[آياتى كه در مدح علم وارد شده است]
بدان كه دانش مورد ستايش چنان كه ديدى در كتاب و سنت مورد ستايش قرار گرفته است و نظير اين آيه كه فرمود:شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ:[1]خداى و ملائكه و دانشمندان شهادت مىدهند كه جز او معبودى نيست. و مثل گفتار حق سبحان:هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ[2]آيا آنهايى كه مىدانند. با آنهايى كه نمىدانند يكسانند. و گفتار امام صادق7: وقتى كه روز قيامت برسد خدا مردم را در يك جا جمع مىكند ترازوها گذاشته مىشود و خونهاى شهدا با قلم دانشمندان سنجيده مىشود و قلم دانشمندان سنگينتر از خون شهيدان خواهد بود. بعضى از دانشمندان گفتند: علت اين برترى آن است كه خون شهيد بعد از مرگش مورد استفاده قرار نمىگيرد ولى قلم دانشمند بعد از مرگش نيز مورد استفاده قرار مىگيرد. و نظير اين گفتار، گفتار پيامبر6است (17) فرمود: وقتى مؤمن بميرد و ورقى از دانش بر جاى بگذارد آن ورق ساتر بين او و آتش خواهد شد و خداى تعالى به هر كلمه آن شهرى هفت بار وسيعتر از دنيا به او خواهد داد مقصود از اين علم، استحضار مسايل و تقرير مباحث و ادله نيست بلكه علمى است كه در خوف بنده خدا بيفزايد و در كار آخرت به نشاطش آورد و درس دورى از دنيا به او دهد.
حضرت امام كاظم7فرمود: شايستهترين دانش براى تو دانشى است كه بدون آن عمل درست نمىشود و لازمترين علم علمى است كه از علم به آن سؤال خواهى شد و واجبترين دانش آن دانش است كه تو را به صلاح قلب راهنمايى مىكند و فساد آن را به تو نشان مىدهد و ستودهترين علم به لحاظ عاقبت علمى است كه در عمل كنونى تو بيافزايد پس به علمى كه جهل آن به تو ضرر مىزند مشغول نباش! و غافل از دانشى مباش كه ترك آن در نادانى تو بيافزايد. اكنون به آياتى كه در مدح علم وارد شده نگاه كن اوصافى كه ما براى علما ذكر كرديم در آن آيات مىيابى خداى تعالى فرمود:إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ[3]تنها بندگان دانشمند خدا، از خداى مىهراسند (18) و فرمود:أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ[4]آيا كسى كه در اوقات شبانه در حال سجده و ايستاده دعا مىكند در حالى كه از آخرت مىهراسد و به
[1]- 3/ آل عمران/ 18.
[2]- 39/ زمر/ 9.
[3]- 35/ فاطر، 28.
[4]- 39/ زمر، 9.
رحمت پروردگارش اميد بسته است بگو آيا آنانى كه ميدانند با آنانى كه نميدانند همسانند؟
سپس خداى تعالى ايشان را به شب زنده دارى به قيام شبانه و ركوع و سجود پى در پى و خوف و رجا مىستايد، و خداى تعالى فرمود:ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ[1]زيرا از ايشان دانشمندان و تاركان دنيا هستند و ايشان تكبّر نمىورزند. و قسيس دانشمند است پس دانشمندان را به ترك كبر و استكبار ستود و امام صادق7فرمود:
خشيت ميراث دانش است و علم پرتو معرفت و قلب ايمان است و هر كس از ترس و خشيت محروم شد عالم نيست گرچه در متشابهات علم موشكافى كند چنان كه خداى تعالى فرمود:إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.[2]تنها بندگان دانشمند خداى از خدا مىهراسند. پيامبر6فرمود: پيش هر مدّعى ننشينيد كه شما را از يقين به شك و از اخلاص به ريا و از فروتنى به تكبر و از نصيحت به دشمنى و از زهد به رغبت در دنيا فرا مىخواند. و به دانشمندى نزديك شويد كه از كبر به تواضع و فروتنى و از ريا به اخلاص و از شك به يقين و از رغبت به زهد و از دشمنى به نصيحت مىخواند.
[عالم شقى در نظر حضرت عيسى (ع)]
حضرت عيسى7فرمود: شقى ترين مردم كسى است كه در بين مردم به دانش معروف است ولى از نظر عمل مجهول است و از آن حضرت آمده كه فرمود: سنگى را ديدم كه بر او نوشته بود مرا برگردان، سنگ را برگرداندم در پشت آن نوشته بود: هر كس كه به دانش عمل نمىكند طلب دانشى كه نمىداند بر او نامبارك است و دانش او مردود است.
