مادرش او را با ناراحتى حمل مى كند و با ناراحتى بر زمين مى گذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى ماه است تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد...»
نزديك به همين مفاد را در آيه اى ديگر نيز يادآور شده است . كـما اينكه وقتى حكم سرپرستى و قيمومت مردان (شوهرها)بر زنان را صادر مى كند، در اشاره به خاستگاه اين حكم ، همين تفاوت طبيعى ميان زن و مرد را نيز يادآور مى شود:
(الرِّجالُ قوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض وَ بِما أَنْفَقوا مِنْ أَمْوالِهِمْ...)[1]
«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظرنظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى كنند...»
بنابراين كاملاً منطقى است كه برخى تفاوتهاى حكيمانه تكوينى، منشاء برخى اختلافات حـقوقى و مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى و احكام تشريعى باشد و موقعيتهاى متفاوتى ايجاد كند و تعدد نقشها را موجب شود.
امام على(عليه السلام)مى فرمايد:
«... فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الأَشْياءِ فِى التَّوَاصُفِ وَ أَضْيقُهَا
[1]سوره نساء، آيه34.
فِى التَّنَاصُفِ لاَ يجْرِى لأَحَد إِلاّ جَرَى عَلَيهِ وَ لاَ يجْرِى عَلَيهِ إِلاّ جَرَى لَهُ ...».[1]
«حق گسترده ترين چيزهاست در توصيف و گفتگو، و تنگترين چيزهاست دركردار و انصاف دادن با هم.كسى را بر ديگرى حقى نيست مگر اينكه آن ديگرى را هم براو حقى است.»
تفاوتهاى طبيعى ميان زن و مرد و تعدد مسؤوليتها و نقشهايى كه به تناسب اين تفاوتها به وجود مى آيد، واقعيتهايى انكارناپذيرند.
مثلا پدربودن و فرزند بودن، دو نقش و موقعيت متفاوت است كه هر يك حقوقى و تكاليفى رامى طلبد.چنان كه استادى وشاگردى نيز دو نقش متفاوت است با حقوق و تكاليفى .قرار گرفتن در موقعيت مديريت جامعه، شرايط و حقوقى متفاوت با موقعيت و نقش رعيت و توده مردم را ايجاب مى كند.
زن و مـرد نيز، چه در چارچوب روابط خانوادگى و همسرى وپدر و مادرى ، و چه در مناسبات اجتماعى ، به خاطر تعدد نـقش و تـفـاوت برخى موقعيتها كه دارند، در كنار حقوق و مسؤوليتهاى مشترك ، حقوق و مسؤوليتهاى متفاوتى نيز دارند و تساوى و تشابه همه جانبه آنان امرى ناممكن و غير معقول است .
اين بخش از حقوق و مسؤوليتهاى متفاوت ، هر چند در مقايسه
[1]نهج البلاغه، خطبه 216 .
باوظايف و حقوق مشترك ، اندك است ولى بسيار مهم و راهگشاست وناديده گرفتن آن باعث مى شود كه آن بخش ديگر نيز آسيب بـبـيند.
بنابراين شعار تساوى همه جانبه زنان و مردان اگر به معناى ناديده گرفتن اين دسته از نقشها و مـوقعـيتهاى متفاوت باشد، ادعايى غير منطقى و ناشدنى است .
شكى نيست كه زن ومرد در بسيارى از احكام شرعى يكسان وبرابرند، مثلاً در مطهرات ونجاسات و همچنين احكام نماز وخمس وزكات، شرائطى يكسان دارند، از اين جهت، در اين رساله، كوششى به عمل آمده است تا تنها مسائلى را متذكر شويم كه از ويژگيهاى زن يا بيشتر به او مرتبط است .
قم ـ موسسه امام صادق(عليه السلام)
دفتر آيت الله العظمى جعفر سبحانى تبريزى
سيد احمد فاضلى بيارجمندى
تابستان 1387 هجرى قمرى
اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
احكام تقليد
انسان مى تواند از روى اجتهاد يا تقليد به احكام دين عمل كند.
