بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 195

اختلاط زن و مرد

مسأله 728-احتياط واجب آن است كه مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتى كه كسى در آنجا نيست و ديگرى هم نمى‌تواند وارد شود، نمانند؛ حتّى اگر در آنجا نماز بخوانند نماز آنها اشكال دارد.

سؤال 729-محدوده خلوت با اجنبيّه چيست؟ اگر شخصى مطمئن باشد كه در خلوت با اجنبيّه به گناه نمى‌افتد، بازهم اين كار اشكال دارد؟

جواب:اگر در مكانى هستند كه معمولا هيچ كس رفت و آمد نمى‌كند، خلوت با اجنبيّه محسوب مى‌شود. و خلوت با اجنبيّه، حتّى اگر فكر مى‌كنند به حرام نمى‌افتند، اشكال دارد.

سؤال 730-خانمى مى‌خواهد به تحصيل خود ادامه دهد، تا در آينده شغل مناسب و مشروعى انتخاب كند، ولى ادامه تحصيل مستلزم اين است كه با نامحرمان روبه‌رو شود؛ مثل اين كه نزد نامحرم درس بخواند، يا با دانشجويان پسر در يك كلاس بنشيند، آيا ادامه تحصيل در چنين شرايطى جايز است؟

جواب:هرگاه توأم با امر حرامى- مانندِ خلوت با اجنبيّه و يا مفاسد ديگر- نگردد، مانعى ندارد.

سؤال 731-آيا شركت دختران و بانوان همراه با مردان و پسران در ارگانهاى انقلابى، مانند جهاد سازندگى، بنياد شهيد، سپاه پاسداران و مانند آن، و انجام امور محوّله و نشست با هم، كه ناچار از تماسّ و برخورد با هم مى‌باشند، مشروع است؟

جواب:در صورتى كه جهات شرعى رعايت شود، و منشأ فسادى نگردد، جايز است.

سؤال 732-با توجّه به آنچه در مسأله 49 از احكام النكاح جلد دوم عروه الوثقى آمده، كه اختلاط مردان و زنان مكروه شمرده شده است، آيا اين كراهت در آن دسته از مناسك حج كه بصورت مختلط انجام مى‌شود نيز وجود دارد؟

جواب:در مورد مناسك حج، كه سيره مسلمين هميشه بر آن جارى بوده، اشكالى نيست.

سؤال 733-نظر حضر تعالى در مورد مدارس مختلط پسر و دختر، كه در برخى مناطق‌


صفحه 196

بخاطر كمبود محلّ درس ناچار از آن هستند، چيست؟

جواب:در موارد ضرورت، با رعايت حجاب اسلامى و موازين شرعى مانعى ندارد؛ ولى كوشش براى جداسازى اين مدارس بايد ادامه يابد.

سؤال 734-آيا براى نمايش صحنه‌هاى تاريخى، اختلاط زن و مرد مسلمان كه در نقش كفّار بازى مى‌كنند و همراه با مكالمات مهيّج شهوت و عاشقانه است، جايز است؟

جواب:بازى كردن در نقش كفّار به منظور اهداف آموزنده مانعى ندارد؛ ولى مكالمات محرّك و شهوت‌انگيز جايز نيست.

سؤال 735-گاه دانشجوى پسرى در بين عدّه‌اى دانشجوى دختر، و يا بالعكس درس مى‌خواند، با توجّه با اين كه اگر با اين شرايط تحصيل را ادامه ندهد متضرّر مى‌شود، آيا درس خواندن در فرض مسأله جايز است؟

جواب:اگر موجب كار حرامى نمى‌شود اشكالى ندارد؛ ولى سزاوار است مسئولين كشورهاى اسلامى برنامه‌اى براى جدا ساختن مراكز تحصيلى پسران و دختران تنظيم كنند.

