بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 54

با من رفتار كن نه آنچه كه سزاوار من است اى مهربانترين! درود بفرست بر محمد و فرزندان پاكش.

بدان كه از امام صادق7روايت شده است كه فرموده: تمام حظّ چشم را (كه خواب است) به او ندهيد چون چشم كمترين شكركنندگان است.

از پيامبر6روايت شده است كه وقتى بنده به خاطر رضايت خدا براى نماز شب از بستر شيرين بر مى‌خيزد و چشمانش هنوز پر از خوابست خداى تعالى به او بر ملايكه‌اش مباهات مى‌كند، مى‌فرمايد آيا بنده مرا نمى‌بينيد! از لذت بستر برخاست براى عبادتى كه من بر او واجب نكردم و شاهد باشيد كه من او را آمرزيدم.

فايده (دعا در ساعات روز)

مى دانى كه روز دوازده ساعت است و در هر ساعتى توجه و توسّل به امامى از ائمه هدى مى‌شود (10) چنان كه شيخ طوسى در مصباح دعاى وارد در هر ساعت را آورده است. و سيد رضى الدين رحمة اللَّه عليه ذكر كرد كه هر روزى از ايام هفته به مهمانى يكى از ائمه:و دهش صله اختصاص دارد و براى هر روز زيارتى مخصوص براى امامى كه اميد مهمانى و صله از او مى‌رود وارد شده است. روز شنبه مال پيامبر6است و روز يك شنبه از آن مولى على7است و روز دوشنبه از آن امام حسن و حسين8است و روز سه شنبه از آن على بن الحسين و امام باقر و امام صادق:است و روز چهار شنبه از آن امام كاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادى:است. و روز پنجشنبه از آن امام حسن عسكرى7است و روز جمعه از آن حضرت مهدى7مى‌باشد.

و نيز شب قدر كه به صورت ناشناخته در ماه رمضان است و چه بسا شب قدر در همين سه شب فرد (نوزده، بيست و يك و بيست و سه) باشد و در شب بيست و سه يعنى شب جهنى تأكيد بيشترى شده است و نيز شبهاى احيا و آن شبها عبارتند: از اولين شب ماه رجب، شب پانزدهم ماه شعبان، شبهاى عيد قربان و فطر. و امير المؤمنين7خوشش مى‌آمد كه در اين شبها فارغ البال باشد و نيز روز عرفه، زيرا روز عرفه روز دعا و درخواست است و به همين خاطر در صورتى كه روزه انسان را از دعا باز مى‌دارد افطار در اين روز بهتر از روزه است گر چه ترغيب فراوانى در روزه آن وارد شده است و دعا به هنگام وزش بادها و به هنگام زوال ظهر و بارش‌


صفحه 55

باران و ريزش اولين قطره خون شهيد، زيرا روايتى از زيد شحّام از امام صادق7وارد شده كه فرمود: در چهار وقت دعا كنيد: به هنگام وزش باد و زوال سايه (يعنى ظهر) و بارش باران و اولين قطره خون شهيد مؤمن. زيرا درهاى آسمان در اين هنگام باز مى‌شود.

و از امام صادق7روايت شده كه فرمود:

وقتى زوال ظهر شد درهاى آسمان و بهشت باز مى‌گردد و حاجت‌هاى بزرگ بر آورده مى‌شود عرضه داشتم: در چه هنگام؟ حضرت فرمود: به اندازه چهار ركعت نمازى كه به آرامى خوانده شود.

وقت ديگر: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب وقت اجابت دعاست.

و روايت شده است: به هنگام طلوع فجر.

و روايت ابو الصباح كنانى از ابو جعفر7كه فرمود خداى تعالى بنده‌اى كه بسيار از او درخواست مى‌كند دوست دارد، بنا بر اين از سحر تا طلوع خورشيد دعا كنيد، زيرا در اين صورت درهاى آسمان باز مى‌شود و ارزاق تقسيم مى‌گردد و حاجت‌هاى بزرگ بر آورده مى‌شود.

