35- آزار نرساندن به همسفران
زائران، در جلسات و هنگام شركت در نمازهاى جماعت، ورود و خروج به مساجد، سوار شدن به اتوبوس و مواردى از اين قبيل، تلاش كنند تا ديگران را آزار ندهند، در مكانهايى كه مىروند، هركجا جاى خالى بود بنشينند و از تردّد و عبور ميان جمعيّت فشرده حجّاج اجتناب نمايند.
سيره رسول خدا6اينگونه بود كه هروقت به محلى وارد مىشد، در نزديكترين جا به ايشان- يعنى دم در- مىنشست.[1]
آن حضرت همچنين فرمود:
«هرگاه يكى از شما به مجلسى وارد شد، در كنار آخرين نفرى كه نشسته بنشيند».[2]
رسول خدا6در حديث ديگرى فرمود:
«هرگاه كسى در مجلسى وارد شود كه تعدادى آنجا حضور دارند، اگر از ميان آنان برادر دينى خود را دعوت نموده و براى وى در كنار خود جا باز كند، بايد دعوت او را بپذيرد؛ زيرا اين احترامى است كه
[1]- كافى، ج 2، ص 662
[2]- بحارالانوار، ج 16، ص 240
برادر دينى او براى وى قائل شده و بدينوسيله او را گرامى داشته است. و اگر كسى براى وى جا باز نكرد، در مجلس بنگرد، هركجا جاى راحتى براى نشستن بود، همانجا بنشيند».[1]
36- ناديده گرفتن لغزشها
در مسافرت گاهى آگاهانه و گاهى از روى غفلت ممكن است يكى از همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهد. سيره اهل بيت عصمت و طهارت:در اين زمينه آن بوده كه اين لغزشها را يا ناديده مىگرفتند و يا با تذكر، فرد خطاكار را اصلاح مىكردند.
زراره از امام باقر و امام صادق8نقل كرده كه فرمودند:
«نزديكترين موضع بنده به كفر آن است كه با مردى برادر دينى باشد و لغزشها و خطاهاى او را شمرده [نزد خود نگه دارد] تا روزى او را بهخاطر آن لغزشها سرزنش كند».[2]
[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 465
[2]- كافى، ج 2، ص 354
طبيعى است كه هركس بهدنبال كشف عيوب و خطاهاى مردم باشد، عملًا ديگران را به مقابله دعوت كرده و آنان را بر اين كار ترغيب مىكند و همين، موجب حرمتشكنى و درگيرى مؤمنان و مسلمانان با يكديگر خواهد شد.
رسول خدا6فرمود:
«بهدنبال كشف لغزشهاى مؤمنان نباشيد، زيرا هركس بهدنبال لغزشهاى برادر دينى خود برآيد، خداوند لغزشهاى او را دنبال مىكند و آنكس كه خداوند بهدنبال لغزشهايش برآيد، او را رسوا خواهد كرد، گرچه در داخل خانهاش باشد».[1]
در حديث ديگرى امام صادق7از رسول خدا6نقل كردهاند كه فرمود:
«اى كسانى كه بهزبان اسلام آورده، ولى ايمان در دلهايتان نفوذ نكرده است! مسلمانان را نكوهش نكنيد و بهدنبال عيوب آنان نباشيد كه هركس چنين كند، خداوند عيوب او را پيگيرى مىكند و هركه را خداوند دنبال عيب او برآيد، او را رسوا مىكند، گرچه
[1]- كافى، ج 2، ص 355
در درون خانهاش باشد».[1]
با رعايت اين نكته اخلاقى، مىتوان در كاروانها فضايى صميمى ايجاد كرد و بر شيرينى و لذّت سفر افزود، از اين رو حاجيان بايد با خوشبينى نسبت به يكديگر برخورد كنند و هرگز بهدنبال شمردن لغزشهاى ديگران نباشند.
37- بازگو نكردن خاطرات تلخ
زندگى در سفر حج، جمعى و گروهى است و درنتيجه، افراد مختلف با سليقهها و رفتارهاى گوناگون كنار همديگر جمع شده، چندينروز با هم زندگى مىكنند و به طور طبيعى اين اختلاف سليقهها، گاهى منتهى به نزاع و درگيرى و كدورت مىشود. توصيه اهل بيت عصمت و طهارت:به حاجيان اين است كه با همسفران خود، جوانمردانه برخورد نموده، پس از مراجعت نيز در هيچ مجلسى، حوادث ناخوشايند سفر را براى ديگران بازگو نكنند.
