بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 69

كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارى‌هايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را به‌روى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند- عزّوجلّ- حركت كن».[1]

محمد بن على بن الحسين نيز گويد:

رسول خدا6هرگاه با مؤمنان خداحافظى مى‌كرد مى‌فرمود:

«زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ».[2]

«خداوند برتقواى شما بيافزايد و شما را به‌سوى كارهاى خير متوجه سازد، حاجات شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.»

اين سيره حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مى‌كند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقه‌كنندگان را ياد و دعا

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15117

[2]- همان: 15116


صفحه 70

خواهد كرد.

اميرمؤمنان و ديگر ائمه:بر اين سنت پايدار بودند. آن‌گاه كه ابو ذر، اين يار صادق و صميمى رسول خدا6توسط خليفه سوم به ربذه تبعيد گرديد، على بن ابى‌طالب7به همراه دو فرزندش حسن و حسين8و برادرشان عقيل بن ابى‌طالب و نيز عبداللَّه ابن جعفر و عمار بن ياسر به بدرقه ابوذر آمدند؛ سپس امير مؤمنان7فرمود: با برادرتان [ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آن‌كه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقه‌كننده بايد بازگردد، پس هريك از بدرقه‌كنندگان آن‌چه در دل داشتند بازگو كردند؛ آن‌گاه حسن بن على8به ابوذر فرمود:

«اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا كه تو جلو تعرّض آن‌ها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو به آن‌چه آن‌ها را جلوگيرى كردى، فرداى قيامت بسى نيازمندى و از آن چه تو را منع كردند بى‌نيازى».

ابوذر نيز در پاسخ گفت:

«خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى‌


صفحه 71

دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مى‌بينم، به‌ياد جدّتان رسول‌خدا6مى‌افتم.»[1]

23- مخفى‌كارى ممنوع‌

مرحوم فيض در آداب سفر كتاب محجّةالبيضاء به نقل از غزالى آورده است:

«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آن‌ها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه درنتيجه باعث كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت با صاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آن‌چه كه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هرچند سبك باشد؛ زيرا هرچيزى از كم به زياد كشيده مى‌شود و كسى كه در اطراف منطقه ممنوعه بگردد ممكن است كه در درون آن قرار گيرد (يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مى‌گردد پرهيز نمايد)».[2]

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15115

[2]- محجة البيضاء، ج 4، ص 72


صفحه 72

24- يادآورى نعمت‌هاى خداوند

مستحب است مسافر به هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمت‌هاى الهى را به‌ياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امام صادق7فرمود:

«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:

بِسْمِ‌اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِ‌اللَّه وَ اللَّه اكْبَر؛ به‌نام خدا و خدا بزرگ‌تر است [از آن كه به وصف درآيد] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ6، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ».[1]

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 387، ح 15080


صفحه 73

سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد6بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا به‌سوى پروردگارمان برمى‌گرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.

بارخدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بارخدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، به‌جايى كه به آمرزش و رضوان تو نائل گرديم. بارخدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارنده‌اى جز تو نيست.»

على بن ربيعه اسدى گويد:

امير مؤمنان على بن ابى‌طالب7بر مركب سوار شد، هنگام پانهادن در ركاب فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ، و پس از آن‌كه روى مركب استقرار يافت فرمود:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلًا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ».[1]

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 390


صفحه 74

«سپاس خداوندى را كه ما را گرامى داشت و درخشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريده‌هاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»

سپس سه مرتبه «سبحان‌اللَّه» و سه مرتبه «الحمدللَّه» گفت و آن‌گاه فرمود:

«رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».[1]

«پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمى‌بخشد.»

و در ادامه فرمود:

رسول خدا6[هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اين‌چنين عمل مى‌كرد.[2]

بنابراين شايسته است حاجى هنگام حركت، لحظه‌اى با خود بيانديشد و نعمت‌هاى خداوند را به‌ياد آورد و پروردگار را به‌خاطر نعمت سلامتى،

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 390

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 390، ح 15085


صفحه 75

توفيق يافتن براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمت‌هايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد.

آن‌گاه براساس آيه شريفه‌ لِاِنْ شَكَرْتُمْ لَاَزِيدَنَّكُمْ‌، خداوند نعمت‌هايش را در اين سفر بر حاجى افزون خواهد كرد.

25- پرهيز از عجله و شتاب‌

در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مى‌شود تا كار يا به‌درستى انجام نشود و يا داراى فضاى معنوى مناسب نباشد.

رسول خدا6فرمود:

«الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ».[1]

«تأنّى در كارها از جانب خدا و عجله از جانب شيطان است.»

مرحوم علامه ملا مهدى نراقى در تعريف عجله مى‌گويد:

«عجله حالتى است در دل كه به مجرد خطور امرى در ذهن، بى‌درنگ و بدون تأمل در باره آن، به آن اقدام كند و اين حالت از لوازم ضعف و

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 27، ص 169


صفحه 76

كوچكى نفس و از درهاى بزرگ ورود شيطان به دل آدمى است كه بسيارى از مردم را از اين راه به هلاكت افكنده است».[1]

يكى از دلايل مذمّتِ عجله و شتاب، آن است كه كارها، اگر بخواهد صحيح انجام شود بايد همراه با بصيرت و معرفت باشد و اين نياز به تأنى و آرامش و صبر دارد و فردى كه شتاب‌زده عمل مى‌كند فرصت انديشيدن در كارها را نيافته و درنتيجه كارى انجام مى‌دهد كه سرانجامِ آن، پشيمانى و خسران خواهد بود.

على7فرمود:

«مَعَ الْعَجَلِ يَكْثُرُ الزَّلَلُ».[2]

«با شتابزدگى، لغزش‌ها فراوان گردد.»

امير مؤمنان على7هنگام شهادت، به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبى7فرمودند:

«أَنْهَاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ».[3]

«تورا ازشتاب در گفتار و كردار نهى مى‌كنم.»

[1]- جامع‌السعادات، ج 1، ص 335

[2]- غررالحكم، ح 9740

[3]- امالى طوسى، ص 7