواياتى كه در ترغيب و ارزش كسى كه نماز شب بخواند در حالى كه مردم در خوابند، و كسى كه ذاكر است در حالى كه مردم غافلند آمده است همين روايت آخرى را تاييد مى‌كند.

شكى نيست كه در آن هنگام مردم در خوابند ولى در نيمه اول شب مردم در همان حالت روز هستند و در پايان شب چه بسا مردم براى كسب و كار و سفرهايشان بيرون مى‌روند بنا بر اين جان شب همان وقت غفلت مردم است كه دل براى عبادت آمادگى دارد، علاوه آنكه اين هنگام با جهاد با نفس و دورى از رختخواب و جدايى جايگاه نرم و خلوت با مالك عباد و سلطان دين و معاد توأم است.

و مقصود از دل شب همين است و همين مضمون روايت عمر بن اذينه است گفت از ابا عبد اللَّه7- شنيدم كه مى‌فرمود: و در شب ساعتى است كه هيچ عبد مؤمنى نيست كه اتفاقا در آن ساعت نماز بگزارد و از خداى درخواست كند جز آنكه خداى اجابت كند عرضه داشتم اصلحك اللَّه: اين ساعت كدام وقت از شب است فرمود: وقتى نيمه شب گذشت و يك ششم از اول نيمه دوم شب آمد.

و اما در مورد يك سوم آخر شب رواياتى متواتر داريم. پيامبر6فرمود:

وقتى آخر شب شود خداى سبحان مى‌فرمايد آيا دعاكننده‌اى هست كه جوابش دهم؟ و آيا خواهنده‌اى هست كه خواسته‌اش را به او دهم؟ آيا استغفاركننده‌اى هست كه او را ببخشم؟ آيا تايبى هست كه توبه وى را قبول كنم؟ ابراهيم بن ابى محمود گفت به امام رضا عرضه داشتم نظر شما در مورد حديثى كه عامّه از رسول خدا6نقل مى‌كنند چيست كه پيامبر فرمود خداى تعالى در هر شب به آسمان دنيا مى‌آيد؟ آن حضرت در جوابم فرمود؟ خداى لعنت كند كسانى را كه سخنان را از معنايش بدر مى‌برند به خدا قسم رسول خدا6اين گونه نفرمود، بلكه فرمود: خداى تبارك و تعالى در ثلث آخر هر شب و در شب جمعه از اول شب فرشته‌اى را از آسمان به دنيا مى‌فرستد و به او امر مى‌كند كه ندا كند پس او فرياد مى‌كند آيا سائلى هست كه خواسته‌اش را بدهم؟ آيا تايبى هست كه توبه‌اش را قبول كنم؟ آيا استغفاركننده‌اى هست كه او را بيامرزم؟ اى خواهان! خير بيا و اى خواهان شرّ سخن كوتاه كن! پس پيوسته به آن، ندا مى‌كند تا آنكه فجر طلوع كند و در آن‌


صفحه 52

هنگام به جايگاهش در ملكوت آسمان باز مى‌گردد اين را پدرم از جدم از پدرانم از رسول خدا6حديث كرد.

نصيحت‌

شايسته است كسى كه ايمان روشن و اعتقاد صحيح به گفتار پيامبر6و فرزندان زهراى بتول در مسائلى از معارف قرآن كه از پروردگار بزرگ به بندگان مى‌رسانند دارد اينكه در اين ساعت‌ها حاجت‌هاى خود را در جواب ندا بفرستد و همانند كسى باشد كه بر در او فرستاده پادشاهى از پادشاهان آمده و از او خواهان اين است كه احتياجات خود را عرضه كند و بگويد:

پادشاه به من اجازه داد كه به نزد تو آيم و تو را خبر دهم كه حوايج خودت را مى‌توانى به وسيله من بر او عرضه كنى و از او درخواست كنى تا آنها را بر آورد. حتما او از اين فرصت استفاده مى‌كند و حاجات مهم و اغراض خود را ذكر مى‌كند و هيچ حاجتى از خود و كسان مورد توجه خود را وانمى‌گذارد و همه را به تفصيل ذكر مى‌كند خصوصا اگر آن پادشاه به دادن عطاى فراوان موصوف باشد و در انجام كارهاى نيكو معروف باشد و چنين كسى كه نياز به فرستاده پادشاه دارد هرگز از منادى پادشاه روى نمى‌گرداند، و او را بى‌جواب نمى‌گذارد و مقصود از اين خطاب فرستاده را، با سستى ضايع نمى‌كند (و اگر چنين كند) پس او شايسته خشم پادشاه است و با جواب‌إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ‌[1]باز مى‌گردد و يا در جواب او همانند غافلها از او روى بر گردانده مى‌شود تا آنكه جزء لشكريان محرومين قرار گيرد و با بار گناه و معصيت باز گردد و [مشمول اين روايت شود كه‌] هر كس در خواست از خدا را ترك كند فقير مى‌گردد.

رضى الدين على بن موسى بن طاوس (قدس اللَّه روحه الزكيه)، گفت: و اگر خواستى در آن هنگام بگو: خداى من تصديق به ربوبيت تو و خاتميت رسالت محمد6و به اين منادى كه از جود تو خبر مى‌دهد، نمودم و اگر گوشم صداى آن را نمى‌شنود، ولى عقل من كه تصديق اخبار مشتمل بر وعده تو، دارد، آن را شنيده است سپس من مى‌گويم: خوش آمدى اى فرشته‌اى كه از طرف مالك حكيم كريم جواد نيكوكار، نسبت به ما بر ما وارد شدى ما به زبان حال عقلمان گفتار تو را از معدن بر آورنده در خواستمان شنيديم كه مى‌گويى: آيا سائلى هست كه در

[1]- 40/ غافر، 60.