سؤال 736-جوان مجرّدى در برخورد با نامحرم دچار مشكل است. اين برخوردها و نگاه‌هاى غير مستقيم و گاه مستقيم (كه بنا به ضرورت و از روى ناچارى انجام مى‌شود)، و حتّى در برخى موارد شنيدن صداى نامحرم و صداى پاى او، برايش نوعى لذّت به همراه دارد. لازم به ذكر است محدود كردن خود و خانه‌نشينى براى فرار از مشكل مطرح شده، تنها براى مدّتى او را از اين صحنه‌ها دور مى‌كند، امّا در برخوردهاى بعدى، كه به ناچار هر انسانى ناگزير از آن است، اوّلا: اين حالت‌ها در او تشديد مى‌شود، به طورى كه گاه حتّى در برخورد با محارم نيز مشكل مطرح شده، بروز مى‌كند، ثانياً: در درازمدت به علّت قطع ارتباط با ديگران، و بيرون نرفتن از منزل، و حتّى ترك درس و تحصيل در دانشگاه، و چشم پوشيدن از تلويزيون و تصاوير و عكس‌ها، و در يك كلام به انزوا نشستن، باعث بروز ناراحتى‌هاى مختلف جسمى و روحى از جمله افسردگى و ناراحتى‌هاى عصبى او خواهد شد. وظيفه شرعى چنين شخصى چيست؟

جواب:به هيچ وجه لازم نيست با مردم قطع رابطه كند، و خانه‌نشين شود. همين‌


صفحه 197

اندازه كه عمداً نگاه نكند مشكلى ندارد، حتّى اگر قهراً و بدون اختيار براى او لذّتى حاصل شود.

مجلس عروسى و ديگر مجالس شادى‌

سؤال 737-به نظر حضرتعالى جشن عروسى يك مسلمان چه ويژگيهايى دارد؟ به تعبير ديگر، زوجين جوان مسلمان كه قصد دارند به گونه‌اى جشن عروسى برپا كنند، كه از يك سو مورد رضايت خداوند باشد و قدم اوّل زندگى مشترك را با معصيت آغاز نكنند، و از سوى ديگر همراه با شادى و شور و شعف باشد و رضايت دعوت‌شدگان هم فراهم شود، بايد چه كنند؟

جواب:بايد از برنامه‌هايى استفاده كنند كه آميخته با خلاف شرع نباشد و اين، امر ممكنى است، و بسيارى از مؤمنين انجام مى‌دهند.

سؤال 738-طبق نظر برخى از مراجع تقليد، موسيقى در مجالس عروسى استثناء شده است، نظر حضر تعالى در اين زمينه چيست؟ آيا مقلّدين شما (در صورتى كه جواب منفى باشد) مى‌توانند در اين مسأله از آن مراجع تقليد كنند؟

جواب:بنابر احتياط واجب فرقى ميان مجالس عروسى و غير عروسى نيست. و با توجّه به اين كه ما در اين مسأله احتياط واجب داريم، مقلّدين ما مى‌توانند به مرجع ديگرى مراجعه كنند.

سؤال 739-آوازخوانى زنان و دختران بصورت انفرادى يا دستجمعى، در محفل خصوصى زنان، مخصوصاً مجالس عروسى، چه حكمى دارد؟

جواب:اگر منظور از آواز، خوانندگيهاى مناسب مجالس لهو و فساد باشد، جايز نيست.

سؤال 740-آواز خواندن زن براى شوهرش چه حكمى دارد؟

جواب:در صورتى كه بدون آهنگهاى مناسب لهو و فساد باشد اشكال ندارد.

سؤال 741-زنان در كشمير در مراسم ازدواج براى استقبال از داماد و عروس در خيابانها و در جمع نامحرمان ترانه‌هاى محلّى مى‌خوانند، اين عمل چه حكمى دارد؟ آيا


صفحه 198

شركت در اين مجالس جايز است؟

جواب:خواندن اين ترانه‌ها جايز نيست، و شركت در اين گونه مجالس اشكال دارد.

سؤال 742-برخى از خانمها معتقدند كه نواختن آهنگ با سازهاى بدون حلقه، و نيز با ظروفى مانند قابلمه و سطل و مانند آن اشكال ندارد، آيا نواختن آهنگ با اين وسائل در مجالس عروسى زنانه جايز است؟

جواب:هرگاه با اين وسائل آهنگهايى مانند وسايل موسيقى نواخته شود جايز نيست؛ امّا اگر همانند آن آهنگها نباشد مانعى ندارد.

