حضرت شرفياب شده، عرض كردم:
من پيشتر از شما اجازه گرفتم تا به نيابت از شما و پدرتان طواف كنم، شما به من اجازه داديد و من نيز به نيابت ازشما وپدرتان زياد طواف كردم. سپس چيزى در قلب من گذشت و به آن عمل كردم.
حضرت فرمود: چه بود؟
گفتم:
يك روز به نيابت از رسول خدا6طواف كردم.
امام جواد7سه مرتبه فرمود: درود خدا بر رسول خدا.
سپس روز دوم به نيابت امير مؤمنان7روز سوم به نيابت از امام حسن7. روز چهارم به نيابت از حسينبن على8. روز پنجم به نيابت از علىبن الحسين8، روز ششم به نيابت از ابوجعفر محمدبن على (الباقر):، روز هفتم به نيابت از جعفربن محمد (الصادق)8، روز هشتم به نيابت از پدرت (جد شما) موسىبن جعفر8، روز نهم به نيابت از پدرت على (بن موسى الرضا)8، و روز دهم به نيابت از شما اى آقاى من و اينها كسانى هستند كه به ولايتشان پايبندم.
آنگاه امام جواد7فرمود:
در اين صورت به دينى اعتقاد دارى كه خداوند جز آن را از بندگانش نپذيرد.
گفتم:
گاهى نيز به نيابت از مادرت فاطمه3طواف مىكردم.
امام جواد7فرمود:
به نيابت از فاطمه3زياد طواف كن و اين برترين كارى است كه انجام مىدهى، انشاء اللَّه.[1]
78- كوتاه كردن سفر
مستحب است حاجى پس از آن كه مناسك حج خود را انجام داد، زودتر نزد خانواده خويش بازگردد، دليل آن را امام صادق7اين گونه برشمردهاند:
«إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ».[2]
«هرگاه از اعمال حج فارغ شدى، بازگرد كه اين عمل شوق تو را براى بازگشت بيشتر مىكند.»
اگر حاجى خود را با ماندن طولانى درمكه خسته كند و روحيه عبادت نداشته باشد، انگيزه آمدن مجدد در او كمرنگ مىشود، ليكن پيش از انجام مناسك حج، مردم نشاط بيشترى دارند و اگر كمى هم بيشتر
[1]- كافى، ج 4، ص 314
[2]- الحج فى الكتاب و السنه، ص 267، ح 732
ماندند خيلى احساس خستگى نمىكنند.
امام صادق7فرمود:
«يك روز پيش از حج ماندن، بهتر از دو روز ماندن پس از حج است.»[1]
گفتنى است در برنامه ريزىهايى كه هم اكنون توسط مسؤولان حج در دست اجرااست، كم كردن مدت اقامت حاجيان در سفر حج است؛ به شكلى كه اگر كسانى تمايل داشته باشند، مدت كمترى را درسرزمين وحى به سر برند، مىتوانند از كاروانهاى ويژه استفاده نموده، زودتر مراجعت كنند و آنان نيز كه مشتاق ماندن بيشتر اند، روزهاى زيادترى را در دو شهر مكه و مدينه مىمانند.
79- آداب خروج از مكّه
براى خروج ازمكه نيز آدابى ذكر شده كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- صدقه دادن
امام صادق7فرمود:
«هر گاه خواستى از مكه بيرون روى، يك
[1]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 525
درهم خرما خريده، آن را مشت مشت صدقه بده (يعنى اكتفا به دادن يك عدد خرما نكن و بيشتر بده)، پس اين صدقه، كفاره گناهان تو در حال احرام و مدت اقامت در مكه خواهد بود.»[1]
2- وداع با كعبه
امام صادق7فرمود:
هر گاه تصميم گرفتى از مكه بيرون روى و نزد خانوادهات برگردى، هفت شوط طواف بگزار و با كعبه وداع كن و اگر بتوانى در هر شوط، حجر الأسود و ركن يمانى را استلام كنى، چنين كن و اگر نتوانستى تنها در آغاز و پايان هر طواف استلام كن، و اگر آن را هم نمىتوانى، مانعى ندارد (طواف خود را پايان ده و لزومى به استلام حجر نيست).[2]
قاسمبن كعب گويد: امام صادق7به من فرمود:
آيا پيوسته حج مىروى؟
گفتم: آرى.
فرمود: آخرين ديدار تو، با كعبه اين چنين باشد كه دست بر در كعبه بگذار و بگو:
[1]- كافى، ج 4، ح 533
[2]- همان، ح 530
«الْمِسْكِينُ عَلَى بَابِكَ فَتَصَدَّقْ عَلَيْهِ بِالْجَنَّةِ».[1]
«بينوا بر درگاه تو است، پس بهشت را به او عطا فرما!»
