ابن عباس گفت: من خوارى طلب را كشيدم تا به عزّت استادى رسيدم. و حكيمى گفت:
هر كس رنج ساعتى از طلب را بر خود هموار نسازد در خوارى نادانى ابد الدهر بماند و از پيامبر6روايت شد: چاپلوسى از اخلاق مؤمن نيست مگر در طلب دانش.
فصل [ [3] علم مفيد]
امام صادق7فرمود: دانش مردمان را در چهار خصلت يافتم (20): اول آنكه پروردگارت را بشناسى، دوم: آنكه كار خدا را با خود بدانى، سوم: آنكه بدانى خدا از تو چه مىخواهد و چهارم: آنكه بدانى چه چيز تو را از دينت بيرون مىكند. و از امام صادق7آمده است كه آن حضرت فرمود: خداى تعالى پيامبرى را نفرستاد جز آنكه سه پيمان از او گرفت:
اقرار به بندگى و خلع شريك از خدا و اينكه حق تبارك تعالى آنچه را بخواهد محو مىكند و آنچه را كه بخواهد اثبات مىكند.
فصل [ [4] كار و كسب مسلمان براى چيست؟]
وقتى كه نفاست اين دو گوهر (علم و عمل) را دانستى بدان كه غير اين دو گوهر باطلند و خيرى در آنها نيست و بيهودهاند و ثمرهاى بر آنها مترتب نيست، زيرا غير اين دو يا امورى هستند كه چارهاى از انجام آن نيست نظير غذا كه ضرورت انسانى است و يا امورى كه زايد بر ضرورتند.
پس دو قسم شد قسم اوّل: قوت و غذا و طلب غذا ناپسند نيست، بلكه طلب رزق از عبادت است. رسول خدا6فرمود: زحمتكش براى عيال مثل مجاهد در راه خداست. و امير المؤمنين7فرمود: تجارت كنيد خدا به شما بركت مىدهد، زيرا از رسول خدا6شنيدم مىفرمود: روزى ده قسمت است نه قسمت آن در تجارت است و يك قسمت در غير آن است. و امام صادق7فرمود: گناه مرد همين بس كه عايلهاش را بدون خرجى مىگذارد. پيامبر6فرمود: ملعون است ملعون است كسى كه عايلهاش را بدون خرجى بگذارد و بنا بر اين بايد مراعات چند چيز شود.
اوّل: بايد طلب روزى حلال و ترك حرام بلكه ترك مال شبههناك كرد، زيرا اقدام بر مال مشتبه انسان را در حرام مىافكند. رسول خدا6فرمود: كسى كه برايش تفاوت نمىكند كه از كجا كسب كند، براى خداى تعالى هم تفاوت نمىكند كه از كجا او را داخل در آتش جهنم كند.
دوم: به آنچه كه او را كفايت مىكند قناعت نمايد اگر صنعتكارى است كه در طول روز يك
دينار كار مىكند و مىداند كه يك سوم دينار براى او كافى است، يك سوم روز را كار كند باقى روز را در عبادت صرف نمايد. و اگر اميد دارد كه اگر تمام روز را كار كند يك دينار در مىآورد و دو روز ديگر را در عبادت بيشتر را در عبادت و راه خدا صرف كند و جايز است كه به اندازه خرجى سال ذخيره كند و ذخيره بيش از آن خطرناك است.
صدوق باسناد خود به ابى الدرداء روايت نمود كه رسول خدا6فرمود: هر كس تندرست صبح كند و امنيت در راهش بر قرار باشد و غذاى آن روز و شبش را داشته باشد مثل آنست كه همه دنيا را جمع كرده است اى فرزند جعشم! آن مقدار روزى بس است كه گرسنگى را درمان كند و عورت تو را بپوشاند و اگر خانهاى كه تو را پناه دهد بسيار خوب و اگر وسيلهاى كه بر آن سوار شوى چه بهتر در غير اين صورت نان و آب كوزه (تو را كافى) است و بيشتر از آن حسابى است كه بر دوش تو قرار گرفته و يا عذابى است (وبال گردن شما).