سؤال 743-خانمها در مجالس عروسى نسبت به سرو وضع و رخت و لباس خود حسّاسيّت خاصّى دارند، به گونه‌اى كه اگر خانمى لباس گران‌قيمتى را در يك جشن عروسى بپوشد، آن را در مجلس جشن ديگر نمى‌پوشد! حتّى برخى از خانمها به اين مقدار نيز قناعت نكرده، و در يك مجلس عروسى چند بار لباس عوض مى‌كنند! اينگونه كارها چه حكمى دارد؟

جواب:اين گونه كارها در شأن زنان با شخصيّت و با ايمان نيست.

سؤال 744-آيا رقص در مجالس عروسى، مخصوصاً مجالس زنانه، جايز است؟

جواب:رقص منشأ فساد است و اشكال دارد، خواه رقص زن براى زن، يا مرد براى مرد، و يا زنان براى مردان باشد؛ ولى رقص زن براى همسرش اشكال ندارد.

سؤال 745-آيا جايز است زن در ميان زنان برقصد؟ اگر جايز نيست، حكم نشستن زنان در تالارها و چنين مجالسى چگونه است؟

جواب:همانگونه كه گفته شد تنها رقص زن براى شوهرش جايز است، و بقيّه اشكال دارد، و نبايد در مجالس معصيت شركت كرد.

سؤال 746-تعريف رقص از نظر شرعى چيست؟ و حكم آن به نظر حضرتعالى چه مى‌باشد؟

جواب:تنها رقص زن براى شوهرش جايز است، و بقيّه اشكال دارد، و رقص يك امر عرفى است، و آن حركات موزونى است كه افراد مطّلع تصديق كنند مصداق رقص‌


صفحه 199

است، و اگر مصاديق مشكوكى پيدا كرد حرام نيست.

سؤال 747-با توجّه به اين كه به جز رقص همسر براى همسر، بقيّه رقص‌ها اشكال دارد، لطفاً بفرماييد: پولى كه به عنوان شاباش در مجالس رقص، به ويژه عروسى‌ها، به كسى كه مى‌رقصد مى‌دهند، براى دهنده و گيرنده آن، از نظر شرعى چه حكمى دارد؟

جواب:دادن و گرفتن اين پول‌ها جايز نيست.

سؤال 748-آيا براى عروس جايز است كه در مجلس عروسى زنانه، كه هيچ مردى جز داماد حضور ندارد، فقط براى شوهرش برقصد؛ هر چند زنان ديگر هم تماشا كنند؟

جواب:رقص زن فقط براى شوهرش جايز است، نه در حضور زنان ديگر.

سؤال 749-حكم كف زدن و دست افشانى و چوب بازى در مجالس عروسى چيست؟

جواب:كف زدن اشكالى ندارد، و چوب بازى نيز اشكالى ندارد، مگر اين كه مفسده خاصّى بر آن مترتب شود؛ ولى رقص براى غير شوهر اشكال دارد.

سؤال 750-حكم كف زدنِ هماهنگ و مرتّب يا نامرتّب به صورت مطلق، و در هر مجلسى (عروسى، مهمانى، مولودى و مانند آن) و در هر مكانى (اعمّ از مسجد، حسينيّه، منزل و مانند آن)، جهت اظهار شادى و سرور، يا تشويق، چيست؟

جواب:از جواب سابق معلوم شد؛ ولى توجّه داشته باشيد كه افراط در هيچ كارى شايسته نيست.

سؤال 751-معمولا در مراسم عيد الزهراء كف زدن، پايكوبى، رقص و حتّى امورى را كه جميع فقها صريحاً فتوا به حرمت آن داده‌اند، را مستند به حديث رفع القلم كه ذيلا به آن اشاره مى‌شود، جايز مى‌دانند:

«وَ امَرْتُ الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ انْ يَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَلَاثَه ايَّام مِنْ ذلِكَ الْيَوْمِ، وَ لَا اكْتُبُ عَلَيْهِمْ شَيْئاً مِنْ خَطَايَاهُمْ كَرَامَة لَكَ وَ لِوَصِيِّكَ».[1]

آيا اين نوع احاديث از نظر سند معتبر است؟ و بر فرض اعتبار معناى حديث چيست؟

جواب:اين روايت از نظر سند اعتبارى ندارد؛ به علاوه مخالف كتاب الله است، و

[1]. بحار الأنوار، جلد 31، صفحه 125.


