بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 206

84- زيارت رسول خدا6‌

حاجيان در سفر حج، علاوه بر دستيابى به منافع و بركات حج، توفيق زيارت مرقد نورانى رسول خدا6در مدينه را نيزيافته، فيض حضور در محضر پيامبر را درك مى‌كنند.

عظمت اين حضور را زيد شحام از زبان امام صادق7چنين نقل كرده است:

به آن حضرت عرض كردم:

براى كسى كه رسول خدا6را زيارت كند چه پاداشى در نظر گرفته شده است؟

حضرت فرمود:

«كَمَنْ زارَ اللَّهُ فِي عَرْشِهِ».[1]

«مانند كسى است كه خدا را در عرش خود زيارت كند.»

و از سوى ديگر رسول خدا6فرمود:

كسى كه مرا در حيات و پس از مرگم زيارت كند، روز قيامت در جوار من خواهد بود.[2]ومن او را شفاعت‌

[1]- كافى، ج 4، ص 585

[2]- كامل الزيارات، ص 13


صفحه 207

خواهم كرد.[1]

از اين سخنان چنين نتيجه مى‌گيريم كه زائر با حضورش در مدينه، بايد خود را در عرش خدا و در محضر پروردگار ببيند و آداب چنين زيارتى را رعايت كند و ادب حضور را گردن نهد و اين حضور را به وصال متصل سازد تا در نتيجه، شفاعت رسول خدا6او را نصيب و همنشين آن حضرت در قيامت گردد.

برخى از آداب ذكر شده براى حضور در محضر رسول خدا6عبارتند از:

1- هنگام ورود به مدينه غسل كند.

2- براى ورود به مسجد پيامبر6بار ديگر غسل كند.

3- غسل سومى نيز به عنوان غسل زيارت آن حضرت انجام دهد.

4- سپس حركت كرده، كنار يكى از درهاى مسجد النبى6و بهتر از همه باب جبرائيل بايستد و اين چنين بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلَى بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ وَقَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ الدُّخُولَ الى بُيُوتِهِ الّا بِاذْنِ نَبِيِّكَ فَقُلْتَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ‌

[1]- كافى، ج 4، ص 548


صفحه 208

النَّبِيِّ إِلّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ‌[1]اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ نَبِيِّكَ فِي غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَكانِي فِي وَقْتِي هذا وَ زَمانِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي فِي وَقْتِي هذا وَ زَمانِي، وَ يَرُدُّونَ عَلَيَّ سَلامِي، وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ فَإِنِّي أَسْتَأْذِنُكَ يَا رَبِّ أَوَّلا وَ أَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثَانِياً، وَ أَسْتَأْذِنُ خَلِيفَتَكَ الْمَفْرُوضِ عَلَيَّ طَاعَتَهُ فِي الدُّخُولِ فِي ساعَتِي هذِهِ إِلى‌ بَيْتِهِ وَ أَسْتَأْذِنُ مَلائِكَتَكَ الْمُوَكِّلِينَ بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ الْمُطِيعَةِ للَّهِ السَّامِعَة، السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْمَلائِكَةَ الْمُوَكِّلُونَ بِهذَا المَوْضِعِ الْمُبارَكِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، بِإِذْنِ اللَّهِ وَ إِذْنِ خُلَفائِهِ وَإِذْنِكُمْ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ أَجْمَعِينَ، أَدْخُلُ هذَا الْبَيْتَ‌

[1]- احزاب: 53


صفحه 209

مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللَّهِ أَعْوانِي وَكُونُوا أَنْصارِي حَتّى‌ أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطَّاعَةِ».[1]

نكات بسيار مهمى در عبارات فوق كه اذن ورود به محضر رسول خدا6است وجود دارد كه توجه به آن، جان انسان را آتش زده و تحوّلى بنيادين در روح آدمى ايجاد مى‌كند، به برخى از اين نكات دقت كنيد:

1- خدايا! همانا من بر درى از درهاى خانه‌هاى پيامبر تو ايستاده‌ام و تو خود منع كردى و فرمودى كسى بدون اذن رسول خدا6وارد اين خانه نشود.

اين فراز از اذن دخول، به ما مى‌فهماند كه مسجد النبى6يك مسجد معمولى نيست كه انسان بدون توجه و گستاخانه وارد آن شود، اينجا توقف لازم دارد تا در اين توقف كمى به خود آييم، من كيستم؟ و پيغمبر6كيست؟ به محضر چه كسى مى‌خواهم وارد شوم؟ آيا او مرا خواهد پذيرفت؟ با او چه بگويم؟ و ...

2- هنگام روبرو شدن، با مرقد نورانى پيامبر6لازم است چنين احساسى در زائر وجود داشته باشد كه او با مرده سخن نمى‌گويد، لذا پيش از ورود به محضر رسول خدا6با صراحت اعتراف مى‌كند كه خداوندا!

[1]- مصباح الزائر، ص 44


صفحه 210

باور من بر اين است كه رسول خدا و جانشينان تو، زنده‌اند و در نزد تو روزى مى‌خورند، دراين زمان مرا در جايى كه ايستاده‌ام مى‌بينند، سخن مرا مى‌شنوند و سلام مرا پاسخ مى‌دهند ليكن خداوندا! تو خود به گونه‌اى مقرر داشتى كه گوش من كلام آن‌ها را نمى‌شنود.

