بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 172

بگذاريد تا خنك شود، خداوند نخواسته آتش به ما بخوراند و بركت در [غذاى‌] خنك است.[1]

67- ادب لبّيك گفتن‌

حاجى در ميقات با لبيك گويى حضور خود در محضر حق را اعلام و به خداوند پاسخ مثبت مى‌دهد، بر اين اساس بر حاجى لازم است ادب را در گفتگو با خداوند مراعات نمايد، برخى آداب لبيك عبارتند از:

1- خشوع‌

سفيان بن عيينه گويد:

امام زين العابدين7در سفر حج، زمانى كه احرام بست و بر مركب قرار گرفت، رنگش زرد شده و لرزه بر اندام آن حضرت افتاد، كسى به آن حضرت گفت: آيا لبيك نمى‌گوييد؟

فرمود: مى‌ترسم بگويم و خداوند در پاسخ من بگويد: «لا لَبَّيْكَ وَلا سَعْدَيْك» پس زمانى كه آن حضرت لبيك گفت، بيهوش شد و از مركب فرو افتاد و تا پايان انجام مناسك حج اين حالت به آن حضرت دست مى‌داد.[2]

[1]- فروع كافى، ج 6، صص 321 و 322

[2]- الحج فى الكتاب والسنة، ص 182، ح 456


صفحه 173

2- تكرار لبّيك‌

امام صادق7فرمود:

«هر گاه از مسجد شجره محرم شدى، اگر پياده‌اى، از همانجا كه در مسجد قرار دارى تلبيه بگو و سپس اين چنين بگو:

«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ بِحَجَّةٍ تَمَامُهَا عَلَيْكَ».[1]

و هرگاه بر مركب سوار، يا از آن پياده شدى، به دشتى سرازير و يا بر تپه‌اى بالا رفتى و يا با سوارى برخورد كردى، و نيز هنگام سحر، با صداى بلند لبّيك بگو.[2]

3- بلند گفتن لبيك براى مردان‌

رسول خدا6فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و گفت:

«همانا خداوند- عزّوجلّ- به تو فرمان مى‌دهد

[1]- الحج فى الكتاب والسنة، ص 182، ح 459

[2]- الحج فى الكتاب والسنة، ص 183، ح 459


صفحه 174

كه ياران و پيروانت امر كنى صدايشان را هنگام گفتن تلبيه بلند كنند؛ چرا كه تلبيه شعار حج است.»[1]

لازم به تذكر است كه بلند لبيك گفتن، اختصاص به مردان دارد و بر زنان مستحب نيست.

امام صادق7فرمودند:

«لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ جَهْرٌ بِالتَّلْبِيَةِ».[2]

«بلند گفتن تلبيه بر زنان لازم نيست.»

4- قطع لبيك با ديدن خانه‌هاى مكه‌

امام صادق7فرمود:

«آنكه حج تمتع به جا مى‌آورد، هنگامى كه نگاهش به خانه‌هاى مكه افتاد، لبيك گفتن را قطع كند.»[3]

68- آداب ورود به منطقه حرم و شهر مكه‌

در روايات براى ورود به مكه، آدابى ويژه بيان شده است كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

1- هنگام ورود به مكه بايد با احرام داخل شود.

[1]- الحج في الكتاب والسنه، ص 183، ح 459

[2]- همان، ص 184، ح 466

[3]- الحج فى الكتاب والسنه، ص 184، ح 467


صفحه 175

2- براى ورود به مكه غسل كند.[1]

ول خدا6خود هنگام ورود به مكه در منطقه «فخ» غسل كرد و سپس وارد مكه شد.[2]

حلبى از اصحاب امام صادق7گويد:

«آن حضرت به ما دستور داد پيش از ورود به مكه در منطقه «فخ» غسل كنيم.»[3]

راه حل ديگرى نيز امام صادق7ارائه داده‌اند و آن اينكه كسانى كه در ميان راه موفّق به انجام غسل نمى‌شوند، مى‌توانند از آن بهره گرفته، ثواب غسل كردن را ببرند. آن حضرت فرمود: هرگاه به حرم رسيدى ان‌شاء اللَّه، موقع ورود به حرم غسل كن و اگر جلوتر رفتى در منطقه «بئرميمون» يا «فخ» و [اگر ميسّر نشد] در منزل خود در مكه غسل كن.

جبرئيل امين، هنگام حج گزارى حضرت ابراهيم7و در حالى كه اسماعيل نيز همراه او بود وقتى به حرم رسيدند، خطاب به آن دو گفت:

«فرود آييد و پيش از دخول به حرم غسل‌

[1]- لازم به ذكر است كه هم‌اكنون با توجّه به مقرّرات كشور عربستان و عدم توقّف اتوبوس‌ها و نبود امكانات، امكان غسل كردن هنگام ورود به مكّه وجود ندارد.

