بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 209

مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللَّهِ أَعْوانِي وَكُونُوا أَنْصارِي حَتّى‌ أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطَّاعَةِ».[1]

نكات بسيار مهمى در عبارات فوق كه اذن ورود به محضر رسول خدا6است وجود دارد كه توجه به آن، جان انسان را آتش زده و تحوّلى بنيادين در روح آدمى ايجاد مى‌كند، به برخى از اين نكات دقت كنيد:

1- خدايا! همانا من بر درى از درهاى خانه‌هاى پيامبر تو ايستاده‌ام و تو خود منع كردى و فرمودى كسى بدون اذن رسول خدا6وارد اين خانه نشود.

اين فراز از اذن دخول، به ما مى‌فهماند كه مسجد النبى6يك مسجد معمولى نيست كه انسان بدون توجه و گستاخانه وارد آن شود، اينجا توقف لازم دارد تا در اين توقف كمى به خود آييم، من كيستم؟ و پيغمبر6كيست؟ به محضر چه كسى مى‌خواهم وارد شوم؟ آيا او مرا خواهد پذيرفت؟ با او چه بگويم؟ و ...

2- هنگام روبرو شدن، با مرقد نورانى پيامبر6لازم است چنين احساسى در زائر وجود داشته باشد كه او با مرده سخن نمى‌گويد، لذا پيش از ورود به محضر رسول خدا6با صراحت اعتراف مى‌كند كه خداوندا!

[1]- مصباح الزائر، ص 44


صفحه 210

باور من بر اين است كه رسول خدا و جانشينان تو، زنده‌اند و در نزد تو روزى مى‌خورند، دراين زمان مرا در جايى كه ايستاده‌ام مى‌بينند، سخن مرا مى‌شنوند و سلام مرا پاسخ مى‌دهند ليكن خداوندا! تو خود به گونه‌اى مقرر داشتى كه گوش من كلام آن‌ها را نمى‌شنود.

3- سپس از خداوند و پس از آن از رسول خدا6و آن‌گاه از جانشين آن حضرت و در مرحله چهارم از فرشتگانى كه خداوند در كنار آن بقعه آن‌ها را گمارده است، اجازه ورود مى‌گيرد! عجيب بقعه مباركى است، در سراسر اين بقعه، فرشتگان حضور دارند و زائر همدم فرشتگان مى‌شود و خود را كنار آنان حس مى‌كند.

4- فراز ديگر مشخص نمودن هدف است؛ كه به چه منظورى زائر به اينجا آمده است؟

هدف از ورود به اين خانه، نزديك شدن به خدا و رسول خدا6است؛ «مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ...» تاكنون از خدا رسول6دور مانده بودم، آمده‌ام تا فاصله‌ها را كم كنم و خود را به آنان نزديك سازم.

5- اين كار ساده نيست، نياز به پشتيبانى و حمايت دارد؛ از اين رو، زائر فرشتگان را به كمك مى‌گيرد و به آنان خطاب مى‌كند:


صفحه 211

«فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللَّهِ أَعْوانِي وَ كُونُوا أَنْصارِي حَتّى‌ أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطَّاعَةِ».

اى فرشتگان الهى، مرا كمك دهيد، و يارى‌ام رسانيد تا در اين خانه وارد شوم و خدا را به فنون دعاها بخوانم و به بندگى خدا و پيروى از رسول خدا6اعتراف نمايم!

دراين بخش، هدف از زيارت بيان شده است و آن اين است كه زائر دهها فرسنگ راه را طى كرده، كنار مرقد نورانى رسول خدا6مى‌آيد تا به اين حقيقت اعتراف كند.

پس از خواندن اذن ورود، پاى راست خود را مقدم داشته وارد مى‌شود و دعاى‌ «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ...» را خوانده، صد مرتبه‌ «اللَّهُ اكْبَر» گويد.

و پس از آن كه داخل شد، دو ركعت نماز تحيّت مسجد بخواند، سپس به سوى حجره [كه قبر در آن قرار گرفته‌] حركت كند و آنجا بايستد و زيارت بخواند يعنى سخن گفتن با پيامبر6را آغاز كند:

درود بر تو اى رسول خدا، درود بر تو اى پيام آور


صفحه 212

خدا، درود بر تو اى فرزند عبداللَّه، درود بر تو اى خاتم پيامبران، شهادت مى‌دهم كه تو رسالتت را به خوبى به پايان بردى، نماز را اقامه كردى، زكات را پرداختى، امر به معروف و نهى از منكر كردى، خدا راپرستيدى تا مرگ تو را دركام خود گرفت، پس درود و رحمت خداوند بر تو و اهل بيت پاك تو باد ....! و زيارت را ادامه مى‌دهد.

در فرازى از آن چنين مى‌گويد:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ‌الَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ‌الشِّرْكِ وَ الضَّلالَةِ ...».[1]

«سپاس خدايى را كه به وسيله شما، اى رسول خدا، ما را از شرك و گمراهى نجات داد ...»

زيارت پيامبر6آداب ديگرى نيز دارد كه علاقمندان مى‌توانند به كتب ادعيه مراجعه نمايند.

سالك عارف، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى رحمه الله درباره وظايف زائر حرم نبوى مى‌نويسد:

«سپس غسل كند و پاكيزه‌ترين لباس خود را بپوشد و به آنچه مى‌تواند، خود را خوشبو سازد و با سكينه و

[1]- كافى، ج 4، ص 550


صفحه 213

وقار قصد حرم مبارك كند و در حال راه رفتن گام‌هاى كوچك بردارد و بين هر گام تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير بگويد و چنين بداند كه آن حضرت او را مى‌بيند و به آنچه در نهاد او خطور مى‌كند، داناست و مراتب شوق و حسرت دل و اندوه درونى را مشاهده مى‌كند و به تمام وجود او، متوجّه است. از اين رو اهتمام مى‌كند كه غير او، به خاطرش خطور نكند و در راه زيارت او، به احدى ننگرد و به چيزى كه مانع حضور قلب او مى‌شود، متوجّه نگردد.

