بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 146

«پيوسته مراقب و مواظب اوقات واجبات الهى (نمازها) و نيز سنت‌هاى پيامبرش باش.»

در حالات ائمه معصومين:آمده است كه هرگاه زمان نماز فرا مى‌رسيد، اندامشان به لرزه درآمده، رنگ چهره‌شان دگرگون مى‌شد، وقتى علت آن را جويا مى‌شدند مى‌فرمودند:

وقت اداى امانتى رسيده كه آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها زير بار آن نرفتند و آن را برنتافتند[1]و يا مى‌فرمودند:

سزاوار است كسى كه در پيشگاه خداوند مى‌ايستد رنگش پريده و بندبند اعضاى بندش بلرزد.

امير مؤمنان على7در فرمانى به محمد بن ابى‌بكر آنگاه كه او را والى مصر قرار داد چنين نگاشت:

«صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ‌ءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ».[2]

«نماز را در وقت تعيين شده آن به جاى آور،

[1]- تفسير صافى، ج 2، ص 370

[2]- نهج البلاغه، نامه 27


صفحه 147

نه به خاطر فراغت و بيكارى در انجام آن شتاب كن و نه به بهانه كار آن را به تأخير بيانداز، بدان كه همه اعمال تو بسته به نماز تو است.»

در قرآن كريم خداوند نسبت به كسانى كه نسبت به نماز مسامحه و سهل انگارى مى‌كنند، با لحنى تهديدآميز سخن گفته است.

در سوره ماعون مى‌فرمايد:

«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ»[1].

«واى بر نمازگزارانى كه از نمازشان غافل‌اند! [و در انجام آن سهل انگارى مى‌كنند]»

رسول خدا6نيز فرموده است:

«نمازهاى خود را تباه و ضايع نسازيد؛ زيرا كسى كه نمازش را ضايع كند در روز قيامت با قارون و هامان محشور مى‌شود و بر خداوند است كه او را همراه با منافقين وارد آتش كند. پس واى بر كسى كه مراقب نماز و انجام سنن او نيست.»[2]

[1]- ماعون: 7

[2]- وسائل الشيعه، ج 4، ص 30، ح 4431


صفحه 148

در حديثى ديگر امام صادق7از رسول خدا6نقل كرده‌اند كه فرمود:

«شيطان از مؤمنى كه مراقبت مى‌كند تا نمازهاى پنج گانه خود را در وقت مقرّر شده بخواند در هراس است، پس هر گاه مؤمن نمازهاى خود را ضايع نموده‌ [نسبت به آن مراقبت نداشته باشد] شيطان جرئت يافته، آن فرد را به گناهان بزرگ مبتلا مى‌كند.»[1]

امام صادق7در حديث مبسوطى فرمود:

«ملك الموت شيطان را از كسى كه نسبت به نماز خود مراقبت دارد دور مى‌كند، و در لحظه حساس و خطرناك مرگ، شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر6را به او تلقين مى‌كند.»[2]

از زبان برخى از ائمه معصومين:مكرر نقل شده كه رسول خدا6فرمود:

«آن كس كه نماز را سبك بشمارد از من‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، ص 28، ح 4426

[2]. وسائل الشيعه، ج 4، ص 29، ح 4429


صفحه 149

نيست و به خدا سوگند در حوض كوثر بر من وارد نمى‌شود.»[1]

ابا بصير گويد:

«بر «امّ حميده» وارد شدم تا رحلت امام صادق7را به ايشان تسليت بگويم، پس او گريست و من نيز از گريه او گريستم، آنگاه گفت:

اى ابا محمد، امام صادق7هنگام مرگ چشمانش را گشود سپس فرمود: هر كس ميان من و او خويشاوندى هست جمع كنيد و ما هر كس بود جمع كرديم، آنگاه امام به سوى آنان نگريست و فرمود:

إِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ.[2]

آن كس كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما نمى‌رسد.»

با توجه به آنچه ذكر گرديد، زائر سرزمين وحى بايد بيش از گذشته نسبت به نماز اهميت داده و تلاش كند در اول وقت آن را اقامه نمايد و هرگز هنگام نماز در كوچه و خيابان پرسه نزند و چهره تشيع را در نگاه و منظر ديگر مسلمانان خدشه دار نسازد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، ص 25، ح 4417

[2]- همان، ص 26، ح 4423


صفحه 150

رسول خدا6فرمود:

«براى هر چيزى صورتى است و صورت دين شما نماز است، پس هيچ يك از شما چهره دين خود را زشت نكند.»[1]

نماز وسيله‌اى براى پاك كردن روح آدمى است از اين رو بايد به استقبال آن شتافت و در اولين فرصت روح و جان را از آلودگى‌ها پاك كرد.

