دهد، شوهرش بر او حرام نمىشود؛ ولى بهتر است اين كار را نكند:
1. برادر و خواهر خودش.
2. عمو، عمّه، دايى و خاله خودش.
3. عموزاده و دايى زاده خودش.
4. برادرزاده خودش.
5. برادر شوهر، يا خواهر شوهر خودش.
6. خواهر زاده خود، يا خواهرزاده شوهرش.
7. عمو، عمّه، دايى و خاله شوهرش.
8. نوه زن ديگر شوهرش.
آداب شير دادن
مسأله 787-هيچ كس براى شير دادن فرزند بهتر از مادر و سزاوارتر از او نيست. و بهتر است در برابر شير دادن مزدى از شوهر خود نگيرد، ولى حق دارد بگيرد. و اگر مادر بخواهد بيشتر از دايه مزد بگيرد، شوهر مىتواند بچّه را از او گرفته و به دايه دهد.
مسأله 788-در روايات آمده است: «بايد دايهاى براى طفل انتخاب شود كه داراى عقل و ايمان و عفّت و صورت نيكو باشد، و از گرفتن دايه كم عقل، يا غير مؤمنه، يا بد صورت و كج خلق، يا زنازاده خوددارى شود. و همچنين از انتخاب دايهاى كه بچّه او از زنا به دنيا آمده و شيرش شير زنازاده است پرهيز شود».[1]
مسائل متفرّقه شير دادن
مسأله 789-خوب است زنها هر بچّهاى را شير ندهند، زيرا ممكن است فراموش كنند به چه كسانى شير دادهاند و بعداً دو نفر محرم با يكديگر ازدواج كنند، مخصوصاً در اين
[1]. علاقهمندان به مشروح روايات فوق، مىتوانند آنها را در كتاب ميزان الحكمه، باب 1512 و 1513 مطالعه فرمايند.
ايّام، كه با وجود امكان استفاده از شير خشك و امثال آن، كمتر ضرورتى براى شير دادن به بچّههاى ديگران وجود دارد.
مسأله 790-كسانى كه به واسطه شير خوردن با يكديگر خويشاوند مىشوند مستحبّ است يكديگر را احترام كنند، ولى حقوق خويشاوندى ندارند، و از يكديگر ارث نمىبرند.
مسأله 791-مستحبّ است، در صورت امكان، بچّه را دو سال تمام شير بدهند؛ ولى بيش از دو سال حرام نمىباشد.
مسأله 792-زن مىتواند بدون اجازه شوهر هر بچّهاى را شير دهد، به شرط آن كه حقّ شوهر از بين نرود؛ ولى جايز نيست بچّهاى را شير دهد كه به واسطه شير دادن آن بچّه، نسبت به شوهر خود حرام شود.
مسأله 793-هرگاه مردى بخواهد زن برادرش به او محرم شود مىتواند دختر شيرخوارى را با اجازه ولىّ او به عقد موقّت خود درآورد، و در همان حال زن برادرش آن دختر را شير كامل دهد، و بنابر احتياط واجب بايد مدّت عقد موقّت بقدرى باشد كه دختر به حدّ قابليّت بهرهگيرى جنسى برسد، و چنين عقدى موافق مصلحت دختر نيز باشد.
مسأله 794-شير دادنى كه سبب محرم شدن است، با دو چيز ثابت مىشود:
اوّل:خبر دادن عدّهاى كه انسان از گفته آنها يقين پيدا كند.
دوم:شهادت دو مرد عادل، يا چهار زن عادل، بلكه احتياط واجب آن است كه به شهادت يك مرد با يك زن هم اكتفا كند؛ ولى شاهدها بايد شرايط شير دادن را هم بگويند، مثلا بگويند: «ما ديدهايم كه فلان بچّه پانزده بار از پستان فلان زن شير كامل- طبق شرايطى كه در مسأله 780 گفته شد- خورده است». و اگر بدانيم همه آنها شرايط را مىدانند و در آن توافق دارند، شرح دادن آن لازم نيست.
مسأله 795-هرگاه ندانند كودك به مقدارى كه سبب محرم شدن است شير خورده، يا نه؟ محرم بودن ثابت نمىشود، و بايد يقين حاصل شود.
سؤال 796-زن و شوهرى به مسافرت رفته، و فرزند شيرخوار خود را به مادر آن زن سپردهاند. و او از شير خود يك ماه تمام به آن بچّه شير داده است. با توجّه به اين كه تمام
شرايط نشر حرمت حاصل شده، طبق فتاواى موجود، دامادش بر دخترش نامحرم است، و بايد از يكديگر جدا شوند. لطفاً بفرماييد:
اوّلا) اگر مادر زن به طور كلّى نسبت به اين حكم جاهل بوده، چه صورتى دارد؟
ثانياً) در فرض ايجاد حرمت، اگر دختر با شوهرش همبستر شود و فرزندى منعقد گردد، چه حكمى دارد؟
جواب:طبق فتواى اخير ما اين زن به شوهرش حرام نمىشود؛ هر چند خالى از كراهت نيست.
