و بر لب پرتگاه است را درك كنند) موظّف هستند كه به حكم عقلشان عمل كنند.
سؤال 6-آيا رشد جسمانى، مانند افزايش طول قد، بزرگ شدن پستانها، باسنها و مانند آن، علامت بلوغ (دختران) محسوب مىشود؟
جواب:اين علائم كافى نيست.
سؤال 7-خداوند دخترى به من عنايت كرده كه اكنون كلاس اوّل ابتدايى است، بسيار علاقه دارم كه او دخترى متديّن و عفيف تربيت شود. بدين جهت نسبت به مسائل تربيتى و عبادى او حسّاسيّت خاصّى دارم. در اين رابطه دو سؤال برايم مطرح شده، كه پاسخ آن موجب امتنان است:
الف) آيا عبادتهاى دختران در اين سنّ و سال (قبل از بلوغ) صحيح است؟
ب) بطور كلّى از چه سنّى دخترانمان را به انجام عبادات ترغيب و تشويق كنيم؟
جواب:هر زمان كه هوشيارى كافى براى انجام عبادات داشته باشند، اعمالشان صحيح و تشويق آنها بسيار خوب است.
سؤال 8-چرا سنِّ بلوغِ دختران، كمتر از سنِّ بلوغِ پسران است؟
جواب:رشد فكرى و جسمى دختران سريعتر از رشد پسران صورت مىگيرد.
سؤال 9-وظيفه دخترى كه شك دارد به سنّ بلوغ رسيده يا نه، چيست؟ آيا در اين حال انجام تكاليف شرعى بر او لازم است؟
جواب:واجب نيست؛ ولى اگر امكان تحقيق دارد، تحقيق كند.
سؤال 10-هرگاه دخترى قبل از نُه سالگى عادت ماهانه شود، آيا بالغ محسوب مىگردد؟
جواب:آنچه قبل از نُه سالگى ديده مىشود عادت ماهانه محسوب نمىشود، هرچند داراى همان صفات بوده باشد، بنابراين نشانه بلوغ نيست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
2- احكام تقليد
مقدّمه:
شايد برخى از خود بپرسند كه در عصر و زمان ما، كه بشر در همه زمينهها ترقّى و پيشرفت خيره كنندهاى داشته، و به ابزار و وسائل فوق العاده مدرن دست يافته، به گونهاى كه به حق مىتوان اين عصر را «عصر تحقيق و كنكاش و علم و دانش» لقب داد، آيا با همه اين امور، تقليد در عصر و زمان ما امر مطلوبى است؟
آيا تقليد به معناى بسته نمودن دروازههاى تحقيق به روى محقّقان نيست؟
آيا «پيروى چشم و گوش بسته» از ديگران، با روح آيات فراوانى از قرآن مجيد، كه انسان را به تفكّر و انديشه و مطالعه و تحقيق دعوت مىكند، سازگارى دارد؟
براى روشن شدن اين «شُبهه» توضيح كوتاهى پيرامون اقسام تقليد لازم است:
تقليد و پيروى از ديگران از چهار صورت خارج نيست:
الف) تقليد جاهل از عالم؛ يعنى كسى كه چيزى نمىداند از متخصّص و آگاه آن فن پيروى كند، همچون مراجعه بيمار ناآگاه از مسائل پزشكى، به پزشك آگاه و دلسوز.
ب) تقليد عالم از عالمى ديگر؛ يعنى مراجعه اهل فن به يكديگر، و پيروى بعضى از بعضى ديگر.
ج) تقليد عالم از جاهل؛ بدين معنى كه يك انسان آگاه، علم و دانش خود را رها نموده، و چشم و گوش بسته به دنبال جاهلان بيفتد!
د) تقليد جاهل از جاهل؛ كه گروهى نادان، پيرو گروه نادان ديگرى شوند.
