وكالت در طلاق داشته باشد، آيا در صورتى كه شوهر به خاطر ناسازگارى زن، همسر ديگرى اختيار كند، بازهم همسر اوّل وكيل در طلاق خواهد بود؟
جواب:ظاهر اين است كه اين شرط، از چنين صورتى منصرف است؛ زيرا هدف از اين شرط، اين بوده كه به همسر اوّل قناعت كند، حال اگر همسر اوّل با پشت پا زدن به زندگى زناشوئى، مرد را در بلاتكليفى گذاشته، جايى براى تأمين آن شرط باقى نمىماند، يعنى زن وكالت در طلاق نخواهد داشت.
سؤال 857-اين كه گفته مىشود: «زن با چادر سفيد به خانه شوهر مىآيد، و فقط بايد با كفن از خانه او برود». آيا سخن درستى است؟ و آيا زن در هيچ شرايطى نبايد به فكر طلاق باشد؟
جواب:منظور اين است كه زن و همچنين مرد حتّى الامكان به سراغ تقاضاى طلاق نروند؛ مگر اينكه ادامه زندگى آنها با هم واقعاً مشكلات مهمّى ايجاد كند.
سؤال 858-وظيفه زنى كه شوهرش مفقود شده چيست؟ نفقه او در اين مدّت از كجا تأمين مىشود؟
جواب:زنى كه شوهرش مفقود شده، چند حالت دارد:
الف) اگر صبر كند تا خبرى آيد مانعى ندارد و بايد نفقه او را از مال شوهرش داد.
ب) اگر انفاق كنندهاى از ولىّ يا غير او باشد بايد صبر كند؛ مگر اين كه عسر و حرج شديد و ضرر مهمّى حاصل شود، كه حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
ج) در غير اين دو صورت، به حاكم شرع رجوع نموده، و او به مدّت چهار سال از اطراف محلّ فقدان وى تحقيق مىكند. اگر خبرى نشد، نخست به ولىّ او پيشنهاد طلاق مىدهد، اگر او طلاق نداد خودش طلاق مىدهد، سپس عدّه وفات نگه مىدارد (هر چند كفايت عدّه طلاق رجعى نيز قوى است، امّا احتياط در صورت امكان ترك نشود) و بعد شوهر مىكند. اگر شوهر اوّل مادام كه در عدّه است مراجعه كرد اولى است، و اگر بعد از عدّه- حتى قبل از ازدواج مجدّد- شوهر اوّل بيايد طلاق نافذ است، و تنها با رضايت طرفين و عقد جديد امكان بازگشت خواهد بود.
سؤال 859-هرگاه مردى زندگى را بر همسرش سخت بگيرد، و حاضر به طلاق او هم نباشد، قاضى در چه صورت مىتواند اين زن را طلاق دهد؟
جواب:طلاق از سوى قاضى در صورتى جايز است كه عدم امكان سازش در حدّى باشد كه منجر به عسر شديد و حرج أكيد گردد، و زوج شخصاً حاضر به طلاق نباشد، و طلاق قاضى طلاق رجعى است، ولى اگر رجوع واقع شود و باز موضوع عدم سازش باقى باشد، مجدّداً طلاق مىدهد تا سومين مرتبه كه طلاق بائن شود.
سؤال 860-خانمى 21 سال پيش با مردى به صورت لفظى و غير معلوم، از نظر دائمى و موقّتى، ازدواج نموده است، آن مرد بعد از چهار سال زندگى و تولّد اوّلين فرزندشان، اين خانم و بچّه را رها كرده و مفقود شده، و جستجو نيز بىفايده بوده است، آيا اين خانم مىتواند مجدّداً ازدواج كند؟
جواب:بايد به حاكم شرع مراجعه كند، هرگاه مأيوس از اطّلاع بر احوال او مىباشد مىتواند او را طلاق دهد، تا بعد از چهار ماه و ده روز ازدواج كند، و احتياطاً حاكم شرع باقيمانده مدّت را (به فرض موقّت بودن عقد) نيز مىبخشد. و اگر احتمال پيدا شدن شوهر وجود دارد، حاكم شرع چهار سال براى جستجو تعيين مىكند، هرگاه اثرى پيدا نشد اقدام به طلاق مىكند.