صفحه 200

معاذ الله كه ائمه معصومين (عليهم السلام) اجازه ارتكاب گناه به افراد در اين ايّام يا غير اين ايّام داده باشند. و بر فرض اعتبار، معناى حديث اين است كه اگر كسى لغزشى از او سر زد خداوند او را مى‌بخشد، نه اين كه عمداً آلوده گناه شود.

سؤال 752-شركت در عروسى، يا مجالس ديگر، كه انسان مى‌داند در آن رعايت شئونات اسلامى نمى‌شود (از قبيل اختلاط زن و مرد، رقص و پايكوبى، استفاده از نوارهاى موسيقى و مانند آن) چه حكمى دارد؟

جواب:شركت در مجالس گناه حرام است.

سؤال 753-متأسّفانه غالب مجالس عروسى در زمان ما براى مؤمنين مشكل‌ساز شده است، به گونه‌اى كه رفتن به مجلس عزا براى آنها، خوشايندتر از شركت در چنان مجالس شادى است! حال اگر شخصى مجبور باشد در مجلس عروسى، كه آلوده به گناهانى همچون موسيقى حرام و رقص و مانند آن است شركت كند، و در اطاقى كه اين گناهان انجام مى‌شود نرود، بلكه در اطاق مجاور كه صداى ساز و آواز مى‌آيد باشد، آيا مرتكب گناه شده است؟ همچنين اگر در تالارى باشند كه در يك قسمت موسيقى و رقص هست و او در قسمت ديگرى است، ولى صداى موسيقى را مى‌شنود، چه حكمى دارد؟

جواب:اگر در محلّ جداگانه‌اى باشد كه دو مجلس محسوب شود اشكالى ندارد؛ ولى عمداً به موسيقى حرام گوش ندهد، هر چند بى‌اختيار به گوشش برسد.

حضانت‌

سؤال 754-زن بيوه‌اى، كه يك پسر پنج‌ساله از شوهر مرحوم خود دارد، چند سال پس از فوت شوهرش ازدواج كرده است، پدر بزرگ اين پسر مى‌گويد: «من به عنوان ولىّ نمى‌گذارم نوه‌ام در خانه مرد بيگانه‌اى تربيت شود». و مادر پسر مى‌گويد: «من به عنوان مادر، خود او را پرورش مى‌دهم». حقّ حضانت اين پسر بچّه با كيست؟

جواب:در مورد نگهدارى بچّه و پرورش او تا زمان بلوغ، مادر بچّه بر جدّ او مقدّم است؛ حتّى در صورتى كه شوهر كند، ولى در مسأله ولايت بر اموال، حقّ با جدّ است و مادر ولايتى بر اموال كودك ندارد.


صفحه 201

سؤال 755-در مواردى كه بين زوجين مفارقت حاصل مى‌شود و فرزند مشتركى دارند، فتواى مشهور فقهاى شيعه اين است كه مادر در مورد دختر تا هفت سالگى و در مورد پسر تا دو سالگى اولويّت در حضانت دارد، و پس از آن، فرزند در حضانت پدر قرار مى‌گيرد. از آنجا كه مادّه 1169 قانون مدنى با الهام از اين فتوا تنظيم شده، محاكم دادگسترى نيز در موارد مطروحه در پرونده‌هاى جارى بر اين اساس عمل مى‌نمايند؛ ولى اين امر چند مشكل اجرايى در بر دارد:

الف) تعلّق عاطفى فرزندان، اعمّ از پسر و دختر، در سنين پايين به مادر بيشتر است، و گرفتن پسر بچّه‌هاى دو تا هفت‌ساله از مادر، در موارد زيادى موجب اخلال در مسائل تربيتى و عاطفى آنان مى‌شود.

ب) غالباً پدرهاى ازدواج نكرده در نگهدارى اين گونه كودكان دچار مشكلات مهمّى مى‌شوند، و بيشتر به خاطر لجاجت، اصرار در گرفتن كودك دارند. و غالباً بعد از تحويل، كودك را به عمّه، يا مادربزرگ، يا يكى ديگر از اقوام مى‌سپارند، و خود مباشرت در حضانت ندارند.