خداى تعالى به داود7وحى فرمود: كمترين عقوبت از هفتاد عقوبت باطنى من نسبت به بنده دانشمندى كه به علمش عمل نمىكند، اين است كه شيرينى ذكرم را از قلبش خارج مىكنم و از پيامبر6وارد شده كه فرمود: دانشى كه به آن عمل نمىشود همانند گنجى است كه خرج نمىشود و صاحب گنج در جمع آن خود را به زحمت انداخته، ولى به منفعت آن نرسيد. و از على7آمده است كه آن حضرت فرمود: دانش با عمل مقرون است پس كسى كه دانست عمل كرد و هر كس عمل كرد دانست و دانش عمل را مىطلبد اگر خواستهاش برآورده شد بسيار خوب و الّا از شخص رخت برمىبندد.
[1]- 5/ مائده، 82.
[2]- 35/ فاطر، 28.
[عالم از خدا مىترسد]
و از امام صادق7در مورد گفتار حق عز و جل:إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُآمده است كه فرمود: يعنى هر كس كردارش گفتارش را تصديق كند عالم است و هر كس كردارش گفتارش را تصديق نكند عالم نيست. (19) و از پيامبر6وارد شده كه فرمود: خداى تعالى به بعضى از انبيايش فرمود: بگو به آنانى كه براى غير دين علم مىآموزند و براى غير عمل علم مىاندوزند و دنيا را براى غير آخرت مىخواهند براى مردم پوستين ميش مىپوشند در حالى كه قلبهايشان همانند گرگ است و زبانهايشان شيرينتر از عسل و كارهايشان تلختر از صبر است: آيا با من حيلهگرى مىكنيد و مرا استهزا مىكنيد آزمايشى را براى شما در نظر مىگيرم كه حكيم در آن وامىماند. پيامبر6فرمود: مثل كسى كه نيكى را مىداند و عمل نمىكند مثل چراغى است كه به مردم روشنى مىبخشد، ولى خود را مىسوزاند.
فصل [ [2] حقوق معلّم و متعلّم]
حال كه ادب دانشمند با پروردگارش را دانستى و اينكه چگونه بايد بعد از دانش اندوزى با خداى تعالى رفتار كرد پس كيفيّت تأدبش با استادش را بدان كه چگونه بايد در حال فراگيرى و بعد از آن رفتار كند. عبد اللَّه بن حسن بن على از پدرش و او از جدش7روايت كرد كه جدش فرمود: از جمله حقوق آموزگار بر دانش آموز اين است كه دانش آموز از او زياد سؤال نكند و در جواب از او سبقت نگيرد وقتى از او روى برگرداند اصرار نكند لباس (رسمى) را به هنگام خستگى در نياورد و با دست به سمت او اشاره نكند با گوشه چشم به او ننگرد و در محفل وى مشورت نكند و از اسرار او نجويد و نگويد كه فلانى بر خلاف تو گفته است و راز او را بر ملا نكند و در نزد او غيبت نكند و در زمان حضور و غيبت استاد، او را حفظ كند و عموما به همه سلام كند و مخصوصا او را تحيّت و درود بگويد و در مقابلش بنشيند و اگر استاد نيازى دارد از همه جلوتر به خدمتش قيام كند و از طول صحبت او خسته نشود عالم همانند خرمايى است كه در انتظار بايد نشست تا كى بهرهاى از آن فرو مىريزد و دانشمند بسان روزه دار شب زنده دار مجاهد در راه خداست. وقتى دانشمندى بميرد در اسلام خللى ايجاد مىشود كه تا روز قيامت آن خلل جبران نمىشود و هفتاد هزار ملايكه مقرب آسمان طالب علم را مشايعت مىكنند.
ابن عباس گفت: من خوارى طلب را كشيدم تا به عزّت استادى رسيدم. و حكيمى گفت:
هر كس رنج ساعتى از طلب را بر خود هموار نسازد در خوارى نادانى ابد الدهر بماند و از پيامبر6روايت شد: چاپلوسى از اخلاق مؤمن نيست مگر در طلب دانش.
فصل [ [3] علم مفيد]
امام صادق7فرمود: دانش مردمان را در چهار خصلت يافتم (20): اول آنكه پروردگارت را بشناسى، دوم: آنكه كار خدا را با خود بدانى، سوم: آنكه بدانى خدا از تو چه مىخواهد و چهارم: آنكه بدانى چه چيز تو را از دينت بيرون مىكند. و از امام صادق7آمده است كه آن حضرت فرمود: خداى تعالى پيامبرى را نفرستاد جز آنكه سه پيمان از او گرفت:
اقرار به بندگى و خلع شريك از خدا و اينكه حق تبارك تعالى آنچه را بخواهد محو مىكند و آنچه را كه بخواهد اثبات مىكند.