سؤال 861-هرگاه زوج بدون عذر شرعى از دادن نفقه خوددارى كند، آيا طلاق زوجه جايز است؟
جواب:حاكم شرع بايد از مال زوج نفقه را بپردازد، و اگر ميسّر نشود به او تكليف طلاق كند، و اگر طلاق ندهد، شخصاً او را طلاق مىدهد.
سؤال 862-اگر زنى پس از طلاق از شوهر اوّل، با مرد ديگرى ازدواج كند، و به علّتى ازدواج دوم باطل باشد، آيا اين زن مىتواند پيش شوهر دوم بماند؟ چون اگر شوهر دوم آن زن را طلاق بدهد و از هم جدا شوند مايه آبروريزى آن مرد، يا آن زن، خواهد بود.
جواب:مىتواند بماند، امّا نامحرم است، و نبايد روابط زن و شوهرى ميان آن دو باشد.
سؤال 863-طلاق زنى كه همسرش معتاد، و مدّتى است كه مفقود الاثر شده، و محكوم به اعدام نيز مىباشد، چگونه است؟
جواب:چنانچه فرار كرده و اميد به بازگشت او نيست و زن در عسر و حرج شديد مىباشد و زندگى كردن با چنين مردى براى او مقدور نيست، حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد؛ ولى اگر مىتواند صبر كند و احتمال بازگشت و امكان زندگى با او وجود دارد، حكم او عدم طلاق است.
سؤال 864-زنى به علّت اين كه شوهرش وى را مجبور به عدم رعايت حجاب اسلامى مىكند، و گاه از او مىخواهد كه در جلوى ميهمانان نامحرم، بدون حجاب حاضر شود، يا در خارج منزل با آرايش و بدون حجاب كامل اسلامى بيرون رود، از دادگاه تقاضاى طلاق نموده است. آيا عسر و حرج زوجه در اين مورد قابل قبول است؟
جواب:اگر اين كار از طرف شوهر بصورت وسيع تكرار شود، و زوجه را در تنگناى شديد روحى قرار دهد، عسر و حرج ثابت است و حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد.
سؤال 865-لطفاً در مورد اجرت المثل زحمات زن در منزل شوهر به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1- اگر طلاق به درخواست زوجه باشد، آيا زن استحقاق دريافت حقّ الزّحمه كارهايى كه شرعاً بر عهده وى نبوده، و قصد تبرّع هم نداشته، دارد؟
2- در صورتى كه طلاق به درخواست زوجه نباشد چطور؟
جواب:زوجه در صورتى مىتواند اجرت كارهاى خود را مطالبه كند كه:
اوّلا: بگويد: «قصد تبرّع ندارم».
و ثانياً: اين كارها را شوهر از او بخواهد.
و در اين مسأله تفاوتى نمىكند كه طلاق به درخواست زوج باشد، يا زوجه.
سؤال 866-يكى از شروطى كه در عقدنامهها گنجانده شده اين است: «در صورت طلاق، زن مالك نصف اموال شوهر مىشود». آيا اين شرط صحيح است؟ و در صورت صحّت، آيا زن علاوه بر اين، مستحقّ دريافت حقّ الزّحمه كارهايى كه بدون قصد تبرّع در
خانه شوهر انجام داده و شرعاً بر عهده وى نبوده، نيز مىباشد؟
جواب:ظاهر اين شرط اين است كه جبران خدمات دوران ازدواج است؛ ولى چون شرط مزبور آميخته با ابهام فراوان است، شرعاً اشكال دارد.
مسأله 867-اگر زن در موقع عقد شرط كند كه هرگاه شوهرش مثلا مسافرت نمايد، يا معتاد به موادّ مخدّر گردد، يا خرجى او را ندهد، اختيار طلاق با او باشد اين شرط باطل است، ولى هرگاه شرط كند كه از طرف شوهرش وكيل باشد، كه هرگاه اين كارها را انجام دهد خود را مطلّقه كند، اين وكالت صحيح است، و در چنين صورتى حق دارد خود را طلاق دهد.
