را براى كسى بازگو نكنيم.
امام صادق7فرمود:
آنچه درمجالس گفته مىشود امانت است و كسى حق ندارد، سخنهم صحبتخود را براى ديگرى بازگو كند مگر آنكه با اجازه او بوده و يا نقل آن، بيان خوبى او باشد[1](مانند آن كه كسى در مجالس خصوصى، همسفران خود را به نيكى به عبادت و امثال آن تشويق و ترغيب كرده و اين مطلب براى ديگرى بازگو شود).
رسول خدا6در اين زمينه فرمود:
مجالس امانت اند و فاش كردن راز برادر دينى، خيانت است پس از اين كار دورى كن.[2]
و در حديث ديگرى فرمود:
وقتى دو نفر با يكديگر در جلسهاى صحبت مىكنند، آنچه با يكديگر در ميان مىگذارند امانت خدا است، پس جايز نيست كه يكى از آنها بر خلاف ميل برادر دينىاش آنچه كه او ميل به افشاى آن ندارد را بازگو كند.[3]
[1]- كافى، ج 2، ص 660
[2]- بحار الانوار، ج 74، ص 89
[3]- تنبيه الخواطر، ج 1، ص 98
48- مدارا با حيوانات
حاجيان درسفر حج بايد تمرين كنند تا علاوه بر افراد بشر به حيوانات نيز آزار نرسانند و حقوق همگان را رعايت كنند.
يكى از توصيههاى معصومين:رفق و مدارا با چهار پايانى بود كه حاجيان به عنوان مركب در سفر حج از آنها استفاده مىكردند.
امام سجاد7با شترى چهل مرتبه به حج رفت و در اين مسير طولانى و خطرناك، يك تازيانه به آن حيوان نزد.[1]
اسماعيلبن ابى زياد به اسناد خود نقل كرده كه رسول خدا6فرمود:
هر چهارپايى به گردن صاحب خود حقوقى دارد:
هر گاه درمنزلى فرود آمد، ابتدا به آن علوفه دهد و چون از كنار آب مىگذرد به آن آب دهد، به صورت آن نزند، و جز در راه خدا بر پشت آن سوار نگردد، بيش از توان او بار بر آن حمل نكند و بيش از طاقتش آن را راه نبرد.[2]
سكونى به اسناد خود از رسول خدا6نقل كرده كه
[1]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 191
[2]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 187
فرمود:
خداوند متعال مدارا را دوست دارد و مدارا كننده را كمك مىدهد، پس هنگامى كه بر چهار پاى لاغرى سوار شديد، در مكان محل استراحت آنان فرود آييد، اگر زمين آن محل خشك و بى علف بود آن را زودتر حركت دهيد و اگر زمين سرسبز بود پس آنجا فرود آييد (و آنها را راحت بگذاريد).[1]
در حديث ديگرى رسول خدا6فرمود:
هر يك از شما با چهارپايى مسافرت كرد، موقع فرود آمدن در هر منزلى ابتدا به آن آب و علف دهد.[2]
ابن فضال از حماد لحام نقل كرده كه گفت:
قطار شترى از كنار امام صادق7گذر مىكرد، آن حضرت شتر بار كشى را ديد كه بارش كج شده، فرمود:
اى غلام، با اين شتر به عدالت رفتار كن. پس همانا خداوندمتعال عدالت را دوست مىدارد.[3]
گرچه در اين زمان كسى از حيوانات به عنوان وسيله نقليه استفاده نمىكند، ليكن شايد بتوان اين استفاده را از روايات داشت كه حاجيان موظفاند در حفظ و حراست از وسائل نقليه عمومى مانند هواپيما، اتوبوس و ... كوشا و مراقب باشند.
[1]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 189
[2]- همان.
[3]- همان، ص 191
49- صبر در برابر مشكلات
طبيعت سفر، همواره با سختى و مشكلات همراه است، نظم زندگى به هم مىخورد و دشوارىهاى ناخواستهاى بر انسان تحميل مىشود، بهترين راه مقابله با اين سختىها، صبر و بردبارى است.
امام صادق7فرمود:
«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ ... وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَة».[1]
«هنگامى كه اراده حج نمودى، دنيا و راحتى را رها كن ...»
محرم شدن، از محرمات احرام پرهيز كردن، در بين جمعيت انبوه حاجيان طواف كردن، حضور در صحراى عرفات، كوچ از عرفات به مشعر و در صحراى فاقد امكانات شبى را تا صبح به سر بردن، پياده به سوى منا در ميان آن جمعيت حركت نمودن و سپس رمى جمرات و سر تراشيدن و ... سختىهايى دارد كه اگر حاجى عاشقانه هر يك از آنها را انجام دهد، سختىها به لذت روحى مبدّل خواهد شد.