فصل [ [4] كار و كسب مسلمان براى چيست؟]
وقتى كه نفاست اين دو گوهر (علم و عمل) را دانستى بدان كه غير اين دو گوهر باطلند و خيرى در آنها نيست و بيهودهاند و ثمرهاى بر آنها مترتب نيست، زيرا غير اين دو يا امورى هستند كه چارهاى از انجام آن نيست نظير غذا كه ضرورت انسانى است و يا امورى كه زايد بر ضرورتند.
پس دو قسم شد قسم اوّل: قوت و غذا و طلب غذا ناپسند نيست، بلكه طلب رزق از عبادت است. رسول خدا6فرمود: زحمتكش براى عيال مثل مجاهد در راه خداست. و امير المؤمنين7فرمود: تجارت كنيد خدا به شما بركت مىدهد، زيرا از رسول خدا6شنيدم مىفرمود: روزى ده قسمت است نه قسمت آن در تجارت است و يك قسمت در غير آن است. و امام صادق7فرمود: گناه مرد همين بس كه عايلهاش را بدون خرجى مىگذارد. پيامبر6فرمود: ملعون است ملعون است كسى كه عايلهاش را بدون خرجى بگذارد و بنا بر اين بايد مراعات چند چيز شود.
اوّل: بايد طلب روزى حلال و ترك حرام بلكه ترك مال شبههناك كرد، زيرا اقدام بر مال مشتبه انسان را در حرام مىافكند. رسول خدا6فرمود: كسى كه برايش تفاوت نمىكند كه از كجا كسب كند، براى خداى تعالى هم تفاوت نمىكند كه از كجا او را داخل در آتش جهنم كند.
دوم: به آنچه كه او را كفايت مىكند قناعت نمايد اگر صنعتكارى است كه در طول روز يك
دينار كار مىكند و مىداند كه يك سوم دينار براى او كافى است، يك سوم روز را كار كند باقى روز را در عبادت صرف نمايد. و اگر اميد دارد كه اگر تمام روز را كار كند يك دينار در مىآورد و دو روز ديگر را در عبادت بيشتر را در عبادت و راه خدا صرف كند و جايز است كه به اندازه خرجى سال ذخيره كند و ذخيره بيش از آن خطرناك است.
صدوق باسناد خود به ابى الدرداء روايت نمود كه رسول خدا6فرمود: هر كس تندرست صبح كند و امنيت در راهش بر قرار باشد و غذاى آن روز و شبش را داشته باشد مثل آنست كه همه دنيا را جمع كرده است اى فرزند جعشم! آن مقدار روزى بس است كه گرسنگى را درمان كند و عورت تو را بپوشاند و اگر خانهاى كه تو را پناه دهد بسيار خوب و اگر وسيلهاى كه بر آن سوار شوى چه بهتر در غير اين صورت نان و آب كوزه (تو را كافى) است و بيشتر از آن حسابى است كه بر دوش تو قرار گرفته و يا عذابى است (وبال گردن شما).
[حرص و روزى مضمون]
سوم: حرص را ترك كند زيرا حرص مذموم است صاحبش را به سرعت به مال شبههناك مىرساند و چه بسا او را در حرام مىافكند و روزى قسمت شده است و كوشش حريص آن را زياد نمىكند و نشستن قانع كمش نمىكند، پس از ائمه اطهار:وارد شده كه كسى كه نشسته روزيش داده نشود ايستاده نيز روزيش ندهند.
و پيامبر اكرم6در حجة الوداع فرمود: هيچ عملى نبود كه شما را به بهشت نزديك كند و از آتش دور كند جز آنكه به شما خبر دادم و شما را در عمل به آن تحريص كرديم و هيچ عملى نبود كه شما را به جهنم نزديك مىكرد و از بهشت دور مىكرد جز آنكه شما را بر حذر داشتم و از آن نهى كردم بدانيد كه روح الامين جبرئيل در قلب من دميد كه هيچ كس نميرد جز آنكه روزىاش را به كمال بگيرد پس كوششتان براى روزى به طور معمول باشد، دير آمدن روزى شما را وادار نكند كه با معصيت خدا آن را بجوييد. خداى تعالى ارزاق را در بين مردم به صورت حلال توزيع كرده است و حرامى را قسمت نكرد پس اگر كسى تقوا پيشهكند و صبر نمايد رزق خدايش مىآيد و هر كس پرده درى كند و تعجيل نمايد و از راه غير حلال بگيرد به قصاص آن رزق حلالش كم مىشود و در روز قيامت به خاطر آن به حساب كشيده مىشود. پيامبر6به بعضى از اصحابش فرمود: چگونهاى در ميان گروهى كه روزى سال خود را گرد مىآورند ولى ايمانشان
ضعيف است؟ وقتى صبح كردى با خود از روزى شب سخن مگو و وقتى شب كردى با خود از روزى صبح سخن مگو زيرا فردا نمىدانى اسم تو چيست (زندهاى يا مردهاى).