20- احكام ارث زنان
مقدّمه:
قانون ارث چون ريشه فطرى دارد، به أشكال گوناگون در ميان ملل گذشته ديده مىشود، كه جاى شرح آن در اين مختصر نيست. امّا آنچه توجّه به آن لازم است، اين كه: اسلام قانون فطرى و طبيعى ارث را از خرافاتى كه به آن آميخته شده بود پاك كرد، و تبعيضات ظالمانهاى را كه در ميان زن و مرد از يك سو، و بزرگسال و كودك، از سوى ديگر قائل بودند از بين برد.[1]قسمتى از احكام ارث بانوان به شرح زير است:
مسأله 868-هرگاه مردى از دنيا برود و فرزند نداشته باشد، يك چهارم اموالش را همسر دائمى او مىبرد، و بقيّه را ورثه ديگر. و چنانچه از آن زن، يا زن ديگر فرزند داشته باشد، يك هشتم به همسرش، و بقيّه به وارثان ديگر مىرسد.
سؤال 869-ارث زن و شوهر از همديگر، در صورتى كه وارث ديگرى نباشد، چگونه است؟
جواب:هرگاه زوج يا زوجه از دنيا برود و وارث ديگرى نباشد، اگر زوجه از دنيا برود تمام مال از آنِ زوج است، و اگر زوج از دنيا برود، يك چهارم مال از آنِ زوجه، و
[1]. شرح اين مطلب را در تفسير نمونه، جلد سوم، صفحه 286 به بعد، مطالعه فرمائيد.
بقيّه به امام (عليه السلام) تعلّق مىگيرد؛ و در زمان ما بايد به دست حاكم شرع برسانند. و اگر واقعاً آن زن نيازمند باشد، حاكم شرع مىتواند همه يا قسمتى از آن را به او بازگرداند.
سؤال 870-همسر اوّل شخصى به هنگام وضع حمل فوت مىكند، سپس فرزندش فوت مىنمايد، شوهر يك سال پس از فوت تنها فرزندش با دخترى ازدواج مىكند، و بيست سال با هم زندگى مىكنند، ولى صاحب فرزندى نمىشوند. اكنون شوهر فوت كرده است، ارث زن چگونه است؟
جواب:هرگاه شوهر در زمان مرگ هيچ فرزندى نداشته، يك چهارم اموال او (غير از زمين) به همسرش مىرسد، و بقيّه متعلّق به ورثه ديگر است.
مسأله 871-زن از تمام اموال منقول شوهر ارث مىبرد، ولى از زمين و قيمت آن ارث نمىبرد، خواه زمين خانه باشد يا باغ، يا زمين زراعتى و مانند آن. و نيز از خود هوايى ساختمان ارث نمىبرد، مثل بنا و درخت، امّا بايد هوايى را قيمت كنند و از قيمت آن، سهم ارث او را بدهند.
سؤال 872-آيا سرقفلى قابل فروش است؟ آيا زوجه از آن ارث مىبرد؟
جواب:سرقفلى زمين و مغازه حكم زمين را ندارد، و همسر از آن ارث مىبرد، و با موافقت مالك، يا متولّى موقوفه، قابل فروش است.
سؤال 873-آيا زن از آب قنات، يا چاه، ارث مىبرد؟
جواب:فقط از مقدار آبى كه در حال مرگ شوهر در قنات يا چاه موجود است ارث مىبرد.
سؤال 874-آيا زوجه از پولى كه عوض ديه خون شوهر گرفتهاند، ارث مىبرد؟
جواب:آرى از آن، مانند ساير اموال، ارث مىبرد.
سؤال 875-زنى در زمان حيات شوهر مهريّهاش را مطالبه نكرده است، آيا پس از فوت شوهر مىتواند مطالبه كند؟ در صورتى كه قابل مطالبه باشد، آيا در رديف ساير بدهكاريهاى ميّت است، يا مقدّم بر آنها مىباشد؟
جواب:مهريّه مانند ساير ديون است، و بايد از اصل تركه پرداخته شود.
