بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 21

اين اصل مهم به‌اندازه‌اى كارساز و تعيين‌كننده است كه اگر رزمنده و جهادگرى در ميدان نبرد شركت كند و هدفش دستيابى به غنايم جنگى و يا چيره‌شدن و انتقام‌گيرى از دشمن باشد و در اين راه كشته شود، شهيد به‌حساب نمى‌آيد.

رسول گرامى اسلام6فرمود:

«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ».[1]

«جز اين نيست كه اعمال به نيت‌ها است.»

در حديثى ديگر فرمود:

«اذا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ للَّهِ خالِصاً، لانَّهُ لا يَقْبَلُ مِنْ عِبادِهِ الأَعْمالَ إلّاما كانَ خالِصاً».[2]

«هرگاه كارى را انجام دادى، آن را تنها براى خدا انجام ده؛ زيرا خداوند تنها اعمال خالص را از بندگان خود مى‌پذيرد.»

پس بر سالكان اين طريق است كه با نيتى پاك و خالص در سرزمين وحى گام نهند، دل به غير خدا نبندند و در انجام اعمال جز قرب و نزديكى به‌

[1]- كنزالعمال، ج 7272؛ صحيح مسلم، ج 6، ص 46

[2]- بحارالانوار، ج 77، ص 103


صفحه 22

حق‌تعالى چيز ديگرى را نخواهند و درنظر نگيرند.

اميرمؤمنان على7فرمود:

«كَيْفَ يَسْتَطيعُ الإخْلاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوى‌».[1]

«آن‌كس كه هوى و هوس بر وى چيره، چگونه مى‌تواند اخلاص داشته باشد؟»

حاجيان بايد سفر را با مبارزه با نفس آغاز كنند و پس از غلبه بر آن، قصد كوى دوست كرده، با تمام وجود به‌سوى او روند، در چنين حالى است كه به همه‌چيز خواهند رسيد.

امام عسكرى7فرمود:

«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيا كُلَّها لُقْمَةً واحِدَةً و لَقَّمْتُها مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خالِصاً لَرَأَيْتُ انّي مُقَصِّرٌ في حَقِّهِ».[2]

«اگر همه دنيا را يك لقمه كرده، در دهان كسى گذارم كه خدا را از روى اخلاص پرستش و عبادت كند، باز مى‌بينم كه در حق او كوتاهى كرده‌ام!»

[1]- غررالحكم، ح 6977

[2]- بحارالانوار، ج 70، ص 245، ح 19


صفحه 23

4- زاد و توشه حلال‌

بر حاجى است كه هزينه سفر و زاد و توشه خود را از مال حلال برگيرد تا توفيق عبادت پيدا كند و بتواند در بهترين اماكن روى كره زمين، شيرينى مناجات با خدا را لمس و از عبادات خود لذّت ببرد.

خداوند در قرآن كريم، به رسولان خود اين‌چنين دستور مى‌دهد:

يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ.[1]

«اى رسولان، از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آن‌چه انجام مى‌دهيد دانا هستم.»

و در آيه‌اى ديگر خطاب به مؤمنان مى‌فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ.[2]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از نعمت‌هاى پاك و پاكيزه‌اى كه روزى شما كرده‌ايم‌

[1]- مؤمنون: 51

[2]- بقره: 172


صفحه 24

بخوريد و خدا را شكر كنيد، اگر تنها او را مى‌پرستيد.»

استفاده از زاد و توشه حلال و بهره‌گيرى از نعمت‌هاى پاك، وظيفه رسولان و همه مؤمنان و دلباختگان به خداوند است. و آن‌ها كه اموالشان را از راه حرام و يا شبهه‌ناك به‌دست آورده‌اند، بايد پيش از سفر، دارايى خود را تزكيه كنند، خمس و زكات و ردّ مظالم و ديگر حقوق مردم را به صاحبان اصلى آن بپردازند، سپس لباس احرام بپوشند وگرنه، در ميقات پذيرفته نمى‌شوند و هرگز در حريم كبريايى حق وارد نخواهند شد، گرچه به‌صورت ظاهر جسم آنان در چنين اماكن مقدسى در گردش باشد.

امام باقر7فرمود:

«لا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلّ حَجّاً وَ لا عُمْرَةً مِنْ مالِ حَرامٍ».[1]

«خداوند حج‌وعمره بامال حرام را نمى‌پذيرد.»

و در روايتى ديگر فرمود:

«مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ أَرْبَعٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي أَرْبَعٍ:

[1]- بحارالانوار، ج 96، ص 120


صفحه 25

مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لا فِي صَدَقَةٍ وَ لا فِي حَجٍّ وَ لا فِي عُمْرَةٍ».[1]

«كسى كه از چهار طريق مالى به‌دست آورد، هزينه‌كردن آن درآمد، در چهار چيز پذيرفته نمى‌شود:

كسى كه مالى را از راه فريب، ربا، خيانت و يا سرقت به‌دست آورد و با آن زكات يا صدقه دهد و يا به حج و عمره رود، خداوند از او نمى‌پذيرد.»