اجتهاد تلاش متخصّصان براى استخراج احكام دين از منابع آن است كه مهمترين آنها قرآن و احاديث معصومان(عليهم السلام)است.
تقليد به معناى پيروى است و در اينجا به معناى پيروى از مجتهد مى باشد.
مسأله 1.كسى كه مجتهد نيست و نمى تواند احكام و دستورهاى الهى را از منابع آن به دست آورد، بايد از مجتهد تقليد كند; يعنى كارهاى خود را مطابق با فتواى او انجام دهد.
مسأله 2.اَعلَم كسى است كه در استنباط حكم خدا از مدارك و منابع، ماهرتر باشد.
مسأله 3.زنان مى توانند علوم اسلامى را تحصيل كنند و به مقام اجتهاد، برسند.
مسأله 4.اگر زنى به مقام اجتهاد برسد، ديگران - چه زن چه مرد ـ نمى تواند از او تقليد كنند .
بلوغ و نشانه هاى آن
مسأله 5.نشانه بلوغ در دختران يكى از چهار چيز است:
الف) تمام شدن نه سال قمرى[1]ووارد شدن به ده سالگى قمرى.
ب) بيرون آمدن منى.
ج) روييدن موى درشت بالاى عورت.
د)ديدن خون حيض
مسأله 6.سنّ نُه سالگى سنّ تكليف است، و الزاماً سنّ ازدواج نيست. توضيح اين كه: ازدواج در صورتى جايز است كه دختر رشد جسمانى كافى براى ازدواج داشته باشد، و در صورتى كه كارشناسان به طور خاص يا به طور عام تأييد كنند كه فلان دختر يا عموم دختران در محيط ما، در فلان سن، رشد جسمانى كافى براى ازدواج ندارند، ازدواج در چنان سنّى حرام است.
مراحل بلوغ
بلوغ به حسب ادلّه شرع، سه مرحله دارد:
الف)بلوغ به معناى سنّ تكليف و رعايت واجب و حرام و انجام
[1]نه سال قمرى سه ماه و چند روز از نه سال شمسى كمتر است.
نماز وروزه ومانند آن. البته درصورتى دختران در اوائل بلوغ توان روزه گرفتن را نداشته باشند به طوريكه مايه ضرر و زيان باشد و اين حالت تا ماه رمضان ديگر ادامه داشته باشد روزه از ايشان ساقط است.
ب) بلوغ براى ازدواج، به طورى كه دختران از نظر جسمى آمادگى كافى داشته باشند، و خطر إفضاء و نقايص ديگرى در كار نباشد.
ج) بلوغ و رشد براى مسائل اقتصادى و مالى، به طورى كه در معاملات مغبون نشوند.
مسأله 7.ديدن خون حيض براى دختران، از نشانه هاى بلوغ است.
مسأله 8.ختنه كردن دختران و زنان واجب نيست;هر چند مستحب است و با برداشتن قطعه كوچك گوشت كه بالاى فرج است ختنه انجام مى گيرد.
مسأله 9.درشت شدن صدا و رشد جسمانى، مانند افزايش طول قد، بزرگ شدن پستانها، باسن ها و مانند آن، به تنهايى علائم بلوغ نيست.
احكام طهارت
بول كودك شير خوار
مسأله 10.هر گاه چيزى با بول پسر يا دختر شير خوارى كه غذاخور نشده نجس گردد، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزندكه به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى شود و در لباس و فرش و مانند آن فشار لازم نيست، ولى احتياط مستحب آن است كه دو مرتبه بريزند.
الكل
مسأله 11.استفاده از الكل براى ضدّ عفونى كردن محلّ تزريقات، يا ناف بچه، اشكالى ندارد و پاك است.ولى احتياط مستحب آن است كه مواضع اصابت آن را آب بكشند.
مسأله 12.عطرها و ادكلن هاى خارجى كه در بازار به فروش مى رسد، چون يقين به نجاست آنها نيست براى نماز اشكال ندارد.