24- يادآورى نعمتهاى خداوند
مستحب است مسافر به هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمتهاى الهى را بهياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امام صادق7فرمود:
«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:
بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِاللَّه وَ اللَّه اكْبَر؛ بهنام خدا و خدا بزرگتر است [از آن كه به وصف درآيد] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ6، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ».[1]
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 387، ح 15080
سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد6بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا بهسوى پروردگارمان برمىگرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.
بارخدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بارخدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، بهجايى كه به آمرزش و رضوان تو نائل گرديم. بارخدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارندهاى جز تو نيست.»
على بن ربيعه اسدى گويد:
امير مؤمنان على بن ابىطالب7بر مركب سوار شد، هنگام پانهادن در ركاب فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ، و پس از آنكه روى مركب استقرار يافت فرمود:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلًا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ».[1]
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
«سپاس خداوندى را كه ما را گرامى داشت و درخشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»
سپس سه مرتبه «سبحاناللَّه» و سه مرتبه «الحمدللَّه» گفت و آنگاه فرمود:
«رَبِّ اغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».[1]
«پروردگارا! مرا ببخش، كه گناهان را جز تو كسى نمىبخشد.»
و در ادامه فرمود:
رسول خدا6[هنگام سفر] در حالى كه من كنار او قرار داشتم، اينچنين عمل مىكرد.[2]
بنابراين شايسته است حاجى هنگام حركت، لحظهاى با خود بيانديشد و نعمتهاى خداوند را بهياد آورد و پروردگار را بهخاطر نعمت سلامتى،
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390
[2]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 390، ح 15085
توفيق يافتن براى چنين سفر ارزشمندى، فراهم ساختن ابزار و وسايل سفر و ديگر نعمتهايى كه به او عنايت فرموده سپاس گويد.
آنگاه براساس آيه شريفه لِاِنْ شَكَرْتُمْ لَاَزِيدَنَّكُمْ، خداوند نعمتهايش را در اين سفر بر حاجى افزون خواهد كرد.
25- پرهيز از عجله و شتاب
در سفر، هرگز در انجام كارها نبايد عجله كرد؛ زيرا عجله موجب مىشود تا كار يا بهدرستى انجام نشود و يا داراى فضاى معنوى مناسب نباشد.
رسول خدا6فرمود:
«الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ».[1]
«تأنّى در كارها از جانب خدا و عجله از جانب شيطان است.»
مرحوم علامه ملا مهدى نراقى در تعريف عجله مىگويد:
«عجله حالتى است در دل كه به مجرد خطور امرى در ذهن، بىدرنگ و بدون تأمل در باره آن، به آن اقدام كند و اين حالت از لوازم ضعف و
[1]- وسائلالشيعه، ج 27، ص 169
كوچكى نفس و از درهاى بزرگ ورود شيطان به دل آدمى است كه بسيارى از مردم را از اين راه به هلاكت افكنده است».[1]
يكى از دلايل مذمّتِ عجله و شتاب، آن است كه كارها، اگر بخواهد صحيح انجام شود بايد همراه با بصيرت و معرفت باشد و اين نياز به تأنى و آرامش و صبر دارد و فردى كه شتابزده عمل مىكند فرصت انديشيدن در كارها را نيافته و درنتيجه كارى انجام مىدهد كه سرانجامِ آن، پشيمانى و خسران خواهد بود.
على7فرمود:
«مَعَ الْعَجَلِ يَكْثُرُ الزَّلَلُ».[2]
«با شتابزدگى، لغزشها فراوان گردد.»
امير مؤمنان على7هنگام شهادت، به فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبى7فرمودند:
«أَنْهَاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ».[3]
«تورا ازشتاب در گفتار و كردار نهى مىكنم.»
[1]- جامعالسعادات، ج 1، ص 335
[2]- غررالحكم، ح 9740
[3]- امالى طوسى، ص 7
26- حفظ دارايى و اثاثيه
مسافر بايد حافظ و نگهبان پول و اثاثيه خود باشد و در طول سفر مراقبت كند تا چيزى را گم نكند و يا در محلّى جا نگذارد.
صفوان جمال به امام صادق7گفت:
«مىخواهم به حج بروم، خانواده من نيز همراه من است، نفقه سفرم را در كيسهاى گذاشته، به كمر مىبندم [نظر شما در اينباره چيست؟]
امام صادق7فرمود:
آرى، پدرم [امام باقر7] پيوسته مىفرمود:
«حفظ و نگهبانى نفقه از توانمندى مسافر است».[1]
يعقوب بن سالم گويد: به امام صادق7گفتم:
همراه من درهمهايى است كه داراى تصويراند و من نيز مُحرم هستم؛ آنها را در هميانم قرار داده و آن را به كمر مىبندم. [آيا اشكالى ندارد؟]
امام فرمودند: مانعى ندارد. مگر نه اين است كه آنها خرجى سفر تو است؟ و پس از خداوند عزّ و جل اعتماد تو بر آنها است؟[2]
بنابراين در سفر حج، حاجى بايد مراقب ارز و ديگر
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 419، ح 15152
[2]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 280، ح 2449
كالاهاى همراه خود بوده، آنها را به صندوق امانات تحويل دهد و يا در جاى امنى نگهدارى كند تا گرفتار سرقتهاى احتمالى و يا مفقود شدن نشود.
27- پرداخت هزينهها
رسول خدا6فرمود:
«مستحب است وقتى گروهى با هم به مسافرت مىروند، مخارج سفر را از مال خود جدا نموده، آن را پرداخت كنند. اين شيوه براى اخلاق آنها بهتر و براى خودشان پاكيزهتر است»؛[1]
بديهى است اگر هر مسافرى براى تهيه غذا و امكانات مورد نياز خود، بخواهد جداگانه تصميمگيرى نموده، اقدام نمايد و يا تنها براى خود غذا طبخ كند، علاوه بر صرف وقت زياد، خستگى روحى بهدنبال دارد و از فيض حضور در اماكن مقدس مكه و مدينه نيز كمبهره خواهد شد.
از اين رو شايد بتوان گفت، الگوى امروزه حج و عمره همان توصيه روايت است كه زائر هزينههاى خود؛ اعم از هواپيما، هتل، غذا و ... را يكجا پرداخت نموده، بهشكل كاروانى حركت مىكند و در مدتى كه
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 413، ح 15136
در مكه و مدينه حضور دارد، بههيچوجه دغدغه غذا و مسكن و امثال آن را ندارد و درنتيجه مىتواند براى لحظهلحظه حضور خود در حرمين شريفين برنامهريزى نموده، بهره معنوى ببرد.
28- اخلاق حاجيان
رعايت اخلاق اسلامى در سفر حج يكى از ضروريات اين سفر عبادى و معنوى است. كسانى كه مىخواهند از اين سفر بهره معنوى برده، مورد عنايت حضرت حق قرار گيرند، بايد نكاتى را رعايت كنند:
امام باقر7فرمود:
«مَا يُعْبَأُ مَنْ يَسْلُكُ هَذَا الطَّرِيقَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلاثُ خِصَالٍ:
وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ».[1]
«كسى كه به حج مىرود و اين راه را طى مىكند، اگر سه خصلت در وى نباشد مورد عنايت و توجه [خداوند] قرار نمىگيرد:
1- ورع و پارسايى كه او را از گناه بازدارد.
2- صبر و بردبارى كه بتواند خشم خود را
[1]- كافى، ج 4، ص 286