19- احكام طلاق
مقدّمه:
طلاق بايد به عنوان آخرين راه چاره، و در بن بستهايى كه هيچ راه حلّ ديگرى براى ادامه زندگى مشترك وجود ندارد، مورد استفاده قرار گيرد.
اسلام، نه مانند بعضى از اديان تحريف شده طلاق را كاملا ممنوع كرده، و نه همانند برخى ديگر از ملّتها آن را بصورت بىقيد و شرط اجازه داده است؛ بلكه از آن به عنوان يك حلال مبغوض، كه تنها در زمان ناچارى استفاده مىشود، ياد كرده است؛ همانند استفاده از گوشت مردار براى كسى كه هيچ غذايى براى نجات خويشتن ندارد. بنابراين، مسلمانان نبايد براحتى بسراغ طلاق بروند. با توجّه به اين مقدّمه كوتاه، به بخشى از احكام طلاق مىپردازيم:
شرايط طلاق
مسأله 800-زن بايد هنگام طلاق از خون حيض و نفاس پاك باشد، و نيز شوهرش در آن پاكى با او نزديكى نكرده باشد. و اگر در حال حيض و نفاس كه پيش از اين پاك بوده، با او نزديكى نموده باشد بنابر احتياط، طلاق كافى نيست؛ بلكه بايد دوباره عادت شود و پاك گردد.
سؤال 801-اين كه طلاق بايد در طُهر واقع شود، آيا بايد زن غسل هم كرده باشد، يا پاك شدن از حيض كافى است؟
جواب:غسل لازم نيست.
مسأله 802-طلاق دادن در حال حيض، يا نفاس، در سه صورت صحيح است:
الف) شوهر بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد.
ب) زن باردار باشد.
ج) زن غايب باشد و مرد نتواند، يا برايش مشكل باشد، كه پاك بودن زن را بفهمد.
مسأله 803-هرگاه مرد بخواهد زنى كه به واسطه بيمارى يا غير آن عادت ماهانه نمىبيند را طلاق دهد بايد از زمانى كه با او نزديكى كرده، تا سه ماه از نزديكى خوددارى كند و بعد او را طلاق دهد.
مسأله 804-شرائط فوق، مخصوص عقد دائم است و در عقد موقّت نيست، بلكه هر زمان مدّت آن تمام شود، يا مرد باقيمانده مدّت را ببخشد، زن از قيد همسرى رها مىشود.
طلاق بائن و رجعى
مسأله 805-طلاق بر دو قسم است: «طلاق بائن» و «طلاق رجعى».
طلاق بائن آن است كه مرد در آن حقّ رجوع به همسر خود ندارد، و اين نوع طلاق بر پنج قسم است:
1- طلاق زنى كه نُه سالش تمام نشده است.
2- طلاق زن يائسه، يعنى زنى كه بيش از پنجاه سال دارد.
3- طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد، با او نزديكى نكرده باشد.
4- طلاق سوم زنى كه او را سه بار طلاق دادهاند.
5- طلاق خلع و مبارات كه شرح آن خواهد آمد.
و غير اينها را طلاق رجعى گويند، كه تا وقتى زن در عدّه است مرد مىتواند به او رجوع كند.
مسأله 806-هرگاه مرد همسرش را طلاق رجعى دهد بر زن حرام است كه براى كارهاى غير لازم از آن خانهاى كه موقع طلاق در آن ساكن بوده بيرون رود.
سؤال 807-زوجهاى در طلاق خلعى، مهريّه خويش را به زوج مىبخشد و پس از طلاق در ايّام عدّه به بذل خود رجوع مىكند، در اين صورت زوج حق رجوع به زوجيّت دارد، امّا اگر زوج به زوجه رجوع نكرد، آيا مهريّه متعلّق به زوجه است؟ حكم ساير احكام طلاق رجعى، از قبيل نفقه زوجه و توارث و غيره، چيست؟
جواب:با رجوع زوجه به بذل در ايّام عدّه، طلاق رجعى مىشود و احكام آن را دارد، و مهر را بايد به او بدهد.
سؤال 808-آيا زن در زمان عدّه طلاق رجعى، به جزء مسأله تمكين، تمام احكام زوجه را دارد؟ يعنى حقّ نفقه، لباس، منزل، مهريّه دارد و بايد از شوهر اطاعت كند و از منزل خارج نشود؟
جواب:آرى تمام احكام و حقوق زوجيّت، كه در بالا ذكر شد، را دارد.