مسأله 876-هرگاه زن بخواهد در چيزى كه از شوهر ارث نمىبرد (مانند زمين و بناى خانه) تصرّف كند بايد از ورثه ديگر اجازه بگيرد. همچنين ورثه ديگر تا سهم زن را از قيمت هوايى ندادهاند (مانند بناى خانه) نبايد بدون اجازه زن در آن تصرّف كنند. و چنانچه پيش از دادن سهم زن، آنها را بفروشند، در صورتى كه زن معامله را اجازه دهد صحيح، وگرنه نسبت به سهم او باطل است.
مسأله 877-اگر ميّت بيش از يك زن داشته باشد، در صورت نداشتن فرزند يك چهارم اموال او، و در صورت داشتن فرزند، يك هشتم آن، به شرحى كه در بالا گفته شد، بطور مساوى ميان زنان او تقسيم مىشود، خواه شوهر با آنها نزديكى كرده باشد يا نه؛ امّا اگر در مرضى كه به آن مرض از دنيا رفته زنى را عقد كرده، در صورتى از او ارث مىبرد كه با او نزديكى كرده باشد.
مسأله 878-هرگاه زن را، به ترتيبى كه در احكام طلاق گفته شد، طلاق رجعى دهد و در بين عدّه بميرد، شوهر از او ارث مىبرد. همچنين اگر شوهر در بين عدّه زن بميرد از او ارث مىبرد، ولى هرگاه يكى از آنان در عدّه طلاق بائن بميرد، ديگرى از او ارث نمىبرد.
مسأله 879-هرگاه شوهر در حال بيمارى، همسرش را طلاق دهد، و پيش از گذشتن يك سال (قمرى) از دنيا برود، زن با سه شرط از او ارث مىبرد:
اوّل: اين كه شوهر در همان مرض از دنيا برود.
دوم: اين كه زن بعد از طلاق و گذشتن عدّه شوهر نكند.
سوم: آن كه طلاق به رضايت زن نباشد؛ و اگر با رضايت او باشد، ارث بردنش مشكل است.
مسأله 880-لباس و زينت آلات و مانند آنها، كه مرد براى همسرش مىگيرد، مال همسر اوست؛ مگر اين كه ثابت شود قصد تمليك نكرده، بلكه جنبه عاريتى داشته است.
سؤال 881-آيا لباسهاى مختلف و زيور آلات و امثال آن، كه شوهر در حال حيات براى همسرش گرفته، متعلّق به زن است، يا مال شوهر مىباشد و بايد بين ورثه تقسيم شود؟
جواب:هرگاه عرف محل اين باشد كه لباسها و زيور آلات را به زن مىبخشند، مال
اوست. و اگر عرف محل اين است كه آنها به عنوان امانت در نزد او مىباشد، و فقط در زمان حيات شوهر حقّ تصرّف دارد، ميان همه ورثه تقسيم مىشود؛ ولى معمولا به زن تمليك مىشود.
سؤال 882-چرا اسلام سهم الارث مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است؟
جواب:دليل آن روشن است؛ زنان هنگامى كه شوهر مىكنند هزينهاى براى زندگى نمىپردازند، و تمام هزينه آنها در اسلام بر دوش مردان است.
به تعبير ديگر، مردان هم بايد هزينه زندگى خود را بپردازند و هم هزينه زندگى فرزندان و زنانشان را، و با اين حال طبيعى است كه سهم ارث آنها بيشتر باشد. ممكن است گفته شود بعضى از زنان شوهر نمىكنند، و بعضى از مردان زن نمىگيرند، درباره آنها چطور؟
پاسخ آن نيز با توجّه به يك نكته معلوم مىشود، و آن اين كه: قوانين الهى، (بلكه تمام قانونها) هماهنگ با نوع افراد جامعه است، و افراد استثنايى معيار قوانين نيستند.[1]
سؤال 883-مرحوم پدرم به علّت عدم آگاهى از مسائل شرعى دختران را از ارث محروم كرده است، حكم اين مسأله چيست؟
جواب:پدر نمىتواند هيچ يك از فرزندانش را از ارث محروم كند؛ و اموال او طبق قانون خدا ميان دختر و پسر تقسيم مىشود. فقط مىتواند وصيّت كند كه به مقدار ثلث اموالش يا كمتر، به هر كس مايل باشد، بپردازند.
[1]. شرح بيشتر را در تفسير نمونه، جلد سوم، صفحه 290، مطالعه فرمائيد.