[حرص و روزى مضمون]
سوم: حرص را ترك كند زيرا حرص مذموم است صاحبش را به سرعت به مال شبههناك مىرساند و چه بسا او را در حرام مىافكند و روزى قسمت شده است و كوشش حريص آن را زياد نمىكند و نشستن قانع كمش نمىكند، پس از ائمه اطهار:وارد شده كه كسى كه نشسته روزيش داده نشود ايستاده نيز روزيش ندهند.
و پيامبر اكرم6در حجة الوداع فرمود: هيچ عملى نبود كه شما را به بهشت نزديك كند و از آتش دور كند جز آنكه به شما خبر دادم و شما را در عمل به آن تحريص كرديم و هيچ عملى نبود كه شما را به جهنم نزديك مىكرد و از بهشت دور مىكرد جز آنكه شما را بر حذر داشتم و از آن نهى كردم بدانيد كه روح الامين جبرئيل در قلب من دميد كه هيچ كس نميرد جز آنكه روزىاش را به كمال بگيرد پس كوششتان براى روزى به طور معمول باشد، دير آمدن روزى شما را وادار نكند كه با معصيت خدا آن را بجوييد. خداى تعالى ارزاق را در بين مردم به صورت حلال توزيع كرده است و حرامى را قسمت نكرد پس اگر كسى تقوا پيشهكند و صبر نمايد رزق خدايش مىآيد و هر كس پرده درى كند و تعجيل نمايد و از راه غير حلال بگيرد به قصاص آن رزق حلالش كم مىشود و در روز قيامت به خاطر آن به حساب كشيده مىشود. پيامبر6به بعضى از اصحابش فرمود: چگونهاى در ميان گروهى كه روزى سال خود را گرد مىآورند ولى ايمانشان
ضعيف است؟ وقتى صبح كردى با خود از روزى شب سخن مگو و وقتى شب كردى با خود از روزى صبح سخن مگو زيرا فردا نمىدانى اسم تو چيست (زندهاى يا مردهاى).
[ميانهروى و دورى از تبذير]
سپس در كسب خود به قانون سنت و كتاب عمل كن و از تبذير بر حذر باش زيرا خداى متعالى فرمود:إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ[1]تبذيركنندگان برادران شيطانند و رسول خدا6فرمود: هر كس تبذير كند خداى نيازمندش كند و نيز آن حضرت6فرمود: كسى كه ميانه روى كند درويش نشود، و واجب است كه ابتدا در مورد خود خرج كند و از پر خورى اجتناب كند، زيرا از پيامبر6روايت شده كه فرمود: چند لقمهاى براى فرزند آدم كافى است كه بنيه او را حفظ كند اگر ناچار بايد خورد يك سوم را براى غذا و يك سوم را براى نوشيدنىها و يك سوم را براى نفس كشيدن اختصاص دهد حضرت فرمود: سيرترين مردم بيش از همه مردم در قيامت گرسنه هستند. و نيز سيرى مهر قساوت بر قلب مىزند و اعضا را براى عبادت سنگين مىكند. در پستى و دنائت سير همين بس كه از نماز شب و قيام سبكبالان باز مىماند و او در مزبلهها (مستراحها) مىگردد، امّا مردم سبك بال داخل مساجدند.
[رفتار با فرزندان و اهل و عيال]
ديگر آنكه عيالش را به ميانه خرجى دهد بدون آنكه بر آنها سخت بگيرد و مستحب است كه بر آنها توسعه دهد و ايشان را با بر آوردن وعدههايش خوشحال سازد. و از ابى الحسن موسى7آمده است كه فرمود: وقتى به كودكان وعده داديد وفاى به آن نماييد، زيرا ايشان خيال مىكنند كه شما به ايشان روزى مىدهيد. خداى تعالى به خاطر چيزى همانند خشم براى زنان و فرزندان خشمگين نمىشود و مخصوصا در روزهاى جمعه ميوه براى ايشان ببريد امير المؤمنين7فرمود: شبانگاه هر شب جمعه براى فرزندانتان ميوه ببريد تا آنكه ايشان از جمعه خوشحال باشند.