و چون به در حرم رسيدى، بدان كه تو قصد ورود بر پادشاه بزرگى را كرده‌اى كه در بارگاه او، جز پاكان نزول نكنند و اجازه نيابند و همانا تو حرمى را اراده كرده‌اى كه انبيا و مرسلين و ملائكه مقرّبين، بدون اذن داخل آن نمى‌شوند.

پس به دل و زبانت از خداى- جلّ جلاله- اذن بخواه، سپس از حضرت رسول6و پس از آن از جانشينان و اوصياى او، بويژه باب شهر علم او و بقيه خلفاى او، استيذان كن. سپس از فرشتگان خدا- كه موكّل به حرم شريف او هستند- اذن بگير. آن وقت به بساط خدمت او و حضور در مجالس او، قدم بگذار؛ زيرا اگر غفلت كنى، در خطر عظيمى خواهى بود و بدان كه او از جانب خداى- جلّ جلاله- قادر است، بر


صفحه 214

آنچه بخواهد از عدل و فضل با تو رفتار كن. پس اگر به كرم و فضل خود، به تو توجّه كند و تو را بپذيرد و زيارت تو را قبول كند و سلام تو را جواب گويد و سخن تو را گوش دهد، خوشا به حال تو. باز خوشا به حال تو.

در اين صورت چنان است كه به زيارت خداى- جلّ جلاله- نائل گشته‌اى و در اين كار با فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل، شريك گشته‌اى و اين جماعت بهترين رفقاى تو خواهند بود.

و اگر به استحقاق او آنچه از صدق، خلوص، وفا، ادب و صفا بر تو واجب است، از تو مطالبه كند و تو محجوب باشى و تو را رد كند، پس واى بر تو! و باز هم واى بر تو! و حقّاً كه زيان برده‌اى، زيان آشكارى. در اين حال به عجز خويش و تقصير و انكسار و فقر خودت در برابر او اعتراف كن؛ زيرا تو براى زيارت و مؤانست با او، توجّه كرده‌اى. پس حال خود را بر او عرضه بدار و راز خود را بر او فاش كن و از او همّت بخواه و به درگاه او توسّل بجوى و به باب فضل و كرم او ملتجى و پناهنده شو و عترت و ذريه او را شفيع قرار ده؛ زيرا او يا علمى كه خدا به او داده و اخبارى كه خدا به او مى‌فرمايد، هر چه به خاطر تو بگذرد و هر چه به قلب تو در اين باب خطور كند، مى‌داند.

و مانند پست‌ترين غلامان، به درگاه او باش و بنگر


صفحه 215

از كدام دفتر نام تو بيرون مى‌آيد. پس اگر دلت رقّت يافت و چشمانت گريان گشت و شوقت تو را به هيجان آورد و در قلب خود شيرينى مناجات او ولذّت گفت و گوى با او را يافتى و از جام كرامت او، نوشيدى، حاكى از حسن اقبال او با تو و پذيرفتن تو است. بنابراين داخل شو كه تو را اذن و امان داده‌اند و لطف و احسان كرده‌اند و الّا توقّف كن، توقّف كسى كه چاره‌هاى او ناچار گشته و باب آرزوها بر او مسدود شده و در اين حال به درگاه خداى- جلّ جلاله- ملتجى شو، التجاى كسانى كه مضطرّ شده‌اند تا دل شريف او را نسبت به تو با عطوفت فرمايد و لطف منيف او را به تو معطوف دارد؛ چه اگر خداوند، صحّت اضطرار و صدق التجاى تو را از دل تو بداند، به چشم رحمت و ديده رأفت به تو نظر خواهد كرد و دل حبيب خود را به كرامت و عطوفت به تو معطوف خواهد ساخت و تو را به آنچه دوست دارى و خشنود مى‌شوى، موفّق خواهد ساخت؛ زيرا كه او كريم است و كرامت نسبت به بندگان مضطرّ و بيچاره خود و پناهندگان به در خانه خود را، براى طلب رضاى خويش، دوست مى‌دارد و در كتاب خود نازل فرموده است كه: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ و عتبه شريفه را ببوسد و در حال ورود بگويد:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ‌اللَّهِ وَ عَلى‌ مِلَّةِ رَسُولِ‌


صفحه 216

اللَّهِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ».[1]

كريمُ السجايا جميلُ الشيم‌

نبى البرايا شفيعُ الامم‌

امام رسل پيشواى سبيل‌

امين خدا مهبط جبرئيل‌

شفيع‌الورى خواجه بعث و نشر

امام الهدى صدر ديوان حشر

شفيعٌ مطاعٌ نبىٌّ كريمٌ‌

قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيمٌ‌

(سعدى)

85- بركات حج‌

حج خانه خدا اگر صحيح و با رعايت آداب آن انجام شود، ثمرات و دستاوردهاى بسيار مهم وشيرينى به همراه دارد كه به برخى از آن‌ها اشاره مى‌شود:

1- پاكى از گناه‌

حاجى در حج بر گذشته نادرست خود خط بطلان مى‌كشد و راه را براى داشتن يك زندگى سالم و درست دينى و الهى هموار مى‌سازد.

[1]- المراقبات، ج 2، ص 233- 237