كرده باشد.»[1]
امام صادق7فرمودند:
امام علىبن الحسين8پيوسته مىفرمودند:
«اى كسانى كه به حج نرفتهايد، به استقبال حاجيان بشتابيد و با آنان دست دهيد و آنان را بزرگ بشماريد كه اين كار بر شما لازم است و در پاداش آنان شريك خواهيد شد.»[2]
باز در حديث ديگرى امام صادق7ثواب معانقه با حاجى غبار سفر بر چهره نشسته را، همچون ثواب استلام حجر الأسود برشمرده است.[3]
امام باقر7نيز فرمودند:
«حاجيان و عمرهگزاران را گرامى بداريد كه اين كار بر شما لازم است.»[4]
امام علىبن ابىطالب7شيوه خاصى را براى استقبال از حاجى بيان فرمودهاند:
«هنگامى كه برادر شما از مكه بازگشت، ميان
[1]- ثواب الاعمال، ص 116.
[2]- كافى، ج 4، ص 264، ح 48.
[3]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 147.
[4]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 147.
دو چشم و لبان وى را ببوسيد كه با آن حجرالأسود را بوسيده است؛ حَجَرى كه پيامبر6بر آن بوسه زد. و چشمانش را كه با آن به خانه خدا نگريسته و جايگاه سجده و صورتش را ببوسيد و هنگامى كه به او خوش آمد مىگوييد چنين اظهار كنيد:
خداوند حج تو را قبول كند و سعى و كوشش تو را بر تو ببخشايد و آن چه هزينه كردى به تو عوض دهد و اين حج را نيز آخرين حج تو قرار ندهد.»[1]
هدف از تمامى اين توصيهها براى بزرگداشت حاجى، بهرهگيرى از معنويت سفر حج است؛ زيرا به فرموده امام صادق7حج گزار تا زمانى كه به گناه آلوده نشده، نور حج را پيوسته دارا خواهد بود.[2]
يعنى حاجى در اين سفر رنگ و بوى الهى به خود گرفته و مىتواند آن را به ديگران منتقل نمايد.
توصيه امام سجاد7نيز اين است كه:
«پيش از آنكه حاجى و عمره گزار آلوده به گناه شود (به ديدار او رفته) سلامش كنيد و با
[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 447، ح 15224.
[2]- كافى، ج 4، ص 255، ح 11.
وى دست دهيد.»[1]
و پيامبر6نيز فرمودند:
«پيش از آن كه حاجى وارد خانهاش شود او را ملاقات كرده، به وى سلام گوييد و با او دست دهيد و از او بخواهيد كه براى شما طلب آمرزش كند؛ زيرا او خود آمرزيده شده است.»[2]
91- گوارايتان باد!
آنان كه با بصيرت و معرفت، سفر عاشقانه حج را آغاز و با محبت و عشق به رسول خدا6و خاندان گرامى او، به دور از هر گناه ومعصيتى آن را به پايان مىبرند به سودى بزرگ دست يازيدهاند و فرداى قيامت حج مقبول و مبرور، آنان را از هول و هراس قيامت رهايى خواهد بخشيد.
عبدالرحمانبن سَمُرَه گويد:
روزى در نزد رسول خدا6بودم. آن حضرت فرمود: من ديشب شگفتىها و عجائبى را ديدم!
گفتيم: اى رسول خدا، جان و خانواده و اولادمان
[1]- وسائل الشيعة، ج 11، ص 245، ح 15218.
[2]- مسند احمد حنبل، ج 2، ص 351، ح 5317.
فدايت باد! چه ديديد؟ براى ما بازگو كنيد.
حضرت فرمودند:
«مردى از امت خود را ديدم، كه از روبرو و پشت سر و از سوى راست و چپ و از زير پا، تاريكى وى را فراگرفته و غرق در ظلمت بود.
در اين حال حج و عمره او مجسم و ظاهر شدند و او را از ظلمت و تاريكى رها ساختند و در نور وارد كردند.»[1]
محمدبن مسلم نيز گويد:
امام باقر يا امام صادق8(ترديد از راوى است) فرمودند:
«وَدَّ مَنْ فِي الْقُبُورِ لَوْ أَنَّ لَهُ حَجَّةً بِالدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا».[2]
«مردگان در گورهايشان آرزو مىكنند، كاش دنيا و آنچه در آن هست را مىدادند و به جاى آن پاداش يك حج به آنها داده مىشد.»
حجاج عزيز كشور ما، علاوه بر ميهمان خدا و رسول6بودن، ويژگى بسيار مهم و ارزشمند ديگرى
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 39
[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 110
دارند و آن شيعه بودن و پيروى از اهل بيت عصمت و طهارت است.
يحيىبن يسار مىگويد:
حج گزاردم و سپس به امام صادق7برخورد كرديم، آن حضرت فرمودند:
«حاجىِ خانه خدا و زائر قبر پيامبر خدا6و شيعه آل محمد6گوارايتان باد.»[1]
بنابراين، حج و معنويت آن گواراى وجود شيعيانى باد كه با رعايت تمامى اين آداب و اخلاق، حجى شكوهمند و مقبول را به جاى آورده و با روحى سرشار از معنويت و عشق به خدا و اهلبيت به ايران اسلامى باز مىگردند.
حج گوارايشان و ايّام به كامشان باد!
[1]-كافى، ج 4، ص 549.