[رفتار با پدر و مادر]
مستحب است كه والدين را اكرام كنند مخصوصا مادر. امام صادق7فرمود: بهترين
[1]- 17/ اسراء، 27.
اعمال، نماز در وقت و خوبى به پدر و مادر و جهاد در راه خداست. روايت شده است كه وقتى حضرت موسى با خدايش مناجات مىكرد مردى را در زير ساق عرش ديد كه نماز مىگزارد و از مكانش غبطه خورد و عرض كرد پروردگارا! به چه چيز بندهات را به اين مقام بالا بردى؟ فرمود:
اى موسى ايشان به پدر و مادرش نيكويى مىكرد و نمّامى نمىكرد. مردى به نزد پيامبر6آمد و عرضه داشت: اى رسول خدا6هيچ كار بدى نبود كه انجام نداده باشم آيا توبه من قبول است؟ آن حضرت به او فرمود: آيا از پدر و مادرت كسى باقى مانده است؟ عرضه داشت: آرى پدرم فرمود: برو با او به نيكويى رفتار كن. وقتى بازگشت حضرت فرمود: اى كاش مادرش بود. و فرمود: هر كس دوست دارد كه عمرش دراز شود و روزى او گشاده شود پس با پدر و مادرش صله رحم كند، زيرا ارتباط با آن دو اطاعت خداست. و مردى به ابى عبد اللَّه7عرض كرد:
پدرم پير شده وقتى كارى دارد ما او را بر دوش مىگيريم. فرمود: اگر مىتوانى خود بدوشش بگيرى اين كار را بكن! زيرا سپر روز قيامت توست. و فرمود چه چيز مانع شماست كه به پدر و مادرتان در حال حيات و ممات نيكويى كنيد! نمازشان را بياوريد! و به نيت ايشان صدقه دهيد! و روزهاشان را بگيريد! و آن اعمال علاوه بر آنكه براى پدر و مادر محسوب مىشود مثل آن اعمال براى شما نيز محسوب مىگردد و خداى تعالى به كرمش بهره فراوانى را بر آن مىافزايد. و از حق پدر بر فرزند آن است كه فرزند نام پدر را به صراحت نبرد و جلوتر از او راه نرود و قبل از او ننشيند. مردى عرضه داشت اى رسول خدا6حق فرزندم چيست؟ فرمود: اسم نيكو بر او بگذارى و خوب تربيتش كنى و موقعيت خوبى به او بدهى.
فصل [5] رفتار با فرزند
حضرت رسول خدا6فرمود: از جمله سعادت مرد فرزند صالح است و فرمود: فرزند ريحانه خدا براى پدر است كه ميان بندگان قسمت كرده است و ريحانه من حسن و حسين8است كه به اسم دو سبط بنى اسرائيل شبّر و شبير نام گذاشتم. و فضل بن ابى قرّه از ابى عبد اللَّه امام صادق7روايت كرد و آن حضرت فرمود كه رسول خدا6فرمود:
عيسى بن مريم7از قبرى گذشت كه صاحب قبر در عذاب بود سالى ديگر از آن گذشت متوجه شد كه وى ديگر عذاب نمىشود عرضه داشت پروردگارا! در سال گذشته از اين قبر گذشتم او عذاب مىشد، ولى امسال عذاب نمىشود؟ خداى تعالى به عيسى (ع) وحى فرمود:
فرزند صالحى از اين مرد بوجود آمد كه راهى را درست كرد و يتيمى را پناه داد به همين خاطر به
سبب عمل فرزندش او را آمرزيدم سپس رسول خدا6فرمود: ميراث خداى تعالى از بنده مؤمنش فرزند صالحى است كه بعد از پدر خداى تعالى را عبادت كند. سپس امام صادق7آيه زكريا (ع) را قرائت كرد كه:فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا[1]پروردگارا از خودت به من فرزندى ببخش كه وارث من و آل يعقوب شود و خدايا او را مورد رضايت خود قرار بده.
