از فقها اجماع بر اين مطلب فهميده مىشود، به مقتضاى اصل، و تحقق نيافتن استطاعت بدون داشتن آن.»
لذا عزيزان حجگزار به اين نكته توجه نموده، بهشكلى عمل كنند كه در نبود آنها، به بازماندگانشان سخت نگذرد و اين دوران را يكى از شيرينترين لحظههاى زندگى خود بهحساب آورند. نكته جالب ديگر اينكه، قبل از حركت مناسب است حاجى افراد خانواده خود را جمع نموده، آنان را به خانه دعوت كند و پس از محبّت به آنها و خواندن دعا، در يك فضاى كاملًا صميمى و معنوى از آنان خداحافظى كرده، عازم سفر حج شود.
بريد بن معاويه عجلى گويد: امام باقر7هرگاه تصميم رفتن به حج را داشتند، خانواده خويش را در خانه جمع نموده، اينگونه دعا مىكردند:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْغَدَاةَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي الشَّاهِدَ مِنَّا وَ الْغَائِبَ، اللَّهُمَّ احْفَظْنَا وَ احْفَظْ عَلَيْنَا، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي جِوَارِكَ، اللَّهُمَّ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرْ مَا بِنَا مِنْ عَافِيَتِكَ وَ فَضْلِكَ».[1]
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 380، ح 15065
«بارخدايا! همانا من [از] فردا، خود و مال و خانواده و فرزندانم، چه آنان كه نزد مناند و چه آنان كه نيستند، همه را به تو مىسپارم.
پروردگارا! در كنار خود ما را قرار ده، نعمتهايت را از ما نگير و آنچه از سلامتى و فضل تو در اختيار ما است آن را تغيير مده.»
همچنين مستحب است مسافر پيش از سفر، خانواده خود را جمع نموده، دو ركعت نماز بخواند و بگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَاتِمَةَ عَمَلى».[1]
«بارخدايا! همانا من خود، خانواده، مال و فرزندانم و دنيا و آخرتم، و أمانت و پايان كارم را به تو مىسپارم.»
9- انتخاب مدير
در زندگى جمعى مشكلات كمتر وجود دارد و در صورت بروز آن نيز با همكارى ديگر همسفران مشكلات راحتتر حل و مرتفع مىگردد. خوشبختانه
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 379، ح 15064
در سفر حج و عمره، مردم به صورت كاروانى حركت مىكنند و درنتيجه با مشكلات تنها سفر كردن روبهرو نيستند. ليكن مسافرتهاى جمعى نيز مشكلات مخصوص بهخود را دارد كه پيشوايان اسلام براى رفع آن راه حلهاى زيبا و مناسبى را ارائه دادهاند.
از جمله اين راهحلها، انتخاب يكنفر بهعنوان مسؤول و مدير اجرايى سفر است تا در لحظات تصميمگيرى دچار ترديد و دودلى نشوند، اختلافات تشديد نگردد و بتوانند بهراحتى تصميمگيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند.
رسول خدا6فرمود:
«إذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ في سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّروا احَدَهُمْ».[1]
«هنگامى كه سه نفر با يكديگر به قصد مسافرت خارج مىشوند، بايد يكنفر را از ميان خود، به سرپرستى برگزينند».
اصحاب رسول خدا6نيز چنين عمل مىكردند و درباره فرد منتخب مىگفتند: اين سرپرستى است كه رسول خدا6تعيين كرده است.[2]
نافع مىگويد: در سفرى كه با ابى سلمه و تنى چند
[1]- سنن ابىداوود، ج 3، ص 36، ح 2608
[2]- محجةالبيضاء، ج 4، ص 58
همراه بوديم به ابىسلمه گفتم: امير ما در اين سفر تويى.[1]
از عبداللَّه مروزى نيز نقل شده كه ابوعلى الرِّباطى در سفرى با او همراه شد. عبداللَّه به او گفت: تو فرمانده مىشوى يا من؟
ابوعلى گفت: تو فرمانده باش.
از آن پس عبداللَّه توشه سفر خود و ابوعلى را بر دوش حمل مىكرد تا آن كه شبى باران در گرفت و عبداللَّه در تمام شب بالاى سر رفيق و همراهش ايستاد و عبايى را روى سر او گرفت تا باران روى او نريزد.