در روايت ديگرى امام صادق7فرمود:
«مَا مِنْ مَلِكٍ وَ لا سُوقَةٍ يَصِلُ إِلَى الْحَجِّ إِلَّا
[1]- مستدركالوسائل، ج 10، ص 172
بِمَشَقَّةٍ فِي تَغْيِيرِ مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ رِيحٍ أَوْ شَمْسٍ لا يَسْتَطِيعُ رَدَّهَا وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ».[1]
«هيچ پادشاه و نه هيچ رعيتى به حج نمىرسد مگر اينكه نوعى مشقت و ناگوارى در غذا، آشاميدنىها، باد توفان، خورشيد و گرماى هوا او را تحت تأثير قرار مىدهد و اين است معنى فرموده خداوند بلند مرتبه كه «اين چهار پايان هستندكه بارهاى شما را به شهر حمل مىكنند و اگر آنها نبودند شما بامشقت و جان كندن آن را مىبرديد، همانان پروردگار شما مهربان و رحيم است.»
در روايت ديگرى امام صادق7فرمود:
«وَ مَا أَحَدٌ يَبْلُغُهُ حَتَّى تَنَالَهُ الْمَشَقَّةُ».[2]
هيچ كس به حج دست نمىيابد مگر اينكه مشقت و سختى به او مىرسد.
تحمل سختى و رنج، خود بخشى از فلسفه حج
[1]- كافى، ج 4، ص 253
[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 112
است كه در آن، انسان ساخته شده و به ضعف خويش در برابر خداوند بيشتر پى مىبرد.
علىبن موسى الرضا7فرمود:
«وَ عِلَّةُ اْلحَجِّ ... وَ ما فِيهِ مِن اسْتِخْراجِ اْلأَمْوالِ وَ تَعْبِ اْلأَبْدانِ وَ حَظٌرِها عَنِ الشَّهَواتِ وَ الَّلذَّاتِ ...»[1]
«پرداخت اموال، سختى بدنها، دورماندن ازشهوات و لذات و ... بخشى از فلسفه وجوب حج است.»
امام صادق7فرمود:
پدرم امام باقر7پيوسته مىفرمود:
حج از نماز و روزه برتر است، همانا نمازگزار ساعتى و روزهدار، يك روز از اهل خود دور مىشود، اما حاجى بدن خود را به رنج مىافكند و نفس خود را به سختى و اميد وا مىدارد و مال خود را انفاق و مدتى طولانى از خانواده خود دور مىماند ...[2]
از جمله سختىهاى حج، تحمل گرما در فصل تابستان، به خصوص هنگام حضور در عرفات و منا است.
[1]- كافى، ج 4، ص 255، ح 14
[2]- مسند احمد، ج 4، ص 114
رسول خدا6فرمود:
«وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى حَرِّ مَكَّةَ سَاعَةً تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ وَ تَقَرَّبَتْ مِنْهُ الْجَنَّةُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ».[1]
«و كسى كه يك ساعت بر گرماى مكه صبر كند، دوزخ يك صد سال از وى دور و بهشت يك صد سال به وى نزديك مىگردد.»
تحمل گرما و ساخته شدن و ايجاد تحول روحى، انسان حج گزار را به خدا نزديك و از آتش دور مىكند و بر اساس فرموده ائمه معصومين:اجر كسانى كه در سرما و گرما حج به جا مىآورند از ديگران بالاتر است.[2]
در ره منزل ليلى كه خطرهاست به جان
شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى
گرچه امروزه امكانات فراوانى براى حاجيان فراهم شده و منازل به حرمين نزديكتر و راهها هموارتر و رفت و آمدها سهلتر و آب و غذا فراوان و بهداشتى و خيمههاى منا ضدآتش و داراى كولر است و آب و
[1]- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 364، ح 11088
[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 174، ح 14558
ساير نيازمندىهاى حجاج به موقع تأمين مىگردد، ليكن درعين حال اين سفر دشوارىهايى دارد كه بايد با صبر و حوصله آنها را تحمل و از كنار آن عبور نمود.
50- مواعظ لقمان به مسافران
امام صادق7فرمود:
لقمان به پسرش گفت:
هرگاه با گروهى همسفر شدى، در كارهاى خود و آنان بسيار با آنها مشورت كن و با لبخند با آنان برخورد كن (وخنده رو باش) و در زاد و توشهاى كه همراه دارى نسبت به آنها كريم و بخشنده باش، هرگاه تو را دعوت كردند بپذير و اگر از تو كمك خواستند آنان را يارى ده، بيشتر ساكت و خاموش باش و فراوان نماز بخوان و در آنچه كه با خود دارى از مركب و مال و توشه، بسيار بخشنده باش.
هر گاه درامر حقى از تو شهادت خواستند، شهادت ده و هر گاه از تو مشورت خواستند، با دقت نظر به آنان پاسخ ده، و پيش از آن كه درباره چيزى فكر كنى و چگونگى آن بر تو روشن شود تصميم نگير و در مشورت دهى به ديگران با شتاب پاسخ نده، مگر آن كه در حال برخاستن، نشستن، غذا خوردن و ... فكرت را در رابطه با آن امر به كار اندازى. همانا كسى كه براى