طلاق خُلع و مبارات
مسأله 809-زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند، و بيم آن مىرود كه ادامه همسرى آنها باعث گناه شود، مىتواند مهر خود، يا مال ديگرى به او ببخشد كه طلاقش دهد، اين را «طلاق خُلع» گويند.
سؤال 810-شوهرم موافقت كرد كه مبلغى را بصورت اقساط به او بپردازم تا مرا طلاق خلع دهد، پس از انجام طلاق مذكور، در حالى كه اقساط را مىپرداختم، از طريق دادگاه اقدام به گرفتن دختر دوسالهام كردم. شوهرم بخاطر اين مسأله مىگويد: «چون تمام مبلغ را تا كنون ندادهاى مطلّقه نيستى، و طلاق به هم خورده است». آيا اين سخن صحيح است؟
جواب:طلاق خُلع واقع شده و مرد نمىتواند برگردد؛ مگر اين كه زن برگردد.
سؤال 811-اين جانب با بذل مهريّه از همسرم طلاق خلعى گرفتم، سپس در زمان عدّه كتباً رجوع به بذل را به دفتردار محضر اعلام كردم. اكنون متوجّه شدهام كه دفتردار، رجوع
به بذل را به علّت فراموشى ثبت ننموده است، حكم رجوع و بذل چيست؟
جواب:چنانچه در عدّه رجوع به بذل خود كردهايد، و به شوهر اطّلاع دادهايد، حق داريد بذل خود را بازپس بگيريد. و اگر خبر ندادهايد و عدّه گذشته، كافى نيست. و هرگاه دفتردار متكفّل اين كار شده و كوتاهى كرده، ضامن مىباشد.
سؤال 812-طبق توافق زوجين، قرار شد زوجه علاوه بر مهريّه مبلغى نيز جهت طلاق خلع به شوهر بپردازد، ولى زوجه پس از اجراى طلاق از دادن مال مذكور امتناع ميورزد، زوج به مجرّد امتناع زوجه از بذل مال، رجوع خويش را به اطّلاع زن مىرساند، آيا در اين فرض طلاق به هم مىخورد؟
جواب:هرگاه عدم پرداخت به عنوان رجوع به بذل باشد زوج حق دارد رجوع كند. و امّا اگر صرفاً تعلّلى در پرداخت بوده باشد، زوج حقّ رجوع ندارد، و ازدواج زن پس از عدّه جايز است، و زوج مىتواند طلب خود را از زوجه بگيرد.
سؤال 813-زوجه در طلاق خلع، كه قبل از دخول صورت گرفته، تمام مهر خود را به زوج بذل نموده است، آيا زوجه حق دارد نصف مهر را بعد از طلاق مطالبه كند؟
جواب:حق ندارد.
سؤال 814-خانمى كه طلاق خلع داده شده، بدون رجوع به بذل، با رجوع شوهرش موافقت كرده، و مدّت زيادى عمل زناشوئى انجام دادهاند. لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا عمل آنها صحيح است؟
جواب:تا زن رجوع به بذل نكند زوج حقّ رجوع ندارد؛ ولى مىتواند با توافق طرفين عقد جديد بنمايد.
ب) اعمال زناشوئى آنها در اين مدّت چه حكمى داشته است؟ آيا اين كار رجوع قهرى محسوب نمىشود؟
جواب:چون جاهل به مسأله بودهاند زنا نيست، بلكه وطى به شُبهه است و رجوع قهرى محسوب نمىشود؛ ولى از اين به بعد اگر بدون عقد جديد با هم آميزش كنند زنا محسوب مىشود.
سؤال 815-آيا بذلى كه در طلاق خلع از سوى زوجه انجام مىشود، نوعى هبه است؟ يا از لحاظ فقهى عنوان ديگرى دارد؟
جواب:بذل زوجه نوعى هبه معوّضه است، ولى احكام مخصوص به خود را دارد.
سؤال 816-طلاقى كه به درخواست زوجه و بدون موافقت زوج واقع مىشود، چه نوع طلاقى است؟ آيا قاضى دادگاه مىتواند بدون رضايت زوج بذل را قبول كند، و رأى به طلاق خلع بدهد؟
جواب:در مواردى كه دادگاه به خاطر تخلّفاتى از سوى زوج حقّ طلاق دارد، و بازگشت و رجوع سبب تجديد مشكل مىشود، مىتواند طلاق خلع دهد و بذل را از طرف شوهر بپذيرد.
مسأله 817-هرگاه زن و شوهر يكديگر را نخواهند، و زن مهر خود يا مال ديگرى به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد، آن را طلاق مبارات گويند.