[2]- الحج فى الكتاب و السنه، ص 56، ح 82

[3]- همان.


صفحه 176

كنيد، آن‌ها نيز فرود آمدند و غسل كردند!»[1]

3- متواضع و فروتن باشد.

معاويه‌بن عمار مى‌گويد: امام صادق7فرمود:

«هر كس به آرامى و همراه با آرامش وارد مكه شود، خداوند گناه او را ببخشايد.

پرسيدم چگونه با سكينه و آرامش وارد شود؟

حضرت پاسخ داد: بدون تكبر و غرور داخل گردد.»[2]

69- آداب ورود به مسجد الحرام‌

پس از آن كه حاجى وارد مكه شد، براى آن‌كه بتواند مناسك و اعمال خود را به خوبى و با كمال توجه و با حال خضوع و خشوع انجام دهد، بهتر آن است كه ابتدا به محل استقرار خود رفته، وسايل و اسباب سفر را مستقر و پس از رفع خستگى غسل كند، سپس وضو بگيرد و به طرف مسجد الحرام حركت كند.

امام صادق7در اين زمينه فرمود:

«هر گاه حاجى يا عمره‌گزار به مكه وارد شد، ابتدا وسايل خود را مستقر سازد سپس آهنگ‌

[1]- الحج فى الكتاب و السنه، ص 57

[2]- همان.


صفحه 177

مسجد الحرام كند.»[1]

عمران حلبى مى‌گويد: از امام صادق7پرسيدم آيا زنان هنگام رفتن كنار كعبه غسل كنند؟

حضرت فرمود: آرى، همانا خداوند متعال مى‌فرمايد:

أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ.[2]

خانه‌ام را براى طواف كنندگان، عبادت كنندگان و راكعان و ساجدان پاك سازيد.

و سزاوار است كه بنده، جز با طهارت وارد خانه خدا نشود و (پيش از ورود) آلودگى‌ها را شسته و پاك شده باشد.[3]

مستحب است حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام، از باب بنى شيبه وارد شود. اين باب پيشتر كنار مقام ابراهيم قرار داشته كه در تصاوير قديمى مسجد الحرام مشخص است ليكن هم اكنون نشانى از آن باقى نمانده است.

[1]- كافى، ج 4، ص 399

[2]- بقره: 125

[3]- تهذيب، ج 5، ص 251


صفحه 178

دليل اين عمل مستحبى را امام صادق7اين‌چنين بيان فرموده‌اند:

«بت هُبَل را كه امير مؤمنان، على7هنگام بالا رفتن بر دوش رسول خدا6از بام كعبه به زمين انداخت، در باب بنى شيبه دفن كردند و از اين رو، ورود به مسجد الحرم از اين در سنت شد.»[1]

مرحوم شهيد در «شرح لمعه» با بيان اين‌كه مستحب است حاجى از باب بنى‌شيبه وارد شود، فرموده‌اند:

«ليَطَأَ هُبَلْ»؛ «تا بُت هُبل را پايمال كند.»[2]

هُبل بزرگترين بُتى بوده كه اعراب جاهلى آن را مى‌پرستيدند.[3]

معناى اين سخن آن است كه هر حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام بايد بت‌ها را زير پا گذاشته و سپس وارد شود.

امام باقر7فرمود:

هر گاه به مسجد الحرام وارد شدى و مقابل حجر الاسود رسيدى، بگو:

[1]- الحج فى الكتاب و السنه، ص 67، ح 109

[2]- اللمعة الدمشقيّه، ج 2، ص 253

[3]- همان.


صفحه 179

«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالطَّاغُوتِ وَ بِاللّاتِ وَالْعُزَّى وَ بِعِبَادَةِ الشَّيْطَانِ وَ بِعِبَادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعَى مِنْ دُونِ اللَّهِ».[1]

«شهادت مى‌دهم كه جز خداوند يكتا معبودى وجود ندارد و شهادت مى‌دهم كه محمد6بنده و رسول خدا است، به خدا ايمان آوردم و به طاغوت ولات و عُزَّى و پرستش شيطان و هر كه جز خدا پرستش شود كفر ورزيدم.»

سپس به حجر الأسود نزديك و (اگر امكان استلام حجر الأسود به راحتى وجودداشت) آن را با دست راست لمس كن و بگو:

«بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ عِنْدَكَ لِي بِالْمُوَافَاةِ».[2]

«به نام خدا، وخداوند بزرگتر از آن است كه به وصف درآيد، بار خدايا! اين امانت من است كه آن را ادا نمودم و پيمان من است كه‌

[1]- كافى، ج 4، ص 403

[2]- همان.