قسم دوم در مكانهاى دعا مثل سرزمين عرفه،

در خبر است كه خداى سبحان در آن روز به ملايكه مى‌گويد اى فرشتگان من! آيا بندگان و كنيزانم را مى‌بينيد كه از گوشه و كنار دنيا ژوليده موى و غبار آلوده آمدند آيا مى‌دانيد چه مى‌خواهند؟

فرشتگان عرضه مى‌دارند از تو درخواست آمرزش دارند پس خداى مى‌فرمايد: شاهد باشيد كه من ايشان را آمرزيدم.

و روايت شد: از زمره گناهان، گناهانى هستند كه جز در عرفه و مشعر بخشوده نمى‌شوند خداى تعالى فرمود:فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ‌[1]وقتى از عرفات روانه شديد در مشعر خداى را ياد آوريد و شب مشعر از شبهاى بيدار ماندنى است.

مكان ديگر: حرم و كعبه است. از امام صادق7روايت شده كه فرمود: هيچ كس بر آن‌

[1]- 2/ بقره، 198.


صفحه 56

كوهها نايستاده جز آنكه دعايش اجابت شد دعاى مؤمنين براى آخرت آنها به اجابت مى‌رسد و دعاى كفّار براى دنياشان به اجابت مى‌رسد.

مكان ديگر: مساجد است زيرا مسجد خانه خداست و كسى كه قصد رفتن به مسجد كند قصد رفتن به سوى خدا و زيارت او كرده است. و در حديث قدسى آمده است بدانيد كه خانه‌هاى من در زمين مساجدند، و خوشا بحال بنده‌اى كه در خانه‌اش تطهير كند، سپس مرا در خانه‌ام زيارت كند و خداى كريمتر از آن است كه زاير و خواهان خود را دست خالى بازگرداند.

سعيد بن مسلم از معاوية بن عمار از امام صادق7روايت كرد:

پدرم وقتى نيازى داشت به هنگام زوال ظهر آن را از خداوند درخواست مى‌كرد، وقتى مى‌خواست درخواست كند ابتدا صدقه‌اى مى‌داد و بوى خوش استشمام مى‌كرد و به مسجد مى‌رفت و براى حاجت خود دعا مى‌كرد.

«استفاده از روايت»

و اين روايت بر چهار چيز دلالت دارد:

اول: زوال ظهر وقت درخواست حاجت است.

دوم: مستحب است كه جلوتر از دعا صدقه دهند.

سوم: استشمام بوى خوش.

چهارم: مسجد مكان طلب حاجت است.

و از اماكن دعا، بلكه بهترين جايگاه، دعا در پيشگاه قبر امام حسين7است روايت شده كه خداى سبحان در قبال شهادت امام حسين (ع) چهار خصلت به او داد: در خاك قبرش شفا قرار داد و دعا را در زير گنبد او اجابت مى‌كند و ائمه:را از فرزندان او قرار داد و روزهايى كه زايرين زيارت قبرش مى‌كنند جزء عمرشان بحساب نمى‌آورد.

روايت شد كه امام صادق7بيمار شد، به كسانش دستور داد كه شخصى را اجير كنند كه در كنار قبر امام حسين7براى او دعا كنند. پس مردى از مواليان آن حضرت بيرون آمد و شخصى را در كنار دريافت و ماجرا را به او گفت آن مرد گفت من مى روم، ولى امام حسين7امامى است كه اطاعتش واجب است چنان كه امام صادق هم امامى است كه‌


صفحه 57

اطاعتش واجب است پس چگونه براى شفاى امام صادق در كنار قبر امام حسين (ع) بايد دعا كرد.

غلام به پيش امام صادق7آمد و سخن او را نقل كرد. حضرت فرمود: همين طور است كه ايشان مى‌گويد ولى ايشان نمى‌داند كه خداى تعالى را مكانهايى است كه دعاها در آن اجابت مى‌شود بقعه حضرت امام حسين7از آن امكنه است.