مسأله 818-زن مىتواند در بين عدّه طلاق خلع يا مبارات از بخشش خود برگردد، و اگر بر گردد شوهر مىتواند رجوع كند، و بدون عقد دوباره او را همسر خود قرار دهد.
مسأله 819-مالى كه شوهر براى طلاق مبارات مىگيرد نبايد بيشتر از مهر باشد، بلكه احتياط واجب آن است كه كمتر باشد؛ ولى در طلاق خلع هر مقدار باشد اشكالى ندارد.
عدّه طلاق
مسأله 820-زنى كه از شوهرش طلاق گرفته بايد عدّه نگه دارد؛ مگر اين كه شوهر اصلا با او نزديكى نكرده باشد، يا قبل از نُه سالگى طلاقش دهد، يا زن يائسه باشد، يعنى پنجاه سال قمرى از عمر او گذشته باشد؛ زن در اين سه صورت بعد از طلاق مىتواند بلافاصله شوهر كند.
سؤال 821-هرگاه زنى به خاطر شير دادن بچّه، عادت ماهانه نبيند، تكليف او براى طلاق چيست؟
جواب:بعد از آخرين نزديكى سه ماه صبر مىكند، سپس صيغه طلاق جارى مىشود، و پس از آن عدّه سه ماه نگه مىدارد.
سؤال 822-اگر شخصى زنى را براى خود عقد دائم يا موقّت نمايد، و تمام تمتّعات (غير از دخول) را ببرد، و بعداً او را طلاق بدهد، يا مدّتش تمام شود، يا مدّتش را ببخشد، آيا در اين صورت مىتواند بدون رعايت عدّه طلاق، خواهر يا دختر آن زن را عقد كند؟
جواب:چنين زنى عدّه ندارد، و ازدواج با خواهر يا دختر او بلامانع است.
سؤال 823-در صورتى كه زوج پس از عقد دخول نكرده باشد، ولى انزال صورت گرفته و نطفه به رحم زن منتقل شده باشد، و سپس طلاق واقع گردد. آيا زوجه بايد عدّه نگه دارد؟ حكم مسأله در صورت حامله شدن، و حامله نشدن زوجه چيست؟
جواب:آرى زوجه بايد عدّه نگه دارد.
سؤال 824-مردى، زن غير يائسهاى را به عقد موقّت خويش در مىآورد، و قبل از اتمام مدّت، باقيمانده مدّت را مىبخشد، و سپس او را به عقد دائم خويش در مىآورد، لطفاً بفرمائيد:
الف) آيا عدّه لازم است؟
جواب:عدّه لازم نيست؛ هر چند دخول حاصل شده باشد.
ب) در فرض بالا، چنانچه بعد از عقد دائم و قبل از دخول زن را طلاق دهد، آيا در اينجا عده لازم است؟ يا زن مىتواند بدون رعايت عدّه بلافاصله با مرد ديگرى ازدواج كند؟
جواب:چنانچه زن بخواهد با ديگرى ازدواج كند، بايد باقيمانده عدّه عقد موقّت را نگه دارد.
مسأله 825-مقدار عدّه در مورد زنانى كه عادت مىشوند احتياط آن است كه بقدرى صبر كنند كه دو بار حيض ببينند و پاك شوند، هنگامى كه حيض سوم را ديدند عدّه آنها تمام است.
سؤال 826-زن مطلّقهاى پس از طلاق، يك يا دو بار عادت ماهانه ديده و سپس يائسه شده است، آيا باقيمانده عدّه ساقط است؟
جواب:اگر يك بار عادت شده بايد دو ماه ديگر عدّه نگه دارد، و اگر دو بار عادت شده بايد يك ماه ديگر عدّه نگه دارد.
مسأله 827-زنى كه عادت ماهانه نمىبيند، اگر در سنّ زنانى باشد كه عادت مىبينند، چنانچه شوهرش بعد از نزديكى كردن او را طلاق دهد بايد بعد از طلاق سه ماه عدّه نگه دارد. و منظور از سه ماه آن است كه اگر اوّل ماه است سه ماه تمام هلالى، و اگر روز ديگرى از ماه است، مانند پنجم يا دهم، هنگامى كه پنجم يا دهم ماه چهارم شود عدّه او تمام است؛ مثلا اگر پنجم ماه رجب او را طلاق داده، پنجم ماه شوّال عدّه او تمام است.