امام صادق7وقتى مىخواست با خانه خدا وداع كند و از مسجد الحرام بيرون آيد، نزديك درِ مسجد، مدت زيادى به سجده مىافتاد و سپس برخاسته، از مسجد خارج مىشد.[2]
ابراهيمبن ابى محمود نيز گويد:
امام كاظم7را ديدم كه با كعبه وداع مىكرد، پس آن گاه كه خواست از در مسجد بيرون رود به سجده افتاد، سپس برخاست و رو به كعبه كرد و گفت:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْقَلِبُ عَلَى أَلَّا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ».[3]
«بار خدايا! من برمىگردم و بر اين باورم كه جز تو معبودى نيست.»
از برخى امامان ديگر نيز اين شيوه وداع با كعبه نقل شده است.
[1]- كافى، ج 4، ص 530
[2]- همان.
[3]- كافى، ج 4، ص 531
80- حج كامل
اعزام زائران ايرانى به حرمين شريفين، به گونهاى برنامه ريزى شده كه برخى از آنان مدينه قبل و برخى ديگر مدينه بعد هستند، از روايات اين گونه فهميده مىشود كه ابتدا به مكه رفتن و پس از انجام مناسك حج به مدينه آمدن افضل و ارجح است.
امام باقر7فرمود:
«تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ».[1]
«تمام شدن حج و كمال آن به ديدار با امام است.»
در حديث ديگرى امام صادق7فرمود:
«هر گاه يكى از شما حج انجام داد، حج خود را با زيارت ما به پايان برد؛ زيرا اين وسيله كمال و اتمام حج است.»[2]
سدير نيز گويد:
در حالى كه دست من در دست امام باقر7بود، حضرت رو به كعبه كرد و فرمود:
اى سدير؛ مردم مأمور شدهاند تا نزد اين سنگها
[1]- كافى، ج 4، ص 549
[2]- علل الشرايع، ص 459
آمده، آن را طواف كنند، سپس پيش ما آمده و دوستى و پيوند خودشان را به ما اعلام دارند.[1]
دليل اين اقدام نيز در بيان امام باقر7آمده است كه فرمود:
«... وَأَنْ يَلْقُونا حَيْثُ كُنَّا، نَحْنُ الْأَدِلَّاءُ عَلَى اللَّهِ».[2]
«و اينكه هركجا كه هستيم نزد ما آيند، (زيرا) ما راهنمايان به سوى خداونديم.»
يعنى حاجى در حج، از گناه پاك شده و از راه و رسم و اعمال غلط فاصله مىگيرد و در نتيجه براى آنكه بار ديگر گرفتار خطا نشود نيازمند الگوى مناسب است، اين الگو همان امامان و پيشوايان دينى هستند كه با مراجعه و تبعيت از آنها، انسان به خدا دست مىيابد و به هدف اصلى از خلقت نائل مىگردد.
81- آداب زيارت
در روايات، براى زيارت آدابى ذكر شده كه برخى از آنها مخصوص موارد خاصّى است، ليكن برخى از اين آداب كه تقريباً جنبه عمومى داشته و به نوعى، به
[1]- كافى، ج 1، ص 392
[2]- تفسير عياشى، ج 2، ص 233
همه اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه ارتباط پيدا مىكند عبارتنداز:
1- غسل كردن پيش از بيرون رفتن براى زيارت.
2- ترك كلام بيهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه.
3- اگر چند امام را زيارت مىكند، براى زيارت هر امام يك غسل كند.
4- خواندن دعاى مأثور در وقت غسل كردن.
5- طاهر بودن، به اين معنى كه غسل واجبى به گردن نداشته و با وضو باشد.
6- پوشيدن جامههاى پاك و پاكيزه.
7- جامه سفيد پوشيدن.
8- لباس نو پوشيدن.
9- هنگام رفتن به زيارت گامها را كوتاه برداشتن و به آرامى و با وقار حركت كردن.
10- عطر زدن و خود را خوشبو كردن (غير از زيارت كربلا).
11- هنگام رفتن به زيارت، ذكر «اللَّهُ أَكْبَر»، «الْحَمْدُ للَّهِ»، «سُبحانَ اللَّهِ» و «لا الهَ الَّا اللَّهُ» گفتن و صلوات فرستان بر پيغمبر و آل او.
12- بر در حرم ايستادن و اذن دخول خواندن به كلمات مأثوره.