قسم سوم از علل اجابت دعا [دعاى مشتمل بر اسم اعظم‌]

[1]از علل اجابت دعا، دعاهايى است كه مشتمل بر اسم اعظم هستند، خواه آن اسم را شخصا بدانيم، خواه عينا آن را ندانيم و اسم اعظم را كسى عينا نمى‌داند جز اشخاصى مثل پيامبران و اولياء الهى:كه خداى ايشان را آگاه كرده است (11) و تلويحات و اشاراتى در اين زمينه وارد شده است مثل روايتى كه مى‌گويد: اسم اعظم در آخر سوره حشر آمده است و روايتى كه مى‌گويد اسم اعظم در آية الكرسى و اول آل عمران مى‌باشد. گفتند كه اسم اعظم در الحى القيوم است زيرا اين دو اسم وجه اشتراك هر دو و موجود در اين دو سوره مى‌باشد و از پيامبر6آمده كه- فرمود: «بسم اللَّه الرّحمن الرحيم» نزديكتر است از سياهى چشم به سفيدى آن گفتند كه‌

[1]حضرت استاد حسن زاده آملى روحى له الفدا در ديوانش در مورد اسم اعظم مى‌فرمايد:

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)


صفحه 58

اسم اعظم در اين سخن است «يا حىّ يا قيّوم» و گفته شده اسم اعظم «يا ذا الجلال و الاكرام» است عده‌اى ديگر گفتند در اين سخن است: «يا هو يا من لا هو الّا هو».

سخن عده‌اى ديگر آنكه اسم اعظم همان «اللَّه» است و آن از: (1) اسماى مشهور پروردگار است. (2 و 3) بالاترين مقام را در ذكر و دعا دارد (4) و امام همه اسما است.

(5) و كلمه اخلاص مختص به اوست و (6) شهادت به او داده مى‌شود.

و اين قول خيلى به صواب نزديك است، زيرا رواياتى كه مدلول آن اين است كه «اللَّه» اسم اعظم مى‌باشد فراوان است.

[امتيازات «اللَّه»]

پس بدان كه اين اسم مقدس امتيازاتى بر سائر اسماء دارد:

اول: اللَّه اسم خاص ذات مقدس حق است كه مخصوص اوست و به حقيقت و يا مجاز بر ديگران اطلاق نمى‌شود. خداى تعالى فرمود: «هل تعلم له سميّا»[1]آيا جز اللَّه را ديديد كه اسم اللَّه داشته باشد.

دوم: اين اسم دلالت بر ذات دارد و هر كدام از باقى اسماء بر معانى ديگر دلالت دارند مثل قادر كه بر قدرت دلالت دارد و عالم كه بر علم دلالت دارد و امثال آن.

سوم: همه اسماء به اين نام ناميده مى‌شود و او به اسم ديگرى ناميده نمى‌شود مثلا به اسم الهى صبور مى‌گويند كه وى اسمى از اسماء اللَّه است و نمى‌گويند: اللَّه اسمى از اسماى صبور يا رحيم يا شكور است و با شش امتيازى كه قبلا گذشت مجموع امتيازات اين اسم به نه مى‌رسد.

سليمان و آصف برخيا

و روايت شده است كه سليمان7وقتى آمدن بلقيس را فهميد و بين آنها تنها يك فرسخ مانده بود فرمود:أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ‌[2]كى تخت بلقيس را مى‌تواند بياورد قبل از آنكه بلقيس و اطرافيان به تسليم بيايند؟قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِ‌[3]عفريتى از جن (يعنى يكى از سركشان اجنّه كه بسيار زيرك بود) گفت:أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ‌

[1]- 19/ مريم، 65.

[2]- 27/ نمل، 38.

[3]- 27/ نمل، 38.


صفحه 59

تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ‌: من تخت او را مى‌آورم قبل از آنكه از تخت خود يعنى مجلسى كه در آن قضاوت مى‌كنى برخيزى (يعنى مجلسش تمام شود) و مجلس حضرت سليمان از صبح تا ظهر طول مى‌كشيد. «و انّى عليه لقوىّ امين»: و من قوت برآوردن تخت او دارم و بر طلاها (و زينت‌هاى آن) امين هستم. «فقال سليمان». سليمان فرمود: من سريعتر از آن مى‌خواهم‌قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‌[1]آن كسى كه مقدارى از كتاب در نزد او بود يعنى آصف بن برخيا كه وزير حضرت سليمان و پسر خواهر او و مردى صديق بود كه اسم اعظم را مى‌دانست يعنى اسمى را كه وقتى خوانده شود خداى جوابش را مى‌دهد عرضه داشت: «انا آتيك به قبل ان يرتدّ طرفك»: من به يك چشم بهم زدن تخت بلقيس را مى‌آورم. گفتند: معناى اين عبارت اين است كه يعنى قبل از آنكه كسى كه به اندازه چشم انداز تو از تو دور است به تو برسد و گفته شده معنايش اين است كه قبل از بازگشت پلك تو به خاطر خستگى مى‌آورم.