سؤال 828-عدّه زنان بدون رحم (زنى كه رحمش را برداشتهاند)، چقدر است؟
جواب:زنانى كه رحم ندارند و طبعاً حائض نمىشوند و به سنّ يائسگى نرسيدهاند بايد سه ماه عدّه طلاق نگه دارند.
مسأله 829-پايان عدّه زن باردار، متولّد شدن فرزند يا ساقط شدن آن است، حتّى اگر يك ساعت بعد از طلاق بچّه به دنيا آيد عدّه او تمام مىشود، و مىتواند شوهر كند.
سؤال 830-زوجهاى- العياذ بالله- از زنا حامله شده، و طلاق داده شده است. آيا عدّه او وضع حمل است، يا عدّه غير حامله دارد؟ حكم مسأله در صورتى كه حاملگى از طريق وطى به شبهه باشد، چيست؟
جواب:در صورتى كه مسلّم باشد حمل از زناست، و احتمال الحاق به زوج شرعى نباشد، عدّهاى براى حمل نيست، تنها عدّه طلاق دارد. و وطى به شبهه عدّه دارد، و در صورت حمل، عدّه آن وضع حمل است.
مسأله 831-عدّه ازدواج موقّت بعد از تمام شدن مدّت، در صورتى كه عادت ماهانه مىبيند، به مقدار دو حيض كامل است، و اگر عادت نمىبيند چهل و پنج روز تمام است.
سؤال 832-اگر زنى به عقد موقّت مردى در آيد و مطمئن باشد كه از آميزش با او حامله نشده است (مثلا مرد خواجه باشد، يا زن رحم خود را خارج كرده باشد) آيا بايد پس از پايان مدّت عقد موقّت، عدّه نگه دارد؟
جواب:اگر دخول حاصل شده، عدّه لازم است.
مسأله 833-ابتداى شروع عدّه طلاق از موقعى است كه صيغه طلاق خوانده مىشود، خواه زن بداند يا نداند، حتّى اگر بعد از تمام شدن مدّت عدّه بفهمد او را طلاق دادهاند، لازم نيست دوباره عدّه نگه دارد.
سؤال 834-ابتداى عدّه وطى به شُبهه چه زمانى است؟
جواب:مبدأ عدّه وطى به شُبهه زمان حصول علم به وطى به شُبهه است.
سؤال 835-لطفاً به دو سؤال زير پيرامون عدّه پاسخ فرماييد:
الف) خانمى در عدّه طلاق يا وفات بوده، كه با او وطى به شبهه مىشود. آيا لازم است دو عدّه نگه دارد، يا تكميل همان عدّه اوّل كافى است؟ و اگر دو عدّه لازم باشد، عدّه دوم (وطى به شبهه) از چه زمانى آغاز مىشود؟
جواب:احتياط واجب آن است كه دو عدّه نگه دارد. و عدّه دوم پس از انقضاى عدّه اوّل شروع مىشود.
ب) در فرض فوق، اگر از زوج اوّل، يا از واطى به شبهه حامله شود، آيا عدّه حمل مقدّم بر عدّه ديگرى است؟
جواب:عدّه حمل مقدّم است، و بعد عدّه دوّم را آغاز مىكند.
سؤال 836-در صورتى كه زمان فهميدن اشتباه در وطى به شُبهه مدّتى پس از وطى باشد، آيا در اين صورت نيز نگاه داشتن عدّه لازم است؟
جواب:احتياط نگه داشتن عدّه است.
سؤال 837-زن مطلّقهاى پس از انقضاء عدّه متعه مىشود، و پس از چندى با وساطت بزرگان فاميل قرار مىشود با شوهر اوّل ازدواج كند، جريان را به همسر دوم مىگويد، او بقيّه مدّت عقد موقّت را مىبخشد، سپس زن را به عقد دائم خويش در مىآورد، و قبل از دخول او را طلاق مىدهد، و زن با اين استدلال كه طلاقِ قبل از دخول عدّه ندارد، بلافاصله به عقد شوهر اوّل در مىآيد. آيا اين كار صحيح است؟
جواب:عدّه عقد سابق با اين امور از بين نمىرود، و تا عدّه پايان نيابد ازدواج مجدّد او صحيح نمىباشد، و نمىتواند بدون عدّه به عقد كسى در آيد.
سؤال 838-دوشيزهاى براى جوانى در نظر گرفته، و جهت حفظ جهات شرعى عقدشان خوانده مىشود، و آنها گاه از پشت آميزش مىكردند. متأسّفانه پس از مدّتى از هم جدا مىشوند، دختر بر اثر جهل به مسأله، بدون رعايت عدّه به عقد دائم شخص ديگرى