فوق، چهمقدار زمان نياز است؟ و چه تعداد كتاب بايد مطالعه شود؟ و چند كلاس آموزشى بايد تشكيل گردد؟ تا حاجى از هرجهت توجيه شود، سپس رهسپار حرمين شريفين گردد؟![1]
7- فراگيرى احكام و مناسك حج
در ميان مجموعه اطلاعات مورد نيازى كه ذكر شد، فراگيرى مناسك حج از اهميت ويژهاى برخوردار است و حاجى بايد آن را بهطور دقيق بياموزد و بهكار بندد؛ زيرا صحت و درستى عمل يكى از شروط قبولى آن است.
مسائل و فروعات حج نيز به حدى زياد است كه زراره (از اصحاب امام صادق7) مىگويد:
«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ7: جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ أَسْأَلُكَ فِي الْحَجِّ مُنْذُ أَرْبَعِينَ عَاماً فَتُفْتِينِي فَقَالَ يَا زُرَارَةُ بَيْتٌ يُحَجُّ قَبْلَ
[1]- خوشبختانه در سالهاى اخير توسط بعثه مقام معظم رهبرى و ساير علما و انديشمندان، گامهاى مؤثرى در اين زمينه برداشته شده، كتب، مجلات، فيلم و ديگر ابزار آموزشى مورد نياز تا حد زيادى فراهم آمده كه حاجيان عزيز بايد بهموقع آنها را تهيه نمايند و بهره ببرند و پيش از سفر، خود را كاملًا آماده نمايند.
آدَمَ7بِأَلْفَيْ عَامٍ تُرِيدُ أَنْ تَفْنَى مَسَائِلُهُ فِي أَرْبَعِينَ عَاماً».[1]
«به امام صادق7عرض كردم، فداى شما شوم، حدود چهل سال است كه درباره حج از شما مىپرسم و شما پاسخ مىدهيد و فتواى خويش را بيان مىفرماييد. امام7فرمود: اى زراره، خانهاى كه بيش از دوهزار سال، قبل از پيدايش آدم7حج گزارده مىشد، مىخواهى در چهل سال مسائل آن پايان پذيرد؟»
هرچه حاجى در زمينه اعمال و مناسك حج آگاهتر باشد، ضمن انجام درست اعمال، بيشتر ذهن خود را بهسوى اسرار و معارف هريك از اعمال حج معطوف داشته، بهره معنوى بيشترى مىبرد. برخى از حاجيان در ميقات، بهجاى ريختن اشك و توجه بيشتر به حضرت حق و انابه و توبه و راهيابى بهحضور صاحبخانه، در وسوسه درست تلفظ كردن نيت گير مىكنند و از آن همه زيبايى و عشق محروم مىمانند و حال آنكه فقها همگى فتوا داده و مىدهند كه نيت لازم نيست بر زبان جارى شود و همان مرور به قلب و فكر كافى است.
رسول خدا6فرمود:
[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 519
«تَعَلَّمُوا مناسِكَكُم، فَانَّها مِنْ دِينِكُمْ».[1]
«مناسك حج خود را فراگيريد كه آن، بخشى از دين شما است.»
البته اهميت فراگيرى مناسك حج، نبايد موجب دلهره و اضطراب حاجى شود؛ زيرا چگونگى انجام درست آن، معادله پيچيدهاى نيست كه نتوان بهراحتى حل كرد، فقط دقت عمل لازم دارد، همانند رانندهاى كه بهقصد رسيدن به مكان خاصى حركت مىكند، اگر فرمان را درست در دست نگيرد و يك مرتبه بهسمت راست و چپ بپيچد، از مسير خود منحرف خواهد شد، حاجى نيز در چگونگى عمل اگر دقت لازم را داشته باشد، مشكلى براى او پيش نخواهد آمد.
رسول خدا6آنگاه كه به حج مشرف مىشد، در هر فرصتى چگونگى انجام مناسك را به مردم مىآموخت. ابن عمر گويد:
«كانَ رَسُولُ اللَّه6اذا كان قَبْلَ التَّرْويَةِ بِيَوْمٍ، خَطِبَ النَّاسَ فَأَخْبَرَهُمْ بِمَناسِكِهِمْ».[2]
«رسول خدا6پيوسته يك روز پيش از ترويه، براى مردم خطبه مىخواند و مناسكشان را به آنها مىآموخت.»
[1]- تاريخ دمشق، ج 26، ص 211
[2]- الحج و العمرة في الكتاب و السنه: ص 246، ح 680
8- تأمين مخارج خانواده
سفر حج بهلحاظ معنوى و دينى بودن آن، نهتنها در روحيه حجگزار تأثير مىگزارد، بلكه از جنبه روحى و اخلاقى، براى خانواده و نزديكان وى نيز بركات فراوانى را بهدنبال خواهد داشت. از اينرو براى اينكه از اين تأثير شگرف در اطرافيان كاسته نشود، بايد حاجى به كليه مسائل جانبى خود توجه كند. يكى از اين مسائل، تأمين نيازمندىهاى خانواده است؛ به شكلى كه پس از رفتن وى به حرمين شريفين، آنها دچار مشكلات شديد نگردند. هر مسلمانى زمانى مستطيع خواهد بود كه بتواند علاوه بر هزينه سفر، زندگى افراد تحت تكفل خود را تأمين كند و پس از مراجعت نيز گرفتار فقر و تهيدستى نگردد.