سؤال 797-اگر زن و شوهرى، كودكى را كه سنّ او كمتر از دو سال است به فرزندخواندگى بپذيرند، و زن با كمك و مشاركت شوهر، و با استفاده از روش خاصّى، پستان خود را شيردار سازد، و كودك را با چنين شيرى بطور مستقيم (از پستان) در حدّ نصاب تعيين شده (15 مرتبه كامل، يا به دفعات در طىّ يك شبانهروز به صورت تغذيه انحصارى) شير دهد، لطفاً بفرماييد:
1- آيا به اين طريق رابطه خويشاوندى رضاعى ميان كودك و زوجين مورد اشاره محقّق مىگردد؟
2- در صورتى كه پاسخ سؤال اوّل منفى باشد، آيا رابطه مادر و فرزند رضاعى به صورت انحصارى ميان مرضعه و مرتضع برقرار مىشود؟
جواب:حكم رضاع در اين مورد جارى نيست، و اين مسأله از مسائلى است كه در ميان فقها كاملا مشهور است، و مدارك معتبرى دارد كه شير بدون ولادت، تأثيرى در تحريم ندارد.
سؤال 798-شخصى از خانمى، طبق شرايطى كه در رسالههاى عمليّه بيان شده، شير خورده است. اين زن پس از فوت همسرش، شوهر ديگرى انتخاب نموده، و از هر دو شوهر داراى فرزندانى است. لطفاً در اين مورد به دو سؤال زير پاسخ فرماييد:
الف) آيا فرزندانى كه اين خانم از هر دو شوهر دارد بر آن شخص محرم هستند؟
جواب:آرى محرمند.
ب) آيا فرزندانى كه از شوهر دوّم دارد، مىتوانند با فرزندان اين شخص كه از خانم مذكور شير خورده، ازدواج نمايند؟
جواب:نمىتوانند ازدواج كنند.
سؤال 799-دختر بچه شيرخوارى، شير خاله خود را مىنوشد؛ ولى نه به اندازهاى كه باعث حرمت شود. آيا پسر اين خاله مىتواند با آن دختر ازدواج كند؟
جواب:اگر به اندازهاى كه باعث تحريم مىشود، نخورده است، ازدواج آنان مانعى ندارد.
19- احكام طلاق
مقدّمه:
طلاق بايد به عنوان آخرين راه چاره، و در بن بستهايى كه هيچ راه حلّ ديگرى براى ادامه زندگى مشترك وجود ندارد، مورد استفاده قرار گيرد.
اسلام، نه مانند بعضى از اديان تحريف شده طلاق را كاملا ممنوع كرده، و نه همانند برخى ديگر از ملّتها آن را بصورت بىقيد و شرط اجازه داده است؛ بلكه از آن به عنوان يك حلال مبغوض، كه تنها در زمان ناچارى استفاده مىشود، ياد كرده است؛ همانند استفاده از گوشت مردار براى كسى كه هيچ غذايى براى نجات خويشتن ندارد. بنابراين، مسلمانان نبايد براحتى بسراغ طلاق بروند. با توجّه به اين مقدّمه كوتاه، به بخشى از احكام طلاق مىپردازيم:
شرايط طلاق
مسأله 800-زن بايد هنگام طلاق از خون حيض و نفاس پاك باشد، و نيز شوهرش در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد. و اگر در حال حيض و نفاس كه پيش از اين پاك بوده، با او نزديكى نموده باشد بنابر احتياط، طلاق كافى نيست؛ بلكه بايد دوباره عادت شود و پاك گردد.
سؤال 801-اين كه طلاق بايد در طُهر واقع شود، آيا بايد زن غسل هم كرده باشد، يا پاك شدن از حيض كافى است؟
جواب:غسل لازم نيست.
مسأله 802-طلاق دادن در حال حيض، يا نفاس، در سه صورت صحيح است:
الف) شوهر بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد.
ب) زن باردار باشد.
ج) زن غايب باشد و مرد نتواند، يا برايش مشكل باشد، كه پاك بودن زن را بفهمد.
مسأله 803-هرگاه مرد بخواهد زنى كه به واسطه بيمارى يا غير آن عادت ماهانه نمىبيند را طلاق دهد بايد از زمانى كه با او نزديكى كرده، تا سه ماه از نزديكى خوددارى كند و بعد او را طلاق دهد.
مسأله 804-شرائط فوق، مخصوص عقد دائم است و در عقد موقّت نيست، بلكه هر زمان مدّت آن تمام شود، يا مرد باقيمانده مدّت را ببخشد، زن از قيد همسرى رها مىشود.
طلاق بائن و رجعى
مسأله 805-طلاق بر دو قسم است: «طلاق بائن» و «طلاق رجعى».
طلاق بائن آن است كه مرد در آن حقّ رجوع به همسر خود ندارد، و اين نوع طلاق بر پنج قسم است:
1- طلاق زنى كه نُه سالش تمام نشده است.
2- طلاق زن يائسه، يعنى زنى كه بيش از پنجاه سال دارد.
3- طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد، با او نزديكى نكرده باشد.
4- طلاق سوم زنى كه او را سه بار طلاق دادهاند.