ابوعلى بارها گفت: براى خدا، براى خدا، اين كار را نكن و عبداللَّه پاسخ مىداد: مگر نگفتى فرماندهى قطعاً از آن تو است؟ پس از گفته خود برنگرد و مرا مجبور مكن. ابوعلى گويد:
دوست مىداشتم مىمردم و به او نمىگفتم تو امير باش.[2]
انتخاب فردى بااخلاق، مدبّر، باحوصله و پركار براى مديريت و اداره كارها در طول سفر، در مراحل
[1]- سنن ابىداوود، ج 3، ص 36، ح 2609
[2]- محجة البيضاء، ج 4، ص 59
مختلف از جمله: زمان حركت، تقسيم اتاقها، كيفيت پخت و تقسيم غذا، و برنامهريزى براى كارهاى ديگر تا بازگشت بهوطن مىتواند از مشكلات و درگيريها و نزاعهاى احتمالى جلوگيرى كند و سفر را براى مسافران شيرين سازد.
فرد منتخب نيز بايد خود را خدمتگزار مردم بداند و با تمام وجود در خدمت زائران باشد.
پيامبر6فرمود:
«سيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ».[1]
«بزرگ هر گروهى در سفر، خدمتگزار آنها است».
10- انتخاب همراه
از توصيههاى رسول خدا6و اهل بيت آن حضرت:به مسافران اين است كه تنها به مسافرت نروند و پيش از سفر براى خود همراهى انتخاب كنند تا آنها را در لحظات حساس سفر يارى داده، از خستگى و تنهايى بهدر آيند و مددكار يكديگر باشند.
رسول خدا6فرمود:
[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 61
«الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ».[1]
«اوّل [انتخاب] رفيق و همراه، سپس مسافرت.»
امام كاظم7فرمود:
از وصاياى رسول خدا6به على بن ابىطالب7يكى اين بود:
«لا تَخْرُجْ فِي سَفَرٍ وَحْدَكَ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ، وَ هُوَ مِنَ الاثْنَيْنِ أَبْعَدُ ...».[2]
«به تنهايى مسافرت مكن؛ زيرا شيطان همراه فرد تنها است و او از دو نفر دورتر است.»
در حديث ديگرى آمده است كه رسول خدا6سه نفر را لعنت كرده است:
«الْآكِلَ زَادَهُ وَحْدَهُ وَ النَّائِمَ فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ وَ الرَّاكِبَ فِي الْفَلاةِ وَحْدَهُ».[3]
«كسى كه تنها غذا بخورد، و آنكس كه تنها در خانهاى بخوابد و كسى كه در دشت بهتنهايى سفر كند.»
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 408، ح 15123
[2]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 410، ح 15127
[3]- همان: ح 15129
همچنين از اسماعيل بن جابر نقل شده كه گويد:
در مكه خدمت امام صادق7بودم، كه مردى از اهالى مدينه وارد شد.
حضرت از وى سؤال فرمود: چه كسى همراه تو بود؟
پاسخ داد: هيچكس همراه من نبود!
امام صادق7فرمود: اگر همراهى مىداشتى من ادب تو را مىستودم، سپس فرمود: يكنفر شيطان است، دونفر نيز شيطانند و سه نفر همراه و چهارنفر رفيقاناند.
از مجموع اين روايات بهخوبى مىتوان فهميد كه پيشوايان دينى، مردم را از تنها سفر كردن منع و آنان را به مسافرت دستهجمعى ترغيب نمودهاند. بديهى است آن كس كه براساس ضرورت، گاهى مجبور مىشود تنها غذا بخورد يا در خانهاى تنها بخوابد و يا تنها سفر كند، هرگز مورد لعن قرار نمىگيرد. بلكه تنها كسانى كه مىتوانند و چنين نمىكنند مخاطبين روايتاند.
اگر نگاهى گذرا به مسافرت در گذشته داشته باشيم، بهخوبى مفهوم اين توصيهها را درك مىكنيم؛ زيرا درگذشته عوامل بسيارى؛ مانند بدى آب و هوا، نبود جادههاى مناسب، ناامنى در جادهها، نبود امكانات رفاهى و آب و غذا در طول مسير، نبود مركب مناسب
و ... جان مسافرانِ تنها را تهديد مىكرد، علاوه بر آن، ايجاد اضطراب و وحشت و درنهايت افسردگى، از ديگر نتايج سفرهاى فردى بود و پيشوايان معصوم براى پيشگيرى از اينگونه عوارض، به مردم توصيه كردهاند كه بهتنهايى مسافرت نكنند.
11- همراهان شايسته و همشأن
انتخاب همسفران شايسته و همشأن، يكى ديگر از آداب سفر است. كسانى كه از نظر سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، مناسب است در يك كاروان ثبتنام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آنها كه با هم سنخيت بيشترى دارند در يك اتاق جاى گيرند.
امام باقر7فرمود:
«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ».[1]
«هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آنكس كه زندگى تو را اداره مىكند همسفر مشو، كه اين كار موجب ذلت مؤمن است.»
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 412/ 15135