رسول خدا6نيز فرمود:

هنگامى كه مردى با مال حرام به حج مى‌رود و [در ميقات‌] مى‌گويد:

«لَبَّيْك، اللَّهُمَّ لَبَّيْك ...»؛

«به فرمانبردارى ايستاده‌ام، بارخدايا! در اطاعت و خدمت تو هستم».

خداوند در پاسخ به او مى‌فرمايد:

«لا لَبَّيكَ وَلا سَعْدَيكِ، حَتّى‌ تَرُدَّ ما فِي يَدَيْكَ»؛[2]

[1]- امالى صدوق، ص 442

[2]- هداية السالك، ج 1، ص 136


صفحه 26

«نه، به فرمانبردارى نايستاده‌اى و در اطاعت و خدمت نيستى، تا آن‌كه هرچه در اختيار و در دست تو است، به صاحبان آن بازگردانى.»

و در حديثى ديگر فرمود:

«... و حَجُّكَ مَرْدُودٌ إِلَيْكَ».

«حج تو، به تو برگردانده مى‌شود.»[1]

احمد بن حنبل در اشعارى كه منسوب به او است مى‌گويد:

إذا حَجَجْتَ بِمالٍ اصْلُهُ سُحْتُ‌

فما حَجَجْتَ ولكن حَجَّتِ الْعِيرُ

لا يَقْبَلُ اللَّه إلّاكُلَّ طَيّبةٍ

ما كُلُّ مَن حَجَّ بيتَ اللَّه مَبرُورٌ[2]

«با مالى حج گزاردى كه اصل آن حرام است، پس تو حج انجام‌نداده‌اى، بلكه حيوانى حج گزارده است.

خداوند جز پاك را نپذيرد، اين‌گونه نيست كه هركس حج خانه خدا كند، حج او مبرور و پذيرفته باشد.»

[1]- همان.

[2]- همان، ص 137


صفحه 27

5- خداحافظى و حلاليت‌طلبى‌

حاجى هرگاه تصميم مى‌گيرد به حج مشرف شود، براساس توصيه امام صادق7، شايسته است آن را به اطلاع برادران دينى خود برساند. آن حضرت به نقل از رسول خدا6فرمود:

«حَقٌّ عَلَى الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ يُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَى إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ يَأْتُوهُ».[1]

«مسلمانى كه قصد مسافرت دارد، شايسته است برادران خويش را آگاه سازد، بر برادران او نيز لازم است هنگام بازگشت به ديدن وى بيايند.»

انجام اين دستورالعمل مى‌تواند ثمرات و بركات فراوانى را به‌دنبال داشته باشد؛ يكى از اين بركات، زدودن تيرگى‌ها و كدورت‌ها از دل انسان‌ها است.

افراد بشر به دليل اجتماعى بودن، در زندگى شخصى و اجتماعى خود گرفتار تضادها و مشكلاتى مى‌شوند كه درنتيجه رنجش و نارضايتى ديگران را به‌دنبال دارد، همسر، فرزندان، برادران و خواهران،

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 448، ح 15227


صفحه 28

همسايگان، همكاران، مردم كوچه و بازار و ....

اگر به يكى از اين كسان ظلمى روا داشته، غيبتى كرده، حقوقى از آنان پايمال نموده، روابط غيرصميمانه با آنان داشته، ناسزا و دشنامى به آن‌ها داده و ... لازم است پيش از سفر به عنوان خداحافظى نزد آنان رفته، حلاليت بطلبد و به آن‌ها بگويد، من عازم سفر خانه خدا هستم و از آن‌جا كه در اين سفر ميهمان خداوندم و او از راز و درون من باخبر است، نمى‌خواهم با دل آلوده به كينه و كدورت در محضر او حضور يابم. من در اين سفر براى شما دعا مى‌كنم، شما نيز اگر حقى به گردن من داريد، مرا حلال كنيد. به يقين چنين برخوردى عاطفه طرف مقابل را تحريك نموده، اشك از ديدگانش جارى مى‌شود و رضايت مى‌دهد و فضايى كاملًا معنوى و الهى را بر زندگى حاجى و ديگران حاكم مى‌سازد. و پس از آن زمينه براى بهره‌گيرى هرچه بيشتر از حج فراهم مى‌شود؛ زيرا حاجى تصميم گرفته است تا در اين سفر، قلب خود را لبريز از محبت خدا كند. اگر بخشى از قلب را كدورت و كينه نسبت به مردم پر كرده باشد، تنها بخش خالى آن ظرفيت خواهد داشت و اگر آن ظرفيت پرشده از كينه، خالى شود به يقين جاى بيشترى براى ذخيره معرفت و عشق به‌حق فراهم مى‌آيد.