[نامگذارى فرزندان]
و پيامبر6فرمود: هر كس چهار فرزند داشته باشد، و هيچ كدام را به نام من نامگذارى نكند به من جفا كرده است. و از سليمان جعفرى روايت شده كه گفت از ابا الحسن (ع) شنيدم مىفرمود: فقر داخل خانهاى كه در آن نام محمد و يا احمد و يا على و يا حسن و يا حسين و يا جعفر و يا طالب و يا عبد الله و يا فاطمه باشد نمىشود. و از ابى جعفر7نقل شده كه فرمود: شيطان وقتى صداى كسى را كه به اسم محمد و يا على صدا مىزند بشنود مانند سرب ذوب مىشود. امام رضا7فرمود: خانه كه در آن محمد باشد روزگار اهل آن خانه به خوبى مىگذرد. و از امام صادق7روايت شده است كه فرمود: هيچ فرزندى از ما متولد نمىشود جز آنكه نام او را محمد مىگذاريم و وقتى هفت روز گذشت اگر خواستيم اسم او را تغيير مىدهيم و الّا بر همان اسم باقى مىگذاريم و فرمود: نامهاى نيكو بگذاريد زيرا روز قيامت به آن نامها صدايشان مىزنند و مىگويند: اى فلان پسر فلان! به سوى نورت برخيز! و اى فلان پسر فلان! برخيز! ولى نورى ندارى. محمد بن يعقوب با وسايط به حسن بن احمد منقرى از بعضى از اصحاب ما از ابى عبد الله (ع) روايت كرد فرمود: اگر زن شما فرزندى در شكم دارد و بر آن فرزند چهار ماه بگذرد پس با وى رو به قبله بايستد و بر پهلوى او زند و بگويد: «اللّهم إنّى قد سمّيته محمّدا»: خدايا من نامش را محمد گذاشتم خداى تعالى او را پسر قرار مىدهد. اگر به وعده خودش عمل كرد و همان اسم را گذاشت خداى تعالى آن فرزند را بر او مبارك مىكند و اگر آن اسم را تغيير داد خداى متعال اختيار دارد اگر خواست آن فرزند را باقى مىگذارد و اگر خواست مىميراند. و از سهل بن زياد از بعضى اصحابش به وسايط از امام نقل كرد فرمود:
رسول خدا6فرمود: هر كس بچهاى در شكم زنش دارد، اگر نيت كند كه اسم او را محمد يا على بگذارد فرزند او پسر خواهد شد. وقتى بشارت فرزندى به امام زين العابدين7
[1]- 19/ مريم، 6.
مىرسيد سؤال نمىكرد كه آيا پسر است و يا دختر، بلكه مىپرسيد آيا سالم است؟ وقتى سالم بود، مىفرمود: «الحمد للَّه الّذى لم يخلق منّى شيئا مشّوّها» حمد خدايى را كه از من فرزندى ناقص الخلقه خلق نكرد. و امام كاظم7مىفرمود: سعادتمند شد مردى كه نميرد تا ببيند فرزندى از خود بجاى مىگذارد سپس فرمود: خداى تعالى جانشين مرا به من نشان داد. و به ابا الحسن7اشاره كرد و امام صادق7فرمود: خداى تعالى به خاطر دوستى فراوان پدر به فرزند به پدر رحم مىكند. و مردى از انصار به ابى عبد الله امام صادق7گفت: به چه كسى نيكويى كنم؟ فرمود: به پدر و مادرت. عرضه داشت آن دو مردند.
فرمود: به فرزندت نيكويى كن.