5- طلاق خلع و مبارات كه شرح آن خواهد آمد.
و غير اينها را طلاق رجعى گويند، كه تا وقتى زن در عدّه است مرد مىتواند به او رجوع كند.
مسأله 806-هرگاه مرد همسرش را طلاق رجعى دهد بر زن حرام است كه براى كارهاى غير لازم از آن خانهاى كه موقع طلاق در آن ساكن بوده بيرون رود.
سؤال 807-زوجهاى در طلاق خلعى، مهريّه خويش را به زوج مىبخشد و پس از طلاق در ايّام عدّه به بذل خود رجوع مىكند، در اين صورت زوج حق رجوع به زوجيّت دارد، امّا اگر زوج به زوجه رجوع نكرد، آيا مهريّه متعلّق به زوجه است؟ حكم ساير احكام طلاق رجعى، از قبيل نفقه زوجه و توارث و غيره، چيست؟
جواب:با رجوع زوجه به بذل در ايّام عدّه، طلاق رجعى مىشود و احكام آن را دارد، و مهر را بايد به او بدهد.
سؤال 808-آيا زن در زمان عدّه طلاق رجعى، به جزء مسأله تمكين، تمام احكام زوجه را دارد؟ يعنى حقّ نفقه، لباس، منزل، مهريّه دارد و بايد از شوهر اطاعت كند و از منزل خارج نشود؟
جواب:آرى تمام احكام و حقوق زوجيّت، كه در بالا ذكر شد، را دارد.
طلاق خُلع و مبارات
مسأله 809-زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند، و بيم آن مىرود كه ادامه همسرى آنها باعث گناه شود، مىتواند مهر خود، يا مال ديگرى به او ببخشد كه طلاقش دهد، اين را «طلاق خُلع» گويند.
سؤال 810-شوهرم موافقت كرد كه مبلغى را بصورت اقساط به او بپردازم تا مرا طلاق خلع دهد، پس از انجام طلاق مذكور، در حالى كه اقساط را مىپرداختم، از طريق دادگاه اقدام به گرفتن دختر دوسالهام كردم. شوهرم بخاطر اين مسأله مىگويد: «چون تمام مبلغ را تا كنون ندادهاى مطلّقه نيستى، و طلاق به هم خورده است». آيا اين سخن صحيح است؟
جواب:طلاق خُلع واقع شده و مرد نمىتواند برگردد؛ مگر اين كه زن برگردد.
سؤال 811-اين جانب با بذل مهريّه از همسرم طلاق خلعى گرفتم، سپس در زمان عدّه كتباً رجوع به بذل را به دفتردار محضر اعلام كردم. اكنون متوجّه شدهام كه دفتردار، رجوع
به بذل را به علّت فراموشى ثبت ننموده است، حكم رجوع و بذل چيست؟
جواب:چنانچه در عدّه رجوع به بذل خود كردهايد، و به شوهر اطّلاع دادهايد، حق داريد بذل خود را بازپس بگيريد. و اگر خبر ندادهايد و عدّه گذشته، كافى نيست. و هرگاه دفتردار متكفّل اين كار شده و كوتاهى كرده، ضامن مىباشد.
سؤال 812-طبق توافق زوجين، قرار شد زوجه علاوه بر مهريّه مبلغى نيز جهت طلاق خلع به شوهر بپردازد، ولى زوجه پس از اجراى طلاق از دادن مال مذكور امتناع ميورزد، زوج به مجرّد امتناع زوجه از بذل مال، رجوع خويش را به اطّلاع زن مىرساند، آيا در اين فرض طلاق به هم مىخورد؟
جواب:هرگاه عدم پرداخت به عنوان رجوع به بذل باشد زوج حق دارد رجوع كند. و امّا اگر صرفاً تعلّلى در پرداخت بوده باشد، زوج حقّ رجوع ندارد، و ازدواج زن پس از عدّه جايز است، و زوج مىتواند طلب خود را از زوجه بگيرد.
سؤال 813-زوجه در طلاق خلع، كه قبل از دخول صورت گرفته، تمام مهر خود را به زوج بذل نموده است، آيا زوجه حق دارد نصف مهر را بعد از طلاق مطالبه كند؟
جواب:حق ندارد.
سؤال 814-خانمى كه طلاق خلع داده شده، بدون رجوع به بذل، با رجوع شوهرش موافقت كرده، و مدّت زيادى عمل زناشوئى انجام دادهاند. لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا عمل آنها صحيح است؟
جواب:تا زن رجوع به بذل نكند زوج حقّ رجوع ندارد؛ ولى مىتواند با توافق طرفين عقد جديد بنمايد.
ب) اعمال زناشوئى آنها در اين مدّت چه حكمى داشته است؟ آيا اين كار رجوع قهرى محسوب نمىشود؟
جواب:چون جاهل به مسأله بودهاند زنا نيست، بلكه وطى به شُبهه است و رجوع قهرى محسوب نمىشود؛ ولى از اين به بعد اگر بدون عقد جديد با هم آميزش كنند زنا محسوب مىشود.