پس معناى اين عبارت اين است كه: سليمان چشمش را باز كرد و تا نهايت نگاه كرد و ادامه داد و قبل از آنكه چشمش خيره گردد و بهم بيافتد تخت بلقيس آمده بود. كلبى گويد آصف به سجده افتاد و به اسم اعظم الهى از خدا درخواست كرد و تخت به زمين فرو رفت و در جلوى سليمان سبز شد گفتند: در آنجا كه تخت بود زمين شكافته شد و جلوى سليمان از زمين بيرون آمد و گفته شده كه زمين براى تخت در هم نورديده شد. و اين از امام صادق7هم روايت شده و گفته شد: آن اسم همان اللَّه و اسم بعدى كه بعد از اللَّه مى‌آيد رحمان است و گفته شده آن اسم «يا حىّ يا قيّوم است كه در زبان عبرى آهيا شراهيا (هستم كه هستم) است.

گفته شده آن اسم يا ذا الجلال و الاكرام است. و گفته شده: «يا الهنا و اله كل شى‌ء إلها واحدا و لا اله الا انت» است.

و روايت شده خصوصيات الفاظ در اجابت دعا مؤثرند و ادعيه‌اى براى حاجت‌هاى مخصوص آمده مثل روايتى كه از امام صادق7در مورد كسى كه ده بار بگويد: يا اللَّه يا اللَّه به او گفته مى‌شود: لبّيك بنده من حاجت خود را بگو، به تو داده مى‌شود. و نظير آن روايتى است كه در مورد كسى كه ده بار يا ربّاه يا ربّاه بگويد آمده است. چنان كه در مورد يا رب نيز چنين است. و نظير آن يا سيداه يا سيداه است. و نيز روايت شده كه هر كس در سجود خود سه بار بگويد يا اللَّه يا رباه يا سيداه همان جواب مذكور را به او مى‌دهند.

و نمونه ديگر روايت سماعه است. سماعه گفت ابو الحسن7به من فرمود: اى‌

[1]- 27/ نمل، 40.


صفحه 60

سماعه! وقتى حاجتى داشتى بگو: «اللّهم انى اسألك بحقّ محمّد و علىّ فانّ لهما عندك شأنا من الشأن و قدرا من القدر فبحقّ ذلك الشّأن و بحقّ ذلك القدر ان تصلّى على محمّد و آل محمّد و ان تفعل كذا و كذا». يعنى: بار خدايا من تو را به حق محمد و على قسم مى‌دهم زيرا آن دو در نزد تو مقامى رفيع دارند و بحق آن مقام بلندشان بر محمد و آل او درود فرست و فلان درخواست مرا اجابت كنى زيرا در قيامت هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و بنده مؤمن امتحان‌شده‌اى نيست مگر آنكه در آن روز به ايشان محتاج است.

[دعاهاى پس از نماز]

و نمونه ديگر روايت ابن ابى عمير از معاويه بن عمار است كه هر كس سه نوبت بعد از نماز واجب بگويد: «يا من يفعل ما يشاء و لا يفعل ما يشاء احد غيره» سپس از خدا درخواست كند خواسته‌اش به او داده مى‌شود و نمونه ديگر روايتى كه در مورد اداى دين در روز جمعه است.