[ميانهروى و دورى از تبذير]
سپس در كسب خود به قانون سنت و كتاب عمل كن و از تبذير بر حذر باش زيرا خداى متعالى فرمود:إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ[1]تبذيركنندگان برادران شيطانند و رسول خدا6فرمود: هر كس تبذير كند خداى نيازمندش كند و نيز آن حضرت6فرمود: كسى كه ميانه روى كند درويش نشود، و واجب است كه ابتدا در مورد خود خرج كند و از پر خورى اجتناب كند، زيرا از پيامبر6روايت شده كه فرمود: چند لقمهاى براى فرزند آدم كافى است كه بنيه او را حفظ كند اگر ناچار بايد خورد يك سوم را براى غذا و يك سوم را براى نوشيدنىها و يك سوم را براى نفس كشيدن اختصاص دهد حضرت فرمود: سيرترين مردم بيش از همه مردم در قيامت گرسنه هستند. و نيز سيرى مهر قساوت بر قلب مىزند و اعضا را براى عبادت سنگين مىكند. در پستى و دنائت سير همين بس كه از نماز شب و قيام سبكبالان باز مىماند و او در مزبلهها (مستراحها) مىگردد، امّا مردم سبك بال داخل مساجدند.
[رفتار با فرزندان و اهل و عيال]
ديگر آنكه عيالش را به ميانه خرجى دهد بدون آنكه بر آنها سخت بگيرد و مستحب است كه بر آنها توسعه دهد و ايشان را با بر آوردن وعدههايش خوشحال سازد. و از ابى الحسن موسى7آمده است كه فرمود: وقتى به كودكان وعده داديد وفاى به آن نماييد، زيرا ايشان خيال مىكنند كه شما به ايشان روزى مىدهيد. خداى تعالى به خاطر چيزى همانند خشم براى زنان و فرزندان خشمگين نمىشود و مخصوصا در روزهاى جمعه ميوه براى ايشان ببريد امير المؤمنين7فرمود: شبانگاه هر شب جمعه براى فرزندانتان ميوه ببريد تا آنكه ايشان از جمعه خوشحال باشند.
[رفتار با پدر و مادر]
مستحب است كه والدين را اكرام كنند مخصوصا مادر. امام صادق7فرمود: بهترين
[1]- 17/ اسراء، 27.
اعمال، نماز در وقت و خوبى به پدر و مادر و جهاد در راه خداست. روايت شده است كه وقتى حضرت موسى با خدايش مناجات مىكرد مردى را در زير ساق عرش ديد كه نماز مىگزارد و از مكانش غبطه خورد و عرض كرد پروردگارا! به چه چيز بندهات را به اين مقام بالا بردى؟ فرمود:
اى موسى ايشان به پدر و مادرش نيكويى مىكرد و نمّامى نمىكرد. مردى به نزد پيامبر6آمد و عرضه داشت: اى رسول خدا6هيچ كار بدى نبود كه انجام نداده باشم آيا توبه من قبول است؟ آن حضرت به او فرمود: آيا از پدر و مادرت كسى باقى مانده است؟ عرضه داشت: آرى پدرم فرمود: برو با او به نيكويى رفتار كن. وقتى بازگشت حضرت فرمود: اى كاش مادرش بود. و فرمود: هر كس دوست دارد كه عمرش دراز شود و روزى او گشاده شود پس با پدر و مادرش صله رحم كند، زيرا ارتباط با آن دو اطاعت خداست. و مردى به ابى عبد اللَّه7عرض كرد:
پدرم پير شده وقتى كارى دارد ما او را بر دوش مىگيريم. فرمود: اگر مىتوانى خود بدوشش بگيرى اين كار را بكن! زيرا سپر روز قيامت توست. و فرمود چه چيز مانع شماست كه به پدر و مادرتان در حال حيات و ممات نيكويى كنيد! نمازشان را بياوريد! و به نيت ايشان صدقه دهيد! و روزهاشان را بگيريد! و آن اعمال علاوه بر آنكه براى پدر و مادر محسوب مىشود مثل آن اعمال براى شما نيز محسوب مىگردد و خداى تعالى به كرمش بهره فراوانى را بر آن مىافزايد. و از حق پدر بر فرزند آن است كه فرزند نام پدر را به صراحت نبرد و جلوتر از او راه نرود و قبل از او ننشيند. مردى عرضه داشت اى رسول خدا6حق فرزندم چيست؟ فرمود: اسم نيكو بر او بگذارى و خوب تربيتش كنى و موقعيت خوبى به او بدهى.