امام صادق7در پاسخ سؤالكنندهاى كه مراد از «سبيل» در آيه شريفه وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا[1]را پرسيد، فرمود:
«... السَّعَةُ فِي الْمَالِ إِذَا كَانَ يَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ يُبْقِي بَعْضاً لِقُوتِ عِيَالِهِ».[2]
[1]- آلعمران: 97
[2]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 37، ح 14181
«وسعت در مال، بهاندازهاى كه با بخشى از آن حج انجام دهد و بخشى را براى خوراك خانوادهاش باقى بگذارد.»
در حديث ديگرى نيز امام صادق7فرمود: حج خانه خدا بر كسى كه راهى بهسوى او بيابد واجب است و راه همان داشتن هزينه سفر، مركب، همراه با سلامتى بدن است و نيز بخشى كه براى خانواده خود بهجاى مىگذارد و بخشى نيز براى تأمين هزينههاى زندگى پس از بازگشت از حج.
مرحومصاحبجواهر رحمه الله نيزچهارمينشرطاز شرايط استطاعت را، داشتن امكانات مالى بهاندازه نيازهاى سفر و تأمين نيازمندىهاى خانواده دانسته، مىگويد:
«فلو قصر ماله عن ذلك لم يجب عليه الحج بلا خلاف أجده، بل ربما ظهر من بعضهم الإجماع عليه، للأصل و عدم تحقق الإستطاعة بدونه».[1]
«پس اگر كسى مالى كه دارد، كمتر از آن است كه بتواند هزينه افراد تحت تكفل خود را بپردازد، حج بر او واجب نيست، قول خلافى نيز من در آن نيافتم، بلكه از اظهارات برخى
[1]- جواهرالكلام، ج 17، ص 273
از فقها اجماع بر اين مطلب فهميده مىشود، به مقتضاى اصل، و تحقق نيافتن استطاعت بدون داشتن آن.»
لذا عزيزان حجگزار به اين نكته توجه نموده، بهشكلى عمل كنند كه در نبود آنها، به بازماندگانشان سخت نگذرد و اين دوران را يكى از شيرينترين لحظههاى زندگى خود بهحساب آورند. نكته جالب ديگر اينكه، قبل از حركت مناسب است حاجى افراد خانواده خود را جمع نموده، آنان را به خانه دعوت كند و پس از محبّت به آنها و خواندن دعا، در يك فضاى كاملًا صميمى و معنوى از آنان خداحافظى كرده، عازم سفر حج شود.
بريد بن معاويه عجلى گويد: امام باقر7هرگاه تصميم رفتن به حج را داشتند، خانواده خويش را در خانه جمع نموده، اينگونه دعا مىكردند:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْغَدَاةَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي الشَّاهِدَ مِنَّا وَ الْغَائِبَ، اللَّهُمَّ احْفَظْنَا وَ احْفَظْ عَلَيْنَا، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي جِوَارِكَ، اللَّهُمَّ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرْ مَا بِنَا مِنْ عَافِيَتِكَ وَ فَضْلِكَ».[1]
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 380، ح 15065
«بارخدايا! همانا من [از] فردا، خود و مال و خانواده و فرزندانم، چه آنان كه نزد مناند و چه آنان كه نيستند، همه را به تو مىسپارم.
پروردگارا! در كنار خود ما را قرار ده، نعمتهايت را از ما نگير و آنچه از سلامتى و فضل تو در اختيار ما است آن را تغيير مده.»
همچنين مستحب است مسافر پيش از سفر، خانواده خود را جمع نموده، دو ركعت نماز بخواند و بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَاتِمَةَ عَمَلى».[1]
«بارخدايا! همانا من خود، خانواده، مال و فرزندانم و دنيا و آخرتم، و أمانت و پايان كارم را به تو مىسپارم.»
9- انتخاب مدير
در زندگى جمعى مشكلات كمتر وجود دارد و در صورت بروز آن نيز با همكارى ديگر همسفران مشكلات راحتتر حل و مرتفع مىگردد. خوشبختانه
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 379، ح 15064
در سفر حج و عمره، مردم به صورت كاروانى حركت مىكنند و درنتيجه با مشكلات تنها سفر كردن روبهرو نيستند. ليكن مسافرتهاى جمعى نيز مشكلات مخصوص بهخود را دارد كه پيشوايان اسلام براى رفع آن راه حلهاى زيبا و مناسبى را ارائه دادهاند.
از جمله اين راهحلها، انتخاب يكنفر بهعنوان مسؤول و مدير اجرايى سفر است تا در لحظات تصميمگيرى دچار ترديد و دودلى نشوند، اختلافات تشديد نگردد و بتوانند بهراحتى تصميمگيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند.
رسول خدا6فرمود:
«إذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ في سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّروا احَدَهُمْ».[1]
«هنگامى كه سه نفر با يكديگر به قصد مسافرت خارج مىشوند، بايد يكنفر را از ميان خود، به سرپرستى برگزينند».
اصحاب رسول خدا6نيز چنين عمل مىكردند و درباره فرد منتخب مىگفتند: اين سرپرستى است كه رسول خدا6تعيين كرده است.[2]
نافع مىگويد: در سفرى كه با ابى سلمه و تنى چند
[1]- سنن ابىداوود، ج 3، ص 36، ح 2608
[2]- محجةالبيضاء، ج 4، ص 58