«اللّهم اغننى بحلالك عن حرامك و بفضلك عمّن سواك» و روايت شده كه بطور كلى براى همه حاجات چنين بخواند و براى گشايش روزى بعد از نماز صبح ده بار بگويد:

«سبحان اللَّه العظيم و بحمده استغفر اللَّه و اسأله من فضله»

دعاى بعد از نماز عشا

نمونه ديگر: جهت گشايش روزى بعد از نماز عشا بگويد:

اللّهم انّه ليس لى علم بموضع رزقى فإنّما اطلبه بخطرات تخطر على قلبى فاجول في طلبه البلدان فأنا فيما انا طالب كالحيران لا ادرى أ في سهل ام في جبل ام في ارض ام في سماء ام في برّ ام في بحر و على يدى من و من قبل من و قد علمت انّ علمه عندك و اسبابه بيدك و انت الّذي تقسمه بلطفك و تسبّبه برحمتك اللهم فصلّ على محمّد و آله و اجعله يا ربّ رزقك لى واسعا و مطلبه سهلا و مأخذه قريبا و لا تعنّنى بطلب ما لم تقدّر لى فيه رزقا فانك غنىّ عن عذابى و انا فقير الى رحمتك فصلّ على محمّد و آله و جد على عبدك بفضلك انّك ذو فضل عظيم»: خدايا من جاى روزى خود را نمى‌دانم و با انديشه‌هايى كه از خاطرم مى‌گذرد آن را طلب مى‌كنم در طلب روزى به شهرها مى‌روم و در طلب آن حيرت زده هستم، نمى‌دانم روزى من در دشت است، يا در كوه در زمين است و يا در آسمان در خشكى است و يا در دريا و به دست كيست و از جانب چه كسى و مى‌دانم كه تو مى‌دانى و


صفحه 61

اسباب آن در دست توست و تو هستى كه به لطف خود آن را پخش مى‌كنى و با مهربانى خود وسيله آن را فراهم مى‌كنى پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست و روزى مرا فراوان و مطلبش را آسان و محل پيدايش آن را نزديك قرار بده و مرا به خواست روزى غير مقدّر خسته نكن و چون تو بى‌نياز از عذاب منى و من نيازمند به مهربانيت هستم پس درود بر محمد و آل محمد بفرست! و بر بنده‌ات بخشايش فرما! تو فضلى عظيم دارى.

و براى رفع ترس از ستمگر و داخل شدن بر شاه اين سخن امام صادق7را به هنگام دخول بر منصور بگو: «يا عدّتى عند شدّتى و يا غوثى عند كربتى احرسنى بعينك الّتى لا تنام و اكفنى بركنك الّذي لا يرام.» اى ذخيره من به هنگام شدت! و اى فرياد رسم به هنگام سختى! مرا با چشمانى كه هرگز نمى‌خوابند محافظت كن و در پناه ركن خودت كه هميشگى است نگه دار!

[دعا براى اداى دين‌]

و براى اداى دين در روايت معاذ بن جبل آمده است: معاذ بن جبل گويد: من روزى از رسول خدا6باز ماندم و با او نماز جمعه را بجا نياوردم حضرت6فرمود: اى معاذ چه چيز مانع نماز جمعه شده است؟ عرض كردم اى رسول خدا6يوحناى يهودى يك اوقيه (1) گندم از من طلب داشت و بر در من كشيك مى‌كشيد پس ترسيدم كه مرا از تو باز دارد فرمود: اى معاذ آيا دوست دارى كه خدا قرضت را ادا كند؟ گفتم بله اى رسول خدا6فرمود: بگو «قل اللهم مالك الملك تعطى الملك ممّن تشاء و تنزع الملك ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بيدك الخير انّك على كلّ شي‌ء قدير. تولج الليل في النهار و تولج النهار في الليل و تخرج الحىّ من الميّت و تخرج الميّت من الحىّ و ترزق من تشاء بغير حساب يا رحمان الدنيا و الآخرة و رحيمهما تعطى منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء اقض عنّى دينى.» بگو اى پيغمبر، بار خدايا! اى پادشاه ملك هستى! تو هر كه را كه بخواهى عزت و اقتدار بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى هر خير و نيكويى بدست تو است و تنها تو بر هر چيز توانايى شب را در روز نهان سازى و روز را در شب ناپديد گردانى و بيرون مى‌آورى زنده را از مرده (مثل انسان از منى) و بيرون مى‌آورى مرده را از زنده (مثل تخم مرغ را از مرغ) و روزى ميدهى هر كه خواهى بدون حساب‌[1]

[1]- 3/ آل عمران، 36 و 37.