فصل [5] رفتار با فرزند
حضرت رسول خدا6فرمود: از جمله سعادت مرد فرزند صالح است و فرمود: فرزند ريحانه خدا براى پدر است كه ميان بندگان قسمت كرده است و ريحانه من حسن و حسين8است كه به اسم دو سبط بنى اسرائيل شبّر و شبير نام گذاشتم. و فضل بن ابى قرّه از ابى عبد اللَّه امام صادق7روايت كرد و آن حضرت فرمود كه رسول خدا6فرمود:
عيسى بن مريم7از قبرى گذشت كه صاحب قبر در عذاب بود سالى ديگر از آن گذشت متوجه شد كه وى ديگر عذاب نمىشود عرضه داشت پروردگارا! در سال گذشته از اين قبر گذشتم او عذاب مىشد، ولى امسال عذاب نمىشود؟ خداى تعالى به عيسى (ع) وحى فرمود:
فرزند صالحى از اين مرد بوجود آمد كه راهى را درست كرد و يتيمى را پناه داد به همين خاطر به
سبب عمل فرزندش او را آمرزيدم سپس رسول خدا6فرمود: ميراث خداى تعالى از بنده مؤمنش فرزند صالحى است كه بعد از پدر خداى تعالى را عبادت كند. سپس امام صادق7آيه زكريا (ع) را قرائت كرد كه:فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا[1]پروردگارا از خودت به من فرزندى ببخش كه وارث من و آل يعقوب شود و خدايا او را مورد رضايت خود قرار بده.
[نامگذارى فرزندان]
و پيامبر6فرمود: هر كس چهار فرزند داشته باشد، و هيچ كدام را به نام من نامگذارى نكند به من جفا كرده است. و از سليمان جعفرى روايت شده كه گفت از ابا الحسن (ع) شنيدم مىفرمود: فقر داخل خانهاى كه در آن نام محمد و يا احمد و يا على و يا حسن و يا حسين و يا جعفر و يا طالب و يا عبد الله و يا فاطمه باشد نمىشود. و از ابى جعفر7نقل شده كه فرمود: شيطان وقتى صداى كسى را كه به اسم محمد و يا على صدا مىزند بشنود مانند سرب ذوب مىشود. امام رضا7فرمود: خانه كه در آن محمد باشد روزگار اهل آن خانه به خوبى مىگذرد. و از امام صادق7روايت شده است كه فرمود: هيچ فرزندى از ما متولد نمىشود جز آنكه نام او را محمد مىگذاريم و وقتى هفت روز گذشت اگر خواستيم اسم او را تغيير مىدهيم و الّا بر همان اسم باقى مىگذاريم و فرمود: نامهاى نيكو بگذاريد زيرا روز قيامت به آن نامها صدايشان مىزنند و مىگويند: اى فلان پسر فلان! به سوى نورت برخيز! و اى فلان پسر فلان! برخيز! ولى نورى ندارى. محمد بن يعقوب با وسايط به حسن بن احمد منقرى از بعضى از اصحاب ما از ابى عبد الله (ع) روايت كرد فرمود: اگر زن شما فرزندى در شكم دارد و بر آن فرزند چهار ماه بگذرد پس با وى رو به قبله بايستد و بر پهلوى او زند و بگويد: «اللّهم إنّى قد سمّيته محمّدا»: خدايا من نامش را محمد گذاشتم خداى تعالى او را پسر قرار مىدهد. اگر به وعده خودش عمل كرد و همان اسم را گذاشت خداى تعالى آن فرزند را بر او مبارك مىكند و اگر آن اسم را تغيير داد خداى متعال اختيار دارد اگر خواست آن فرزند را باقى مىگذارد و اگر خواست مىميراند. و از سهل بن زياد از بعضى اصحابش به وسايط از امام نقل كرد فرمود:
رسول خدا6فرمود: هر كس بچهاى در شكم زنش دارد، اگر نيت كند كه اسم او را محمد يا على بگذارد فرزند او پسر خواهد شد. وقتى بشارت فرزندى به امام زين العابدين7
[1]- 19/ مريم، 6.