3- سپس از خداوند و پس از آن از رسول خدا6و آن‌گاه از جانشين آن حضرت و در مرحله چهارم از فرشتگانى كه خداوند در كنار آن بقعه آن‌ها را گمارده است، اجازه ورود مى‌گيرد! عجيب بقعه مباركى است، در سراسر اين بقعه، فرشتگان حضور دارند و زائر همدم فرشتگان مى‌شود و خود را كنار آنان حس مى‌كند.

4- فراز ديگر مشخص نمودن هدف است؛ كه به چه منظورى زائر به اينجا آمده است؟

هدف از ورود به اين خانه، نزديك شدن به خدا و رسول خدا6است؛ «مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ...» تاكنون از خدا رسول6دور مانده بودم، آمده‌ام تا فاصله‌ها را كم كنم و خود را به آنان نزديك سازم.

5- اين كار ساده نيست، نياز به پشتيبانى و حمايت دارد؛ از اين رو، زائر فرشتگان را به كمك مى‌گيرد و به آنان خطاب مى‌كند:


صفحه 211

«فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللَّهِ أَعْوانِي وَ كُونُوا أَنْصارِي حَتّى‌ أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطَّاعَةِ».

اى فرشتگان الهى، مرا كمك دهيد، و يارى‌ام رسانيد تا در اين خانه وارد شوم و خدا را به فنون دعاها بخوانم و به بندگى خدا و پيروى از رسول خدا6اعتراف نمايم!

دراين بخش، هدف از زيارت بيان شده است و آن اين است كه زائر دهها فرسنگ راه را طى كرده، كنار مرقد نورانى رسول خدا6مى‌آيد تا به اين حقيقت اعتراف كند.

پس از خواندن اذن ورود، پاى راست خود را مقدم داشته وارد مى‌شود و دعاى‌ «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ...» را خوانده، صد مرتبه‌ «اللَّهُ اكْبَر» گويد.

و پس از آن كه داخل شد، دو ركعت نماز تحيّت مسجد بخواند، سپس به سوى حجره [كه قبر در آن قرار گرفته‌] حركت كند و آنجا بايستد و زيارت بخواند يعنى سخن گفتن با پيامبر6را آغاز كند:

درود بر تو اى رسول خدا، درود بر تو اى پيام آور


صفحه 212

خدا، درود بر تو اى فرزند عبداللَّه، درود بر تو اى خاتم پيامبران، شهادت مى‌دهم كه تو رسالتت را به خوبى به پايان بردى، نماز را اقامه كردى، زكات را پرداختى، امر به معروف و نهى از منكر كردى، خدا راپرستيدى تا مرگ تو را دركام خود گرفت، پس درود و رحمت خداوند بر تو و اهل بيت پاك تو باد ....! و زيارت را ادامه مى‌دهد.

در فرازى از آن چنين مى‌گويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ‌الَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ‌الشِّرْكِ وَ الضَّلالَةِ ...».[1]

«سپاس خدايى را كه به وسيله شما، اى رسول خدا، ما را از شرك و گمراهى نجات داد ...»

زيارت پيامبر6آداب ديگرى نيز دارد كه علاقمندان مى‌توانند به كتب ادعيه مراجعه نمايند.

سالك عارف، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى رحمه الله درباره وظايف زائر حرم نبوى مى‌نويسد:

«سپس غسل كند و پاكيزه‌ترين لباس خود را بپوشد و به آنچه مى‌تواند، خود را خوشبو سازد و با سكينه و

[1]- كافى، ج 4، ص 550


صفحه 213

وقار قصد حرم مبارك كند و در حال راه رفتن گام‌هاى كوچك بردارد و بين هر گام تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير بگويد و چنين بداند كه آن حضرت او را مى‌بيند و به آنچه در نهاد او خطور مى‌كند، داناست و مراتب شوق و حسرت دل و اندوه درونى را مشاهده مى‌كند و به تمام وجود او، متوجّه است. از اين رو اهتمام مى‌كند كه غير او، به خاطرش خطور نكند و در راه زيارت او، به احدى ننگرد و به چيزى كه مانع حضور قلب او مى‌شود، متوجّه نگردد.

و چون به در حرم رسيدى، بدان كه تو قصد ورود بر پادشاه بزرگى را كرده‌اى كه در بارگاه او، جز پاكان نزول نكنند و اجازه نيابند و همانا تو حرمى را اراده كرده‌اى كه انبيا و مرسلين و ملائكه مقرّبين، بدون اذن داخل آن نمى‌شوند.

پس به دل و زبانت از خداى- جلّ جلاله- اذن بخواه، سپس از حضرت رسول6و پس از آن از جانشينان و اوصياى او، بويژه باب شهر علم او و بقيه خلفاى او، استيذان كن. سپس از فرشتگان خدا- كه موكّل به حرم شريف او هستند- اذن بگير. آن وقت به بساط خدمت او و حضور در مجالس او، قدم بگذار؛ زيرا اگر غفلت كنى، در خطر عظيمى خواهى بود و بدان كه او از جانب خداى- جلّ جلاله- قادر است، بر