روشن است كه از اين چهار قسم، تنها قسم اوّل منطقى و عاقلانه و مشروع است، و نه تنها در عصر تحقيق و علم و دانش، از آن بىنياز نيستيم، بلكه بخاطر گسترش فراوان علوم، نياز به آن بيشتر احساس مىشود. البتّه، سه قسم ديگر تقليد منطقى و مورد پذيرش اسلام نيست. و تقليد در احكام از قسم اوّل است.[1]
با عنايت به اين مقدّمه، به برخى از احكام تقليد توجّه فرمائيد:
مسأله 11-يكى از شرايط مرجع تقليد اين است كه مرد باشد؛ بنابراين، زنان نمىتوانند مرجع تقليد ديگران، حتّى زنان، باشند.
سؤال 12-چرا زنان نمىتوانند در مسائل مختلف، بويژه در مسائل مخصوص به خانمها، مانند خونهاى سهگانه، مرجع تقليد باشند؟ آيا بهتر نيست زنان از خانمى كه در اين راه زحمت فراوان كشيده، و صاحب نظر شده تقليد كنند؟
جواب:جايز نيست، زيرا كمتر اتّفاق مىافتد كه آنها بر فقهاى بزرگ مرد در مسائل شرعى پيشى گيرند.
سؤال 13-آيا زنان مىتوانند علوم اسلامى را تحصيل نموده، و به مقام رفيع و بلند اجتهاد، كه به تعبير بعضى از فقهاى بزرگ از جنگ و جهاد سختتر است، برسند؟
جواب:مانعى ندارد، و ممكن است به مقام اجتهاد برسند.
سؤال 14اگر خانمى به مقام اجتهاد برسد، آيا تقليد بر او نيز حرام است؟
جواب:در اين مسأله فرقى ميان مرد و زن نيست.
سؤال 15-دخترى هستم كه تازه به سنّ تكليف رسيدهام، اخيراً در دبستان برايمان مراسم جشن تكليف گرفتند. معلّم ما در مورد تقليد، يكى از مراجع معظّم تقليد را نام برد، و همه بچّههاى كلاس مقلّد او شدند. آيا تقليد ما صحيح است؟ يا بايد تحقيق مىكرديم، و
[1]. برگرفته شده از پيام قرآن، جلد اوّل، صفحه 346.
سپس يكى از مراجع را انتخاب مىنموديم؟
جواب:اگر گفته معلّم براى شما اطمينانبخش بوده كافى است، و اگر نبوده تحقيق كنيد.
سؤال 16-سؤالى برايم پيش آمده، كه فكر مىكنم مشكل بسيارى از خانمها باشد، و آن بدين شرح است: چندى پيش مرجع تقليدم به رحمت خدا رفت، در فكر انتخاب مرجع تقليد جديد فرو رفتم، شوهرم رساله يكى از مراجع جديد را تهيّه و به منزل آورد، و من هم طبق همان رساله عمل كردم. آيا انتخاب مرجع تقليد به اين شكل صحيح است؟
جواب:در صورتى كه از تحقيق شوهرتان براى شما اطمينان حاصل شده، كافى است، در غير اين صورت بايد تحقيق كنيد.
سؤال 17-برخى از خانمهاى جلسهاى، در جلسات زنانه، به شرح و تبيين احكام مىپردازند، كه البتّه اين كار لازمى است، ولى علىرغم اين كه خانمهاى حاضر در جلسه، مقلّد مراجع مختلف هستند، آن خانم فقط فتواى يكى از مراجع محترم را بيان مىكند، بدون اين كه نام آن مرجع تقليد را ببرد. اگر كسانى كه مقلّد آن مرجع تقليد نيستند، بدون توجّه به آن فتوا عمل كنند، آيا مسئوليّتى متوجّه گوينده مىباشد؟ راه جبرانش چگونه است؟
جواب:در چنين جلساتى، كه مقلّدين مراجع مختلف وجود دارند، لازم است فتاواى مراجع معروف را، اگر با هم تفاوتى دارد، تبيين كند؛ در غير اين صورت مسئوليّت دارد.
سؤال 18-چنانچه طبق فتواى مرجع تقليد شوهرم كارى واجب باشد (مثلا پوشانيدن زينتهاى دستها تا مچ و گردى صورت) ولى مرجع من آن را واجب نداند، وظيفه من چيست؟
جواب:شما بايد مطابق فتواى مرجع تقليدتان عمل كنيد؛ ولى بهتر است در مسائل خانوادگى طرفين توافق نمايند.