از امام صادق7آمده كه فرمود: رسول خدا فرمود: كودكان را دوست داشته باشيد و به ايشان رحم كنيد! اگر به ايشان وعدهاى مىدهيد، وفا كنيد، زيرا ايشان فكر مىكنند كه شما به ايشان روزى مىدهيد. و آن حضرت (ع) فرمود: خداى بيامرزد مردى را كه به درست كارى فرزندش كمك كند و آن اينكه از بديهايش بگذرد و وقتى با خداى خود راز و نياز مىكند براى فرزندش دعا كند. و فرمود: هر كس فرزندش را ببوسد حسنهاى براى او نوشته مىشود و هر كس او را خوشحال سازد، خداى تعالى او را خوشحال مىكند، و هر كس به او قرآن بياموزد پدر و مادرش را بخواهند و به ايشان حله بپوشانند كه از نور آن صورت اهل بهشت بدرخشد. و مردى به خدمت پيامبر6آمد، عرضه داشت من هرگز فرزندم را نبوسيدم. وقتى بازگشت پيامبر6فرمود: اين در نزد ما مردى اهل آتش است. و آن حضرت مردى از انصار را ديد كه يكى از فرزندانش را بوسيد و ديگرى را ترك كرد حضرت فرمود. چرا بين آن دو مساوات نكردى؟ شخصى نقل كرد من از پسرم به امام ابى الحسن موسى7شكايت كردم، حضرت فرمود: او را مزن و با او قهر كن ولى طولش مده. و پيامبر6وقتى صبح مىشد دستش را بر سر فرزند و فرزند فرزندش مىكشيد و روزى با مردم نماز مىگذاشت ولى دو ركعت آخر نماز را كوتاه نمود وقتى تمام شد مردم عرضه داشتند: اى رسول خدا! ديديم كه نماز را كوتاه كردى آيا به هنگام نماز كارى پيش آمد؟ فرمود كار چه بود؟ گفتند: در دو ركعت آخر، نماز را كوتاه كردى. حضرت فرمود:
آيا ناله طفل را نشنيديد! و در حديث ديگر آمده است كه حضرت فرمود: ترسيدم كه خاطر پدرش مشغول شود.
[فضيلت نگهدارى دختران]
و امام صادق7فرمود: حضرت ابراهيم از پروردگارش خواست كه دخترى به او دهد كه بعد از مرگش بر او گريه و ندبه كند. پيامبر فرمود: دختران فرزندان خوبى هستند مهربان و گشاده روى پناه دهنده و مؤنس و مبارك و شپشگيرنده هستند.[1]و ابو عبد الله7فرمود: هر كس آرزوى مرگ دخترانش را بكند از اجرايشان (دختران) محروم ماند و با معصيت خداى را ملاقات كند و حضرت7فرمود: هر كس بر فرزندش نفرين كند خداى تعالى او را فقير كند و فرمود دختران حسنه هستند و پسران نعمتند و خداى تعالى بر حسنه اجر مىدهد و از نعمت حساب مىكشد. پيامبر6فرمود: هر كس خرجى سه دختر يا سه خواهرش را بدهد بهشت بر او واجب است پرسيدند اى رسول خدا! خرج دو نفر را نيز؟، فرمود بله و دو نفر گفتند: اى رسول خدا! و يك نفر؟، فرمود: و يك نفر. و حضرت6فرمود: هر كس سه دختر و سه خواهر را سرپرستى كند و بر جاى دادن ايشان صبر كند تا آنكه شوهر كنند يا آنكه بميرند و در قبر جاى كنند من و او همانند اين دو انگشت (به انگشت شهادت و وسط اشاره كرد) در بهشت جاى داريم عرض كردم: اى رسول خدا! و دو تا؟، فرمود: و دو تا عرضه داشتم: و يكى، فرمود و يكى. مردى را دخترى متولد شد حضرت امام صادق7او را در حال خشم ديد به او فرمود: اگر خداى تعالى به تو وحى مىكرد كه من براى تو اختيار كنم يا خودت براى خودت اختيار كنى تو در جواب حق سبحانه چه مىگفتى؟
جواب داد من مىگفتم: پروردگارا! تو براى من اختيار كن حضرت7فرمود: خداى تعالى براى تو اختيار كرد سپس فرمود بجاى پسرى كه عالم همراه موسى او را كشت در اين گفتار حق سبحان:فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماًما خواستيم كه پروردگارشان فرزندى بهتر و صالحتر و رحيمتر به آن پدر و مادر دهد[2]خداى تعالى دخترى به آن پدر و مادر داد كه از آن دختر هفتاد پيامبر بوجود آمد.