ج) به دليل تعلّق عاطفى شديد بين مادر و فرزند، در اغلب موارد گرفتن پسر بچّه سه يا چهارساله از مادر، موجب عُسر و حرج بر مادر است؛ در صورتى كه با حضانت مادر، پدر نيز از طريق اعمال ولايت و نظارت كلّى، با بچّه‌هاى خود ارتباط دارد، و فشارى بر وى وارد نمى‌شود.

د) نگران‌كننده‌ترين نكته اين كه در خانواده‌اى كه بيش از يك فرزند وجود دارد، بچّه‌ها با هم مأنوس و وابسته به هم مى‌باشند، و جدا كردن بچّه‌هاى خردسال از يكديگر، و سپردن بعضى به پدر و بعضى به مادر، فشار شديدى بر آنان وارد مى‌آورد.

از طرفى بر طبق فتاواى برخى از فقها، از جمله مرحوم آيه اللّه العظمى خوئى (رحمه الله) اولويّت در حضانت تا سنّ هفت سالگى، هم در دختر و هم در پسر، با مادر است. و احاديثى، از جمله روايت ايّوب بن نوح،[1]نيز دلالت بر اين مسأله دارد. با توجّه به مطالب فوق نظر حضر تعالى در اين مسأله چيست؟

[1]. وسائل الشّيعه، جلد 15، ابواب احكام الاولاد، باب 81، حديث 6 و 7.


صفحه 202

جواب:در صورتى كه مصالح فرزندان واقعاً به خطر بيفتد، و گرفتار ضرر عاطفى شديدى شوند، مى‌توان حضانت را به مادر سپرد.

سؤال 756-همسرم چندين سال قبل، بنا به عللى، مرا طلاق داد، و حضانت تنها فرزندمان، كه دخترى خردسال بود، نيز به من سپرده شد. با تمام مشكلات اقتصادى، كه جهت تأمين مخارج زندگى دخترم وجود داشت، او را بزرگ نمودم، حال كه دخترم به سنّ ازدواج رسيده، شوهر سابقم اصرار دارد كه دختر را از من بگيرد. قابل ذكر است كه:

اوّلا) در طول مدّتى كه از هم جدا شده‌ايم، هيچ گونه كمكى از جانب شوهر سابقم به دخترمان نشده است.

ثانياً) چون دخترم در طول اين مدّت پدر را اصلا نديده، شديداً در برابر تقاضاى او امتناع مى‌كند، با توجّه به مطالب فوق به دو سؤال زير پاسخ فرمائيد:

الف) آيا شوهرم حق دارد دختر را از من بگيرد؟

جواب:هرگاه دختر به سنّ بلوغ رسيده، نه پدر مى‌تواند او را اجبار كند و نه مادر؛ بلكه نزد هر كدام دوست داشته باشد، مى‌تواند زندگى كند.

ب) نفقه دخترم بر عهده كيست؟ آيا مى‌توانم حقوق و نفقه او را از شوهر سابقم مطالبه كنم؟

جواب:در صورتى كه به ميل خود نفقه او را داده‌ايد، نمى‌توانيد از پدر او چيزى بگيريد؛ ولى اگر پدر نفقه او را نمى‌داده، و شما به اين قصد نفقه او را داده‌ايد كه از او بگيريد، حقّ مطالبه داريد.

سؤال 757-زنى است كه شوهرش بر اثر تصادف از بين رفته، و پنج فرزند از او باقى مانده است، كه بعضى كبير و بعضى صغير هستند. اين زن با ميل و رضايت خود حقّ حضانت اولادش را به جدّ پدرى بچّه‌ها واگذار كرده، و كلّا حقّ حضانت را از خود اسقاط نموده است؛ بعد از يك سال و اندى ادّعاى رجوع به حقّ حضانت مى‌كند، آيا حقّ رجوع دارد؟

جواب:بعد از واگذارى حقّ حضانت، حقّ بازگشت ندارد.

سؤال 758-زوجه علاوه بر بذل تمام يا مقدارى از مهريّه، سرپرستى بدون نفقه و يا با نفقه فرزندان دختر بالاتر از هفت سال خود را بر عهده مى‌گيرد؛ ولى بعد از طلاق از