رسول خدا6تشبيه زيبايى در اين زمينه داشته و به برخى از اصحاب خود فرمودند:

«اگر درِ خانه هر يك از شما نهرى جارى باشد و هر روز پنج مرتبه در آن غسل كنيد آيا چركى در بدن باقى مى‌ماند؟

گفتيم: نه‌

فرمود: مَثَل نماز نيز همچون نهرى جارى است هر نمازى را كه بخوانيد گناهان شما در فاصله بين نمازها را پاك مى‌كند.»[2]

لقمان حكيم نيز در وصيت به فرزندش گويد:

«فرزندم! آنگاه كه وقت نماز فرا رسيد، آن را به خاطر چيزى به تأخير ميانداز، نماز را به‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، ص 24، ح 4416

[2]- وسائل الشيعه، ج 4، ص 12، ح 4387


صفحه 151

جاى آر و خود را از اين دَيْن رها ساز، نماز را به جماعت بخوان اگر چه مكان براى نماز تنگ باشد، گويى بر نوك نيزه ايستاده‌اى.»[1]

58- نماز نيكو

يكى از توصيه‌هاى امام صادق7به پيروانشان اين است كه نماز را خوب و نيكو بجاى آورند «عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الصَّلاةِ»[2]

نيكو نماز گزاردن يعنى آداب ظاهرى و باطنى آن را رعايت كردن، برخى از آداب ظاهرى نماز عبارتند از:

1- پيش از نماز دندان‌ها را مسواك كنند.

2- با لباس خوب و تميز در مساجد حاضر شوند.

رسول خدا6فرمود:

رنگ سفيد نزد خداوند محبوب‌تر است پس در آن نماز بگزاريد.[3]

3- موقع نماز خود را معطر كنند.

4- در نماز انگشتر عقيق در دست داشته باشند.

5- نماز را در اول وقت بخوانند.

6- نمازها را در مساجد و به جماعت اقامه كنند.

[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 194، ح 884

[2]- امالى مفيد، ص 186

[3]- كنز العمال، ج 15، ص 302، ح 4117


صفحه 152

7- نماز را با دعا آغاز كنند رسول خدا6خود پس از تكبير مى‌فرمود:

«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».[1]

8- پيش از قرائت حمد «اعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم» بگويد و از شيطان به خدا پناه ببرد.

9- هنگام خواندن نماز آرام باشد و حركت نكند.

10- نماز را تند و با عجله نخواند.

آداب باطنى نماز نيز عبارتند از:

1- حضور قلب‌

2- خضوع و خشوع‌

3- حالت بكاء و گريه‌

4- به گونه‌اى نماز بخواند كه گويى خداوند را مى‌بيند و بداند كه اگر او خدا را نمى‌بيند خداوند او را مشاهده مى‌كند و ...[2]

[1]- كافى، ج 3، ص 310، ح 7؛ تهذيب، ج 2، ص 67، ح 224

[2]- الصلوة فى الكتاب والسنة صص: 65- 86


صفحه 153

59- شركت در نماز جماعت‌

يكى از موفقيت‌هاى بزرگ سفر حج، دستيابى به ثواب فراوان نماز گزارى در مسجد النبى و مسجد الحرام است.

امام صادق7فرمود:

«نماز در مسجد الحرام يكصد هزار و در مسجد النبى ده هزار نماز پاداش دارد.»[1]

و طبيعى است كه اگر نمازهاى واجب را در اين دو مكان مقدّس به جماعت بخوانند، پاداشى برتر و غير قابل تصوّر خواهد داشت. در روايت آمده است كه:

اگر نماز به جماعت خوانده شود و نماز گزاران بيش از ده نفر باشند شمارش پاداش آن براى افراد بشر امكان‌پذير نيست.

رسول خدا6فرمود:

«فَإِنْ زَادُوا عَلَى الْعَشَرَةِ فَلَوْ صَارَتْ بِحَارُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ كُلُّهَا مِدَاداً وَ الْأَشْجَارُ أَقْلاماً وَ الثَّقَلانِ مَعَ الْمَلائِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أَنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَةٍ وَاحِدَةٍ».[2]

[1]- كافى، ج 4، ص 586، ح 1.

[2]- مستدرك‌الوسائل، ج 6، ص 443.