[1]علت اينكه فرمود شپشگيرندهاند، آنست كه چون انبيا و ائمه اطهار:براى تربيت به اندازه فهم مردم سخن مىگفتند لذا براى القاى محبت در مردمى كه دختران را زنده به گور مىكردند و قدر اين موهبت الهى را كه بقاى نوع به آن است نمىدانستند به آن اعرابى كه از مدنيّت بويى نبرده بود اندكى از محبتهاى دختران را كه مشهود وى بود بيان فرمود.
[2]- 18/ كهف، 81.
[صله رحم]
پيامبر6فرمود: به حاضران و غايبان امتم و كسانى كه در صلب مردان و رحم زنانند تا روز قيامت، سفارش مىكنم كه صله رحم نمايند گر چه يك سال راه باشد زيرا صله رحم از دين است. و فرمود: در روز قيامت امانت و رحم در دو جانب پل صراط هستند. پس اگر كسى كه صله رحم مىكند و امانت را به صاحبش رد مىكند از آن پل عبور كند به سلامت از آن رد مىشود و وقتى خاين در امانت و قاطع رحم از آن عبور كنند هيچ عملى ايشان را فايده نمىبخشد و از صراط در آتش مىافتند. حضرت فرمود: جبرئيل در باره زن سفارش مىكرد حتى من گمان كردم كه طلاق زن جز به خاطر گناه آشكار سزاوار نيست. و فرمود: در دو ضعيف: زن و يتيم، از خداى بترسيد. و فرمود: حق زن بر مرد اين است كه گرسنگى او را بر طرف كند و عورت او را بپوشاند و از او روى در هم نكشد وقتى چنين كرد به خداى قسم حق او را ادا نمود.
فصل [6] كسب و كار و ارزش آن
[پاره 1]
مطالبى كه در مورد كاسب و عيالدار و در مورد كسب روزى به كفايت و خرج نمودن آن دانستى قانون كلى بود كه شارع به طور عموم امر فرموده است. عمر بن يزيد از امام صادق7روايت كرد فرمود: من براى نيازى كه خدا كفايتش كرد وارد كارى مىشوم ورود من در كار جز براى آن نيست كه مىخواهم خداى مرا ببيند كه در طلب حلال روز را مىگذرانم آيا گفتار خداى تعالى را نشنيدى:فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ[1]وقتى نماز به پايان رسيد در زمين منتشر شويد و از روزى و فضل خدا طلب كنيد. آيا اگر مردى وارد خانهاى شود و در آن را گل بگيرد بعد بگويد روزى من از آسمان نازل مىشود اين مرد جزء آن سه شخصى خواهد بود كه دعايى از او به اجابت نمىرسد. گفت: عرضه داشتم آن سه نفر كيانند؟ فرمود: مردى كه زنى دارد و نفرينش مىكند و خداى اجابتش نمىكند، زيرا عصمت زن در دست اوست اگر بخواهد او را رها مىكند. و مردى كه بر ديگرى حقى دارد و شاهد نمىگيرد و آن شخص منكر حقش مىشود آنگاه نفرين مىكند خداى اجابت نمىكند زيرا وى ترك امر الهى كرده است (يعنى از آيهوَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ[2]تخطى كرده است). و مردى كه
[1]- 62/ جمعه، 9.
[2]- 2/ بقره، 282.