سؤال 19-آيا زن بايد از مرجع تقليد شوهر خود تقليد كند، يا در تقليد آزاد است؟
جواب:هر كس در تقليدش آزاد است؛ بايد تحقيق كند و مطابق آن عمل نمايد.
سؤال 20-آيا مىتوان به احكامى كه توسّط خانم جلسهايها بيان مىشود، عمل كرد؟
جواب:هرگاه افراد آگاهى باشند، و رعايت احتياط را در نقل مسائل بنمايند، مانعى ندارد.
3- احكام طهارت و نجاست
مقدّمه:
اسلام دين پاك و پاكيزهاى است، و پاكيزگى را دوست دارد، و به آن سفارش مىنمايد، و بر اساس آن احكام و قوانينش را تنظيم مىكند. نظافت و پاكيزگى در اين دين مقدّس، آن قدر ارزشمند و مهم است كه در برخى روايات، به عنوان بخشى از ايمان از آن ياد شده است[1]؛ يعنى مسلمانى كه طهارت و نجاست و نظافت را رعايت نمىكند ايمانش كامل نيست.
اين دين پاك و مبرّى از هرگونه تحريف و پيرايه، هم دستوراتى در زمينه نظافت فردى دارد، و هم سفارش به نظافت اجتماعى مىكند. عمل كردن به اين دستورات، مخصوصاً در عصر و زمان ما، لازم و ضرورى است.
احكامى كه در اين فصل مطرح مىشود، بخشى از مسائلى است كه اين دين پاك آسمانى، در اين زمينه مطرح كرده است. اميد است كه بدان توجّه، و سپس عمل كنيم.
تذكّر:لازم به ذكر است كه مردان و زنان در بسيارى از احكام طهارت و نجاست مشتركند، و تنها قسمت كمى از احكام اين باب مختصّ بانوان است. در اينجا تنها به احكام اختصاصى بانوان در مسأله طهارت و نجاست مىپردازيم.[2]
[1]. بحار الأنوار، ج 59، صفحه 291.
[2]. اين تذكّر در ابواب و فصول ديگر نيز جارى است.
سؤال 21-در يكى از جلسات روضه زنانه، خانم گوينده مىگفت: شستشوى لباس در دو وقت، كار خوبى نيست:
نخست به هنگام شب؛ زيرا موقع استراحت آب است،
و ديگر روزهاى جمعه؛ بخاطر اين كه آب مهريّه حضرت زهرا (عليها السلام) است؛ مگر اين كه لباس سيّدى را به همراه لباسهايتان بشوئيد!
آيا اين سخنان صحيح است؟ در صورت عدم صحّت، لطفاً چنين گويندگانى را نصيحت كنيد.
جواب:اين سخنان صحيح نيست، و لازم است اين خواهران بدون تحقيق عهدهدار بيان مسائل نشوند، كه مسئوليّت آن سنگين است.
استبراء
مسأله 22-براى زنان استبراء نيست، بنابراين هرگاه رطوبت مشكوكى از آنها خارج شود، پاك است؛ وضو و غسل هم ندارد.
مسأله 23-غير از «بول» و «منى» رطوبتهاى ديگرى كه از انسان خارج مىشود چند قسم است:
اوّل) آبى كه گاه بعد از بول بيرون مىآيد، و كمى سفيد و چسبنده است، و به آن «ودى» مىگويند.
دوم) آبى كه هنگام ملاعبه و بازى كردن با همسر بيرون مىآيد، و به آن «مذى» مىگويند، و اين موضوع در مورد بانوان هم جارى است.
سوم) آبى كه گاه بعد از منى بيرون مىآيد، و به آن «وذى» مىگويند.
همه اين آبها در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است و وضوء و غسل را هم باطل نمىكند.
سؤال 24-معمولا هنگام شستن لباسهاى زير، لكّههاى سفيد لزجى بر روى آن مشاهده مىكنم، و فكر مىكنم كه غالب زنان به چنين مسألهاى مبتلا هستند، آيا اين لكّهها پاك است؟