امام صادق7در حديثى، يكى از دلايل جوانمردى در سفر را كتمان اسرار و رازدارى همراهان
[1]- همان، ص 354
پس از جدا شدن از آنها ذكر مىكنند.[1]
آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:
«لَيْسَ مِنَ الْمُرُوءَةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقَى فِي السَّفَرِ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ».[2]
«اين از جوانمردى نيست كه انسان آنچه از خوب و بد در سفر ديده و با آن برخورد كرده را بازگو نمايد.»
38- جوانمردى در سفر
در سفر حج، حاجيان بايد با همسفران جوانمردانه برخورد كنند و سختىها را به جان خريده، آسايش و آرامش ديگران را برخود ترجيح دهند.
هنگام سوار شدن به اتوبوسها، موقع صرف غذا، زمان استفاده از بالابرها و ... ديگران- به خصوص كودكان و كهنسالان- را برخود مقدم بدارند و با برخورد صحيح و اسلامى و لبخند خستگى را از تن همسفران خويش بزدايند و به تعبير روايات، از خود جوانمردى نشان دهند.
رسول خدا6تلاوت قرآن، ساختن مسجد،
[1]- مكارمالاخلاق، ج 1، ص 541، ح 1876؛ امالى مفيد، ص 44، ح 3
[2]- آثارالصادقين، ج 8، ص 492
دوست گرفتن برادران دينى به خاطر خدا، جوانمردى در وطن، بخشيدن غذا، خوشخلقى و شوخى بدون معصيت را نشانههاى جوانمردى در سفر دانستهاند.[1]
شوخى با ديگران اگر با تمسخر و يا غيبت و امثال آن همراه باشد گناه و معصيت است، ليكن ديگران را خوشحال نمودن و خستگى را از تن آنان زدودن، از عبادات شمرده مىشود.
صفوان جمّال گويد:
مُعَلىّ بن خُنَيس هنگام رفتن به سفر، براى خداحافظى خدمت امام صادق7آمد. حضرت به او فرمود:
اى مُعَلىَّ، بهوسيله خدا عزّت را طلب كن تا خداوند به تو عزّت بخشد.
معلّى گفت: اى فرزند رسول خدا، چگونه؟
حضرت فرمود:
اى مُعلّى، از خداوند متعال بترس تا همهكس از تو بترسند. اى مُعَلّى، با بخشش به برادرانت، به آنان اظهار دوستى كن؛ زيرا خداوند بخشش را وسيله دوستى و عطا
[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 266، ح 2
نكردن به ديگران را وسيله دشمنى قرار داده است. بهخدا قسم اگر شما از من چيزى بخواهيد و آن را به شما ببخشم براى من بهتر از آن است كه از من چيزى طلب نكنيد و من نيز آن را به شما ندهم و درنتيجه مرا دشمن بداريد.
و هرگاه خداوند عزّوجلّ بهدست من خيرى جارى كند و آن بهشما برسد، همان مورد پسند و ستايش خدا است.[1]
39- مدارا با بيماران
در مسافرتها بسيار پيش مىآيد كه يكى از همراهان مبتلا به بيمارى مىشود و دوستانش به وى كمتوجه يا بىتوجهى مىكنند. چهبسا مىتوانند او را همراه خود به زيارت ببرند، ليكن بهدليل سختى كار، از مسؤوليتپذيرى خوددارى مىكنند. اين عمل با جوانمردى و اخلاق اسلامى در سفر سازگارى ندارد.
روزى مفضّل بن عُمَر خدمت امام صادق7آمد و بر آن حضرت وارد شد، امام از او پرسيدند:
با چه كسى همسفر بودى؟
[1]- امالى طوسى، ص 304
مفضّل گفت: مردى از برادرانم.
حضرت فرمود: او چه شد؟
گفتم: از وقتى كه وارد مدينه شدهام نمىدانم مكان او كجاست!
امام7به من فرمود:
آيا نمىدانى كه اگر كسى كه چهلگام با مؤمنى همسفر شود، خداوند در روز قيامت درباره او از وى سؤال مىكند؟[1]
امام صادق7در حديثى ديگر فرمود:
«حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ إِخْوَانُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاثاً».[2]
«حق مسافر آن است كه اگر بيمار شد، برادرانش تا سه روز كنار او بمانند.»
آن حضرت همچنين فرمود:
«هركس در راهى با برادر دينى خود همراه شود، سپس از او پيشافتد، به اندازهاى كه از جلوى چشم رفيق خود پنهان گردد، به او ستم كرده است».[3]
[1]- بحارالانوار، ج 73، ص 275
[2]- همان، ص 273
[3]- بحارالانوار، ج 73، ص 275